تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۴۷۴

مصطفی جعفرپیشه فرد
آن هنگام که در تاریخ 67,10,13 , صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران , اعلام کرد : هیئتی عالی رتبه همراه با یک پیام از امام خمینی (ره ) به صدر هیئت رئیسه اتحادجماهیر شوروی , میخائیل گورباچف , عازم این کشور شده است . شگفتی عجیبی در چهره همگان تبلور شد. همه از هم می پرسیدند : این پیام به چه منظور هست و محتوای اصل آن چیست اگر محتوای آن را پیامی سیاسی , در مورد روابط دو کشور ایران و امپراطوری عظیم شوروی تشکیل می دهد , مرسوم آن است که حامل پیام یک رجلی سیاسی و چهره شناخته شده بین المللی باشد , نه یک شخصیت برحسته علمی وحوزوی , بعلاوه , این نوع روش , کمتر از امام (ره ) مشاهده شده بود که بخواهد مستقیما به رهبران کشورها پیام بفرستد و همراه آن هیئتی را اعزام کند. این هم به رئیس یک ابرقدرت که نیمی از قدرت جهان را در اختیار دارد. سفر هیئت اعزامی به شوروی و پیامی که همراه آنان بود , ده ها سوال و نقطه ابهام بی پاسخ را در خاطره ها پدید آورد.
شگفت تر آنکه وقتی محتوای پیام , توسط هیئت اعزامی , سطر به سطر برای رهبر شوروی سابق خوانده شد و ترجمه گشت واز رسانه های ایران و جهان به سمع همگان رسید , تعجب جهانیان دوچندان شد. گرچه پاسخ سوالهای خود را دریافتند و متوجه شدند که این پیام , در ظاهر از پیامهای سیاسی معمولی که روابط دو کشور را رقم می زند , نیست و هیچ چیز از آن نیز جنبه سری ندارد که بخواهد اسناد طبقه بندی شده در کشور , ده ها سال دور از انظار و افکار عمومی باشد , لذا تمامی آن برای همه مردم جهان قرائت گردید و همه با محتوای آن آشنا شدند , ولی این بار علت تعجب و شگفت انگیز بودن پیام آن بود که , این پیام از جنس پیام های سیاسی و دیپلماتیک متعارف نیست که رهبری به رهبر کشور دیگری , نامه ای بفرستد و از روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور سخن بگوید یا به لحاظ همسایه بودن , از حس هم جواری و دوستانه بودن روابط دو کشور سخن به میان آورد. این پیام ماهیتا , پیامی متفاوت است و در واقع مربوط به دنیا و فضایی دیگر , که برای هیچیک از رهبران سیاسی کشورها و رجال دیپلماتیک جهانی آشنا نبود , برای آن دشوار بود که بتواند خود را در دنیایی که پیام آن را به تصویر می کشید قرار دهند و لذا دنیا از تفسیر آن عاجز ماند
البته اگر می خواست , می توانست ولی به لحاظ موونه زیاد آن , نخواست و نتوانست پیام را درک کند , همچنانکه هنوز هم , پس از 15 سال از صدور آن متن تاریخی اعجازگونه و انقراض امپراطوری ابرقدرت شرق که در خود آن پیام نیز پیشاپیش به این زوال و نابودی اشاره شده بود , دنیا از درک و تغییر آن عاجز مانده است و حاضر نیست در اطراف آن بیندیشد و حداقل به دوباره خوانی آن اقدام نماید. کمااینکه مخاطب مستقیم آن هم نتوانست , محتوای اصلی پیام را درک و آن را هضم کند. گرچه در گوشه و کنار جهان , در میان اندیشمندان و متفکران , آنان که چراغ فطرت آنها , هنوز روشن بوده و مادیت وجود آنان را استحاله نکرده بود , مخاطبان فراوانی داشت که پیام را به گوش جان شنیدند و لبیکی جانانه بدان گفتند. که به نظر نگارنده , مخاطب اصلی پیام امام نیز همانها بوده و هستند.
اصولا کسی که زندگی و حیات پر برکت امام روح الله موسوی خمینی (ره ) را در طول حدود نه دهه بررسی کند , مشاهده می کند که عمر نسبتا طولانی امام , در هر برهه و مرحله ای برکات و آثار فراموش ناشدنی از خود برجای گذاشته است . برای روشن شدن جایگاه پیام حضرت امام به گورباچف در حیات امام , لازم است مروری ـ هر چند فشرده ـ داشته باشیم به برهه های اصل حیات علمی ـ سیاسی و معنوی ایشان : 1 ـ سالهای تحصیل فقه و اصول و فلسفه و عرفان و سایر علوم اسلامی که همزمان با آن نوشته های مهمی به دست امام در این برهه قلمی شده است و در اختیار ارباب فصل و فکر می باشد. 2 ـ سالهای تدریس و شاگردپروری و تشکیل حوزه های درسی فلسفه و اخلاق تا خارج فقه و اصول که زبانزد خاص و عام است و برکات آن را در شاگردان برجسته و تالیفات گرانقدر شاهدیم 3. ـ برهه پس از وفات آیه الله بروجردی (ره ) و بردوش گرفتن لوای موهبت و مبارزه با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و لایحه کاپیتولاسیون تا حوادث پانزده خرداد و تبعید به نجف 4. ـ عصر حضور در حوزه علمیه نجف اشرف و تشکیل حوزه درس خارج در شهر مقدس و تدریس ولایت فقیه و آشنا کردن نجفیان با ابعاد فراموش شده اسلام و همچنین هدایت مبارزات از نجف با ارسال پیام و نوار . 5 ـ برهه پس از شهادت حاج آقا مصطفی (ره ) و اوجگیری مبارزات حق طلبانه مردم ایران و رهبری آن توسط حضرت امام ا ز نجف تا پاریس و سکانداری انقلاب اسلامی و بازگشت به وطن و پیروزی انقلاب که برکات حضرت امام در این برهه بر هیچ فرد منصف و مطلعی پوشیده نیست . 6 ـ عصر معماری و بنیانگذاری نظامی سیاسی بر طبق آموزه های و حیاتی و دینی . در عصری مملو از تمامیت خواهی نظامهای سلطه مبتنی بر مادیت و سکولاریزم وسکولاریزاسیون و هدایت کشتی طوفان زده انقلاب از امواج سهمگین حوادث و مبارزه ای سخت و سهمگین با خداوندان زر و زور و تزویر در عرصه جهانی . که این عصر از زندگی امام , تبلور و درخشندگی خاصی در میان مراحل گذشته حیات این بنده صالح الهی دارد . 7 ـ عصر هفتم از مراحل هفتگانه حیات سه بعدی علمی ـ سیاسی ـ معنوی حضرت امام اختصاص به سال آخر حیات این رجل توحیدی دارد. این برهه که چند ماهی بیشتر طول نمی کشد , با دقت در ابعاد مختلف آن , به نظر صاحب این قلم , باید به حساب کرامات باطن و ابعاد بلند روحی ایشان گذاشته شود.
این یک سال آخر , آنچنان درخشندگی و تلالو دارد که در آسمان پر ستاره حیات معنوی حضرت امام , همچون ماه شب بدر می درخشد , به گونه ای که فصلی خاص از حیات امام را به خود اختصاص می دهد و به نوبه خود نیازمند تحقیق و بررسی عالمانه و موشکافانه است , ارسال پیام برای میخائیل گورباچف تنها یکی از برکات سال آخر عمر امام می باشد. پیرمردی در سن کهنسالی که حدود 89 سال از زندگی سراسر زحمت و کوشش را پشت سر گذاشته , دست به نوشتن پیامهایی می زند و اقداماتی را انجام می دهد که هر یک به تنهایی , در ابعاد بزرگی یک انقلاب قابل ارزیابی است . گرچه وسواسان و خناسان که نمی توانند قدرت ایمان و صلابت معنویت را درک کنند , خواستند نسبت به برخی از پیامها و اقدامات سال آخر ایشان , تردیدی ایجاد کنند ولی خط و قلم ایشان از یک سو , سبک و شیوه نگارش امام و انبوه فراوان نامه ها و اقدامهای مهم سال آخر , نشان داد وسوسه های شیطانی تاثیری در جایگاه مهم ابعاد عرفانی و معنوی حضرت ایشان ندارد. ارائه لیستی فشرده در حد نام بردن و یادآوری از اقدامات سال اخیر حیات امام , به ترتیب تاریخی آن , در این جهت بسیار مفید است و نشان می دهد : که پیام ارسالی به گورباچف در چه زمینه و جایگاهی صادر شده است .
پذیرش قطعنامه 598 و ارسال پیام به ملت ایران در خصوص آن (1367,4,29 )
حکم بازی با شطرنج و اعلام ابعاد مختلف اجتماعی فقه که در زمینه های مختلف زکات و انفال و سبق و رمایه و رهان و وقف و محیط زیست ابعادی جدیدی را می گشاید. (67,7,2 )
پیام به آقای میخائیل گورباچف (1367,10,11 )
نامه به مدیرعامل صدا و سیما در اعتراض شدید به پخش برنامه توهین آمیز که مطلبی درباره الگوی زن گفته شده بود. (1367,11,9 )
حکم به ارتداد و اعلام قتل سلمان رشدی به مسلمانان جهان (1367,11,25 )
منشور روحانیت که ضمن آن , تاکید بر فقه سنتی و اجتهاد جواهری شده و زمان و مکان به عنوان دو عنصر تعیین کننده ی اجتهاد شمرده شده بود . (1367,12,3 )
عزل قائم مقام رهبری (1368,1,6 )
حکم تدوین متمم قانون اساسی و بازنگری در برخی از اصول آن (1368,2,4 )
اقدامات هشتگانه بالا , هر یک به تنهایی می تواند موضوع یک تحقیق قرار گیرد تا ابعاد گوناگون تاثیرگذار آن آشکار گردد.
در میان این پیامها و اقدامات هشتگانه فوق الذکر , نامه به گورباچف , از برجسته ترین آنهاست . گذشته از آنکه در این پیام , شکست ایدئولوژی شوروی پیش بینی شده بود و امام اعلام کرده بود : « از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان تسخیر کرد , چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست . » (1 ) محتوای اصل پیام , در وادیی سیر می کرد که متداول و متعارف سیاسیون عالم نبود و لذا پیامی از آن جنس و ماهیت , نه تنها در عصر حاضر , بلکه در طول تاریخ شاید بی سابقه باشد. و تنها نمونه آن را در دعوت پیامبر اسلام (ص ) و نامه های پیامبر خاتم (ص ) به رهبران ایران و روم می توان سراغ گرفت .
پیام امام به گورباچف از جنس دعوت پیامبران الهی همچون ابراهیم و موسی و عیسی و خاتم الانبیا ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ بود که لب و عصاره آن را مبارزه با شرک و ایمان به توحید تشکیل می دهد. امام در این پیام , در چهره عبدی صالح و شاگردی از مکتب انبیا که دل در گرو دوستی خالق دارد و برای مخلوق او شفیقی صادق است , به عنوان سیاستمداران عمیق , جامعه شناسی فرهیخته , جهان شناسی صاحبنظر و مصلحی جهانی , اعلام می کند , مشکل شما که غرب را هم به بن بست کشانده و خواهد کشانید , عدم اعتقاد واقعی به خداست . این نشان می دهد که دردهای بشریت و نیازهای او را امام به دقت بررسی کرده است و نسخه واقعی معالجه آن را در سمت طبیبی دلسوز اعلام می کند. او معتقد است برای حل مشکلات بشریت باید به دنبال درک نیازهای واقعی انسان بود و با مادیت نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است , به درد آورد . (2 ) این پیام در زمانی صادر شده است که هنوز دوران جنگ سرد پایان نیافته است و سخنی از نظم نوین جهانی بر سر زبانها نیست . ولی امام به واقع , پیشاپیش شکست تئوری هایی نظیر نظم نوین جهانی را نیز اعلام می کند , چرا که در این طرحها , وقتی درد اصلی شناخته نشود , معلوم است که نمی تواند نیاز اصلی بشریت را تامین کند و شکست آن قطعی خواهد بود. دقت در عناصر اصلی پیام این پیر فرهیخته , درسی بزرگ به تمامی مصلحان و روشنفکران داخل و خارج و جهان اسلام است باید همگان به این نکته بیندیشند و در اطراف آن غور و جستجو کنند که آیا به راستی درد اصلی کجاست و درمان را باید از کجا سراغ گرفت آنان که به دمکراتیزاسیون می اندیشند و سکولاریزاسیون را مسیر حتمی و لایتغیر انسانی تلقی می کنند , خوب است اندکی در اطراف پیام امام دوباره فکر کنند و ببینند; آیا امام توانسته است درد بشریت را بشناسد و آن را درمان کند یا نه اگر پاسخ منفی است لااقل آن را اعلام کنند و با دلیل و برهان به راهنمایی دیگران بشتابند و اگر پاسخ مثبت است , زمینه های تحقق این پیام و زمینه های اجرایی و عمل کردن به این نسخه را فراهم آورند , در اطراف آن بگویند و بنویسند و بدینوسیله بزرگترین خدمت را به بشریت گرفتار انجام دهند و نام خود را در موزه اصلاح طلبان واقعی که همان انبیا و اولیا الهی اند ثبت کنند. این نسخه همان است که در فرازهای پایانی پیام حضرت امام به گورباچف بود و مع الاسف او نخواست و یا نتوانست به آن گوش دهد : « از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما , که به جهت ارزشهای والای جهان شمول اسلام است که می تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید . » (3 )