تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۵۹۱

از ابتدای خلقت دو طرز تفکر در جهان شکل گرفت و یک طرز تفکر دیگر براساس ظلم و باطل نابرابری و امروز که ما در طلیعه قرن بیست و یکم قرار داریم نیز این دو طرز فکر با شدت هر چه تمامتر در مبارزه و ستیز با یکدیگر هستند. یکی از مدعیان بزرگ جبهه حق و عدالت دین مبین اسلام می‌باشد. در قرن چهارده قرن پیش اسلام داعیه قسط و عدالت داشته است. پیامبر گرامی اسلام در 23 سال زندگی بعد از بعثت خود تمامی هم خویش را مصروف این اصل اساسی نمود. حضرتش به مسلمین یاد داد تا زمانی که به آرمانها و اصول حقیقی اسلام معتقد و متوسل باشند سرور جهان خواهند بود و در صورت عدول از این رویه از روند تکاملی جامعه انسانی به دور خواهند ماند و ما بالعیان می‌بینیم که مسلمین زمانی که از آرمانها و اصول و احکام متین اسلام روی‌گردان شدند گرفتار ذلت و بدبختی شدند. همانطور که زمانی که گردهم آمدند و به ریسمان الهی چنگ زدند قطعاً به پیروزی دست یافتند.
یکی از علل عمده گرفتاری و عقب‌ماندگی مسلمین حکومتهای فاسد حاکم بر جوامع اسلامی می‌باشد در این رابطه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) می‌فرماید «مشکل مسلمین حکومتهای مسلمین است. این حکومتها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرتها و سرسپردگی‌شان به ابرقدرتهای چپ و راست مشکلات را برای ما و همه مسلمین ایجاد کرده‌اند. اگر این مشکل از پیش پای مسلمین برداشته شود مسلمین به آمال خودشان خواهند رسید و راه‌حلش به دست ملت ما است.»1
حضرت محمد(ص) پیامبر گرامی اسلام با اعلام کلمه اسلام‌ خواهان برقراری عدل و قسط اسلامی در جامعه شدند و در این راه در جامعه آن روز سعی و تلاش وافری نمودند. مضامین فرمایشات حضرت بسیار روشن و گویاست. اگر ما به قرآن کتاب آسمانی و احادیث توجه کنیم تماماً به ما یک مطلب را می‌فهمانند و آن اینکه برای حق زندگی کنیم، در راه حق مبارزه کنیم، و برای احقاق حق شهید شویم. امویون و عباسیون که به اسم اسلام و رسول‌الله بر جامعه آن روز اسلامی حکومت‌ می‌کردند و برای امیال و آرزو‌های خود حق را زیر پا می‌گذاشتند و بعضاً برای تزویر ملت مسلمان حق را مشوب به باطل می‌کردند و به عنوان حق به خورد ملت مسلمان می‌دادند، به ظاهر نماز می‌خواندند و در نماز جمعه شرکت می‌کردند و با شگردهای خاصی مراسم دینی را انجام می‌دادند ولی در محبس تاریک آنان اندیشمندان و صالحان و پاکان در عذاب و شکنجه عمر را به سر می‌آورند. همانطور که قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی رژیم ستمشاهی داعیه پیروزی از اسلام داشت و در عمل نه تنها با مضامین بلکه حتی با مظاهر اسلام مخالفت و مبارزه می‌کرد و اسلام‌خواهان و مبارزان را در سلولها تحت شکنجه و آزار قرار می‌داد.
با مروری بر تاریخ اسلام و تفحص در آن می‌بینیم که حضرت امام حسین(ع) فقط برای اصلاح در امت جدش قیام کرد، یعنی امام حسین(ع) به جنگ کافران نرفت بلکه برای اصلاح در بین مسلمین بپا خاست و همانهایی که منافعشان در حمایت ملتها و استحمار مردم است به مقابله حرکت اصلاح‌گر حسین‌بن علی برخاستند. حسین‌(ع) در زمان مسلمانانی به پا خاست که با وجود نزدیکی به عصر رسول‌الله احکام و دستورات حضرت رسول را فراموش کرده بودند. در زمان قبل از انقلاب نیز مردم ما گرفتار رژیم ضد اسلامی طاغوت بودند کما اینکه امروز نیز در بسیاری از کشور‌ها مسلمانان گرفتار این نوع حکومتهای جبار و مشرک هستند و منتظر ناجی‌یی هستند تا آنانرا از این منجلاب‌ و از این زمستان فرسوده و بی‌حرکت رها سازد و نور اسلام و ایمان را پس از چهارده قرن دوباره زنده کند. لیکن مشرکین و منافقین در همه جای دنیا با تزریق شعار‌هایی نظیر جدایی دین از سیاست سعی دارند تا مردم را از دست یافتن به این پیروزی مهم که در حقیقت آغاز مرگ آنان است بازدارند. بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران، با بنانهادن سنگ اسلام و حکومت‌ اسلامی در ایران بر تمام این اندیشه‌های باطل دست رد زدند. امام(ره) در جائی می‌فرمایند «تزریق کرده بودند به ملتها به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهای دنیا که سیاست کار شماها نیست. بروید سراغ کار خودتان و آن چیزی که مربوط به سیاست است بدهید به دست امپراطور‌ها! همه چیز مسلمان‌ها را ببرند، ‌همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوئیم که نباید حکومت باشد. این یک حرف ابلهانه است اینها مصیبت‌هایی است که به مسلمانان وارد شده است و سیاستهای خارجی به آن دامن زدند. برای چاپیدن اینها و برای از بین بردن عزت مسلمین»2 و در موردی دیگر می‌فرمایند «رسول‌الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است رسول‌الله پایه تشکیل حکومت داده است تشکیل مراکز سیاست داده است»3 و در جائی دیگر می‌فرمایند «ابتلای اسلام امروز این است که گوشهایی که باید به مسائل و به مشکلات مسلمین گوش بدهند کر شده‌اند و زبانهایی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتند لال شده‌اند و چشم‌هایی که باید مصیبت‌هایی که بر مسلمین وارد می‌شود ملاحظه کنند کور شده‌اند ما با این لال‌ها و کرها و کور‌ها چه بگوئیم.4
امام از سال‌42 و قبل از آن همیشه سعی داشتند با تکیه بر اصول حقیقی و واقعی اسلام چهره حقیقی آن را نمایان کنند. بیانات معظم‌له در طول زندگی سیاسی الهی‌شان تماماً در جهت تبیین مواضع اصیل اسلام بوده است. تمام مسلمانان جهان باید بدانند بازگشت به اسلام اصیل تنها راه رهایی از این عقب‌ماندگی است. ما که ادعا داریم معتقد به کامل‌ترین دین الهی یعنی اسلام می‌باشیم باید در مرحله عمل نیز این معنی را اثبات کنیم.
امروز که بحمدالله با ایجاد و گسترش فضای باز در ایران بواسطه برقراری حکومت اسلامی و در سایر ممالک اسلامی بخاطر جنبش‌های حق‌طلبانه می‌توانیم نظریات و اندیشه‌های خالص را به جهانیان ارائه دهیم و کوتاهی در این زمینه گناهی نابخشودنی خواهد بود. امروز اگر ملت ایران در راه برقراری عدل و قسط در جامعه کوتاهی کند دیگر زمینه‌ی مساعدی برای او فراهم نخواهد شد.
ما الان در دهه بازسازی هستیم و در کنار سایر ابعاد بازسازی باید به بازسازی فرهنگی بپردازیم. در چند قرن قبل بواسطه اشاعه فحشا و منکرات و روی‌گردانی از عمل به محرمات اسلامی اندلس عزیز را از مسلمانان گرفتند.
انقلاب و نیاز‌های امروز
امروز که حکومت اسلامی ایران با اتکاء بر اسلام اصیل بر تمامی مصائب فائق آمده است و قصد دارد عقب‌ماندگی سالیان دراز را برطرف نماید این مهم با کمک و همراهی همگان میسر است. امروز استکبار جهانی می‌کوشد که برای منحرف کردن انقلاب اسلامی و از بین‌ بردن آن، دوباره ارزش‌های کثیف گذشته را جایگزین ارزشهای اسلامی کند و تهاجم وسیعی را در زمینه فرهنگ به ملت و کشور ایران آغاز کرده است. چرا در یک جامعه اسلامی جوانان باید اسامی خوانندگان خارجی را از بزرگان ادب و اندیشه گذشته و حال بهتر بدانند. بدانید ای اولیاء و مربیان جوانان شما مقصر هستند. اگر اولیاء که فرزندان شیره‌های جان آنها هستند و دوستی در بین مردم از آنها بهتر ندارند، ناآگاهانه با آنها برخورد کنند آیا می‌شود از دیگران توقع داشت که برای فرزندانشان دلسوزی کنند . تمامی این تبلیغات بیگانه در مورد نوع زندگانی امروز، دوباره استعمار پس از سیزده سال، سعی می‌کند تلقی غیر انسانی جوامع سرمایه‌داری را از دختران و زنان در میان جامعه ما رواج دهد. تلقی انسانی و اسلامی یعنی اینکه زن به عنوان بشر کاملا برابر با بی‌هیچ تفاوتی در شخصیت صرفاً با تکیه بر صفات معنوی و انسانی و شایستگی‌های عقلی و عاطفی خود مورد توجه مرد شایسته‌ای قرار گیرد و بین‌ آنها همزبانی همفکری و همدلی و دوستی و دلبستگی و سرانجام زندگی مشترک به وجود آید. امام تلقی غیر انسانی استکبار و جوامع سرمایه‌داری یعنی اینکه زن یا دختر کالایی است که با پول خرید و فروش می‌شود، پس همان طور که هر کالایی را می‌آرایند تا در چشم و دل مشتری جلوه کند زن باید خود را به میل و سلیقه مشتری درآورد چگونه؟ آسان است اگر می‌خواهید زن ایده‌آل باشید، زن روز باشید، مدرن و متجدد باشید، شمع محافل و نقل مجالس باشید، چشم‌های همگان بر شما خیره شود، باید از فرق سر تا نوک پاتان را عوض کنید، نه آن طور که خود می‌خواهید، آن گونه که ما می‌گوئیم. این عبارت اسارت زن را در دست توطئه‌های گوناگون غرب جلوه‌گر می‌سازد. بقول معلم شهید شریعتی زن دیروز اسیر جهل و خرافات، زن امروز اسیر مد و سایر مسائل مطروحه از جانب غرب.
ملت انقلابی ایران و ملل مسلمان جهان باید بدانند قدرت و قوت هر جامعه‌ و کشوری قبل از اینکه وابسته به کارخانجات صنعتی و خطوط ارتباطی و عمارات فلک فرسا و این قبیل مظاهر ترقی و تمدن باشد وابسته به ارزش عقلی و فکری و اخلاقی مردم آن مملکت است و ارزشهای معنوی جز از راه آزادی فکری و عملی و تفحص و تحقیق در فرهنگ و مذهب بدست نمی‌آید. پذیرش مظاهر ناهنجار فرهنگ غربی این آزادیها را از انسان سلب می‌کند. فارغ از هر گونه تعصبی می‌گوئیم در صورت بررسی دقیق، هیچ مکتب فلسفی، سیاسی، اقتصادی، و هیچ دینی مانند اسلام آدم را از حیث انسان بودن احترام نکرده و هیچ مکتبی تا این حد انسانها را با هم برابر ندانسته است. چرا که امروزه می‌بینیم کشوری مانند آمریکا با این همه ادعای دلسوزی برای بشریت و انساندوستی و روشهای تربیتی مبنی بر آزادی و همزیستی چه دسته‌گلی بر سر ملت خود زده است.
و به کجا رسیده است که هنوز چشم دیدن سیاهان را ندارد و سازمانهای مخوف طرفدار تبعیض نژادی راه می‌اندازد. هنوز سازمانهای وحشتناک و مخوف مافیایی و تبعیض نژادی با هزاران عضو سفید پوست خود لرزه بر تن سیاه تحقیر شده می‌اندازند. جالب اینجاست که به همین مقدار نیز اکتفا نکرده و دامنه تهدید این ابرقدرت به سراسر دنیا کشانده شده است. آیا این ملت پرورده همان مربیهاو روانشناسان نیستند که هنوز باور ندارند که همه مردم دنیا حق زندگی دارند؟!
در خاتمه برای آگاهی و بازگشت به فرهنگ اصیل اسلام فرازی از وصیت‌نامه سیاسی الهی امام راحلمان را می‌آوریم باشد که در جهت زدودن غبارهای فرهنگ سلطه‌جوی بیگانه مؤثر باشد:
«از جمله نقشه‌ها که مع‌الاسف تاثیر بزرگی در کشور‌ها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی بجا مانده، بیگانه نمودن کشور‌های استعمارزده و شرق‌زده نمودن آنان است به طوریکه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله‌گاه عالم دانستنند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیر قابل اجتناب معرفی نمودند و قصه این امر غم‌انگیز طولانی و ضربه‌های که از آنان خورده و اکنون نیز می‌خوریم کشنده و کوبنده است و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگهداشته و کشور‌هایی مصرفی بار آوردند و به قدری ما را از پیشرفتهای خود و قدرتهای شیطانیشان ترسانده‌اند که جرات دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشو‌رهای خود را بدست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری بفکر و دانش خود اتکاء نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نمائیم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم نویسندگان و گویندگان غرب و شرق‌زده بی‌فرهنگ آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مایوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار تریج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملتها داده و می‌دهند فی‌المثل اگر در کتاب یا نوشته‌ یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته و گوینده و نویسنده آنرا دانشمند و روشنفکر به حساب می‌آورند و از گهواره تا قبر به هر چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب و اگر واژه‌های بومی خودی به کار رود مطرود کهنه و واپس زده خواهد بود کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر و اگر نام خودی دارند سر به زیر و عقب‌افتاده‌اند خیابانها کوچه‌ها مغازه‌ها شرکتها داروخانه‌ها کتابخانه‌ها پارچه‌ها و دیگر متاعها هر چند در داخل تهیه شده باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال کنند فرنگی مآبی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاست‌ها و در معاشرتها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت و در مقابل آداب و رسوم خودی کهنه پرستی و عقب‌افتادگی است. در هر مرض و کسالتی ولو جزئی و قابل علاج در داخل باید به خارج رفت و دکتر‌ها و اطباء دانشمند خود را محکوم و مایوس کرد. رفتن به انگلستان و فرانسه و آمریکا و مسکو افتخاری پر ارزش و رفتن به حج و سایر اماکن متبرکه کهنه‌پرستی و عقب ماندگی است؟ بی‌اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن در مقابل تعهد به این امور نشانه عقب ماندگی و کهنه‌پرستی است؟
اینجانب نمی‌گویم ما خود همه چیز داریم معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور خصوصاً‌ در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده‌اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً و مراکز تبلیغاتی دستاوردهای خودی و نیز خود کوچک دیدنها و ناچیز دیدنها ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم کرد وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان خصوصاً‌ طبقه جوان به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازیهای کودکانه و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بار آوردن هر چه بیشتر که خود داستانهای غم‌انگیز دارد5».