سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که با اتحاد هفت گروه مبارز مسلمان را در فروردین 1358 تشکیل شد دفاع از انقلاب اسلامی را هدف خود قرار داد اما گروه امت واحده یکی از این هفت گروه ـ در پی نافرمانی تشکیلاتی و مقابله با آیتالله راستیکاشانی ـ نماینده حضرت امام خمینی(ره) در دیماه 1361 از سازمان بیرون آمد و در پی انحلال سازمان در سال 1364 به حیات سیاسی محفلی خود ادامه داد و در سال 1370 به مدد عبدالله نوری ـ وزیر وقت کشور ـ با دریافت مجوز از کمیسیون ماده 10 احزاب سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران را راهاندازی کردند تا سوابق درخشان همه اعضاء سازمان نخستین را مصادره کنند. در حالی که شش گروه دیگر ـ اکثریت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ـ راه نبرد جبهههای جنگ و جهاد و شهادت را در پیش گرفته بودند. اما به رغم پایداری گروه امت واحده در سیاست، شاهد موضعگیریهای متناقض و چرخشهای ایدئولوژیک پیدرپی در رویکرهای عقیدتی این گروه هستیم. این چرخشها را میتوان در چند محور فهرست کرد. از آنجایی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با چهار رویکرد "مبارزه فکری با التقاطیون"، "مبارزه فیزیکی با ضدانقلاب"، "ولایت فقیه"، "دفاع از استقلال و کیان انقلاب اسلامی" شکل گرفته بود محورهای چرخش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (گروه امت واحده) را میتوان با همین چهار محور شناسایی و معرفی کرد.
اسلام و التقاط
گروههای تشکیلدهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (سازمان اصلی) در پی انحراف فکری سازمان مجاهدین خلق شکل گرفتند تا از اسلام فقاهتی و اصیل دفاع کنند. این گروهها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در این سازمان گردهم آمدند تا از مبانی فکری انقلاب و اسلام دفاع کنند. اما نسبت به این محور چرخشهای مکرر در گروه امت واحده (بهزاد نبوی، محمد سلامتی، و...) دیده میشود. بنابر بعضی گفتهها نبوی عضو سازمان جوانان حزب توده بود و با شاخهی "جزئی" که مارکسیسم مستقل از شوروی را جستجو میکرد، مرتبط بود. وی سپس به سازمان مجاهدین خلق پیوست که اسلام انقلابی را در روشهای مارکسیسم جستجو میکردند. با انحراف رسمی مجاهدین خلق وی "امت واحده" را تشکیل داد. این گروه پس از انقلاب به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیوست و طبعاً باید این گروه را مانند همهی سازمان در خدمت مبارزه فکری با التقاطیون محسوب کنیم.
اما در سال 1380 هاشم آغاجری عضو گروه امت واحده دین را افیون تودهها نامید و وارد فضایی شد که تعارض مواضع این گروه را با مواضع سالهای نخست انقلاب آشکار ساخت. وی گفت: "این که مارکس میگوید، دین افیون تودههاست تنها بخشی از واقعیت است من میگویم در حکومتهای دینی، نه تنها دین افیون تودههاست که افیون حکومتها نیز هست."
وی در سال 1379 در دانشکده فنی دانشگاه تهران گفته بود: "امروز خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهند پذیرفت. امروز خدا هیچکاره است. همه کاره مردمند"
آغاجری در اول تیرماه 1381 در دانشگاه علوم پزشکی گفت: "بعضیها خدا را مطرح میکنند که انسان را فاقد حق بکنند"
وی در سخنان جنجالیاش در همدان گفت: "این اسلام که ما با آن روبرو هستیم پوپولیستی نیست، یک دین اومانیستی است. یعنی دینی که افراد را تبدیل بکند به افسار قدرت و حاکمیت اسلامی" آغاجری در همین سخنرانی آموزههای شیعی را سیاه و تاریک توصیف کرد و فقاهت و تقلید از فقیه را موجب تقلید میمونوار انسانها دانست."
در پی این اظهارات گروه امت واحده (سازمان مجاهدین) طی بیانیهای رسمی به دفاع از وی برخواستند.
مدرسین حوزه علمیه قم نیز در اطلاعیه این سازمان را نامشروع توصیف کرد و از متدینین خواست از همکاری با اعضای آن پرهیز کنند.
مبارزه با ضدانقلاب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (و گروه امت واحده که جزیی از آن بود) مبارزه با گروههای ضدانقلاب را از وظایف محوری خود میدانست. اعضای این سازمان تلاش بسیاری برای زدودن فضای سیاسی کشور از این گروهها داشتند. مجاهدین خلق (منافقین) و فرقان به همت این سازمان منهدم شدند و اعضای پراکنده آن گروهکها از کشور گریختند. سازمان با گروهکهای ضدانقلاب دیگر که رفتار مسلحانه نداشتند مواجههی فکری داشت.
اما گروه امت واحد آرام ـ آرام راه دوستی با گروههای ضدانقلاب را در پیش گرفت. بهزاد نبوی درباره نهضت آزادی میگفت: "آقایان (نهضت آزادی) خودشان را با یک جریان برانداز هم سرنوشت کردند؛ جریانی که کارش عناد با رهبری و نظام اسلامی بود. این آقایان بعد از شهادت 72 تن، از ترس مردم به نخستوزیری پناهنده شده بودند. در تظاهرات علیه لایحه قصاص که قرار بود 30 خرداد اتفاق بیفتد این آقایان هم همراهشان بودند که با آگاهی امام عقیم ماند." (کیهان 18/11/74)
نبوی همچنین میگفت: "نهضتیها در موقعی که قدرت را در دست داشتند از همه انحصارگرتر بودند. در تمام دوران حکومتشان یک نفر حزباللهی را در مجموعه خود راه ندادند و فقط تیپهای جبهه ملی و منافقین را راه میدادند. عدهای از آنها در شورای انقلاب بدنبال این بودند که مسعود رجوی را شهردار تهران بکنند..." (کیهان 18/11/74)
محمد سلامتی هم میگفت: "نهضت آزادی در جریان جنگ تحمیلی به مرز "خیانت" رسید امام هم دست رد به سینه آنه زد." (کیهان 5/8/75)
سلامتی تصریح میکرد: "نهضت آزادی حکومت اسلامی را قبول ندارد، لذا از نظر ما در قالب غیرخودیها میگنجد. چون آنها به این نظام معتقد نیستند. ته فکرش این است که حکومت دیگری بوجود بیاید... اینها... اصلاً قانون اساسی و کلیت نظام را قبول ندارند خودشان به صراحت این را میگویند" (صبح امروز 19/4/78)
اما امروز نبوی و دوستانش به صراحت از همراهی با نهضت آزادی و ملی ـ مذهبیها سخن میگویند. هدی صابر عضو شورای سردبیری مجله ایران فردا (ارگان ملی ـ مذهبیها و نهضت آزادی) نبوی را بهترین گزینه برای ریاست مجلس ششم توصیف کرد. او میگوید: "بهزاد نبوی را بهترین نامزد برای ریاست مجلس میدانیم. کسی بهتر از ایشان وجود ندارد. (کیهان 29/2/79)
نبوی هم به این تعارفها پاسخ میداد و دربارهی حضور نهضت آزادی و ملی ـ مذهبیها در فهرست انتخاباتی جبهه دوم خرداد در انتخابات مجلس ششم میگوید: "از طرف ستاد انتخاباتی ائتلاف دوم خرداد هیچ منعی برای حضور آنان (ملی ـ مذهبیها) وجود ندارد. آنها میتوانند در فهرست نامزدهای دوم خرداد حضور داشته باشند." (کیهان 23/8/78)
در انتخابات مذکور سپس علیرضا رجایی از ملی ـ مذهبیها به فهرست دوم خرداد پیوست.
سلامتی در یک اظهارنظر عجیب میگفت: "ما اولین گروهی بودیم که در ارتباط با نهضت آزادی گفتیم باید آنها آزاد باشند." (رسالت 21/2/78)
وی میگفت: "اینها مخالف قانونی نظامند و حاضرند در چهارچوب قانون علیه نظام فعالیت سیاسی بکنند یعنی نظام را قبول ندارند منتها نقد میکنند" (صبح امروز 19/4/78)
دفاع از ولایت فقیه
از اهداف تاسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال 1358 دفاع از ولایت فقیه بود. اکنون نسبت گروه امت واحده را که عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را مصادره کرده است با ولایت فقیه میسنجیم.
محسن آرمین میگفت: "حکومت اسلامی مشروعیت خود را از مقام ولایت فقیه ... کسب میکند و مسؤولیت همه امور با فقیه ولی و امامی است که اقامه حکم میکند لذا ولایت امور به دست اوست. البته امام جامعه میتواند بعضی از امور را با حفظ حق ولایت فقیه به افراد دیگر تفویض نماید" (کیهان 27/10/66)
نبوی هم درباره حدود اختیارات ولایت فقیه میگفت: "مسؤولیت همه امور با فقیه ولی و امامی است که اقامه حکم میکند، لذا ولایت امور به دست اوست؛ البته امام جامعه میتواند، بعضی امور را با حفظ حق ولایت به افراد دیگر تفویض نماید. به هر حال منظور از حکومت اسلامی مجموعه اجزاء و نهادهایی است که در مجموع و تحت ولایت امام مسلمین به اداره امور میپردازند" (کیهان، همان)
بهزاد نبوی درباره تقلید میگفت: "در گذشته و حال بعضی از افراد متشرع و مذهبی در مورد مسائل فردی به رساله مراجعه میکردند، ولی مسائل اجتماعی را خود اجتهاد میکردند، اما در حال حاضر با پذیرش، "ولایت فقیه" باید در تمامی زمینهها "رسالهای" زندگی کنیم... البته چند سال پیش جو "رجوع به رساله" در میان دوستان روشنفکر ما نبود ولی خوشبختانه هماکنون در این جهت کوشا هستند که مبادا عملی یا سخنی خلافنظر امام انجام دهند." (پیام انقلاب 27/10/59)
نبوی باز هم درباره حدود اختیارات ولی فقیه تصریح میکرد: "نباید تصور شود که منظور امام از اختیارات حکومت اسلامی، اختیارات هیأت دولت است و یا این که مرجع تشخیص کلیه مصالح مسلمین هیأت دولت و کابینه جمهوری اسلامی ایران است (اختیارات مطلقه از آن شخص ولی فقیه است و نه هیچ نهاد دیگری)" (پیام انقلاب، همان)
اما ارگان مطبوعاتی گروه امت واحده در سالهای اخیر تصریح میکند: "هیچکس برهانی بر این که همه اختیارات لزوماً در اختیار یک نفر باشد اقامه نکرده است." (عصر ما، شماره 19/10/75)
سلامتی هم با لحن تمسخرآمیز میگوید: "اساساً قرار نیست در جامعه ما ولی فقیه به جای همه فکر (!) کند و راهحل ارائه کند. لازمه چنین اعتقادی آن است که نهادهای قانونی هیچگاه فعال نشوند زیرا در صورت فعال شدن عرصه را بر روی فقیه تنگ میکنند." (عصر ما، 23/7/73)
اما نبوی درباره حدود اختیارات ولی فقیه میگوید: "در بحث مطلقیت ولایت فقیه، اگر بنا باشد هیچ مرزی وجود نداشته باشد طبعاً دیگر قانون اساسی لازم نیست. اگر ما ولایت فقیه را فراتر از چهارچوب قانون اساسی قرار دهیم دیگر پذیرفتهایم که این اصل را میتوان مورد انواع هجومها قرار داد." (تلکس ویژه ایرنا 30/10/76)
عصر ما مینوشت: "ضرورتی ندارد که ولایت فقیه به این معنا باشد که همه اختیارات لزوماً میباید مختص و منحصر به یک فرد ولو عادلترین، شجاعترین و آگاهترین افراد، ثبوتاً یا اثباتاً باشد. (عصر ما، 19/10/75)
بهزاد نبوی میگوید: "آن ولایت مطلقهای را که امام میفرمودند استنباط ما این است که اختیارات حکومت اسلامی را مطرح میکردند و نه اختیارات یک شخص واحد را" (رسالت 27/11/75)
آغاجری به صراحت اختیارات ولایت فقیه را غیرمعقول دانسته و میگوید: "اگر فکر کنیم در هزاره سوم میلادی یک فردی میتواند، بنا به هر دلیلی یک جامعه را اداره بکند و رهبرش باشد و راه نشان بدهد اصلاً چنین تلقی، نادرست و نامتعارف با واقع است و نباید از لغت رهبر همچنین استنباطی کرد." (رسالت 18/9/78)
در آستانهی انتخابات مجلس هفتم این گروه سردمدار مخالفت با ولایت فقیه و سرد کردن فضای انتخابات شدند و به رغم نظر همه دلسوزان نظام خواستار عدم برگزاری انتخابات شدند!
دفاع از استقلال و کیان انقلاب اسلامی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تاسیس شد تا از استقلال جمهوری اسلامی و کیان انقلاب اسلامی دفاع کند. اما گروه امت واحده که اکنون این عنوان را تصاحب کرده است نه تنها در موضع ضدآمریکایی پیشین خود عدول کرده بلکه برای پشبرد اهداف انتخاباتی خود به حمایتهای آمریکا و اروپا امیدوار بود.
محمد سلامتی میگفت: "رابطه با آمریکا استقلال ما را تهدید میکند" (سلام 14/12/74)
نبوی میگفت: "ما اگر با آمریکا رابطه برقرار کنیم حقیقت انقلاب از دست میرود، از طرفی آنها فقط برای عوض کردن رفتارها و عقاید ما میآیند." (سلام، همان)
این گروه در بیانیه 19/11/70 خود میگفت: "نتیجه نهایی راه و خطمشی سازش و مصالحه (با آمریکا) پس از یک دوره نسبتا کوتاه بیتردید به تسلیم بدون قید و شرط و سرسپردگی خواهد انجامید... توصیه اکید ما اتخاذ موضع، و خطمشی دفاع فعال و ایستادگی توأم با درایت در برابر نظم نوین آمریکایی است... باید با عزمی استوار ضمن ایمان به توانمندیها و قدرت الهی و مردمی خود و شکستناپذیری قدرت جهنمی آمریکا، شناخت دقیق نقاط ضعف و قوه خود و دشمن و کاربست استراتژی و تاکتیکهای واقعبینانه براساس پایبندی به اصول، در برابر تهاجم آمریکا بایستیم و مشعل پرافتخار اسلام انقلابی را بر دروازه قرن بیست و یکم هرچه پرفروغتر و تابناکتر به نمایش بگذاریم و نشان دهیم که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
در این موضع چرخش گروه امت واحده صریحتر است، بهزاد نبوی میگوید: "ما با داشتن قدرت و حفظ منافع میتوانیم با هر کشوری از جمله آمریکا رابطه برقرار کنیم... باید به جهان توضیح دهیم که مسأله ما با آمریکا با منافع خودمان است و قصد جنگیدن با این کشور را نداریم" (ایران، 20/10/76)
تاجزاده نیز میگوید: "ما به نفع نظام میدانیم که از خصومت آمریکا نسبت به خود بکاهیم" (رسالت 1/10/77)
نبوی باز هم میگوید: "عادیسازی روابط با آمریکا منافی با تأیید اشغال سفارت در سال 58 ندارد." (کیهان 14/8/80)
نبوی حتی به صراحت میگوید: "والله من اعتقادی به مرگ بر آمریکا ندارم" (کیهان 21/1/78)
آغاجری هم بیاعتنا به آمریکاستیزی خود و دوستانش در سالهای گذشته میگوید: "امروز(!) عدهای از شعار مرگ بر آمریکا برای مقابله با مردم سوءاستفاده میکنند" (رسالت 13/8/78)
امت واحده؛ انحراف از اصول سازمان مجاهدین
با نگاهی به اصول محوری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مانند مبارزه با گروههای التقاطی، دفاع از انقلاب اسلامی، ولایت فقیه و... میتوان گفت: "گروه امت واحده که امروز نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را مصادره کرده است از اصول اساسی این سازمان منحرف شده است"