تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۴۴۴۵

عزیز شاه‌محمدی
گروه بین‌الملل: یوشکا فیشر وزیر امور خارجه سابق آلمان که از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ هدایت سیاست خارجی آلمان را بر عهده داشت ، در مقاله ای با عنوان «اروپا منافع خود را به چنگ می آورد» دیدگاه خود را باب حمله اسرائیل به لبنان و تحولات خاورمیانه بیان می کند . فیشر در مقاله خود نکاتی را به عنوان تهدید منافع اروپایی مطرح می کند که دقیقا مورد تاکید نومحافظه کاران آمریکایی است و راهکارهایی هم که برای ۲۵ کشور اروپایی ترسیم می کند، هر گونه شک و شبهه درباره منظر تحلیلی وی را بر طرف می کند. گرچه فیشر در مقاله خود اشاره مستقیمی به توسل به زور در تامین منافع اروپا ندارد اما عمل به دیدگاه وی نیز به چیزی جز توسل به زور و حضور درازمدت نظامی اروپا و آمریکا در خاورمیانه نمی انجامد. فیشر در ابتدای مقاله خود جنگ در لبنان را آغازی برای تغییر در راهبرد «سیاست اروپا در قبال همسایگان » می داند و تاکید می کند که این سیاست که پیش از این بر همسایگان اروپا که مایل به پیوستن به اتحادیه اروپا هستند و کشورهای حوزه قفقاز تکیه داشت ، پس از جنگ لبنان به خاورمیانه معطوف شده است.
فیشر در ادامه می نویسد: جنگ لبنان اروپا را نسبت به منافع استراتژیک خود و به خصوص منافع امنیتی ،هشیار کرد و اینکه غفلت از آن چه بهای سنگینی دارد. روشن شد که تقسیم کار بین اروپا و آمریکا همچون گذشته کارآمد نیست و ادامه جنگ در عراق توان نظامی امریکا را به تحلیل برده و به بحران مشروعیت اخلاقی و سیاسی آمریکا در عربی و اسلامی منجر شده است. اتحادیه اروپا با تصمیم به اعزام سربازان خود به لبنان در جهت اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت مهمترین تصمیم را در قالب راهبرد «سیاست اروپا در قبال همسایگان » گرفت. سئوال این است که آیا اروپا می تواند به عنوان یک نیروی سیاسی ثبات ساز در منطقه ای پرمناقشه و خطرناک در همسایگی خود عمل کند؟
پس از جنگهای بالکان در دهه نود ،خاورمیانه و خاورنزدیک به جهات امنیتی در زمره مهمترین مناطق در همسایگی اروپا در آمده است. وزیر امور خارجه سابق آلمان در بیان چرایی تحلیل خود می نویسد: مهمترین تهدیدات امنیتی اروپا در ابتدای قرن ۲۱ از این منطقه سرچشمه می گیرد.تهدیدات متمرکز در خاورمیانه متنوع و متعدد هستند که می توان به مناقشات منطقه ای و ایدئولوژی های تمامت خواه و تروریسم و برنامه هسته ای نظامی و مقابله با مدرنیزاسیون و رژیم های بی ثبات و بلند پروازیهای هژمونیک اشاره کرد. منافع اروپا در خاورمیانه از جهت تامین انرژی و تامین منافع اقتصادی مهم است و از آن مهمتر تامین منافع متحدان و شرکای اروپا به ویژه اسرائیل است. نوع تحولات خاورمیانه گستره تهدیدات و چالش های امنیتی اروپا را مشخص می کند. موفقیت در کنترل و رفع این چالشها تاثیر قابل توجهی در تامین امنیت اروپا دارد. امروزه خاورمیانه با سه مناقشه اصلی ،عراق و ایران و مناقشه اعراب و اسرائیل شناخته می شود. آمیزش برنامه هسته ای ایران با تمایلات هژمونیک ایران در کنار تحولات عراق و حزب الله در لبنان منجر به خاورمیانه جدید می شود که احتمالا به مقابله بزرگی منجر می شود. این مقابله چیزی فراتر از بازیگران عادی و مناقشات منطقه ای خواهد بود. جنگ لبنان به خوبی آشکار کرد که این روند خطرناک تا کجاها پیش رفته است. حضور سربازان سازمان ملل در لبنان پر خطر است و این خطر برای اروپا جدی تر هم است. سوریه و حزب الله منافعی در موفقیت نیروهای سازمان ملل ندارند . شورای امنیت فقط نیروهای درگیر را از هم جدا کرده است و خواسته است حاکمیت دولت لبنان در داخل و خارج تقویت شود بدون اینکه روشن کند تحقق این امر چگونه خواهد بود. و این در حالی است که حزب الله به لحاظ سیاسی قوی و به جهت نظامی مقتدر است. هر تلاش سازمان ملل برای خلع سلاح حزب الله به منزله جنگ با حزب الله است و سازمان ملل قادر به انجام آن نیست. از طرف دیگر اگر سازمان ملل و اروپا فقط نقش نیروی ناظر را بازی کنند ،همه اعتبار خود را از کف می دهند. به علاوه ممکن است در ماههای آینده سربازان سازمان ملل خود را میان خطوط آتش دو طرف ببینند در حالیکه وظیفه برقراری ثبات در لبنان را بر عهده دارند. شکست سازمان ملل یک احتمال دائمی است و خطر برخورد نظامی بالا است ،هر چند هیچ جایگزین دیگری هم وجود ندارد. اروپا برای حفاظت از سربازان خود ناچار است برای تغییرات استراتژیک در فضای سیاسی سراسر خاورمیانه فعال بشود. اروپا با اعزام سرباز به لبنان وارد مرحله حضور نظامی در خاورمیانه شده است. در این شرایط اروپا باید با ابتکارهای سیاسی از حضور نظامی و سیاسی خود حمایت کند. در این جهت اروپا باید مذاکره با سوریه و شروع مذاکره میان اسرائیل و فلسطین و درک مشترک استراتژیک با امریکا در قبال ایران را مورد توجه قرار دهد. درک مشترک اروپا و امریکا در قبال ایران اساسی ترین رکن روابط اروپا و امریکا خواهد بود.
اروپا و سربازانش در لبنان با خطرات زیادی مواجه هستند اما تحمل این خطرات برای تامین منافع حیاتی اروپا است.