تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۵۰۹
پاکستان هنوز هم خانه امن القاعده است
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی اشاره: بسیاری از افغان ها عدم استقرار امنیت در افغانستان را نتیجه مداخلات پاکستان می دانند. روزنامه هشت صبح چاپ افغانستان در مقاله ای با عنوان «لانه های دهشت افکنان در کجاست؟» با لحنی گزنده و تند در اعتراض به این موضوع نوشته است: بر هر کسی که حداقل آگاهی از اوضاع جاری افغانستان داشته باشد، روشن و غیرقابل انکار است که عدم استقرار امنیت و صلح در افغانستان از دیرباز به این سو محصول مداخلات نظامی گران پاکستان است که از آغاز تولد پاکستان به صورت مستمر و پیگیر و بر اثر حمایت برخی دیگر از قدرت های استعماری و متجاوز و جهانخوار پیگیری شده است و می شود. در این میان بی کفایتی و عدم لیاقت حکمرانان افغانستان در گذشته که جز کسب و حفظ قدرت هدفی نداشتند، زمینه ساز ادامه و حتی توجیه سیاست های الحاق طلبانه پاکستان و حامیان عربی و غربی اش بود که افغانستان را به عنوان یک منطقه حائل در برابر نفوذ جهانخوارانه شوروی می دیدند. باید در برابر مداخلات پاکستان، عوامل، زمینه ها و امکاناتی که پاکستان را قادر به مداخله در افغانستان می سازد، شناخت و مجال فعالیت و تلاش را از آنها گرفت. باید به این سوال دقیقاً پاسخ داد که چه عواملی موجب شده است عده ای کمر به مزدوری و چاکری پاکستان ببندند و علیه کشور و مردمی که در دامان آن متولد شده اند، به پا خیزند؟ خیلی روشن است که همه طالبان، پاکستانی نیستند بلکه تعداد کثیری از کسانی که خود را افغانی می دانند در میان شان هست، هر چند رهبری آنان به دست پاکستانی هاست. اما چرا چنین شده است؟ در یک جمله: اگر آینده روشن و پر از امید در چشم انداز باشد، هیچ افغانی مزدور پاکستان نخواهد شد. و همه می دانند که اکنون و پس از 10 سال چنین چشم اندازی وجود ندارد.

اتومبیل در افغانستان ارزان تر است. رفیع الله هم این را می داند. او که بزرگ شده جلال آباد در شرق افغانستان است به خوبی می داند مدل های جدید اتومبیل را می توان با بهایی اندک در آن کشور خرید زیرا اتومبیل هایی در دیگر کشورها سرقت و به افغانستان قاچاق می شود و حال رفیع الله هم می خواهد تا در این منطقه یعنی «کوهستان»، در شمال افغانستان، که از چند ماه پیش ساکن آن است، مرکبی داشته باشد.
رفیع الله 25 ساله از جمله شورشیان و به قول خودش در زمره «جهادیون» به شمار می آمد. صدها و احتمالاً هزاران نفر از این افراد به مناطق کوهستانی شمال پاکستان عقب نشینی کرده اند تا ضمن تجدید قوا برای نبرد علیه یگان های غربی آماده شوند. پاکستان منطقه نسبتاً امنی است که سربازان ناتو از آن دور هستند و تنها ارتش پاکستان دشمن به حساب می آید و به گفته رفیع الله «البته سربازان پاکستانی گاه خیلی هم مهربان هستند». از نظر وی کوهستان منطقه ای کاملاً امن است: «زیرا این منطقه مرزی برخلاف مناطق دیگر در تیررس مستقیم هواپیماهای بی سرنشین امریکا نیست.»
رفیع الله می گوید هر چند هفته یک بار برای ملاقات با دوستان و اقوام و البته همرزمان به افغانستان می رود و این سفرهای رفت و برگشت پر از هیجان است: «در حال حاضر به خصوص افراد زیادی به افغانستان می روند زیرا امید دارند نیروهای غربی به زودی از کشورمان خارج می شوند و آینده جدیدی آغاز می شود اما من برای خرید اتومبیل به آنجا می روم برای اینکه زندگی در پاکستان را ترجیح می دهم.»
شورشیانی چون رفیع الله در حال حاضر در وضعیت مناسبی به سر می برند زیرا دولت افغانستان در پی بازگشت دوباره و سازگاری آنها با جامعه است و غربی ها هم خواهان مذاکره با فرماندهان آنان هستند و این البته موقعیتی عجیب و پیچیده است زیرا دو طرف همزمان در حال جنگ علیه یکدیگر هستند و ارتش و دولت پاکستان همواره این مساله را که خاک پاکستان تبدیل به بندر امن جهادیون افغانستان شده است، تکذیب می کنند. حاکمان پاکستان ادعا می کنند مرز میان دو کشور به خوبی کنترل می شود اما شواهد امر خلاف این را نشان می دهد. نمایندگان بلند پایه امریکا پیش از هر چیز خواهان کنترل و نظارت بیشتر بر سفرهای دو طرفه میان افغانستان و پاکستان هستند زیرا از نظر آنان تنها کنترل گذرگاه های رسمی کافی نیست و باید برای مناطق کوهستانی که عملاً هیچ گشتی در آنجا نمی تواند فعالیت داشته باشد هم فکری کرد.
از قرار معلوم اسامه بن لادن رهبر القاعده و همین طور ایمن الظواهری معاون وی نیز در جایی در شمال افغانستان اقامت دارند. شبکه خبری سی ان ان چندی پیش از قول یک افسر ناتو که نخواست نامش فاش شود، گفت این دو مشهورترین متهمان تحت پیگرد در منطقه چیترال واقع در 150 کیلومتری شمال غربی کوهستان مخفی شده اند. جالب آنکه محل زندگی آنان نه در غارها بلکه در خانه هایی امن و راحت است. در ماه ژوئن یک مرد 52 ساله کالیفرنیایی در حالی که مجهز به دوربین شب، سلاح گرم و یک شمشیر یک متری بود در چیترال بازداشت شد و ادعا کرد برای کشتن بن لادن و رسیدن به جایزه 50 میلیون دلاری برای سر وی به این منطقه آمده است.
منطقه کوهستان هم یکی از اقامتگاه های احتمالی رهبر تروریست ها به شمار می آید. این منطقه ظاهراً محل عقب نشینی و تجدید قوای بنیادگرایان نیز هست و پیکارجویانی از مناطق دور افتاده پاکستان و افغانستان در این منطقه به سر می برند. مردم اینجا از یک سو مردمی بسیار مهربان و میهمان نواز هستند که به میهمانان خود محبت می کنند و از سوی دیگر بر خلاف مردم پیشاور به شدت از افکار محافظه کارانه حمایت می کنند. در منطقه کوهستان زنان حضور چندانی در بیرون از خانه ندارند و اگر با زنی روبه رو شوید به سرعت راه خود را عوض می کند و دور می شود.
رفیع الله در مورد این مساله می خندد و می گوید: «این فرهنگ همیشگی پشتون هاست.» ریش وی تا روی سینه اش می رسد، لباس سفید افغانی و کتی بلند به تن و عمامه ای تیره بر سر دارد. از نظر او تعجب از عدم حضور زنان در اماکن عمومی اصولاً امری بی معنی است و نباید این مناطق را با اسلام آباد و نیویورک مقایسه کرد. البته این در حالی است که بر خلاف نظر رفیع الله این دو شهر هم قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
منطقه کوهستان با آن کوه های سبز و پوشیده از درخت و با آن مزارع زیبا و دهقانان در حال کار، می توانست بهشتی توریستی باشد. از میان آن دره رودخانه ای کم عرض جریان دارد و کودکان در آن رودخانه در حال شنا هستند. البته سیل ماه ژوئن که در نوع خود یکی از فاجعه بارترین بلایای طبیعی از چند دهه پیش به شمار می آید این رودخانه را هم تبدیل به نمادی از خشم طبیعت کرد و با سرریز شدن آب بسیاری از خانه ها و اتومبیل ها و درختان و ژنراتورهای برق دو طرف این مرز را به کام خود کشید. این منطقه در ایالت خیبر قرار دارد و از اسلام آباد با نزدیک به 9 ساعت رانندگی از طریق جاده ای که بخشی از آن پر از دست انداز است می توان به آن رسید. در برخی از نقاط سیل به طور کامل دهکده ها را نابود کرده و گاه گودال هایی عمیق و خطرناک در مقابل خانه ها دیده می شود. با وجود آنکه هر لحظه امکان رانش زمین می رود اما هنوز هم بسیاری از مردم در این ویرانه ها زندگی می کنند. البته خانه های کوچک واقع در ارتفاعات از این خطرها دور هستند و در هر چند کیلومتر یک ویلابه چشم می خورد.
رفیع الله در این صبح سرد ماه اکتبر سوار یکی از تویوتا های لوکس قدیمی می شود؛ از همان خودروهایی که طالبان به کمک آنها سراسر افغانستان را تسخیر کردند. او می خواهد به سوی مرز و از آنجا به افغانستان برود تا یک اتومبیل از جلال آباد به کوهستان البته به صورت قاچاق بیاورد. آیا رفیع الله یک طالب است؟ او بار دیگر لبخند می زند و این پرسش را با پرسشی دیگر پاسخ می دهد: «این طالبان که می گویید دقیقاً چیست؟ طالبان به کسانی می گویند که طالب آگاهی هستند. اگر منظور این باشد بله من هم یک طالب هستم.» سپس لحظه ای فکر می کند و ادامه می دهد: «در غیر این حالت طالبانی وجود ندارد، نه در افغانستان و نه در پاکستان.» در حقیقت کمتر کسی در این دو کشور خود را طالب می نامد. با این حال در شمال کوهستان خیلی زود می توان این را فهمید که چه کسی عضو طالبان است زیرا مردم شهرها و مناطق اینجا بی درنگ توضیح می دهند که چه کسی عضو طالبان است و در کجا اقامت دارد.
راننده خودرو ما هم مردی است با ریش و لباس و عمامه سیاه که اتومبیل را از آن راه کوهستانی سنگلاخ به سوی بزرگراه کارآموروم می راند یعنی همان راه کوتاه که از میان دره سوات می گذرد و هنوز هم به علت تخریب یک پل توسط سیل بسته است. به همین خاطر از یک راه فرعی به دره سوات می رسیم و از آنجا از طریق اتوبان و سپس از طریق پیشاور به سوی گذرگاه خیبر می رویم. رفیع الله آرام است و از پنجره به بیرون نگاه می کند. گاه با موبایلش بازی می کند و گاه چرت می زند. این افراد برای رسیدن به مقصد 10 ساعت در راه هستند یعنی برای رسیدن به ترخام یا همان نقطه مرکزی گذرگاه مرزی میان پاکستان و افغانستان. در این منطقه کامیون های زیادی وجود دارد و روزانه بین 200 تا 300 دستگاه کامیون به حمل کالاهای ناتو مشغول اند. کالاهای مورد نیاز ناتو از طریق کشتی به کراچی می آید و از آنجا سفری دراز به افغانستان آغاز می شود؛ سفری که بخش عمده آن از طریق ترخام انجام می گیرد. چندی پیش و پس از آنکه سربازان مرزی پاکستان به دلیل تیراندازی هلی کوپترهای امریکایی کشته شدند، دولت اسلام آباد برای مدتی کوتاه حمل کالاهای ناتو را ممنوع اعلام کرد. در این میان بنیادگرایان به تعداد زیادی از این کاروان ها حمله برده و در مجموع یکصد کامیون را به آتش کشیدند اما پس از آنکه سفیر امریکا در اسلام آباد از آن مساله به عنوان «حادثه ای وحشتناک» یاد و مراتب رسمی عذرخواهی دولت امریکا را اعلام کرد، دولت پاکستان نیز بار دیگر اجازه داد کامیون ها از خاک آن کشور عبور کنند. رفیع الله و راننده اش از کنار این کامیون ها می گذرند و این تصویری جنون آمیز است زیرا آن کامیون ها کالاهای مورد نیاز ناتو را حمل می کنند و در آن اتومبیل رفیع الله شورشی نشسته است؛ کسی که در افغانستان علیه همان سربازانی می جنگد که این کالاها برای آنها حمل می شود. بر روی دروازه آهنی مرز تابلویی به زبان های انگلیسی و پشتون به چشم می خورد که روی آن نوشته است: «به امید حاکمیت صلح بر جهان.»
این ایستگاه مرزی با کمک کشورهای خارجی از جمله مشارکت پلیس و یکی از شرکت های آلمانی بازسازی شد. راننده چند صد متر قبل از رسیدن به مرز می ایستد زیرا رفیع الله می خواهد بقیه راه را پیاده طی کند. در آن سوی مرز یکی از دوستانش انتظار وی را می کشد و قرار است با هم به جلال آباد بروند. اگر چه رفیع الله شهروند افغانستان است اما برای رفتن به پاکستان نیازی به روادید ندارد و اصولاً بدون گذرنامه سفر می کند. در حالی که نیشخند می زند، می گوید: «هیچ مشکلی نیست.» سپس انگشتان اشاره و شست را به هم می مالد و می گوید: «کافی است پشتون باشی و بتوانی سبیل مرزبانان را چرب کنی.» مرزبانان پاکستان بسته به درجه ای که دارند مابین شش تا هشت هزار روپیه معادل 50 تا 67 یورو در ماه حقوق می گیرند؛ مبلغی که برای زندگی در چنین منطقه ای هم کفایت نمی کند. رفیع الله می گوید: «من همیشه 500 روپیه می دهم اما بعضی از راننده کامیون ها باید بیشتر از دو هزار روپیه بدهند. آنها اکثر اوقات در مورد گذرنامه هم نمی پرسند. اگر شبیه به پشتون ها باشی و بتوانی به زبان پشتون صحبت کنی نیازی به گذرنامه نیست.» کودکان و کیف ها و چمدان ها با گاری های دستی به آن سوی مرز منتقل می شوند. در همان حال که کامیون ها در صفی طویل در انتظار عبور از مرز هستند، مسافران پیاده خیلی زود از مرز عبور می کنند و مرزبانان حتی نیم نگاهی هم به آنها نمی اندازند و از کسی گذرنامه نمی خواهند. در اینجا کار برای قاچاقچیان و پیکارجویان بی نهایت ساده است. با این حال به گفته رفیع الله اگر کسی اهل یا زاده پنجاب در شرق پاکستان باشد به شدت از سوی مرزبانان افغانی مورد تفتیش بدنی قرار می گیرد: «نظامیان و ماموران امنیتی اطلاعاتی پاکستان معمولاً اهل پنجاب هستند و ما پشتون ها به آنها علاقه ای نداریم.» آن مرز تقریباً 2500 کیلومتری پاکستان که زمانی توسط «سر هنری مورتیمر دوراند» وزیر خارجه بریتانیا در مستعمره هندوستان، کشیده شد (و به خط دوراند معروف است) هم نتوانست میان پشتون ها جدایی و فاصله بیندازد. اکثریت یعنی نزدیک به 30 میلیون پشتون در خاک پاکستان زندگی می کنند و تنها 15 میلیون نفر از آنها در افغانستان ساکن هستند اما با این حال پشتون ها بزرگ ترین گروه قومی را در افغانستان تشکیل داده اند. رفیع الله می گوید: «این مرز به دست بیگانگان کشیده شد و ما آن را قبول نداریم.» رفتار ماموران محلی این مرز هم بر همین مبنا استوار است و به قول رفیع الله «ما نباید برای تردد میان افغانستان و پاکستان از این کوه های خطرناک صعود کنیم.»
این پیکارجوی جوان از ما خداحافظی می کند. بارو بنه او تنها یک کیسه پلاستیکی است که در آن لباس های تمیز برای دو روز آینده قرار دارد اما او بار دیگر به اینجا یعنی تورخام می آید و این بار البته با اتومبیل خودش. و با همان اتومبیل بار دیگر به این بهشت توریستی باز می گردد. رفیع الله چشمکی می زند و با ضربه ای محکم به شانه مامور مرزی با وی احوالپرسی می کند سپس دست او را می فشارد و این کار تا زمانی که آن اسکناس از کف دستش جدا شود و به کف دست مامور بچسبد ادامه پیدا می کند. البته مامور هم به مبلغ پول توجهی نمی کند و رفیع الله بدون آنکه سرش را به عقب برگرداند در خاک افغانستان ناپدید می شود.