تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۶۴۱

«تئودور هرتزل» در سال 1882 در شهر وین نظریه و مکتبی تحت عنوان صهیونیسم سیاسی پدید آورد. وی نظریه خود را در سال 1894 در کتابی با عنوان « کشور اسرائیل » تنظیم نمود و اجرای عینی آن در طی اولین گردهمایی صهیونیست جهانی در شهر بال در سال 1897 آغاز گردید1.
تئودور هرتزل اساسا منکر خداوند و لامذهب بود. وی حتی با کسانی که یهودیت را به عنوان یک مذهب در نظر می گرفتند به شدت مبارزه می کرد در چشم انداز صهیونیسم سیاسی , یهودیان , مقدم بر هر چیز یک ملت شمرده می شوند.
صهیونیسم سیاسی , نوعی فساد و تباهی ملی گرایانه و استعمارگرانه به شمار می رود که مسیرش نه از یهودیت که از ملی گرایی و استعمارگرایی اروپای قرن نوزدهم نشات می گیرد. صهیونیسم نوعی مطالعه دست چین و انتخابی و مشخص از تورات را که مبتنی بر انحراف واقعی از برنامه خداوند است , مورد استفاده قرار می دهد و آن را به عنوان پوشش و پرده ای برای پنهان نمودن مقاصد سیاسیش به کار می برد.
خصلت استعمارگرانه و نژادپرستانه صهیونیسم در موارد متعددی از جمله غصب زمین ها نیز تجلی می کند. صهیونیسم هنوز وجود فلسطینی ها را نفی می کند. صهیونیست ها ذوب شدن و آمیختگی با دیگر اقوام را نابودی هویت یهود یا اضمحلال وجود یهودیت می دانند. بنابراین اعتقاد انحرافی و به اصطلاح حفظ هویت یهود و بقای نسل آنان , صهیونیست ها طرح تبعیض نژادی را ارائه و بی خردانه نسبت به اجرای آن اصرار می ورزند.
جنبش صهیونیستی نیز برای تحقق این امر به اصطلاح مهم (تبعیض نژادی ) که در حقیقت مغایر با تمامی قوانین و عرف های بین المللی است , اقدام به ایجاد دو جریان معکوس کرده است . نخست , جذب و کوچ دادن یهودیان از سراسر جهان به سرزمین به اصطلاح موعود (فلسطین ) که از سوی صهیونیست ها مصطلع شده است . دومین جریان نیز کوچ دادن تحمیلی صاحبان اصلی سرزمین فلسطین از سرزمین اجدادی خود و آواره کردن آنان در سراسر جهان می باشد2.
یهودی سازی سرزمین فلسطین
سازمان سوسیالیستی صهیونیستی در مورد خصلت استعمار صهیونیستی می گوید : استعمار کلاسیکی برپایه استعمار بهره کشی بنا شده اما استعمار صهیونیستی براساس تبعید , اخراج و آواره کردن بنا شده است , زیرا تنها با این نوع استعمار می توان به هدف یهودی سازی سرزمین دست یافت . صهیونیست ها از زمان « وعده بالفور » تا برپایی رژیم صهیونیستی تنها موفق به خرید 4 درصد از زمین های فلسطین شدند , در حالیکه صهیونیست ها در پی بکارگیری زور , سرنیزه و نیروهای نظامی و ادوات پیشرفته جنگی در سال 1948 موفق به اشغال 75 درصد از سرزمین های فلسطین شدند .
پیش از 1948 تعداد کمی از اعراب آواره شدند , در صورتیکه در جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 حدود 700 هزار فلسطینی آواره شدند. در همین سال تنها در قدس شریف از مجموع 33 روستا , 29 روستا ویران شده سپس به اشغال صهیونیست ها درآمد3.
صهیونیسم نماد بارز نژادپرستی
تاریخ جهان شاهد اشکال مختلف نژادپرستی و جنبه های فکری و عملی آن بوده , اما نژادپرست تر و خوفناک تر از اندیشه و افکار صهیونیسم را مشاهده نکرده است . علت آن هم نشات گرفتن نژادپرستی صهیونیسم از اصول آرمانی صهیونیستهاست . شدیدترین شیوه های نژادپرستی علیه فلسطینی ها اعمال می شود و حتی در دوره ماقبل و مابعد تاریخ نیز چنین اقداماتی علیه هیچ قومی صورت نگرفته است . از نظر صهیونیسم همه غیر یهودیان حیواناتی هستند که باید کشته شوند و از دست آنها خلاص شد4.
نژادپرستی صهیونیسم سیاسی یک نظام کاملا هماهنگ است که تمام وضع قوانین و سراسر سیاست دولت اسرائیل را الهام می بخشد. در واقع سراسر سیاست داخلی و خارجی دولت غاصب صهیونیستی , با منطقی بیرحمانه , از دو خصلت اساسی صهیونیسم سیاسی نشات می گیرد. به عبارت دیگر صهیونیسم سیاسی پدیده ای اساسا استعماری است ولی با اسطوره مذهبی دروغین آرایش شده است . اما با وجود سیاست نژادپرستی و استعماری رژیم صهیونیستی , انتفاضه فلسطین ضعف ها و ناکارآمدی ماشین نظامی و ابزار سرکوب را آشکار ساخته است و با وجود دیپلماسی جانبدارانه آمریکا و قدرت های بزرگ از این رژیم , ملت فلسطین همچنان در مقابل صهیونیست های نژادپرست مقاومت می کند و نقاط آسیب پذیری و شکنندگی این رژیم مولود استعمار را آشکار نموده است .
نقاط ضعف و آسیب پذیری رژیم صهیونیستی
1 ـ بروز اختلاف عقیدتی بین یهودیان آمریکا و سراسر جهان با سیاستمداران و افراطیون مذهبی یهود در داخل جامعه صهیونیستی , از جمله این که عده ای از یهودیان پراکندگی خود در سراسر جهان را خواست خدا می دانند و تجمع در سرزمین موعود و تشکیل حکومت یهود را مخالف با این امر الهی می پندارند.
2 ـ ظهور اندیشه نوین صهیونیسم برای عقب نشینی از تفکر تسخیر سرزمین موعود از نیل تا فرات (تعدیل اندیشه سرزمین موعود).
3 ـ خستگی روحی و روانی یهودیان و صهیونیست ها از تداوم جنگ دائمی و ترس از نابودی در سرزمین فلسطین که نمود بارز آن کاهش مهاجرت به فلسطین اشغالی از سراسر جهان است .
4 ـ فرار نسل جوان یهود از تقدس گرایی مذهبی یهود.
5 ـ رشد مخالفت های فزاینده علیه سیاست های نژادپرستی رژیم صهیونیستی در سراسر جهان به ویژه در مناطق اشغالی سال 1948 و آمریکا .
علاوه بر این موارد , نقاط آسیب پذیری رژیم صهیونیستی را چنین می توان برشمرد. موقعیت بین المللی , جغرافیا , جمعیت , عوامل اقتصادی , ملاحظات داخلی و... از جمله آسیب پذیریها و شکنندگی این رژیم می باشند5.
موقعیت بین المللی
رژیم صهیونیستی همواره موقعیت بین المللی نامناسبی داشته است . در سازمان ملل متحد و در مجمع عمومی , شورای امنیت , رای گیری ها اغلب به ضرر اسرائیل تمام شده و جز به کمک حق وتوی آمریکا و لابی های صورت گرفته نتوانسته است از زیر فشار آنها آسوده شود. به علاوه افکار عمومی جهان مخالف سیاست های این رژیم می باشد و مردم سراسر جهان بارها با انجام تظاهرات ضدصهیونیستی حمایت خود را از مقاومت مشروع فلسطین اعلام کرده اند.
جغرافیا
هرگونه بحثی در مورد عوامل موثر بر سیاست نظامی اسرائیل با نقش بسزای عوامل جغرافیایی همراه است . سرزمین های اشغالی همواره در معرض آسیب پذیری های طبیعی است که در طول تاریخ برای آن مشکل ساز بوده اند.
موقعیت جغرافیایی کنونی آن نیز که در محاصره کشورهای عربی است از محدودیت ها و مشکلاتی است که اسرائیل با آن روبه رو بوده و این موضوع فشار روانی زیادی را به استراتژیست های صهیونیست وارد می کند.
جمعیت
رشد اندک جمعیت رژیم صهیونیستی , نیروهای مسلح این رژیم را محدود کرده است به طوری که باید نیروهای خود را از میان چهار میلیون شهروند بسیج کند. اگر جنگ مدت زیادی به طول انجامد , به علت بسیج همه مردم , بخش های مختلف اقتصادی آن فلج خواهد شد. رکود اقتصادی سال های پس از 1967 و 1973 و نیز سالهای اخیر که در اثر انتفاضه الاقصی ایجاد شد , حساسیت این موضوع را نشان می دهد.
سرانجام اینکه رژیم صهیونیستی با وجود توان هسته ای , دارای نقاط آسیب پذیری و شکنندگی های زیادی است . اتحاد و وحدت جهان اسلام و همگرایی و تقویت رابطه میان گروههای مبارز و جهادی فلسطین قطعا رژیم صهیونیستی را با آسیب پذیری و چالش های جدی روبرو می سازد. متاسفانه این رژیم در سایه شکاف در جهان اسلام و نیز همراهی برخی از مقامات فلسطینی با صهیونیست ها توانسته است فضای تنفسی برای خود پیدا کند و به علاوه در این شرایط حتی برخی از کشورهای اسلامی و عربی را نیز به جنگ و حمله نظامی تهدید کند.
با شناسایی آسیب پذیری ها و نقاط ضعف و شکنندگی این رژیم می توان , تل آویو را از ادامه شرارت در منطقه و علیه ملت فلسطین بازداشت . این هدف مرهون اراده سیاسی قوی در جهان اسلام می باشد. اما بیانیه پایانی اجلاس دهم اجلاس مالزی و عدم اشاره این بیانیه به حمایت از انتفاضه و قیام مشروع ملت فلسطین بیانگر عدم وجود اراده سیاسی در میان بخش عمده ای از سران کشورهای اسلامی و عرب می باشد. اما با این حال انتفاضه فلسطین با وجود بی مهری های نظام بین الملل و سران برخی از کشورهای اسلامی و عربی به حیات خود ادامه می دهد و ضربات جدی بر پیکره امنیتی , سیاسی و اقتصادی این رژیم وارد می سازد.