تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۶۷۸

علی الهی‌خراسانی
«در مورد دروس، تحصیل و تحقیق حوزه‌ها، اینجانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جایز نمى‌دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است ولى این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان 2 عنصر تعیین‌کننده در اجتهادند. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعى، فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زوایاى زندگى بشریت است، حکومت نشان‌دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سیاسى و نظامى و فرهنگى است. فقه، تئورى واقعى و کامل اداره انسان از گهواره تاگور است. هدف اساسى این است که ما چگونه مى‌خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم براى معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسأله است که فقه و اجتهاد جنبه عینى و عملى پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد».
چشم‌اندازی برای حوزه
امام خمینی(ره) با این سخنان تاریخی افق بزرگ و جدیدی را فراروی حوزه علمیه قرار دادند و در واقع نگاه‌ها و انگیزه‌ها را به چشم‌اندازی ورای فردنگری در ساحت فقه معطوف ساختند. امام جایگاه فقه را از پاسخگویی به مسائل فردی و نشستن به انتظار موضوعات جدید، به ساحت اداره نظام کشاندند. ایشان به فقه چنان ظرفیتی بخشیدند که توان مدیریت جامعه و سرپرستی تمام زوایای زندگی انسان را داشته‌ باشد؛ فقهی که انقلاب می‌آفریند و می‌تواند ثمر‌بخش جهاد و شهادت باشد. فقهی که موضوع مبتلا به آن حکومت و جامعه است و حوزه علمیه باید به سمت تولید چنین فقهی گام بردارد.در هندسه معرفتی امام، مجتهد یک پاسخگو نیست، بلکه مدیر جامعه و تحولات اجتماعی و مسلط بر زمان و زمانه است. این مجتهد باید مجهز به دانش سرپرستی جامعه و برخورد با تمدن غرب باشد. چنین دانشی را تنها در «فقه توسعه» می‌توان به دست آورد؛ فقهی که تکامل جامعه الهی و موضع‌گیری در تضعیف تمدن استکباری غرب را به دنبال دارد.با توجه به این مقیاس مسؤولیت و برای تربیت چنین مجتهدی و داشتن چنان فقهی، باید تحولی ژرف درون حوزه‌های علمیه اتفاق افتد. پس از امام خمینی(ره) تا کنون، رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در مسیر افق‌هایی که امام برای حوزه ترسیم کردند، به مهندسی نقشه رسالت حوزه پرداخته‌‌اند و تمام همت و تلاش خویش را در این مسیر مبذول داشته‌اند که مسؤولان، فضلا و طلاب حوزه نیز همسو با این رسالت و افق‌های تحول، خیزشی متناسب با حجم و مقیاس مسؤولیت خویش یعنی سرپرستی دینی جامعه داشته ‌باشند.رهبر معظم انقلاب در واقع مسیر و نقشه‌ای را مهندسی می‌کنند که چشم‌انداز و افق‌های آن را امام بزرگوار ترسیم کرده ‌بودند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خود می‌فرمایند: «هدف را از پیام امام(ره) بگیرید. امام در این پیام، پیشنهاد و طرح خاصى را ارائه نفرمودند اما اول تا آخر پیام، سرشار از جهت‌ها و اَعلام لازم و تابلوهاى سر راه است که انسان را هدایت مى‏‌کند». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با توجه به مدیریت جامعه اسلامی و اقامه حکومت اسلامی توسط روحانیتی که برآمده از حوزه است، حوزه علمیه را همواره به نیازسنجی جامعه و حکومت و تامین این نیازها توجه داده‌اند. این نیازها عبارتند از:تأمین نیاز حکومت اسلامی، تولید معارف و قوانین اسلامی، تربیت نیروی انسانی،نیاز روشنفکران و جوانان،نیاز جوامع مسلمان و مردم نومسلمان و نیاز حوزه به مدرس و محقق و مؤلف در فنون مختلف.
ایشان ضرورت پرداختن به این نیازها را چنین گوشزد می‌کنند: «ما هستیم و آن نیازهاى عظیم و این دشمنی‌هاى شکننده همراه با نقشه و بدخواهى. حوزه علمیه چه کار باید بکند؟ پاسخ این است که از امکاناتى که دارد، استفاده کند و به احسن و اتقنِ وجه، خودش را بسازد. نباید یک ساعت درس طلبه یا استاد، زائد و بى‏فایده و غیر ناظر به آن نیازها باشد».به‌نظر می‌رسد اساسی‌ترین محور مهندسی نقشه رسالت حوزه «حفظ، ترمیم و بالندگی» باشد که رهبر انقلاب از آن یاد کرده‌‌اند. نسبت به «حفظ» باید سرمایه‌های گذشته را نگاهداری و ذخایر شیعه را حفظ کرد. اما نسبت به «ترمیم» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چنین سخن می‌فرمایند: «ترمیم یعنى چه؟ یعنى پس از ثلمه حاصل از فقدان‌ها، حوزه عناصرى را تربیت کند تا موجودى فعلى، جایگزین آنها باشد و نیز پس از اِندراسِ مفاهیم منسوخ، مفاهیمى بیافریند که جایگزین مفاهیم مندرس و کهنه شده باشد. مفاهیم، کهنه مى‌شوند و نشاط و شادابى را به‌تدریج و با مرور زمان، از دست مى‌دهند. باید بعد از آنکه فکرى به خاطر ورود انظار و دقت‌هاى گوناگون بر آن، به مرور زمان دچار خدشه شد و از استحکام اولیه افتاد، جاى آن مفاهیم نو گذاشته شود».اگر حوزه بخواهد در افق سرپرستی و مدیریت جامعه اسلامی حرکت کند، باید دانش متناسب با آن تولید شود و ابتدا کمبودها و کاستی‌ها در امر آموزش و ساختار آموزشی حوزه برطرف شود. با اصول و فقهی که شیعه در بسیاری از مواقع دور از حکومت نگاشته است، نمی‌توان در این نقطه که دین با اقتدار کنونی خود، مدیریت تحولات اجتماعی را به‌دست گرفته کار اساسی انجام داد. 
در مسیر بالندگی
تمام رهنمودهای رهبر معظم انقلاب از جمله آنچه 15 سال پیش درباره ضرورت تغییر و کارآمدسازی کتاب‌های درسی و نظام آموزشی حوزه فرمودند، در محور ترمیم جای می‌گیرد. حوزه علمیه قم هنوز این سخنان را به یاد دارد: «تغییر جدى در کتب درسى باید صورت گیرد؛ چون تحول از پایه باید شروع شود... در درس خارج فقه هم مباحث کاربردى و مورد استفاده باید مطرح گردد. بعضى از مباحث- مخصوصا در اصول و در فقه- وجود دارد که واقعا مورد احتیاج نیست ولى در اصول و فقه، این مباحث را مى‌خوانند».آنچه باعث شده‌ است که رهبری اینگونه بر تغییر کتب درسی اصرار ورزند، آن است که برای سکانداری جامعه اسلامی و تولید فقهی که بتواند جامعه و حکومت را سرپرستی کند، تغییر کتب درسی نقطه آغازین حرکت به شمار می‌رود. البته آنچه رهبری بسیار گوشزد کرده‌اند، نه تحول متون آموزشی، بلکه ترمیم و کاستن از ضعف‌های کتب درسی است. ایشان در سال 86 بار دیگر همگان را به تغییر و ترمیم توجه می‌دهند: «بنده در قم... در جلسه فضلا بحث کتاب درسى و تغییرات کتاب درسى را مطرح کردم، بلافاصله بازخوردش به من رسید؛ مخالفت‌ها!- که البته این مخالفت‌ها از طرف من نادانسته هم نبود، می‌دانستم عده‏اى مخالفت می‌کنند با این قضیه- تغییر کتاب درسى لازم است، حتما هم باید تغییر پیدا کند؛ در این هیچ شکى نیست».اما گام سوم در مهندسی رسالت حوزه که بسیار پر اهمیت می‌نماید «بالندگی» است که رهبر انقلاب آن را اینگونه ترسیم می‌کنند: «بالندگى به معناى پیشرفت و یک قدم جلو رفتن و آفاق تازه‌اى را کشف کردن است. بالندگى به این نیست که ما در یک بحث، دقت بیشترى به خرج دهیم، بلکه باز شدن آفاق نویى- هم در خود علم؛ یعنى فقاهت و هم در محصول علم؛ یعنى مباحث فقهى- است.
اصول و کلام و دیگر مباحث نیز همین‌طور است».در مسیر بالندگی، حوزه باید در تولید فرهنگ از حالت انفعال خارج شود و به فرهنگ‌سازی و تصمیم‌سازی بپردازد؛ فرهنگی که از زمان جلوتر باشد و هدایت زمان را به دست گیرد. اجتهاد جواهری که سرمایه حوزه است باید حفظ شود اما باید بالندگی در آن جریان داشته ‌باشد. در واقع تفقه دینی باید به نقطه‌ای برسد که از حالت پاسخگویی صرف به مسائل مستحدثه خارج شود و نیز بتواند جریان نیازهای بشر را به سمت گسترش نیازهای الهی هدایت و مدیریت کند.اگر بخواهیم فقهی برای اداره کامل انسان داشته باشیم و چنین افقی را در مسیر حرکت خویش قرار دهیم، باید بالندگی و تحول را در حوزه ایجاد کنیم. تولید فرهنگ حداکثری دینی که جریان دین را در همه زوایای زندگی بشر در سطح جهانی و مقیاس توسعه تعریف می‌کند و ساخت «هندسه الهی نظام اسلامی»بدون شک به بالندگی در حوزه نیاز دارد و «اگر این آینده‏نگرى امروز در حوزه قم انجام نگیرد و به وضع موجود راضى باشیم؛ به همینى که حالا حوزه را یک جورى اداره کنیم؛ به این اگر قناعت کنیم، فردا یا حوزه‏اى نداریم یا حوزه‏اى رو به انحطاط خواهیم داشت».