تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۹۴۸۹۶

مؤلفان: مسعودفاطمی و فاطمه تهرانی
جعفرشریف امامی که در آذرماه 1356 به عالی‌ترین درجه ماسونی «درجه 33، یعنی آخرین درجه اسکاتی کهن» رسیده بود، درعرض کمتر از یکسال بعد برادران ماسونی خود را به کابینه دعوت کرد. سند مورخه 13/7/1357 ساواک افراد زیر را در کابینه شریف امامی به عنوان فراماسون معرفی می‌کند:
«دکترنصراله مقتدر مژدهی، دکترمنوچهر گنجی، مهندس حسن شالچیان، دکترهوشنگ نهاوندی، کریم معتمدی، محمدرضی ویشکایی. »(10)
دراین سند اسامی سایر ماسون‌های عضو کابینه که پس از این تاریخ وارد کابینه شده‌اند ذکر نشده است.
ارتشبد فردوست، متولی امور جاسوسی و امنیتی رژیم محمدرضا پهلوی که به عنوان قائم مقام ساواک و رییس بازرسی شاه، به پرونده‌های ساواک دسترسی کامل داشته، در خاطرات خود یادآور می‌شود که ساواک براساس یک سند هوشنگ نهاوندی را «بهایی» می دانست. (11)
هوشنگ نهاوندی افزون بر ارتباط با محافل و مجامعی چون فراماسونری و دیگر کانونهای قدرت وابسته به جریان جهانی سلطه و سرمایه، از مأموران سازمان A .I.C در ایران نیز بوده است. ماجرای پیوند هوشنگ نهاوندی و سازمان «سیا» در جریان یک افشاگری در بهمن ماه 1357، چند روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی افشا شد. در خبرمربوط به این ماجرا چنین آمده است:
«به دنبال انتشار نام بعضی از مأموران A .I.C در ایران قسمت دیگری از لیست منتشره در اروپا به دست ما رسید. براساس مطالب منتشره شده در این لیست، فعالیت سازمان جاسوسی «سیا» برای استخدام مأموران ایرانی در دو سطح دنبال می‌شده است:
نخست از طریق اعطای بورس به کارکنان وزارتخانه‌ها و به استخدام درآوردن آنها، هنگام گذراندن دوره آموزشی در امریکا.
دوم، از راه مذاکره با دانشجویان کم درآمد ایرانی که در دانشگاههای امریکا تحصیل می کردند و دادن بورس و حقوق ماهیانه به آنها و معرفی نمودن آنان به ساواک ایران برای احراز مقام‌های مهم.
در لیست منتشره کنونی از کسانی به عنوان سردمداران یادشده، این گروه کسانی هستند که مثل هوشنگ انصاری رهبری فعالیت‌های عوامل «سیا» را در منطقه عهده‌دار بوده‌اند.
هوشنگ نهاوندی، دکتر[منوچهر]شاهقلی، حسنعلی منصور [معدوم] جواد منصور از جمله این رهبران منطقه‌ای بوده‌اند. سایر افرادی که در این لیست از آنها یادشده است عبارتند از:
حمید خوشکام، احمدعلایی، سرور روشنی، بهرام حمیدزاده، حسین ناصری، احمد مطیعی، بهرام روشن‌روان، محمود جعفریان، حسن بهنامی و کامران مشایخی. . . »(12)

هوشنگ نهاوندی در شمار افرادی بود که براساس طرح روستو - کندی در چارچوب برنامه وسناریوی نخبگان و تکنوکرات‌های جوان ایرانی و هوادار امریکا و با پیوستن به کانون مترقی زیرنظر گراتیان یاتسویج - رییس پایگاه منطقه‌ای سازمان «سیا» در خاورمیانه - فعالیت خود را آغاز کرد و زمانی که حسنعلی منصور به عنوان سرکرده این گروه به مقام نخست وزیری دست یافت، هوشنگ نهاوندی نیز به عنوان وزیر آبادانی و مسکن فعالیت خود را در تشکیلات رژیم پهلوی آغاز کرد. البته بعدها پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور توسط شهیدمحمد بخارایی عضو فدائیان اسلام و به قدرت رسیدن امیرعباس هویدا به عنوان نخست وزیر، هوشنگ نهاوندی در صف بندی‌های موجود در هرم حاکمیت پهلوی، جانب جمشید آموزگار را گرفت و به اصطلاح از اعضای باند آموزگار شد. این جانبداری هوشنگ نهاوندی از جمشید آموزگار و حتی تلاش او و چندتن دیگر از نخبگان تازه به قدرت رسیده طرفدار آمریکا، در اسناد ساواک نیز بازتاب داشته است.
هوشنگ نهاوندی که از اسفند 1342 در کابینه حسنعلی منصور به مقام وزارت آبادانی و مسکن دست یافته بود، این سمت را در دولت هویدا نیز حفظ کرد و تا سال 1347 در این مقام باقی بود. او در سال 1346 به ریاست شرکت معاملات خارجی کشور(13) و در سال 1347 به عنوان آجودان کشوری شاه منصوب شد و درهمین سال (1347) به جای امیرمتقی، معاون امیراسداله علم، به ریاست دانشگاه پهلوی شیراز دست یافت و در شمار مهره‌های به اصطلاح فرهنگی رژیم قرارگرفت. (14) وی از جمله کسانی بودکه حزب ایران نوین به وسیله آنان پایه‌ریزی شد(15) و ریاست کمیسیون امور آبادانی و مسکن دفتر طرح‌ها و مطالعات این حزب را برعهده داشت. (16) هوشنگ نهاوندی از عناصر فعال باند جمشید آموزگار - که او هم سودای نخست وزیری در سر داشت - به حساب می‌آید. به قسمتی از یک گزارش ساواک در این مورد توجه فرمایید:
«در اجرای امریه تیمسار ریاست ساواک. . . در مورد نزدیکی آقایان دکتر نهاوندی وزیرآبادانی و مسکن، دکترآموزگار وزیردارایی و دکتر عالیخانی وزیراقتصاد جهت فراهم ساختن زمینه نخست وزیری دکتر آموزگار و برقراری روابط آنان با یکدیگر، به طریق غیرمحسوس تحقیق شد و به استحضار می‌رساند:
از چندی قبل نامبردگان بالا جلساتی به طور خصوصی با یکدیگر داشته و موضوع روابط آنان با یکدیگر امر تازه‌ای نمی‌باشد و مقدمه دوستی بین نهاوندی و باند به اصطلاح طرفداران سیاست امریکا از دو سال قبل شروع شده و در آن موقع بنا به توصیه دکتر مجیدی که معاون وقت مدیرعامل سازمان برنامه و رییس دفتر بودجه بوده شروع گردیده کورس آموزگار که در دفترفنی سازمان برنامه خدمت می‌کرد، بنا به پیشنهاد دکتر نهاوندی به عنوان معاون کل وزارت آبادانی و مسکن منصوب گردید و حتی پس از انتصاب این عده مرتباً هرهفته روزهای تعطیل. . . را با یکدیگر می‌گذرانند و طبق اطلاع دقیق، پس از بروز اختلاف بین نهاوندی و ویشکایی. . . مدیرعامل بانک رهنی ایران نهاوندی بنا به توصیه کورس آموزگار از مهندس بهنیا که در سازمان برنامه خدمت می‌کرد و رییس قبلی کورس آموزگار بود برای این شغل دعوت کرد. . . به این ترتیب از قریب دوسال و نیم قبل به این طرف دکتر نهاوندی خود را کاملاً در اختیار باند امریکایی‌ها قرارداده است. . . »(17)
نکته جالب در گزارش این مأمور ساواک مربوط به بزم محرمانه! این بلندپایگان سیاسی است که رفیقه‌های آنان بعضاً مأمور ساواک بوده‌اند. درسند مورخه 20/6/1345 ساواک چنین آمده است:
«. . . به طوری که از یکی از رفیقه‌های مهندس روحانی وزیر آب و برق کسب اطلاع شده مدت 2 سال است دکتر آموزگار، دکترعالیخانی، مهندس روحانی و دکتر نهاوندی جلسات بزم ماهانه با هم دارند و در این جلسات همه با رفیقه‌های خود شرکت می‌کنند و به باده‌گساری می‌پردازند در این جلسات بزم این عده تصمیم گرفته‌اند از یکدیگر کاملاً حمایت کنند. . . رفیقه مهندس روحانی می‌گفت توافقی که این عده با هم کرده‌اند این است که بعد از سقوط دولت فعلی موجبات نخست وزیری دکتر آموزگار را فراهم سازند. . . و در عین حال آمریکایی‌ها هم با آموزگار نظر کاملاً مساعدی دارند. برنامه این دسته مخالفت با هویدا نیست بلکه می‌خواهند با عنوان نمودن نام آموزگار برای نخست وزیری کم‌کم زمینه را از نظر افکار عمومی برای او فراهم سازند تا اگر روزی دولت هویدا کناره‌گیری کرد قبلاً زمینه آموزگار برای جانشینی ایشان فراهم شده باشد. »(18)