محبوبه خوانساری
شهرداران در جهان با میزان تواناییهایشان در جمعآوری زباله، روانسازی ترافیک، توسعه مراکز تجاری و تفریحی، رفع مشکل مسکن و کنترل جرم مورد قضاوت عموم قرار میگیرند. آنها به وسیله این کارها اعتبار کسب میکنند و این اعتبار با رای مردم، اعضای شورا و یا هر نوع انتخاب دیگری تائید میشود و به کار آنها استحکام می بخشد. شهرداران با فعالیتهای متفاوتشان شناخته میشوند، فعالیتهایی که محبوبیت آنها را دچار نوسان میکند. محبوبیت و مقبولیت والتر ولترونی شهردار رم در سالهای اخیر بین 60 تا 80 درصد در تغییر است در حالی که رومانو پرودی رئیسجمهور فعلی و یا سیلویو برلوسکونی رئیسجمهور سابق برای به دست آوردن تنها نیمی از اقبال عمومی سخت در تلاش بودند.
در نیویورک، جیولانی شهردار سابق نیز در حادثه 11 سپتامبر با مدیریت قوی توانست اقبال عمومی را به سوی خود جلب کند و به عنوان چهره برتر سال شناخته شود تا این اقبال را به عنوان پشتوانهای برای انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا نگه دارد. کلاوس ووریت شهردار برلین نیز گرچه با مشکلات اقتصادی فراوانی دست به گریبان است اما در پایتخت آلمان به عنوان محبوبترین سیاستمدار به شمار میآید. آنیکا بیلستروم شهردار استکهلم سوئد به رغم اینکه حزب سوسیال دموکرات که در آن عضویت دارد، نمایش ضعیفی از خود نشان داد اما به تنهایی طرفداران زیادی در بین گروههای کمدرآمد جامعه پیدا کرده است.
دلیل این محبوبیت در بین مردم ساده است: «کار شهرداران». عملگرایی نه تصویرگرایی موضوعی است که شهروندان روی آن حساب میکنند. اما در این بین نوع نظامی که مدیریت شهری در آن به فعالیت میپردازد نیز دارای اهمیت بالایی است چرا که این نظام میزان قدرت مدیران شهر را مشخص میکند. نظامی که میتواند در آن دولت حرف اول را بزند و به نوعی مدیریت شهر تحت سلطه دولت باشد و یا اینکه وظایف آن به مردم تنفیذ شده باشد. در هر یک از این نظامها مدیر شهر و یا شهردار و همچنین شوراها دارای میزان قدرت متفاوتی هستند که براساس این قدرت ارتباط آنها با مردم مشخص میشود.
سابقه طولانی آمریکاییها در انتخاب شهردار
نیم قرن پیش در شیکاگو سومین شهر بزرگ ایالات متحده فردی بر مسند شهرداری این شهر نشست که در حال حاضر پسر ارشدش میراثدار او در شهرداری شیکاگو است. سال 1955 انتخابات شهرداریهای شیکاگو در حال برگزار شدکه ریچارد ژوزفدالی نماینده حزب دموکرات در این انتخابات به شمار میرفت و در نهایت با 159 هزار و 762 رای بر رقیب جمهوریخواه خود پیروز شد. او بعد از این انتخابات با مدیریت بسیار مدیرانهاش در شیکاگو، پنج بار دیگر نیز کلیددار شهر شد تا در نهایت بعد از 21 سال «آقای شهردار» بودن، بر اثر سکته در دفتر کارش با شیکاگو خداحافظی کند.
اما خاطره خوش شهردار بودن دالی در ذهن اهالی شیکاگو باقی ماند و 13 سال بعد پسر ارشد فرعون آمریکایی (لقبی که برخی به دالی میدادند) توسط مردم بر مسند ریاست شهر شیکاگو نشست. سال گذشته دالی پسر، پنجمین دوره مدیریت خود بر شهرداری این شهر را آغاز کرد تا به رکورد پدرش در میزان سالهای شهردار بودن، نزدیک شود.
همگان بر این باورند که اعتبار نخستین انتخاب دالی به عنوان شهردار توسط پدرش شکل گرفت اما در دورههای بعد این اعتبار با فعالیتهای موثرش در شهر محکم شد و مردم شیکاگو به خون «شهردار بودن» در رگهای «دالی»ها اعتقاد پیدا کردند.
در ایالات متحده از دیرباز اشکال مختلفی از حکومتهای شهری وجود داشتهاند که دراین بین نوع «شهردار ـ شورا» آزمایش خود را به عنوان یکی از انواع حکومتهای شهری موفق پس داده است. در حال حاضر در 26 شهر اصلی آمریکا این نوع حکومت شهری حاکم است که در آن روابط بین شهردار و شورا بدون ابزار خاصی همسو و هماهنگ میشود ولی به طور کلی شوراهای شهر که در دوران استعمار حاکمیت زیادی داشت، با گسترش نقش شهردار قدرت خود را از دست دادند.
در این نظام هم اعضای شورا و هم شهردار به صورت مستقیم با آرای عمومی انتخاب میشوند ولی شهردار دستگاه اداری و قدرت اجرایی قویای دارد. همچنین شهردار با اشراف بر شورا میتواند مصوبات آن را «وتو» کند. حق وتو میتواند مطلق باشد یا با طرح سئولاتی موضوع به شورا عودت داده شود تا با اکثریت آزاد اعضا، شورا تغییرات مورد نظر در طرح را ایجاد کند. معمولاً شهردار بودجه شهر یا منطقه تحت پوشش خود را برای ارائه به شورا تنظیم و تهیه میکند و از شورا میخواهد تا با تشکیل جلسه به سئولات مشخص پاسخ دهد.
نوع دیگر حکومت شهری در ایالات متحده آمریکا نوع «مدیر ـ شورا» است که هماکنون در 13 شهر آمریکا حاکم است. چنین الگویی از شیوه سازماندهی شرکتهای تجاری که در دهه نخست قرن بیست وجود داشتند نشات گرفت. در آن زمان شرکتهای تجاری یک مدیرعامل با هیاتی از مدیران تحت مسئولیت خود را برای انجام فعالیتهایی انتخاب میکردند. با استفاده از این مفهوم در حکومت شهری شورای کوچکی با سه الی 9 نفر عضو که از سوی مردم انتخاب میشدند شکل گرفت. از جمله وظایف این شوراها صدور حکم، تنظیم و تصویب بودجه، تصمیمگیری در مورد نرخ مالیاتها و معرفی «مدیر شهر» است.
چنانچه شهردار وجود داشته باشد او یک نقش تشریفاتی خواهد داشت بنابراین رئیس اجرایی واقعی مدیر شهر است. جایگاه مدیر شهر به طور معمول در آئیننامهها و منشور شهری تعریف شده است و بنابراین شورا در امور اداری مربوط مداخله نمیکند البته او موظف است تمام اطلاعات لازم برای تصمیمگیری شورا را تامین کند. برخی از شهرها، شهردار در این نظام میتواند رئیس یا اعضای انجمن را انتخاب کند ولی از آن دیگر حق اعمال نفوذ مستقیم در امور آن انجمن را ندارد و یا این نقش بسیار کمرنگ خواهد بود.
آخرین نوع حکومت شهری در ایالات متحده نوع کمیسیونی است که تشکیلات کوچ مرسوم به کمیسیونهای انتخابی جایگزین شوراها هستند و سیاستهای عمومی اداره شهر را بر عهده دارند. در شکل کمیسیونی یکی از اعضای کمیسیون به عنوان شهردار از سوی اعضای کمیسیون انتخاب میشود و در برخی موارد این عضو کمیسیون از طریق آرای مستقیم مردم برای تصدی سمت شهردار برگزیده میشود.
انگلیس نوپا در انتخاب مستقیم شهردار
کن لیوینگستون شهردار جنجالی لندن تنها شش سال است که به عنوان نخستین شهردار با رای مستقیم مردم انتخاب شده است و نیمی از دوره دوم شهردار بودنش را در پایتخت انگلیس گذرانده است. او که سابقه طولانی در شورای لندن بزرگ دارد خواهان معرفی شدن از طرف حزب کارگر در نخستین سال انتخابات سراسری شهرداری در لندن به عنوان کاندیدای رسمی این حزب بود اما مقامات حزب فرانک دابسون را بر او ترجیح دادند. این موضوع باعث شد تا لیوینگستون که اعتقاد جدی به خود در تحول شهر لندن داشت به طور مستقل وارد رقابتهای انتخاباتی شود.
این اقدام، مسئولان حزب کارگر را وادار کردتا او را از حزب اخراج کنند اما در نهایت لیوینگستون پیروز انتخابات بود و به خاطر سابقهای در شورای لندن داشت توانست رای لندنیها را به خود جلب کند. سال 2004 دومین دوره انتخابات شهرداری در لندن برگزار شد و اینبار لیوینگستون با حزب کارگر آشتی کرد تا کاندیدای رسمی این حزب در این انتخابات باشد. حال او یک سابقه چهار ساله در اداره شهر داشت و مهمترین اقداماتش در فعالیتهای ترافیکی خلاصه میشد. مهمترین این فعالیتها گرفتن بهای تردد خودرو در مراکز شهر به طور روزانه بود که تا 30 درصد از حجم ترافیک آن منطقه کاست.
گفته میشود دوستداران و دشمنان نخستین شهردار مردم لندن به یک میزان هستند ولی دوستداران او با شرکت گسترده در دومین دوره انتخابات شهردار، او را بار دیگر نماینده خود در کلانشهر لندن کردند. اما مردم جهان میپرسند، کشوری که سابقه طولانی در تشکیل پارلمانهای محلی دارد چرا اینقدر دیر به فکر انتخاب مستقیم شهردار افتاد؟ سئوالی که در سال 1997 مسئولان حزب کارگر به آن پاسخ گفتند و با ارائه مانیفست انتخاباتی خود، گامی را برای اصلاحات در حزب کارگر نیز برداشتند. انتخاب مستقیم شهردار در آن زمان میتوانست بهترین وسیله برای احیای سیستم روبه زوال دولتهای محلی باشد.
شرکتکنندگان در انتخابات محلی انگلستان در دهه 1990 میلادی به شدت سقوط کرده بودند و بریتانیا در قعر جدول لیگ انتخابات کشورهای عضو در اتحادیه اروپا از نظر میزان شرکتکنندگان قرار داشت. نتایج انتخابات شورای محلات شهرهای انگلیس نسبت به سطح ملی بسیار ناامیدکننده بود. با توجه به این اوضاع و احوال شهرداران انتخابی میتوانستند این چرخه نادرست را به چرخهای کارا تبدیل کنند. همچنین جدایی بین قدرت شهردار و شورا این عقیده را محکمتر کرده بود که با انتخاب مستقیم شهردار شفافیت در تصمیمگیریها به وجود میآید. به طور خلاصه برای حمایت از اصلاحات در سطح محلی انتخاب شهردار یک سیاست در راستای تمرکززدایی به حساب میآمد و اعتماد عمومی را در روشی دموکراتیک افزایش میداد.
بعد از برگزاری نخستین انتخابات شهرداری در لندن نظرسنجیهایی هم از اهالی لندن به عمل آمد که یکی از موارد این نظرسنجیها نشان میدهد داشتن شهردار نسبت به داشتن انجمن شهر از محبوبیت بیشتری برخوردار است. 34 درصد لندنیها بعد از انتخابات معتقد بودند که انتخاب شهردار باعث واگذاری قدرت بیشتر به این فرد میشود ولی در عین حال 83 درصد وجود شورای لندن بزرگ را برای نظارت بر کار شهردار لازم میدانستند. پیش از انتخابات سال 2000 در انگلیس شهرهای این کشور شهردارانی تشریفاتی داشتند که فاقد قدرت اجرایی بودند و قدرت بیشتر در دست شوراهای محلی بود.
چین حاکمیت کمونیستها بر شهرداریها
«پنگ چن» شهردار سابق پکن سال 2004 به دلیل توانایی نداشتن در کنترل شیوع بیماری سارز ابتدا از حزب کمونیست برکنار شد و بعد از سمت خود خلع شد.
اما «وانگ چی شان» در دومین جلسه دوازدهمین کنگره خلق شهرداری پکن جای شهردار قبلی را گرفت و توسعه اقتصادی را مهمترین وظیفه خود عنوان کرد. او تصویرسازی در بعد خارجی و تکیه بر مردم را در بعد داخلی شعار خود قرار داد و استراتژیای تحت عنوان «پکن جدید، المپیکهای بزرگ» را تدوین کرد. شهرداری پکن یکی از شهرداریهایی است که مستقیماً تحت رهبری دولت مرکزی اداره میشود و شهردار آن مستقیماً به دولت مرکزی گزارش میدهد. شهردار و معاونان او توسط کنگره خلق شهرداری انتخاب میشوند.
طبق قوانین چین، کمیته ثابت کنگره خلق در سطح محلی اختیار تعیین مقامات محلی تا سطح معاونان ارشد را دارد اما فقط در جلسه سالانه با حضور تمام اعضا، حق انتخاب رئیس دولت محلی ـ شهردار را پیدا میکند. کنگره خلق شهرداری پکن یک نماینده مقتدر دولتی است که نمایندگان آن توسط نمایندگان کنگرههای خلقی مناطق و بخشها انتخاب میشوند. این کنگره برای مدت پنج سال خدمت میکند و شهردار و معاونان وی در جلسات از طریق رایگیری انتخاب میشوند. کمیته حزب کمونیست شهردار پکن از اقتدار و قدرت بالایی در تصمیمگیریها و رهبری امور پکن برخوردار است. دولت شهری پکن از شهردار، معاونان شهردار، دبیرکل روسای کمیتههای مختلف، ادارات و دفاتر تشکیل میشود.
دولت خلق شهرداری پکن برای یک دوره پنج ساله تعیین میشود و از اختیاراتی مانند اجرای تصمیمات کنگره شهرداری پکن و کمیته ثابت آن اجرای تصمیمات و دستورات وزارت شورای دولتی، اتخاذ معیارهای اداری و صدور آئیننامه، هدایت و نظارت بر کار دپارتمانهای کاری مربوط به خود، تدوین برنامههای شهری و بودجه برای برنامههای توسعه اقتصادی و اجتماعی، مدیریت اداری، اقتصادی، آموزشی، پرورشی، علوم، فرهنگ، بهداشت عمومی و... برخوردار است.
شهرداری پکن هشت شهرداری منطقه دارد اما همیشه سطح پایینتر تابع سطح بالاتر است. در شهرهای دیگر جهان نیز با مدلهای مختلف انتخاب شهردار مواجه میشویم اما در نهایت اعتبار شهرداران با نوع فعالیت آنها ارتباط دارد. اعتباری که ژاک شیراک را به کاخ ریاست جمهوری فرانسه هدایت کرد یا لی میونگ باک شهردار سئول را در رویاهای ریاست جمهوری میبرد.