تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۳۴۶

*عمر اوزمن
ماه ژوئن سال 2004 از نقطه‌نظر خاورمیانه، ترکیه و تاریخ سیاسی کردستان ماهی بود که تصمیمات مهمی در آن گرفته شد، برگ‌های برنده تقسیم شد و در دهلیز اتاق‌های تاریک سناریوهای مختلفی طراحی شد. در نشست G – 8 (گروه هشت) تصمیماتی اتخاذ شد که سرنوشت تحولات پیش رو در خاورمیانه و شمال آفریقا را تعیین کرد، حوادثی مثل واگذاری دولت عراق به یک حکومت مشروع عراقی، جای گرفتن دولت فدرال کرد در برنامه بین‌المللی، بالا گرفتن مخالفتها بر ضد آپو (اوجالان) در میان «پ.ک.ک» و «KNK» و تجزیه‌ها، آزاد شدن نمایندگان حزب DEP از زندان که مدت 10 سال بود در زندان به سر می‌برند، شروع پخش برنامه به زبان کردی از تلویزیون دولتی، خاتمه دادن به آتش‌بس از طرف کنگره خلق هوادار آپو، همه اینها پشت سر هم در این ماه رخ داد.
روزی که پخش برنامه به زبان کردی از تلویزیون دولت ترک شروع شد، چهار نفر از نمایندگان سابق DEP از طرف دادگاه عالی ترکیه آزاد شدند مصادف شدن روز آزادی نمایندگانی که 10 سال پیش بدنبال پایمال شدن حقوق بین‌المللی و داخلی توسط دولت ترکیه با شیوه‌های تروریستی از مجلس به زندان انتقال داده شده بودند، با روزی که برنامه به زبان کردی از تلویزیون دولت ترکیه پخش شد، حتی اگر از نقطه‌نظر کردهای یک حادثه مثبت تلقی شود، نباید از نقطه‌نظر دولت ترک یک تصادف باشد.
پایان دادن به آتش‌بسی که کنگره خلق از 5 سال تاکنون برقرار کرده بود، آن هم همزمان با این دو حادثه، افکار عمومی را به خود مشغول کرد. وسایل ارتباط جمعی نوشتاری و دیداری بسیج شد و تبلیغات این موضوع که دولت ترک در سیاست کرد وارد تحول جدیدی شده است با شدت هرچه تمامتر انجام شد.
نمایندگان DEP و تونجای باقرخان رهبر کل DEHAP ، این دفعه، به عنوان سفیران صلحی که بهای دمکراسی را پرداخت کرده‌اند در رسانه‌ها حضور یافتند. از طریق همه کانالهای رسمی و خصوصی تلویزیون سخنرانی‌های صلح‌آمیز این نمایندگان و تونجای باقرخان، طی روزهای متوالی بصورت مکررا به توده‌ها عرضه شد، در سفر نمایندگان به کردستان، شعار «زنده باد رهبر آپو» که در اجتماعات سر می‌دادند و منظره پلاکاردهای نوشته شده بطور زنده روزهای متوالی نشان داده شد. رسانه‌های ترک انگار که هوادار آپو شده بودند. این نمایندگان سابق بیچاره که سخنرانی‌های صلح‌جویانه‌ای را خطاب به مردم خشمگین و زخم‌خورده روستایی کرد که با بکار گرفتن امتیازات تاوانی که متحمل شده‌اند، در میادین جمع شده بودند، سر می‌دادند، از این خبر ندارند که به احتمال بسیار قوی به عنوان سیاهی لشکرهای یک سناریوی تهیه شده در پشت درهای بسته بکار گرفته شده‌اند. نمایندگان سابق DEP که به عنوان سفیران صلح نشان داده می‌شوند، فورا ملاقاتی با عبدالله گل معاون نخست‌وزیر انجام دادند و در حالی که سفر خود را به کردستان ادامه می‌دادند، حملات مسلحانه کنگره خلق هوادار آپو همزمان در منطقه شدت می‌گرفت. در همان مقطع زمانی زبیر آیدار باز هم نماینده سابق DEP با صفت رهبر کنگره خلق هوادار آپو در سخنرانی که در روزنامه اوزگور پلیتیکا و تلویزیون «روژتی‌وی» انجام داد، اعلام کرد: در جلسه‌ای که با حضور 200 نفر از کادرهای کنگره خلق که در کوه‌های کردستان برگزار شد و مدت 13 روز طول کشید، بنا به دستور آپو به آتش‌بسی که از مدت پنج سال پیش به این طرف ادامه داشت، پایان داده و تصمیم به از سرگیری مجدد عملیات‌های نظامی گرفته شده است.
مصادف شدن پخش برنامه، به زبان کردی از تلویزیون دولت و با آزاد شدن نمایندگان DEP از زندان در یک روز و تصمیم‌گیری کنگره خلق هوادار آپو هم در همان تاریخ برای از سرگیری مجدد مبارزه مسلحانه، به هیچ‌وجه، آن‌گونه که ادعا شده سیاستهایی نیستند که مخالف هم باشند. وقتی وضعیت مشخص منطقه، شرایط اقتصادی بین‌المللی، آخرین حوادث عراق و کردستان عراق از دست دادن قدرت قشر سنتی در دولت ترکیه. جدایی‌های صورت گرفته در درون «پ.ک.ک» را با هم بررسی کنیم، تخمین زدن این که هر 3 جریان سیاسی مکمل یکدیگر بوده و در یک مرکز تصمیم‌گیری شده‌اند، کار سختی نیست.
منطقه با ثبات کرد در میان هرج و مرج عراق
تشکیلات‌های تروریستی اسلامگرای فاشیست که رژیمهای با نفوذ و مستبد (توتالیتر) خاورمیانه از آنها حمایت می‌کنند، مقاومت خود را بر علیه نیروهای ائتلاف در عراق ادامه می‌دهند. ائتلاف گروه‌های تروریستی که زیادتر از اهداف نظامی، مردم غیرنظامی عراق را مورد هدف خود قرار می‌دهند و از سوی دولتهای متنفذ حمایت می‌شوند، به رغم همه تلاشها در داخل دولت فدرال کردستان جنوب (کردستان عراق) موثر نیستند.
منطقه کردستان، به عنوان تنها منطقه عراق بسرعت به سوی مستقل شدن پیش می‌رود. وقتی که موازنه‌های قدرت موجود در عراق مدنظر قرار می‌گیرد، بنا به دلایلی مثل درگیریهای داخلی شیعی، درگیری سنی و شیعی و موثر بودن تمایلات جانبدارانه، تاسیس صلح و ثبات ممکن به نظر نمی‌رسد. این وضعیت، در سطح بین‌المللی روند رو به استقلال اعتبار فدراسیون با ثبات کرد را تسریع می‌کند.
از طرف دیگر نیروهای ائتلاف که ایالات متحده آمریکا و بریتانیا در راس آن قرار دارند، در 30 ژوئن در عراق قدرت را به حکومت، مشروع عراق واگذار کردند. قانون اساسی و حکومت مشروع عراق که سیستم دمکراتیک پارلمانی و فدرال را به عنوان اساس کار خود قرار داده، با تصویب قطعنامه شماره 1546 شورای امنیت سازمان ملل، به تضمین حقوقی بین‌المللی دست یافت.
وقتی حکومت عراق در 30 ژوئن قدرت را در دست گرفت، کردها پست‌های حساسی را به دست گرفتند. نیروهای مسلح حکومت منطقه‌ای کردستان به عنوان عناصر اصلی ارتش عراق، از قانون عمومی خلع سلاح نمودن که در عراق مورد اجرا قرار دارد، مستثنی شدند. با سر شماری جمعیت که قرار است در ماه اکتبر انجام بگیرد، داخل نمودن کرکوک شهر نفت در محدوده دولت فدرال کرد یک احتمال قوی می‌باشد. وظیفه مقدم حکومت عراق ایجاد صلح و ثبات است. بدین خاطر لازم است که به غیر از نیروی حافظ صلح که سازمان ملل متحد به عراق اعزام خواهد کرد و نیروهای ائتلاف سایر نیروهای مسلح پاکسازی شوند، بدون شک، واحدهای ویژه ترکیه و کنگره خلق هم داخل این نیروهای مسلح هستند.
بویژه واحدهای وابسته به فرماندهی نیروهای ویژه ترک که نقش ترکمن را بازی کرده و شیعیان را به عدم ثبات تشویق می‌کنند. از سال 1996 به این طرف موجودیت «پ.ک.ک» در منطقه را برای خود بهانه کرده و به شکلی مخالف با موازین حقوق بین‌المللی برای ترک نکردن منطقه مقاومت می‌کند. نیروهای ائتلاف و یا نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد مسئول برقراری و حفظ امنیت در عراق خواهند بود، با ایجاد صلح داخلی توسط حکومت مشروع عراق، بهانه ماندن نیروهای ویژه ترک در منطقه بطور اتوماتیک از میان برداشته می‌شود. دقیقا در یک چنین دوره‌ای، ارتش ترک باید حق تعقیب شورشیان در 30 کیلومتری آن سوی مرز خود را بدست آورد. بدین ترتیب بین تصمیم به از سرگیری عملیات نظامی توسط کنگره خلق هوادار آپو، در اول ماه ژوئن و انتقال قدرت به حکومت عراق در 30 ژوئن یک رابطه وجود دارد. والا تاریخ انحلال آتش‌بسی که مدت 5 سال بود، ادامه داشت را به چه طریق دیگری می‌توان تفسیر کرد؟ آیا حکومت منتفذین نظامی که جهت‌دهنده سیاست دولت می‌باشد، آپو و بندبازهای رانت‌خوار سیاسی جمع شده در اطراف او هیچ توجهی به این مسئله دارند؟
از وقتی آپو به جزیره ایمرالی انتقال یافته است، تا به امروز چه در دفاعیاتش و چه از طریق وکلای مجاز از طرف دولت و در اظهاراتی که برای افکار عمومی بیان داشته؛ با اصرار اعلام می‌نماید که مبارزه مسلحانه یک خطاست.
اوجالان خاطرنشان می‌سازد که خودش از سال 1993 به این طرف سعی در توقف جنگ داشته ولی نتوانسته است این را به گروههای چریکی مسلح درون حزب بقبولاند. او باز هم جلوتر رفته راه‌حلهای مثل فدراسیون، حکومت خودمختاری منطقه‌ای را رد می‌کند، و احترامش را به ساختار اداری ترکیه در چارچوب یک جمهوری دمکراتیک ابراز می‌دارد.
مهمتر این که اظهار می‌دارد: اگر همه پتانسیل‌های نظامی دنیا هم مال من باشد، دیگر با دولت ترکیه نخواهم جنگید.
اگر آرشیو 5 سال اخیر روزنامه‌ها و نشریات اوزگور پلیتیکا، اوزگور خلق و شبکه تلویزیونی مدیا بررسی شود، یافتن دهها نوع سخنرانی‌های این گونه در بین آنها ممکن است. خیلی‌خوب، چه شد کسی که این قدر از جنگ دور شده، آپویی که به خدا قسم خورده که حتی اگر صاحب همه پتانسیل‌های نظامی دنیا هم باشد، دیگر با دولت ترک نخواهد جنگید؛ در حالیکه او در جزیره ایمرالی سر جایش نشسته است، می‌تواند دوباره تصمیم به ادامه جنگ بگیرد. در حالی که، تغییرات قانونی که AKP در چارچوب قوانین هماهنگی با اتحادیه اروپا انجام داد، علیرغم فرمالیته بودنشان، مطالباتی را که آپو تا به امروز مطرح نموده است، بیش از حد انتظار برآورده می‌کند. چون که اوجالان و طرفداران او، راه‌حلهایی مثل فدراسیون، حکومت خود‌مختار منطقه‌ای را واقع‌بینانه نمی‌دانند، هر دفعه تکیه کلام آنها ساختار اداری ترکیه، وحدت و برابری موجود در آن است. اوجالان در دفاعیاتش در جزیره ایمرالی هم مسئله کرد را تنها به آزادی زبان و فرهنگ محدود می‌کند.
چرا احزابی مثل DYP ، DSP ، MHP که تا به امروز در راس قدرت بوده‌اند، به تنهایی مسئولیت جنگ را بر عهده خود نگرفتند؟
نویسندگان لیبرال دمکرات که در مسئله قبرس طرفدار راه‌حل رفراندوم پیشنهادی از طرف کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد هستند و این رفراندوم در ماه مارس گذشته برگزار شد، در ستونهای یادداشت خود، با استناد به روشهای مخالف راه‌حل دولت متنفذ و طرفدارانش، عبارت قبرس آخرین قلعه سنت‌گرایان را تثبیت نمودند. در حالی که در روزگار ما سنت‌گرایان ورقهای اصلی خود را در جزیره ایمرالی بازی می‌کنند.
جلوگیری از روند تشکیل دولت در جنوب کردستان، متوقف کردن افزایش تعداد مخالفان ضد آپو در درون K.K.P و سلب قدرت‌عمل روشنفکران کرد، به سطوح آوردن حکومت AKP و بستن راه اتحادیه اروپا بر روی آن، نیازمند بوجود آوردن یک فضای جنگی است. هر کسی که در زندان نظامی بوده بخوبی می‌داند که هر نوع مکاتبه، تنها وقتی می‌تواند به بیرون از زندان برود که مهر رویت شد از طرف اداره زندان بر آن زده شده باشد. به علاوه جزیره ایمرالی که آپو در آنجا به سر می‌برد یک زندان معمولی نیست. احمد زکی اوغلو گفته است معاون دادستان به ما تحمیل شد وی که قبلا از وکالت آپو منصرف شده بود، فاش نموده که چهار نفر افسر عالی‌رتبه از ستاد کل ارتش ترک با عنوان کمیته هماهنگی نخست‌وزیری بطور مداوم در جزیره ایمرالی حضور دارند. جای بسی تامل است که آپو، چگونه می‌تواند دستورات خود را در زمینه‌های بازسازی مجدد کنگره خلق و خاتمه دادن به آتش‌بس را بدون اطلاع این افسران عالی‌رتبه در گوش وکلایش زمزمه کند؟ این دستورات که شامل صدها صفحه است، وکلای آپو از طریق کدام کانالها می‌توانند به هوادارانش منتقل نمایند؟ خیر، اگر ستاد کل ارتش ترک با دادن یک چنین آزادیهایی، بطور دمکراتیک رفتار می‌نماید، پس آیا داد و فریاد طرفداران آپو با مضمون تجرید برای رهبر یک بازی برای سرپوش گذاشتن بر روی مسائل اساسی نیست؟
وظایف وکلای آپو، بیش از انجام دادن دفاعیات حقوقی، یک منظره دیپلماسی جنگ را نشان می‌دهد. به عقیده من، تاریخ سیاسی دنیا، نه شاهد یک چنین دعوا و نه ترتیب دادن یک چنین جنگ حیله‌گرانه‌ای بوده است. همین که حملات اعضای کنگره خلق هوادار آپو شروع شد، فرمانده ارتش ترک طی اظهاراتی مبنی بر اینکه عملیات‌های، ما در داخل و خارج از کشور ادامه خواهد یافت بطور ضمنی کردستان عراق را به عنوان هدف انتخاب می‌کرد. چنان که دوغان گونش از روسای سابق ستاد ارتش، در تاریخ 25 ژوئن 2002 که به همراه امید اوزداغ در یکی از برنامه‌های شبکه 8 tv شرکت نموده بود، عینا اینها را می‌گفت: بلافاصله بعد از روزی که نیروهای بارزانی و طالبانی در سال 1992 فدراسیون را اعلام کردند. ما در منطقه عملیات انجام دادیم. هدف اصلی ما «پ.ک.ک» نبود. بلکه ممانعت از تشکیل فدراسیون بود.
اوکتای اکسی و دیگر قلم به دستان فرصت‌طلب، که در یادداشت‌های خود پشت سر هم از روزنامه اوزگور پلیتیکا مطلب نقل می‌کنند، آیا نمی‌دانند که تصمیم فسخ آتش‌بس و دستورات تاسیس کنگره خلق در شمال عراق صادر نشده، بلکه در جزیره ایمرالی صادر می‌شود؟
DEHAP به میانجیگری چه چیزی دلخوش است؟
هیأت حاکمه کمالیست بعثیست که ریشه‌شان در درون ارتش ترک به MDD (انقلابیون ملی دمکراتیک) سال‌های 1970 برمی‌گردد، ایده جمهوری دمکراتیک را که به آپو و DEHAP دیکته می‌کنند، از طرف روشنفکران کرد در میان انظار عمومی تشریح شده و بی‌تاثیر گردید و ماسکهای چپ‌گرایان مبهمی مثل یالچین کوچک که از تهیه‌کنندگان این پروژه بود را از چهره‌شان برداشت. DEHAP که در انتخابات محلی 28 مارس گذشته با SHP مراد کارا یالچین که خود مسئولیت سه هزار جنایت فاعل مجهول در زمان نخست‌وزیری تانسو چیلر را بر عهده دارد، ائتلاف کرده و وارد عرصه انتخابات شده بود، سیلی محکمی از مردم کرد خورد.
در نتیجه این سیاستها، باعث شد افرادی در KNK (کنگره ملی کردستان) و شورای رهبری «پ.ک.ک» اعتراضات خودشان را بلند کنند. کنگره خلق که در پی این فروپاشیها به دستور صریح آپو تشکیل شده است، تصمیم به فسخ آتش‌بس می‌گیرد.
واقعیتی که هست، این است که مردم بینوای کرد که مدت 15 سال تاوان سنگین جنگ را پرداخته‌اند، حالا دیگر کمکی ندارند که بتوانند به هر کدام از طرفین درگیری ارائه نمایند. به راستی طاقتشان تمام شده است. نمایندگان DEP که دقیقا در همین فاصله زمانی از زندان آزاد شده بودند، با استثمار نمودن محبوبیت خود در نزد خلق در میان پوسترهای رنگارنگ آپو به سوی میادین میتینگ سرازیر شدند. بدین ترتیب با استفاده از مظلومیت نمایندگان سابق و تاثیرات پخش برنامه به زبان کردی، برنامه عوض شد. مخالفتهایی که در شورای رهبری «پ.ک.ک» و KNK بر علیه آپو صورت می‌گرفت، خنثی شد. تحت نظارت مطلق آپو به رگهای DEHAP که خود به نفع ملیت‌گرایی ترک یغما شده بود، خون تازه‌ای تزریق شد. تونجای باقرخان دبیرکل DEHAP حمایت تبلیغات سرپوشیده‌ای را که در میان جو روانی برای خودش و آپو فراهم کرده بود، جلب نموده، با شیطنت خاص شرق با گفتن: ما با هر دو طرف در یک مسافت مساوی قرار داریم. برای میانجی بودن حاضریم، سعی در فریب دادن افکار عمومی ترک و کرد داشت.
در حالی که در عرف دیپلماسی، میانجیگری در اختلافاتی که از راه مذاکره قابل حل نیست، به عنوان وسیله‌ای برای وارد شدن طرف سومی به میدان شناخته می‌شود. همانطوری که هنوز مذاکره‌ای بین دولت ترک و جنبش کردهای شمال وجود ندارد، تونجای باقرخان هم حائز صفت طرف سوم نیست. ضمنا وقتی به اهداف برنامه‌ریزی شده، معادلات سیاسی و پیامهای اتحاد و همبستگی که کنگره خلق هوادار آپو در میان افکار عمومی اعلان کرده است بنگریم، بحث کردن از یک اختلاف قابل حمل به میز مذاکره هم ممکن نیست. این یک واقعیت است که حق تعیین سرنوشت مردم کرد توسط خودشان در وسط میدان مانده است.
این حق که در متن قراردادی حقوقی بین‌المللی تحت ضمانت قرار داده شده است، دولت جمهوری ترکیه مصرانه آن را انکار می‌کند و به رسمیت نمی‌شناسد. این یک اختلاف جدی است.
اما راه‌حلهایی مثل استقلال، فدراسیون دمکراتیک، خودمختاری، خودمختاری سیاسی منطقه‌ای که از اشکال بکارگیری این حق هستند، کنگره خلق هوادار آپو، به یک صورت برنامه‌ریزی شده آنها را رد می‌کند.
آیا می‌توان گفت بین دولت ترک و آپو که در دفاعیات خود در جزیره ایمرالی علت ادامه حیات خود را مخالفت با تشکیل دولت کرد اعلام کرده، اختلاف وجود دارد؟ کنگره خلق هوادار آپو به کدام دلیل دوباره تصمیم به از سرگیری جنگ علیه دولت ترکیه گرفته است؟
موضوع اختلاف اساسی میان دولت ترک و مردم کرد تعیین کردن حق سرنوشت توسط ملت است. این حق را تنها از مجرای کسی که صاحب آن باشد، کسی که آن را مطرح بکند و گروهها و احزاب سیاسی مشروع که نماینده اراده او هستند، می‌توانند مطرح بکنند، اگر لازم باشد، می‌توانند صاحب اختیار برای مذاکره شوند.
کنگره خلق که در یک چنین مقطعی از طرف بیشتر کشورهای دنیا به عنوان یک گروه تروریستی معرفی شده است، اینک دوباره می‌خواهد با روشهای کهنه مردم کرد را به میدان جنگ بکشاند. این کار به هیچ هدف دیگری به غیر از اینکه مسئله کرد در سطح بین‌المللی با عنوان ترور معرفی خواهد شد، خدمت نخواهد کرد. این وضعیت نیز طلب و خواسته دولت ترک است. به همین خاطر در جناحهای روشنفکر، دمکرات، میهن‌پرست و بشردوست، باید مردم کرد و ترک را درباره DEHAP و افرادی که ذهنیت سابق «پ.ک.ک» را داشته و با عقل سلیم تمایز دارد، هوشیار کرد. باید پروژه‌های عملی را که از طرف کارگردانان فرصت‌طلب مرموز در پشت درهای بسته آماده می‌شوند، فاش کرد، باید بازی‌های آنها را بر هم زد.