ولادیمیر پوتین رئیسجمهور فدراسیون روسیه و میخاییل فرادکوف نخستوزیر که اخیراً منصوب شد، روز 23 مارس 2004 تغیرات در ساختار قوه مجریه کشور و جابجاییهای کادرها را اعلام کردند. فرمان رئیسجمهور "درباره نظام و ساختار ارگانهای فدرال قوه مجریه" که ترکیب دولت روسیه و ارگانهای تابعه اداری را مشخص میکند، در چند صفحه تدوین شده و همانند هر سند دولتی حائز اولویت دست اول، به گونهای تنظیم شد که انسان ناوارد در وهله اول مشکل بتواند از آن سر در آورد.
برای اینکه این سند از زبان دفتری به زبان انسانی برگردانده شود، جا دارد یادآوری کنیم دولت میخاییل کاسیانوف تا 24 فوریه که ولادیمیر پوتین با حرکت ناگهانی دست دولت را برکنار کرد، چگونه بود. مطابق با فرمان 867 مورخ 17 می 2000 (و چند فرمان بعدی که شامل اصلاحات و متممات بودند)، ارگانهای قوه مجریه فدراسیون روسیه از 23 وزارت فدرال، 7 کمیته دولتی، 2 کمیسیون فدرال، 11 سرویس فدرال، 7 آژانس، 2 ارگان نظارتی و 7 ارگان فدرال دیگر قوه مجریه تشکیل شده بودند.
به نظر میرسد که تغییرات اصولی جاری در ساختار قوه مجریه هدف ساده و کوچکتر کردن ساختار دولت را دنبال میکند. اولاً، تعداد وزارتخانهها از 23 تا 14 کاهش مییابد. ثانیاً، کمیتههای دولتی، کمیسیونهای فدرال، ارگانهای فدرال نظارتی و "ارگانهای دیگر" از بین میروند. پوتین و فرادکوف برای کمک به وزارتخانهها فقط سرویسها و آژانسهای فدرال را حفظ کردهاند. ثالثاً، به جای 6 معاون سابق نخستوزیر، رئیس فعلی دولت صاحب فقط یک معاون خواهد شد. به علاوه، اکثریت وزارتخانهها مجبور شدند نام، حدود اختیارات و گاهی حتی رئیس خود را عوض کنند.
البته، همه جا ضرورت عوض کردن نام نهاد و رئیس سر در ورودی ایجاد نشده است. نهادها و وزیرانی که دستپرورده ولادیمیر پوتین در طول مدت اول ریاست جمهوری او هستند، عوض نشدهاند. از جمله باید به وزارت دفاع تحت ریاست سرگی ایوانوف، وزارت موقعیتهای اضطراری تحت ریاست سرگی شویگو، وزارت کشور تحت ریاست رشید نورگالیف (البته، او فقط الآن وزیر شده است و قبلاً، بعد از استعفای بوریس گریزلوف که به ریاست دوما منتقل شد، کفیل وزارت بود)، وزارت دارایی تحت ریاست آلکسی کودرین، وزارت دادگستری تحت ریاست یوری چایکا و بالاخره وزارت کشاورزی تحت ریاست آلکسی گوردییف، اشاره کرد.
همزمان 13 وزارتخانه قدیمی (وزارت سیاست ضد انحصاری وزارت انرژی اتمی، وزارت راههای مواصلاتی، وزارت بهداشت، وزارت روابط ملکی، وزارت فرهنگ، وزارت آموزش، وزارت علم و صنایع، وزارت مطبوعات، وزارت ارتباطات، وزارت حمل و نقل، وزارت کار و وزارت انرژی) از بین رفته و اختیارات آنها به وزارتخانههای جدید منتقل شده است. روند تجدید تقسیم اختیارات به صورت زیر است:
وزارت بهداشت و وزارت کار در نتیجه ادغام وزارت جدید بهداشت و توسعه اجتماعی را تشکیل دادهاند ولی ریاست آن نه به یوری شوچنکو رسید و نه به آلکساندر پوچینوک. اکنون میخاییل به جای زورابوف به جای آنها کار خواهد کرد. وزارت جدید فرهنگ و ارتباطات جمعی جای وزارت فرهنگ و وزارت مطبوعات سابق را گرفته و رؤسای قدیمی آنها (میخاییل شویدکوی و میخاییل لسین) جای خود را به آلکساندر سوکولوف وزیر جدید دادهاند. وزارت حمل و نقل و ارتباطات تحت ریاست ایگور لویتین که وظایف وزارت راهها مواصلاتی، وزارت حمل و نقل و وزارت ارتباطات سابق را به دست آورده است، کاملاً نوسازی شده است.
ارتباط نهادها و اسامی جدید رؤسای وزارت صنایع و انرژی، وزارت آموزش و علم و وزارت توسعه اقتصادی و تجارت با نهادهای قدیمی پیچیدهتر است. وزارت توسعه اقتصادی نام خود را تا حدودی تغییر داده و وظایف وزارت منحله سیاست ضد انحصاری را به دست آورده است. مانند سابق گرمان گرف رئیس این نهاد خواهد بود. وزارت آموزش و علم در نتیجه ادغام وزارت آموزش و وزارت صنایع و علم سابق به وجود آمده و تحت ریاست آندری فورسنکو کار خواهد کرد. فورسنکو رئیس سابق وزارت صنایع و علم است. تنها بخش علمی وظایف سابق این نهاد به فورسنکو تعلق خواهد گرفت در حالی که وزارت منحله صنایع و علم بقیه اختیارات خود را به وزارت جدید صنایع و انرژی تحت ریاست ویکتور خریستنکو معاون سابق نخستوزیر منتقل خواهد کرد. وزارت صنایع و انرژی که ظاهراً باید به یک نهاد بسیار بزرگ تبدیل شود، همچنین جای وزارت انرژی و وزارت انرژی اتمی را گرفته است.
دو نهاد دیگر فقط رؤسای خود را عوض کردهاند. به جای ایگور ایوانوف، سرگی لاوروف وزیر امور خارجه شده است. یوری تروتنف جانشین ویتالی آرتیوخوف در مقام وزیر منابع طبیعی شده است.
و حالا باید دو وزارتخانه سابق را ذکر کرد که اختیارات خود را نه به وزارتخانههای جدید بلکه به آژانسها و سرویسهای فدرال به ارث گذاشتهاند. وزارت دارایی به آژانس اداره دارایی فدرال وابسته به وزارت توسعه اقتصادی و تجارت تبدیل شده است. وظایف وزارت مالیات و عوارض به سرویس مالیاتی فدرال در ترکیب وزارت دارایی انتقال یافته است.
کمیتهها، سرویسها، کمیسیونها، بازرسیها و آژانسهای قدیمی هم دچار یک سری تغییرات شدهاند. برای اینکه تمام سیستم قوه مجریه یکسان و همگون شود، وضع حقوقی سرویس فدرال شامل حال سرویس اطلاعات خارجی فدراسیون روسیه، سرویس فدرال امنیت فدراسیون روسیه، سرویس فدرال محافظت فدراسیون روسیه و سرویس دولت نامهبری فدراسیون روسیه شده است. در عین حال، اداره کل برنامههای ویژه ریاست جمهوری فدراسیون روسیه و اداره کارگزاری ریاست جمهوری فدراسیون روسیه به سطح آژانس فدرال ارتقا یافته است.
مطابق با قانون اساسی و یک سری قوانین و مقررات دیگر، برخی وزارتخانهها همراه با آژانسها و سرویسهای مربوطه در اختیار رئیسجمهور فدراسیون روسیه قرار گرفتند در حالی که بخش باقیمانده آنها تابع دولت هستند.
نتیجهگیریهای آرامبخش
تشکیل قوه مجریه جدید روسیه به پایان رسیده است. همانطور که همه به خاطر دارند، ولادیمیر پوتین "برای روز مبادا" به این کار دست زد او بدین وسیله میخواست تأکید کند که نسبت به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اطمینان ندارد. ولی در سیاست بزرگ جایی برای تصادفات نیست و همه میفهمند که دولت جدید برای مدت زیادی تشکیل شده است. تحلیلگران هماکنون طی پیشبینیهایی سعی میکنند تناسب نیروها در کابینه میخاییل فرادکوف را بفهمند و حدس بزنند رئیسجمهور براساس چه معیاری اعضای کلیدی دولت جدید را برگزید.
گلب پاولوفسکی، رئیس بنیاد سیاست مؤثر در زمینه اظهارنظر در این مورد پیشدستی کرد. به گفته وی، پوتین این دولت را "مطابق با نیازهای خود" تشکیل داد، همانطور که 3 ماه قبل دومای دولتی کاملاً وفادار و قابل اداره را به وجود آورده بود. پاولوفسکی اعتقاد دارد که شخصیت کلیدی کابینه جدید نه میخاییل فرادکوف و حتی نه ژوکوف معاون نخستوزیر بلکه دمیتری کوزاک معاون سابق رئیس دفتر کرملین است. او است که مسأله ایجاد "مرکز واحد" دولت جدید را که نباید در آن جایی برای مخالفان رئیسجمهور بماند، حل خواهد کرد.
واقعاً، این نکته به چشم میخورد که از وزیران قدیمی، تنها کسانی عضو دولت جدید شدهاند که با انتصاب خود مدیون پوتین بودند (سرگی ایوانوف، سرگی شویگو، یوری چایکا و آلکسی کودرین). این دفعه فقط نورگالیف تازهپا جلوه میکند ولی او طی دو ماه فعالیت در مقام کفیل وزارت کشور برای رئیسجمهور ثابت کرده است که پوتین با انتصاب او اشتباه نکرد. اولاً، رشید نورگالیف اهل سرویسهای ویژه و کارمند سابق دستگاه مرکزی سازمان فدرال امنیت است که فقط از سال 2002 در پلیس کار میکند. پوتین به چنین شخصی در ریاست نهاد قهری و فاقد اعتبار در چشم مردم کشور احتیاج دارد. وزیر جدید باید نه فقط با بزهکاری مبارزه کند بلکه در داخل نهاد خود نظم برقرار کند. ثانیاً، نورگالیف خود را به عنوان رئیس فهمیده و فرمانبرداری نشان داده است که ابتکارات خاصی از خود نشان نداده و توجه روزنامهنگاران را به خود جلب نمیکند. بدیهی است که او به کارهای مستقلانه مغایر با تصمیمات رئیسجمهور دست نخواهد زد.
عوض کردن ایگور ایوانوف با سرگی لاوروف در مقام وزیر امور خارجه با همان سناریو سازگار است. وزیر امور خارجه بر حسب مقام باید شخصیت بارز و مهمی باشد ولی پوتین در اطرافیان خود این خصوصیات اخلاقی را تحمیل نمیکند، ایگور ایوانوف طی سالهای اخیر نهایتاً به "وزیر فنی" تبدیل شده بود و بایستی عوض شود. سرگی لاوروف هم ابتکار از خود نشان نخواهد داد (پاولوفسکی میگوید که لاوروف باید "با انضباط خطمشی سیاست خارجی رئیسجمهوررا دنبال کند"). ولی او چهره جدیدی است که در مرحله اول در کار وزارت امور خارجه تنوع جالبی ایجاد خواهد کرد. غرب هم او را میشناسد. او در مقام نماینده دائمی روسیه در سازمان ملل شهرت یافته است (البته این شهرت خود ویژه است: سرگی لاوروف که در زمینه دفاع از منافع روسیه در صحنه بینالمللی فعالیت خاصی از خود نشان نداد، به عنوان مبارز فعال با تصمیم مدیریت مقر سازمان ملل در نیویورک مبنی بر منع سیگار کشیدن معروف شد). این انتصاب به معنی ترفیع مهم رتبه سرگی لاوروف است که در چارچوب راهبرد کلی انتصاب کادرها توسط پوتین، این امر وفاداری شخصی منصوبین جدید را تضمین میکند.
به احتمال قوی، همین استراتژی باعث انتصاب افرادی چون خود میخاییل فرادکوف، یوری تروتنف استاندار منطقه پرم، آلکساندر سوکولوف رئیس کنسرواتوار4 مسکو، ایگور لویتین معاون مدی کل شرکت سهامی خاص "سویر ستال ترانس" و میخاییل زورابوف رئیس بنیاد بازنشستگی شد. انتصاب زورابوف به خصوص مهم است چرا که زورابوف در واقع مرحله اول اصلاحات بازنشستگی را به ناکامی کشاند و این در حالی است که این اصلاحات بایستی برای اصلاحات اجتماعی دیگر حکم الگو را داشته باشد. بدیهی است که به او کار مستقلانه واگذار نخواهد شد. دولت جدید احتمالاً از استعدادهای اداری او استفاده خواهد کرد و او به عنوان "وزیر فنی" خدمت خواهد کرد.
ظاهراً گرمان گرف از حق معین ابتکار و داشتن نظر شخصی برخوردار خواهد شد. او نتیجه جابجایی کادرها مواضع خود را تقویت کرده و رئیس وزارتخانه پرمسئولیتتر و نیرومندتر از گذشته شد. این انتصاب همراه با انتصاب آلکساندر ژوکوف (که از حزب "روسیه واحد" وابسته به رئیسجمهور، اعتبارنامه خود را در دولت دریافت کرد) و حضور آلکسی کودرین در مقام وزیر دارایی نشان میدهد که پوتین مانند سابق خط اصلاحات دمکراتیک لیبرال را دنبال میکند.
به احتمال قوی، لیبرالیسم بازاری هدایتپذیر با اتکا بر بلوک نظامی ـ انتظامی و وزیران "فنی" اجرایی، برنامه مدت دوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین را تشکیل میدهد که او "برای روز مبادا" یک هفته قبل از انتخابات به آگاهی انتخابکنندگان خود رساند. ورقها توزیع شده و حالا ببینیم بازی چگونه پیش میرود.