تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۵۹۵

ترجمه: مجید پیره
جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهور آمریکا گفته است: "آنچه در ابوغریب رخ داد، تقصیر یک عده‌ی قلیل است."
مسئول مرکز صلیب سرخ نیز در تاریخ هفتم ماه مه در ارتباط با این که چطور گروه‌ها آثار شکنجه و آزار جنسی را بر اسرای عراقی پیدا کردند، چنین می‌گوید: "آنچه که ما بدست آورده‌ایم بخش کوچکی از یک جریان طولانی و یک نظام وسیع است."
اس.جی.تی.جوال‌اس.دویس، 26 ساله که نگهبان زندان ابوغریب نیز هست چنین گفته: "آن موقع، به ما گفته شده بود که سازمان نظامی دستورات و قوانین مختلفی دارد."
کاخ‌سفید در هر محکمه‌ای تشکیل شده همواره بر این نکته اصرار داشته که آنچه در ابوغریب رخ داد، رفتار زشت و وحشتناکی بوده که از سوی عده‌ای از عناصر نامطلوب صورت گرفته است (البته شاید بتوان دستورات بی‌پایه و بی‌اساسی را هم یافت که چیز زیادی را اثبات نمی‌کند.)؛ اما بی‌ تردید این سخنان انحرافی و نظریات غلط محکوم به شکست و انکار است.
جریان شکنجه و آزار در ابوغریب، سیر عملیات از پیش طراحی شده با ساختار و پایه‌های قوی برنامه‌ریزی شده است. مامورین حرفه‌ای و با تجربه از سازمان جاسوسی آمریکا و نیروی دریایی یک محوطه‌ی زیرزمینی غیرقابل نفوذ را در محدوده‌ی زندان ابوغریب ترتیب دادند. و اینجا همان جایی بود که اشغالگران آمریکایی مشغول شکنجه، قتل و آزار زندانیان در بند بوده‌اند. آنها نیروهایی را تربیت کردند که کار آنها بی‌رمق کردن زندانیان و گرفتن توان جسمی و روحی آنان به عنوان گام نخست بود. و آن‌ها این کار را با استفاده از ابزارهایی که در تصاویر و عکس‌های منتشره بدست همگان رسید، انجام می‌دادند. و برای نیل به این مقصود، نگهبانان کارکشته و حرفه‌ای و دارای انحرافات اخلاقی را از نقاط مختلف آمریکا دور هم جمع‌آوری کردند. سپس مشغول تعلیم انواع روش‌های آزار جنسی و روحی و جسمی به آنان شدند.
طبق گزارش خود پنتاگون، جریان انحرافات اخلاقی مشاهده شده از زندانهای عراق، یک طرح "نظام‌مند" بوده و این که بازپرسان سازمان سیا و جنگجویان نیروی دریایی از مامورین و نگهبانان زندان می‌خواهند تا شرایط فیزیکی و روحی مناسب را برای بازجویی و کسب اطلاعات از زندانیان فراهم کنند. و این طبق مدارک و گزارش خود پنتاگون بدست آمده است. این نیروهای تعلیم دیده – به ویژه آنان که در رده‌های پایین‌تر فعالیت می‌کرده‌اند – هیچ‌گاه مورد پرسش قرار نگرفتند و خیلی عادی با آن‌ها برخورد شده. آنان نسبت به این تصاویر و عکس‌های شکنجه با خیال راحت مشغول تعویض عکس‌ها و دیدن عکسی به عکس دیگر بوده‌اند. حتی اگر آنان احساس شرمندگی نمی‌کرده‌اند و اعمال صورت گرفته را به عنوان بخشی از شغل و حرفه‌اشان کاملا طبیعی می‌پنداشتند. بازجویان و نیروهای بازپرسی به نگهبانان زندان گفتند: "این مردک را برای ما آماده نگه‌دار" و این که "مطمئن شد که او همه‌ی چیزها را کاملا درک می‌کند" و سپس از نگهبانان زندان قدردانی کرده و گفته‌اند: "کارتان عالی بود. واقعا سریع دارند از پا می‌افتند."
جنایاتی که در ابوغریب صورت گرفته، طبق دستورات مقامات عالی‌رتبه بوده و مامورین زندانی نیز به خوبی آن را اجرا کرده‌اند. تابستان گذشته مقامات عالی‌رتبه از این که اخبار ابوغریب به همه جا رسیده ابراز ناخشنودی کرده‌اند. آنها ماج.گن.گیفری میلر (فرمانده‌ی زندان نظامی سری در "کوآنتاناموبای" در کوبا) در اوایل ماه سپتامبر به زندان ابوغریب فرستادند. به گفته‌ی یک ژنرال میلر وظیفه و عملکرد خود را چنین توصیف کرده بود که روش‌هایی که در ابوغریب به اجرا گذاشته شد، دقیقا برگرفته و کپی شده از آنهایی است که سابق بر این در اردوگاه زندان آمریکا در گوآنتاناموبای انجام شده است.
یکی از مطالبی که از اظهارات میلر معلوم شده این است که (طبق گزارش تاگوباپنتاگون) نیروهای تعلیم دیده – که ذکر آن‌ها رفت – می‌بایستی به ترتیبی عمل کنند که شرایط و اوضاع را برای بازجویی مناسب نمایند. تا این که زندانیان را از طرق مختلف از جمله آزارهای جنسی از پا درآورند.
شکنجه‌های صورت پذیرفته توسط نیروهای تعلیم دیده‌ی مذکور (MPS) تنها آغازگر راهی بودند که به یک بازجویی به تمام معنا توسط "استثمارگران بشر" ادامه می‌یافت. در مورد آن شکنجه‌ها اطلاعات کمی در دسترس هست و حتی یک نفر از ماموران شبکه یا "پیمانکاران غیرنظامی" این گروه "استثمارگران بشر" مورد سوال یا بازخواست قرار نگرفته‌اند و یا حتی در وقایع رخ داده تاکنون نامی از آنها برده نشده. آنهایی که برای قرارداد شکنجه نیرو استخدام می‌کرده‌اند اظهار کرده‌اند که هرگز از سوی پنتاگون مورد انتقاد یا شکایتی قرار نگرفته بودند.
در این میان یک مطلب روشن می‌شود و آن این است که متدها و سبک‌هایی که نیروهای "استثمارگران بشر" در بازجویی‌های خود بکار می‌برده‌اند بسیار فراتر از آن چیزی بوده که در مورد نیروهای تعلیم دیده – که ذکر آنها رفت – مشاهده شده است. استثمارگران هر روزه به سراغ اسراء می‌رفته‌اند و هیچ سند و مدرکی در مورد تاریخ و نحوه‌ی فرستاده شدن آن‌ها به این مکان وجود ندارد، لذا هیچ چیزی در دسترس نیست تا بتوان به کمک آن فهمید که چه وقت این "به تسخیر درآمدگان روحی" مورد شکنجه قرار گرفته بودند و جان آن‌ها گرفته شده. یک تصویر از وضعیت یکی از این قربانیان حکایت می‌کند، که در حالی که در بسته‌ای از یخ قرار داده شده تا در آینده بتوان بر روی او تحقیق کرد. یکی از این مامورین زندان در دفترچه‌ی خاطرات خود از یکی از این دست قربانیان اشاره می‌کند. وی در آن به این زندانی لقب ا.جی.ای (O.G.A) می‌دهد. مخفف کلمه‌ی "نمایندگان حکومتی دیگر" که اصطلاحی است که برای آنانی که اغلب سیا اسمی برای آنها انتخاب نکرده استفاده می‌شود.) سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) با جابجایی زندانیان بر آن بود تا آنچه بر این اسرا صورت می‌پذیرد از چشم صلیب سرخ مخفی بماند.
ماموران رسمی ارتش آمریکا به رویترز گفته‌اند که دست کم 25 نفر از زندانیان در چنگال‌ نیروهای آمریکای جان داده‌اند. در حال حاضر، تحقیقات و بررسی‌ها بر روی حداقل 13 تن از این مرگ‌ها وجود دارد. از جمله موارد زیادی از قتل زندانیان در عراق و افغانستان بدست نیروهای سیا.
یک شبکه‌ی جهانی بازپرسی
"اگر شما با ما همکاری نکنید، ما به راحتی شما را به گوآنتانامو تبعید می‌کنیم"
متن پیام بالا، تهدیدی است از جانب بازجویان آمریکایی در سرتاسر جهان.
روزنامه گاردین، در تاریخ ششم ماه می چنین می‌نویسد: "یک تبعه‌ی اهل بریتانیا که از زندان در گوآنتانامو آزاد شده بود اعلام داشت که: همان‌طور که در مورد زندان ابوغریب نیز همگان دیدند، انحرافات جنسی توسط نیروهای آمریکایی مشخص و معین بود به عنوان یک روشی از زیر پا گذاشتن حرمت‌های مسلمان. آنچه در عراق، گوآنتانامو، بگرام، در افغانستان و حتی در گامبیا، حقیقتی بود که بر همگان آشکار شد و آن دلیل‌هایی بر انحرافات جنسی افسران آمریکایی. یک تاجر انگلیسی به نشریه‌ی گاردین گفت که او هنگامی که توسط نیروهای آمریکایی مورد بازجویی و کسب اطلاعات قرار گرفته بود به شکنجه‌های جنسی و نیز کتک کاری تهدید شده بود. نیروهای کاخ‌سفید در حال نگهداری زندانیان در یک شبکه‌ای از زندانها در نقاط مختلف دنیا هستند و این عملیات سری در پشت شبکه‌های مخفیانه و مرموز نظامی، پنهان مانده است.
در گوآنتانامو، نیروهای آمریکایی بیش از 700 زندانی را از 44 کشور مختلف جهانی دور هم گرد آورده‌اند؛ بدون هیچ دادگاهی یا محکمه‌ای برای رسیدگی و یا شواهدی برای ارائه به عموم و افکار عمومی مردم جهان. ایالات متحده همچنین ادعا کرده که دادگاههای آمریکا و یا حتی مجامع بین‌المللی در ژنو نیز از این که بتوانند کاری بکنند نیز عاجزند. اردوگاه گوآنتاناموبای براستی تکه زمینی است که می‌توان آن را "منطقه‌ای خارج از مرز قانون" نامید. اینجا، جایی است که رئیس‌جمهور آمریکا و خدمه‌اش ادعا می‌کنند که حق انجام هر عملی را دارند و نیز به مرحله‌ی اجرا آوردن این حقوقشان بعد از دادگاه‌های نظامی سری.
در عراق، آمریکاییها دست کم 10000 زندانی اسیر را نگه‌داری می‌کنند؛ هیچ دادگاه و محکمه‌ای برای آنان وجود ندارد. اغلب خانواده‌های آنان نیز هیچ خبری از آنها ندارند. اما الان ما بر آنیم بفهمیم چه بر سر آنان آمده است؟
در عراق نیز نیروهای آمریکایی دارند "منطقه‌ی خارج از محدوده قانون" به وجود می‌آورند. جایی که دیگر قانون نمی‌شناسد. انجام هرگونه کاری بر روی اسراء، در حال اجرا است. همانانی که خارج از مرزهای قانون عراق و یا قانون نظامی ارتش آمریکا هستند. در افغانستان، نیروهای آمریکایی تعداد بسیار زیادی از زندانیان را در شبکه‌های سری اردوگاهی نگه‌داری می‌کرده‌اند. و اینجا هم به همان ترتیب بدون هیچ دادگاه، محکمه‌ای، جایی برای بررسی حقوق آنان و یا حتی این که خبری بدست خانواده‌های آنان رسیده باشد. سازمانهای حقوق بشر در این منطقه موارد زیادی از آزارهای جنسی را کشف کرده‌اند. از جمله برخی از موارد کتک‌کاری و ضرب و شتم شدید، و این که قرار دادن اسرا در محدوده‌ای با دمای هوای یخ‌زده، که دست کم 2 مورد قتل به این صورت تاکنون کشف و گزارش شده است.
و در این گیر و دار، یک هماهنگی در سطح بین‌المللی وجود دارد که به منظور انتقال اسرای آمریکا به کشورهای مشخصی در سطح جهان فعالیت می‌کند. برخی از این کشورها عبارتند از: مصر، عربستان سعودی، ازبکستان، پاکستان و مراکش.
حکمرانی و قلدری و بحران
آمریکا به قدری ذلیل شده که نمایندگان دولتی در این کشور نتوانستند گزارش این سال بین‌المللی حقوق بشر را این هفته از ترس آن که مبادا از سوی جامع‌ی جهانی مورد تمسخر قرار گیرند، منتشر کنند.
"سرمقاله‌ی نشریه نیویورکر تایمز، هفتم ماه مه"
آقای توماس فریدمن در تاریخ ششم ماه مه سال 2004 چنین نوشته است: "ما در دامی بسیار مهم‌تر از جنگ عراق افتاده‌ایم. ما از آن می‌ترسیم که آمریکا اعتبار خود را به عنوان مرجع معتبر در نزد اذهان عموم برای صلاحیت اخلاقی و وجدانی از دست بدهد.
من در تمام دوران عمر خودم تاکنون هیچ روزی را ندیده‌ام که آمریکا منفورتر از امروز در نزد اذهان بشر باشد."
مردم در جای جای این کره خاکی، در ترس و وحشت بسر می‌بردند و وقتی عکس‌های شکنجه نیروهای آمریکایی و قربانیان آنان را در دستانشان می‌گیرند. اکنون مخالفین سلطه‌ی جهانی آمریکا بر زمین جرات بسیار بیشتری پیدا کرده‌اند. قربانیان الان بیشتر از گذشته مصمم هستند که وقایع گذشته را برای همگان آشکار سازد و در مقابل آمریکا مقاومت کنند. سلطه‌گریان احساس تنهایی و ترس می‌کنند و حامیان سلطه‌ی آمریکا بر جهان چنین حس می‌کنند که مورد خیانت واقع شده‌اند.
مناظره‌های داغی در سطح مقامات عالی رتبه‌ی اجرایی در باب این که چطور به طرح‌ها و برنامه‌ها پرداخته شود در جریان است. شکاف میان هیات حاکمه‌ی آمریکا در حال گسترش است. صحبت‌ها و بحث‌هایی در برابر دیدگان همگان صورت می‌پذیرد، چه در کنگره و چه در سطح مقاله‌های نشریات درباره‌ی استعفای دونالد رامسفلد. امروز بحث‌هایی می‌شود مبنی بر اینکه حضور فعلی آمریکا در عراق بعید نیست که بسیار "رادیواکتیو" باشد تا بشود که حاکمیت آمریکا بر عراق با وجود مقاومت‌های موجود استمرار یابد. و همچنین وجود برخی ضعف‌ها در سطح هیات حاکمه‌ی آمریکا که در آن انواع عذرخواهی‌ها و نیز تمردها در تصمیم‌گیری‌ها به چشم می‌خورد از دیگر مسایل برجسته‌ی فعلی است. بوش و رامسفلد و ژنرال‌های عالی‌رتبه‌ی آمریکا بارها اظهار داشته‌اند که از جریان وقایع بی‌خبر بوده و سعی در جبران مافات دارند. و هنوز، در وسط این همه گیرودار، ارتش آمریکا درگیری‌های خونینی را در جنوب عراق در بین مردم شیعه‌نشین منطقه صورت داده است. آشفتگی و غوغا در این زمان – یعنی همان چیزی که رئیس آواکیان به آن لقب "دیگ آشفته‌ی تناقضات" داده – با شدت در حال جریان است. حملات پی در پی توسط ارتش آمریکا برای خاموش کردن شعله‌های مقاومت در عراق این جریام غیر قابل گذشت را به وجود آورده است. اما، در تمام این اوضاع و احوال، یک چیز برای همگان روشن گشته و آن فرصت بسیار مناسبی است تا مردم در سرتاسر جهان قدری بر حقیقت سلطه‌ی آمریکا بر منطقه‌ای آگاه گردند. مخالفت‌ها روز به روز در حال گسترش و شدت پیدا کردن است. به ویژه در شرایطی که بحران‌های به وجود آمده شکاف بین هیات حاکمه در آمریکا را شدیدتر کرده است. و الان وقت آن رسیده که همگان حقیقت را دریابند.
"چنان‌چه هر انسانی از این واقعیت آگاه باشد که جهان در چنگال امپریالیسم دست و پا می‌زند و اگر از نتایج این سلطه بر جهان برای اکثریت مردم جهان باخبر باشد، آن هنگام موظف بدان است تا کمک کند که پایه‌های امپریالیسم و چارچوبه‌ی آن در هم شکسته شود تا این که دوباره روابط اجتماعی در مقایس جهانی پایه‌ریزی شود."