تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۹۴۴۶۱

سعدالله زارعی
وقتی اولتیماتوم 48 ساعته رژیم صهیونیستی علیه حماس به پایان رسید و جنگنده های این رژیم روز چهارشنبه هفتم تیرماه مناطق مسکونی، مراکز زیربنایی و مردم غزه را مورد حمله قرار دادند، برای بسیاری از ناظران یک سؤال اساسی وجود داشت: «واکنش حزب الله لبنان به این جنایات چه خواهد بود.»
طبعاً این سؤال برای افسران و نظامیان عالیرتبه رژیم صهیونیستی هم بطور کاملاً جدی مطرح بود و از سوی دیگر مردم مظلوم غزه هم نیم نگاهی به شمالی ترین نقطه سرزمین خود که آن سوی آن «شیران حزب الله» حضور دارند، دوخته بودند.
ورود حزب الله به معادله نابرابر تل آویو- غزه می توانست روند موضوع را کاملاً دگرگون کند چرا که در غیاب حزب الله، «معادله قدرت» و نیز «معادله وحشت» هر دو به نفع اسرائیل اشغالگر و به ضرر فلسطینی مظلوم می باشد. ورود حزب الله به این ماجرا «معادله وحشت» را به ضرر اسرائیل به هم می زند. اگر در نقشه جغرافیایی نظری بیاندازید یا به جنوب لبنان سفر کنید بخوبی درمی یابید که در منطقه جنوب لبنان -و اساساً از استان صیدا به پایین- حزب الله لبنان کاملاً مسلط است و البته در استان های دیگر - حتی استان هایی که با اکثریت مسیحی یا سنی شناخته می شوند- نیز محبوبیت حزب الله حرف اول را می زند. حزب الله با این پشتوانه قوی مردمی بر کوه های مرتفع جنوب لبنان که کاملاً بر دشت وسیع «حیفا»-متعلق به فلسطین- که در آن حداقل 2000 شهرک یهودی نشین احداث شده اند، مسلط می باشد و در واقع در میان دو دست قدرتمند حزب الله قرار دارند و حفظ جان و امنیت بین 700 هزار تا یک میلیون شهروند یهودی دغدغه هر روزه اشغالگران صهیونیست است. حزب الله نیروهای جوان، کارآزموده و مجهز خود را در این ارتفاعات مستقر کرده و کاتیوشاها و موشک های آن آماده شلیک هستند و در یک نیم روز می توانند روزگار حداقل یک میلیون صهیونیست را تاریک تر از شب ظلمانی کنند.
وقتی عملیات زمینی، هوایی و دریایی هفتم تیرماه رژیم صهیونیستی علیه منطقه غزه - که در کمرکش غربی فلسطین واقع شده و با یک باریکه به مصر وصل می باشد- انجام شد، طبعا همه چشم ها به سوی جنوب لبنان دوخته شد. در این بین حجت الاسلام سید حسن نصرالله صاحب نام ترین شخصیت «لبنان معاصر»، اسرائیلی ها را نصیحت کرد که عملیات خود را علیه مردم مظلوم فلسطین متوقف کنند این اولین علامتی بود که نشان داد احتمال توسعه بحران وجود دارد. اما عملیات ادامه یافت. دو روز بعد جانشین «امین عام لبنان» (عنوانی که نصرالله در وطن خود با آن خوانده می شود) یعنی شیخ نعیم قاسم در مصاحبه رسمی خود اعلام کرد، ممکن است به فلسطینی های مستقر در لبنان اجازه دهیم از جنوب لبنان علیه اسرائیل وارد عملیات شوند. این اخطار نشان داد که حزب الله می تواند اجرای یک «ابتکار فلسطینی» را تسهیل کند و در عین حال چشم انداز ورود آن به معادله جاری را هم ترسیم می کرد.
در اثنای این ماجرا یک ابتکار منطقه ای بین المللی هم برای وادار کردن اسرائیل به توقف عملیات علیه مردم فلسطین و منطقه غزه فعال شد. حسنی مبارک در تماس با سران رژیم صهیونیستی موافقت آنان را برای آزاد کردن هزار زندانی فلسطینی در قبال آزادی دو نفر گروگان صهیونیست که گروه های جهادی فلسطین با کندن یک کانال زیرزمینی آنان را از روستای «کرم سالم» دستگیر کرده بودند، جلب نماید. اما رئیس جمهور مصر از حماس می خواست بلافاصله دو گروگان خود را آزاد کند ولی زندانیان فلسطینی یک ماه بعد باید آزاد می شدند! حماس «تضمین حسنی مبارک» را نپذیرفت چرا که بطور واقعی هیچ تضمینی هم وجود نداشت. در این میان روسیه هم آماده می شد تا بعنوان «میانجی» وارد صحنه شود و این برای حماس یک «وضعیت جدید» و برای رژیم صهیونیستی یک «نقطه ضعف» محسوب می شد. اما اسرائیلی ها ناچار بودند برای خلاص شدن از «مخمصه» از هر طرحی استقبال کنند و جالب این بود که برای اولین بار آمریکایی ها نمی توانستند معادله فلسطینی- اسرائیلی را- حتی- به نفع صهیونیست ها تخفیف دهند چرا که از یک سو مصر- متحد منطقه ای آمریکا- مورد قبول دولت حماس نبود و برخلاف دوره عرفات و ابومازن، اینک دولت و پارلمان فلسطین جایگاهی برای دخالت رئیس جمهور مصر و... در مسایل مربوط به فلسطین قایل نبودند؛ از سوی دیگر دولت جدید فلسطین برخلاف دولت قبل و گروه فتح، «فشارپذیر» نبودند. از این رو برای اولین بار آمریکا در پشت در ماند و از وزیرخارجه آن جز دعوت طرفین به خویشتنداری کاری ساخته نبود.
در این شرایط که اسرائیلی ها در به در دنبال کسی می گشتند که بطور آبرومندانه آنان را از مخمصه غزه بیرون آورد و علامت های آن آشکار شده بود، مهمترین نگرانی آنان ورود حزب الله لبنان به معادله و درگیر کردن همزمان این رژیم در مرکز- غزه- و شمال فلسطین- حیفا- بود. از همین رو بود که از ابتدای بحران، نظامیان اسرائیلی به موازات حمله به غزه هواپیماهای خود را بر فراز کاخ تابستانی بشاراسد در «لاذقیه» به پرواز درآوردند تا سوریه، از یک سو حزب الله لبنان را برای خویشتنداری تحت فشار قرار دهد و از سوی دیگر رهبران حماس که در سوریه مستقر بودند را به آزاد کردن دو گروگان خود وادار نمایند. اتفاق دیروز جنوب لبنان و نیز مقاومت سرسختانه رهبران حماس کاملاً اثبات می کند که اسرائیلی ها در فشار به سوریه شکست خورده اند.
بالاخره بعد از اخطار اول توسط سیدحسن نصرالله و اخطار دوم توسط جانشین او شیخ نعیم قاسم، حزب الله لبنان وارد عمل شد و بعد از کشتن چند نظامی صهیونیست دو نفر از آنان را گروگان گرفت. اسرائیل در واکنش، مردم جنوب لبنان را نشانه رفت و نتوانست به نیروهای حزب الله آسیب بزند. این برای آن بود که نیروهای دیگر، حزب الله را وادار به خویشتنداری نمایند. منطق حقوقی حزب الله لبنان در این اقدام کاملاً پذیرفتنی بود. حزب الله اعلام کرد: «این حق برای ملتی که در دست دشمن خود گروگان هایی دارد، محفوظ است که متقابلاً از دشمن گروگان بگیرد، تا کلید آزادی بی گناهان به دست آید».
و البته در واکنش به تهدید علیه خاک لبنان، حزب الله اخطار کرد که می تواند با قدرت تمام واکنش نشان دهد و یک میلیون یهودی آواره را روی دست دولت غاصب بگذارد.
جالب این است که مردم لبنان حالا دیگر از اقدام اسرائیل بیمناک نیستند و کاملاً به سیدحسن نصرالله ایمان دارند و راه او را در مواجهه با صهیونیست ها می پذیرند، بنابراین حمله هوایی رژیم صهیونیستی به لبنان هیچ بحرانی را به حزب الله و امین عام لبنان تحمیل نمی کند ولی شرنگ ترس و وحشت را پی در پی در جان صهیونیست های شهرک نشین و غیر آن فرو می ریزد. چرا که آنان کاملاً فهمیده اند که اوضاع تغییر کرده است.
رژیم غاصب اسرائیل پیش از این با سه کارت در بازی فلسطین ظاهر می شد کارت آمریکا، کارت رژیم های دوست و مؤثر در منطقه و کارت برتری هسته ای. آنان با این سه کارت از هر بازی پیروز بیرون می آمدند و مخالفان خود را از پا در می آوردند.
این مثلث در چشم انداز امروز کاملاً فرو پاشیده. چرا که توانایی آمریکا برای تحمیل اراده اسرائیل به طرف فلسطینی و لبنانی و سوری «صفر» شده است. اینک نه دولت حماس، نه دولت لبنان و نه دولت سوریه اجازه ورود آمریکا به معادله فلسطینی- اسرائیلی می دهند. یعنی عوامل درون سرزمینی و درون منطقه ای برای تأثیرگذار کردن دخالت آمریکا فرو پاشیده اند. از آن طرف برتری نظامی اسرائیل در منطقه رنگ باخته است، ایران هسته ای که ابهت هسته ای اسرائیل را در چشم مهاجران اشغالگر و مردم منطقه از بین برده است. ایران امروز- با مشخصات رهبری نفوذ ناپذیر و مسئولانی همگرا با رهبر که محبوب خاورمیانه اند- به ضلع منطقه ای قدرت اسرائیل پی در پی ضربه می زند و آن را در معرض اضمحلال قرار داده است. دولت امروز فلسطین که همه هویت خود را از «پافشاری بر جهاد و مقاومت» به دست آورده است، سازشکاری را سم مهلک می داند و رژیم های مصر و عربستان که دالان سازش با صهیونیست بوده اند اینک جایگاهی در تحولات فلسطین ندارند و جای آنها را دولت های مخالف سازش با اسرائیل پر کرده اند.
ورود حزب الله لبنان به معادله فلسطین بدون شک سبب حل سریعتر بحران غزه می شود و بار دیگر اثبات خواهد کرد که «ابتکار عمل» در دست مخالفان آمریکا و رژیم صهیونیستی است. تا همین امروز اقدامات وحشیانه نظامیان صهیونیست نه تنها نتوانسته است مشکل اولین گروگان را حل کند بلکه این مشکل را به چهار برابر رسانده است.