تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۶۸۳
آسیب‌شناسی انتشار سریال در شبکه نمایش خانگی

انتشار سریال ایرانی در شبکه نمایش خانگی، یک پدیده جدید فرهنگی محسوب می شود. منظور از شبکه نمایش خانگی، توزیع و عرضه محصولات تصویری در فروشگاه هاست و مردم برای استفاده از این محصولات به جای مراجعه به سینما یا آنتن تلویزیون، باید آن ها را در قالب هایی چون سی دی و دی وی دی خریداری کرده و در منزل خود تماشا کنند. براساس این تعریف، شبکه نمایش خانگی یک حوزه فرهنگی بسیار مهم و حساس به حساب می آید. زیرا مقصد اصلی آن درون خانواده هاست. با توجه به این که خانواده پایه و هسته اصلی جامعه است، هرگونه تأثیرگذاری بر آن به کل جامعه سرایت می کند. بنابراین، هر پدیده ای که به نوعی بر خانواده موثر است، باید با دقت و وسواس بیشتر مورد تأمل قرار گرفته و جوانب گوناگون آن سنجیده شود.
به خصوص این که شبکه نمایش خانگی گسترش بسیار زیادی یافته است.این شبکه تا حدود یک سال پیش منحصر به مراکز خاصی بود که به طور اختصاصی آثار سمعی و بصری دارای مجوز قانونی یا به اصطلاح مجاز را عرضه می کردند. اما از سال 88 این شبکه به فروشگاه های محصولات عام یا همان سوپرمارکت ها گسترش یافت. به طور کلی هدف از گسترش شبکه نمایش خانگی و ارائه حجم انبوه فیلم های مجاز در دسترس مردم، مقابله با فیلم های غیرمجاز بوده است. ورود نابه هنگام مجموعه های نمایشی دنباله دار به سوپرمارکت ها نیز با چنین انگیزه ای عملی شد. به عبارت بهتر، هدف مسئولان از پذیرفتن این کار این است که از یک طرف عرصه را بر شبکه قاچاق فیلم تنگ تر کنند و از طرف دیگر مخاطب دلزده از برنامه های صدا و سیما را به جای ماهواره ها، به سمت این محصولات بکشانند. البته این جریان فقط دربرگیرنده محصولات ایرانی نیست و سریال های خارجی که غالبا دارای مضامینی سیاسی و در راستای اهداف دولت های غربی هستند را نیز شامل می شود.
اما آیا آن چنان که هدف گذاری شده، این جریان به مقابله با هجوم های فرهنگی می انجامد و مصونیت فرهنگی را در پی دارد؟ ورود سریال به شبکه نمایش خانگی دارای چه عوارضی است و چگونه می توان جلوی این عوارض را گرفت؟
غلبه اقتصاد بر فرهنگ
برخلاف چارچوب صدا و سیما که درآمد تولیدکنندگان آثار نمایشی از پیش مشخص است، در این حوزه، کسب سود به میزان استقبال مخاطب بستگی دارد. به همین دلیل عامل اصلی انگیزه ساز در سازندگان آثار شبکه نمایش خانگی، فراز و نشیب های اقتصادی است، نه دغدغه های فرهنگی. در نتیجه در فرایند تولید چنین آثاری، سرمایه محوری بر فرهنگ محوری غلبه دارد و این موضوع می تواند زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی و فرهنگی شود. هم چنان که تجربه اخیر جریان فیلم های سوپرمارکتی نیز این مسئله را ثابت می کند. چه این که غالب فیلم هایی که بدون اکران در سینما و به طور مستقیم وارد شبکه نمایش خانگی می شوند، صرفا جهت کسب مادی ساخته می شوند. این هدف باعث شده تا برای صرف هزینه کمتر، تولیدکنندگان وقت و انرژی هنری کمتری را به کار خود اختصاص دهند و در مقابل، برای جلب مشتری از روش های ضدفرهنگی و پیش پا افتاده استفاده می کنند. از این رو در اکثر فیلم هایی که در سوپرمارکت ها فروخته می شوند، ارزش های هنری در کمترین حد ممکن و ابتذال در اوج قرار دارد.
این وضعیت در مورد جریان سریال سازی برای فروشگاه ها نیز قابل پیش بینی است.
جای خالی نظارت
یکی دیگر از آسیب های این جریان، فقدان سازوکار نظارتی قابل اطمینان است. به طوری که سریال های مختص شبکه نمایش خانگی به دریافت مجوز محدود شده و ملزم به رعایت حداقل شاخص ها و معیارهای اخلاقی و فرهنگی بومی هستند.
مسئله این است که روال عادی و مرسوم تولید و نمایش سریال در چارچوب صدا و سیما بوده است. این رسانه ملی براساس معیارها و سیاست هایی منبعث از اهداف و ارزش های نظام، موظف به تولید برنامه، از جمله مجموعه های نمایشی است. به طور مثال، یکی از این معیارها صیانت از حجاب اسلامی است که برخلاف سینما، صدا و سیما در آن موفق شده است.
همچنین برنامه های این رسانه ملی همراه با نظارت و حفاظت های خاصی روی آنتن می رود. هر چند نمی توان منکر بسیاری از نقاط ضعف و کاستی ها، به خصوص درباره سریال های سیما شد، اما به دلیل مذکور فضای صدا و سیما نسبت به سایر رسانه های عمومی داخل و خارج از کشور، از درجه اعتماد بالاتری برخوردار است. بدون شک خانواده های ایرانی، به این که فرزندانشان برنامه های سیما را تماشا کنند خاطرجمع ترند تا این که از محصولات رسانه ای خارج از این رسانه.
نکته دیگر این است که صدا و سیما به خاطر انتسابش به نظام دارای تعهدات و رسالتی مشخص است. از این نظر در برنامه های صدا و سیما- با همه نقاط ضعف و قوت- نوعی همنوایی با قانون، منافع ملی، ارزش های جامعه و اهداف نظام وجود دارد. به عنوان مثال تولیدکننده فیلم هایی که مقصدشان سوپرمارکت است، نسبت به رعایت تام و تمام پوشش و بسیاری از جوانب و شئونات حساسیت ندارند. بلکه رعایت برخی حداقل ها را کافی می دانند. اما شخصی که برای صدا و سیما فیلم می سازد می داند که برای رساندن اثرش روی آنتن باید شئونات اخلاقی و قانونی را به طور کامل مراعات کند.
همه این مسائل باعث مسئولیت پذیری رسانه ملی شده و این رسانه از آنجا که در قبال کاستی ها باید پاسخگو باشد، آثار خود را به صورت مدیریت شده تری عرضه و پخش می کند.اطمینانی که بر شبکه نمایش خانگی حاکم نیست.
جای خالی عدالت
نکته مهم دیگر اینکه سریال سازی برای فروشگاه ها و سوپرمارکت ها، باعث دامن زدن به بی عدالتی فرهنگی می شود؛ چرا که مخاطبان این محصولات برای تهیه هر قسمت از آنها باید مبلغی پول پرداخت کنند. اما در این میان برخی خانواده ها توانایی خرید همه بخش های این سریال ها را ندارند، درست برعکس تلویزیون که در زمان پخش یک برنامه، همه اقشار و خانواده ها به یک میزان حق و توان استفاده از برنامه را دارند.
یک راه‌حل
البته این مسائل، دلیل بر نفی مطلق و کامل تولید سریال برای شبکه نمایش خانگی نیست. می توان با در نظر گرفتن برخی ملاحظات، وجود این جریان را در فرهنگ کشور پذیرفت. به هر حال برای تولید آثاری که فرهنگ صحیحی را در جامعه منتشر می کنند باید نظارت درستی نیز صورت گیرد. به طوری که می توان وضعیتی را ایجاد کرد که این گونه سریال ها نیز با همان شاخصه ها و نکاتی که مجموعه های تلویزیونی نیز ملزم به رعایت آنها هستند تولید شوند. می توان مدیریت این بخش را نیز به صدا و سیما سپرد.
به عبارت بهتر سریال های شبکه نمایش خانگی باید در ادامه و تکمیل کننده سریال های سیما باشند، نه این که برعکس. آنچه امروز در این بخش از فرهنگ کشورمان جریان دارد، تقابل با صدا و سیماست. این مسئله می تواند به مرور زمان جامعه را دچار آشفتگی بیش از پیش فرهنگی و ارزشی نماید.