تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۵۰۴
نگاهی بر گسترش روزافزون فرقه‌گرایی در کشور

طهورا مهدوی
طی سال های اخیر متاسفانه رواج فرقه های به اصطلاح معناگرا!!! در کشور روبه تزاید گذاشته است . در اکثر این فرقه های انحرافی احساسات و عواطف جوانان به بازی گرفته می شود و از آنها در راستای منافع شیطان صفتان سوء استفاده می شود.البته باید به این نکته نیز توجه داشت که علی رغم جذابیت های این فرقه ها ناآگاهی برخی از جوانان نیز عامل بسیار موثری در به دام افتادن آنهاست. متاسفانه طی سال های اخیر برخی از جوانان با ناآگاهی وارد این وادی شده اند و در نهایت نیز جز به تباهی و فساد راه نبرده اند. با این حال باید گفت افزایش روز افزون فرقه های انحرافی در کشور و امکانات بسیار بالای آنان برای تبلیغ و عضو گیری حکایت از پشتیبانی برخی از معاندین انقلاب از این فرقه ها دارد.
در واقع می توان فرقه گرایی و گسترش عرفان های تصنعی را بخشی از پروژه جنگ نرم دشمنان علیه انقلاب اسلامی محسوب کرد. رهبر معظم انقلاب چندی پیش در سفر به قم و در جمع هزاران نفر از مردم قم در خصوص گسترش فرقه ضاله و اباحی گری های اخلاقی فرمودند " [امروز دشمنان درصددند در ] داخل کشور، از طرق مختلف، پایه‌هاى ایمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند؛ از اشاعه‌ بى‌بندوبارى و اباحی گرى تا ترویج عرفانهاى کاذب - جنس بدلى عرفان حقیقى - تا ترویج بهائیت، تا ترویج شبکه‌ کلیساهاى خانگى؛ اینها کارهایى است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیش‌بینى دشمنان اسلام دارد انجام می‌گیرد؛ هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند. " با این حال باید گفت مهمترین کارکرد فرقه ها و مجموعا فرقه گرایی ایجاد بحران های هویتی در باب مسائل معنوی و روحیات جمعی است.فرقه های معنوی البته اگر بتوان آنها را معنوی توصیف کرد ، خود را جانشین خدا ساخته و ذهن مخاطبینشان را معطوف به معانی غیر عقلایی ، تخیلی و انبوهی از خرافات می‌کنند.فرقه های خود را جانشین دین می‌کنند و در پی آن به نوعی گسست اجتماعی و روانی در کنار گسست معنوی جامعه کمک می‌کنند.
این پدیده باعث می شود تا اعضا احساس تعلق خاطر در زمینه های مختلف را به یکباره با گرایش به رئیس و سازنده فرقه جایگزین نموده و به نوعی حصار کشی شخصی در حوزه فکر و عمل سیاسی و اجتماعی دست بزنند.البته این درست است که فرقه ها نقش عمده ای در رویدادهای سیاسی جهان ایفا نمی‌کنند اما همواره به عنوان کاتالیزورهای فرعی دامنه ای گسترده از آسیب پذیری اخلاقی و معرفتی در جامعه را پدید می آورند.در حقیقت مهمترین کارکرد سیاسی فرقه ها ایجاد گسست سیاسی و ایجاد شکاف هویت سیاسی شهروندان در یک جامعه است.با این حال از دیگر آسیب های جدی فرقه گرایی و خرافه پرستی می توان به مخدوش شدن چهره عرفان اصیل دینی و حتی ایجاد بدبینی به خود دین، ایجاد روحیه انزواطلبی و جامعه گریزی در افراد و دور کردن آنها از انجام وظایف و تعهدات فردی و اجتماعی ، تشویق و ترغیب افراد به انجام افعال خلاف شرع ، قانون ، عقل و یا عرف و همچنین از هم پاشیدن کانون خانواده و ایجاد نزاع و درگیری بین افراد و اقوام، اختلال در نظم جامعه، میدان یافتن افراد شیاد و فریبکار، ایجاد یأس، انفعال و سرخوردگی در جامعه دانست.در حقیقت گسترش خرافه گرایی به عنوان یک پدیده اجتماعی، علاوه بر اینکه ارزش ها و اعتقادات دینی یک جامعه را در معرض تهدید و چالش قرار می دهد، از طرفی سبب سطحی نگری در فرهنگ عمومی و نهادهای آن در اجتماع می شود.
خشونت به واسطه تصلب فکری و نوعی احساس خلسه دائمی اعضای فرقه ها را به موجوداتی کنترل نا پذیر و بی نهایت خطرناک تبدیل می‌کند که تمامی شئون اخلاقی و هنجارهای قانونی را مورد هدف قرار می‌دهند.اگر چه زیانباری خشونت در فرقه ها دارای مراتب گوناگونی است اما نمی‌توان هیچ یک از آنها را فاقد این خصیصه ویرانگر شناخت یا توصیف کرد.بسیاری از گروههای تروریستی واقعی و نه آنهایی که به تروریسم محکوم هستند در طول تاریخ و در گذشت زمان از دل همین خشونت های به هم پیوسته و بر اساس تصلب فکری اعضای فرقه ها شکل گرفته اند.البته این مشکل کشورهای در حال توسعه و یا کمتر توسعه یافته نیست و به نحو قابل توجهی موجودیت نظام های سیاسی نیرومند را در سطح بین المللی تهدید می‌کند.