دکتر امیر محبیان
نشست بعضی از چهرههای اصولگرا با دکتر احمدینژاد با هدف حرکت در راستای وحدت افزایی در میان اصولگرایان صورت گرفت.
علیرغم بحثهایی که در مورد میزان تاثیرگذاری بعضی از حاضرین و علت عدم دعوت بعضی از غائبین تاثیرگذاروجود دارد، اساسا هر گونه حرکت وحدت گرایانه در هر سطح و حوزهای باید مورد تشویق قرار گیرد.
اما شایسته است برای بهبود روند آغاز شده نکاتی که مهم مینماید، مورد توجه قرار گیرد.
1. همگرایی را در سه سطح میتوان تعریف نمود:
الف- وحدت ظاهری که با گردهمایی چند چهره سیاسی و اظهارات مثبت وحدت جویانه به نمایش در می آید.
ب- وحدت عملی که با اتخاذ مواضع مشترک در قبال موقعیتها یا رقبا خود را نشان میدهد.
ج- وحدت اندیشه که ناشی از یکسانی یا مشابهت مبانی فکری و اندیشه عاملان سیاسی است و حتی در برابر حوادث پیشبینی نشده هم میتوان نوع رفتار آنها را به دلیل پایههای مشترک فکری حدس زد.
در گذشتههای نه چندان دور، اصولگرایان همه ابعاد سه گانه وحدت را در خود داشتند و چونان یک مکتب فکری با مواضع نسبتا شفاف، خود را به جامعه معرفی کرده بودند، اما به مرور به دلیل بروز وقایع پیچیده که بعضا منجر به تحلیلهای متفاوت شد، وحدت در عمل هم مخدوش گشت و جداییها بعضا شکل عینی گرفت.
2. انکار اختلافات به منظور حل آنها اقدامی نابخردانه است، باید طبیبانه ایرادها و مسائل را دید تا برای آنها راه حل یافت. بروز اختلافات به دلیل اختلاف در تحلیلها و تشخیصها از شرایط سیاسی است. زلفها را به اجبار به هم گره زدن در حالی که دلها و مغزها از هم فاصله گرفتهاند، خودفریبی کودکانهای است که ممکن است آثار بدتری از خود اختلافات داشته باشد، از همین رو، ایجاد وحدت تحلیلی اقدامی ریشهای است که نباید مغفول واقع شود.
3. شیطان در جزئیات لانه میکند والا کلیات محل وفاق است.
نشستن و برخاستن و بدیهیات را در مورد خوبی وحدت بر زبان آوردن، کشتن وقت است به امید آنکه شاید از کنار هم نشستن به ناگهان جرقه وحدت زاده شود. باید صریح و روشن ابهامات و پرسشها را مطرح کرد. بر خلاف آنچه که عوامانه گفته میشود، دنیا از گفتن خراب نیست بلکه این نگفتنهاست که کینهها را در اعماق قلوب آبیاری میکند. احمدینژاد نسبت به سایر گروهها و سایر گروهها نسبت به احمدینژاد ناگفتههایی دارند که شاید برای وحدت از گفتن آن خودداری میکنند؛
لزومی به طرح علنی این مباحث نیست ولی در جلسات متوالی باید هر گونه شبههای بر طرف گردد. هر شبهه حل نشده در اذهان، مسائل بعدی و موانع جدی فرا رو خواهد بود. منطقی، منصفانه و صریح باید یکبار برای همیشه ابهامات را از اذهان زدود.
4. بحثهای جناحی را باید از عناوین ملی حکومتی جدا ساخت. آن گاه که دکتر احمدی نژاد با چهرههای اصولگرا در کنار هم مینشینند، او نباید در مقام رئیسجمهور تصور شود، رئیسجمهور ایران، رئیسجمهور هفتاد و اندی میلیون شهروند با هر گرایشی است هر چند خود دارای گرایشهای اصولگرایانه است.
اگر در این نشستها احمدینژاد در مقام ریاست جمهوری خود حضور یابد، امکانات و قدرت سیاسی و اجرایی او (ولو او چنین نخواهد) به عنوان ابزار چانهزنی تصور خواهد شد که خلاف عدل است و مردم گمان خواهند برد که رئیسجمهور آنان از امکانات ملی در جایگاه جناحی و انتخاباتی بهره میبرد. احمدینژاد به واقع همواره از این تصویر غلط استیحاش داشته است، اکنون هم باید چنین باشد.
5. طیف اصولگرایان بسیار گستردهتر از چهرههایی است که در جلسه مذکور حضور داشتهاند، طبعا انتظار این نیست که درگام نخست از همه گرایشها دعوت به عمل آید ولی مسلما حاضران نمیتوانند برای گرایشهای غایب تصمیمی نافذ اتخاذ کنند. پس باید نشستها با حضور موثرترین چهرههای سیاسی و فکری اصولگرا که نمایانگر بخش تاثیرگذاری از جریان باشد، ادامه یابد.
6. سیاست محل گذر است و سرعت گذران شرایط آن گاهی وصف ناپذیر است.
اوضاع و تناسب قوا هر لحظه تغییر میکند، هیچ جریان جدی بدون حضور مستمر نمیتواند تاثیر خود را حفظ کند. قدرت گروههای سیاسی به میزان نفوذ مردمی تشکیلات یا عقاید آنهاست.
سرمایهگذاری روی چهرههایی که در میان مردم ممکن است - نه از لحاظ تشکیلاتی و نه از لحاظ اندیشه- جایگاهی نداشته باشند، عبث خواهد بود. آنچه که مهم است موقعیت و مقبولیت فرد در اجتماع است و نه پست و مقام.
در پایان باید از پیشگامی دکتر احمدینژاد و نیز سایر بزرگانی که حسن نیت آنها راهگشای این جلسات همگرایانه میشود، سپاسگزاری کرد ولی این تاکید نیز ضروری است که تلاشها برای رسیدن به سر منزل مقصود باید در مسیر درست انجام پذیرد.