تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۷۲۸
سعدالله زارعی کارشناس مسائل خاورمیانه در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله:

تصویر کلی خاورمیانه
این منطقه از مرزهای شرقی ایران آغاز و تا مرزهای غربی مصر را تحت پوشش قرار می‌دهد. از لحاظ شمال و جنوب هم از مرزهای شمالی ایران تا مرزهای جنوبی یمن و عمان را شامل می‌شود. در این محدوده پانزده کشور ایران، عراق، ترکیه، عربستان، عمان، یمن، امارات، قطر، کویت، بحرین، اردن، سوریه، فلسطین، لبنان و مصر قرار دارند. البته در مورد حدود و صغور خاورمیانه یکسری مباحث اختلافی هم وجود دارد. بعضی‌ها ترکیه و مصر را شامل می‌کنند و بعضی‌ها هم به این معتقد نیستند.
اگر ما این محدوده جغرافیایی را مورد مطالعه قرار دهیم، می‌بینیم این مجموعه یک مجموعه‌ای دارای یک‌سری تمایزها و تفاوتهای درونی است که یک واحد جغرافیایی را از واحدهای دیگر یا چند واجد جغرافیایی را از چند واحد دیگر جدا می‌کند: مثلاً بخشی از این کشورها عرب زبان، بخش دیگر ترک زبان و بعضی فارسی زبان هستند. همین‌طور از سوی دیگر بخشی شیعه، بخشی سنی و بخشی در وضعیت مناسب اقتصادی هستند. بخشی دیگر فقیر، بعضی سیاهپوست، برخی دیگر سفید پوست هستند. و در کل این کشورها با این خصوصیات از یکدیگر متمایز می‌شوند.
اسلام، عامل پیوند کشورهای خاورمیانه
اما آن چیزی که در این مجموعه همه را به هم پیوند می‌زند مساله اسلام است. در تمام این کشورها اسلام دین غالب است. در بعضی جاها دین کاملاً مطلق و در بعضی جاها به صورت اکثریت نمود پیدا می‌کند؛ مثلاً در لبنان مسلمانان در اکثریت هستند ولی مسیحیان هم یک جمعیت قابل توجهی هستند و یا در سرزمین فلسطین اکثریت قاطع با مسلمانان است اما در عین حال یهودی‌ها اعم از آنانی که فلسطینی‌الاصل هستند و یا یهودی‌هایی که به صورت مهاجر و متجاوز در این سرزمین سکونت پیدا کرده‌اند؛ جمعیتی 35 درصدی را تشکیل می‌دهند.
آمریکایی‌ها برای اینکه از این مساله اسلام خودشان را خلاص کنند و خاورمیانه‌ای بسازند که هویت اسلام در آن فراگیر نباشد، تلاش کردند تا یک مفهوم جدیدی را تحت عنوان خاورمیانه جدید یا خاورمیانه بزرگ، مطرح کنند. در خاورمیانه بزرگ، آنها کشورهای غیراسلامی مثل هند، بعضی از کشورهای مسیحی در آسیای میانه مثل قزاقستان و کشورهایی در آفریقای غربی که مسیحی هستند را به عنوان کشورهای عضو خاورمیانه قلمداد می‌کنند؛ آن هم به جهت اینکه نسبت اسلام را با این جغرافیا مخدوش کنند و بگویند اسلام عنصر متشکل کننده خاورمیانه نیست و بنابراین باید سراغ یک عنصر مشترک دیگری برویم که کل خاورمیانه با آن خصوصیت به هم پیوند می‌خورد و منظور آنها یک مقوله سیاسی است از قبیل اینکه مردم از نظر سبک زندگی، توسعه را به عنوان محور مشترک بپذیرند یا مبانی حقوق بشر را محور قرار دهند، تا اینکه آن را جایگزین اسلام کنند.
البته این ایده نشدنی است چرا که از یک طرف از خاورمیانه می‌توان حرف زد، اما تشکیل دادن آن‌ کار آسانی نیست و در اختیار هیچ قدرت و کشوری نیست. و حدود و ثغور خاورمیانه در بین بسیاری از محققین و کارشناسان و در تبیین‌های سیاسی که دولتها انجام می‌دهند مشخص و مشترک است.
اتفاقاً اگر کسی دنبال تحقیق باشد و حتی منابع آمریکایی‌ها مثل ویکیپدیا را هم مرور کند به چیزی غیر از خاورمیانه متشکل از پانزده کشور- یا سیزده کشور بسته به اینکه مصر و ترکیه را جزو خاورمیانه محسوب کنیم یا نه، نمی‌رسد و دیگر قزاقستان و هند جزو خاورمیانه نیست.
خاورمیانه جزء سنگین جامعه بشری
خاورمیانه جزء سنگینی از جامعه بشری را شامل می‌شود. این پانزده کشور حدود 7 میلیون و 300 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و از نظر جمعیتی چیزی در حدود 345 میلیون نفر را شامل می‌شود. نکته دیگر اینکه از نظر ذخایر استراتژیک هم مجموعه‌ای بی‌بدیل از دریای نفت و گاز است؛ به طوری که حداقل 60 درصد از نفت شناسایی شده دنیا در همین منطقه وجود دارد که جزء مرغوب‌ترین نفت دنیا به حساب می‌آید. از طرفی منطقه خاورمیانه گلوگاه اقتصادی دنیاست که منطقه وصل کننده سه قاره دنیا به یکدیگر هم می‌باشد. ضمن اینکه در این منطقه تنگه‌های استراتژیک مهم دنیا نیز واقع شده است؛ یعنی باب‌المندب واقع در مجاورت یمن و سومالی که مشرف به دریای سرخ است، دوم تنگه هرمز، سوم تنگه بسفرو داردنل که در محدوده ترکیه واقع شده‌اند که از حیث اقتصادی و نظامی فوق‌العاده مهم شمرده می‌شوند. از خلیج‌های بسیار مهم در منطقه خاورمیانه از جمله فارس، عدن و عقبه و دریاهای مدیترانه، سرخ، عمان می‌توان نام برد.
آغاز دنیا از خاورمیانه
در مورد صبغه تاریخی خاورمیانه می‌توان گفت که دنیا از این منطقه شروع شده است و محل بروز و ظهور انبیا و ادیان بوده است. مصریها، ایرانیها، عراقیها، یمنی‌ها، قدیمی‌ترین تمدنهای بشری را در خود جای داده‌اند حدود 40 درصد جمعیت خاورمیانه را شیعیان تشکیل می‌دهند که کانون شیعیان در ایران است و غیر از ایران در کشورهای عراق، یمن، لبنان و بحرین بیشتر شیعه هستند. البته در بقیه کشورهای منطقه هم حضور نسبتاً پررنگی دارند؛ به طوری که به عنوان مثال 40 درصد مردم کویت و 30 درصد اماراتی‌ها و 35 درصد عربستان سعودی را شیعیان تشکیل می‌دهند.
تاثیر انقلاب اسلامی بر فضای منطقه
بعد از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بین ایران و غرب و به تعبیر بهتر بین اسلام و غرب چالش به وجود آمد. آمریکایی‌ها در تبیین و تحلیل مسائل بین‌المللی از سالها قبل این نکته را گفته‌اند که برای اقتدار بین‌المللی آمریکا و اینکه آنها تسلط کامل و بی‌مهار و بی‌رقیب بر دنیا داشته باشند یک کانون مزاحم وجود دارد و آن هم کانون اسلامگرایی است. این مطلب را آقای هانتینگتون در نظریه برخورد تمدنهایش مطرح ساخت و گفت که فرهنگ آمریکایی و غربی با فرهنگهای آسیایی در تعارض است، اما با بعضی از آنها چندان چالشی نیست ولی در رابطه با اسلام، تعالیم اسلامی با تعالیم غربی اصلاً امکان‌ سازگاری ندارند.
در نتیجه وقوع یک جنگ جدی بین جهان اسلام و غرب اجتناب‌ناپذیر است. به نظر ما این سازش‌ناپذیری ماهیت فرهنگی دارد؛ چون قرار نیست جنگی در بگیرد، بلکه در کشاکش مواجهه فرهنگ اسلام و غرب با یکدیگر این اسلام است که می‌تواند منطق خویش را غلبه دهد و حرفی برای گفتن دارد و به مرور فرهنگ غرب را بدون اینکه جنگی اتفاق بیفتد پس می‌زند.
به هر حال آمریکایی‌ها مبنای تحلیلی‌شان این بود که بین فرهنگ آمریکا برای کاملاً فراگیر و جهانگیر شدن و مکتب ‌اسلام جنگی در می‌گیرد و روی این نکته تاکید کردند که ما با یک کانون زاینده و پر جنب و جوشی به نام اسلام مواجه هستیم؛ اسلامی که از طریق انقلاب ایران تغذیه و تشجیع شده و به پیش می‌رود و ما را تهدید می‌کند. البته غیر از هانتینگتون دیگران هم آمدند و نظریاتی را مطرح کردند و به خصوص در دوره حاکمیت نئوجمهوری خواهان در آمریکا یعنی دوره بوش بازار نظریه‌پردازی به شدت گرم شد و دایماً این مساله مورد بحث بود و کنفرانسها، کتابها، سخنرانی‌هایی در این زمینه به طور فعال مطرح بود.
مقوله ایران‌هراسی
مسئله دیگری مقوله‌ای است به نام ایران‌هراسی، اسلام‌هراسی و شیعه‌هراسی که از دل همین مساله بیرون آمد که امروزه شاهدیم در هر جایی به شدت دنبال می‌شود. آمریکایی‌ها این مقوله تصادم فرهنگ اسلام و دین اسلام با غرب را بسیار جدی گرفته‌اند و می‌بینیم برای اینکه این مساله را که از نظر آها یک درد بی‌درمان است، معالجه کنند دایماً مقامات آمریکایی از این کمشور به کشور دیگر خاورمیانه در حال سفر کردن هستند؛ مثلاً می‌شنویم که آقای میچل در فلسطین و فردای آن روز جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا و همین طور روز بعد خانم کلینتون حضور دارند و همزمان می‌بینیم که کلینتون در ریاض و سرفرماندهی ستاد مشترک آمریکا در عراق هستند و همه به طور مشترک و پی‌درپی از مساله و مشکلی به نام ایران حرف می‌زنند و این نشان می‌دهد که اینها مساله را خیلی جدی گرفته‌اند که البته جدی هم هست؛ چرا که اسلام که در ایران آمده چند خصوصیت دارد: یکی اینکه نسبت به دستاوردهای فرهنگ غرب و تمنیات و آرزوهای غربی‌ها بسیار حساس است و اینها را ضد بشری می‌داند. البته نمی‌خواهیم بگوییم از سر تا بن غرب هرچه که هست همه منفی و منفور است اما چون که از دیدگاه اسلامی نیت کافر بدتر از عمل اوست، اسلام به مسلمانان می‌آموزد حتی به چیزهای خوب آنها هم باید حساس باشیم؛ چرا که در پشت دستاوردهای خوب انان یک فتنه و راهی برای به بند کشیدن نهفته است. مثلاً امروزه غربی‌ها داوری ضد ایدز می‌سازند، ولی آفریقا به طور وحشتناکی در بیماری ایدز می‌سوزد تا جایی که در بعضی از کشورها 60 درصد مردم به این بیماری مبتلا هستند همان که وقتی در مورد آن کاوش می‌کنیم میراث غرب است، اما در آنجا آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها و دیگران حاضر نیستند به قیمت عادلانه هم این دستاوردشان را در اختیار آن مردم بیچاره قرار دهند. اینجاست که اسلام به ما می‌آموزد چون نیت کافر از عمل او پلیدتر است، حتی در مورد دستاوردهایشان هم نمی‌توان کاملاً خوشبین بود.
امام امت به ما آموخته است کمه حتی در رشته‌های علی‌الظاهر بی‌ارتباط با مبداء غیب مثل فیزیک و شیمی و ریاضیات باید نیتهای آدمهایی که در این رشته‌ها تحصیل می‌کنند الهی باشد تا تراز آن اسلامی شود؛ یعنی زلال خدمت به بندگان خدا را داشته باشد و نیتش تقرب به خدا باشد. نمی‌شود گفت این رشته‌ها لائیک و بی‌ارتباط با دین و رشته‌های دیگر مرتبط با دین است که اگر این چنین بپذیریم- که متاسفانه عده‌ای گفتند ما هم پذیرفتیم- این آرام‌آرام همان اندیشه غیرالهی در علوم پایه و در علوم انسانی سرایت می‌کند و همان بلایی سر ما می‌آید که امروز در دانشگاهها در رشته‌های علوم انسانی شاهدیم. و امام این موضوع را متوجه بودند و دیده‌بانی می‌کردند که فرمودند حتی در رشته‌ای مثل پزشکی باید نیت خالص الهی وجود داشته باشد.
پس اولین مساله این است که اسلام نسبت به آنچه که غربی‌ها پرچمش را بلند کرده‌اند به چشم تردید و بدبینی نگاه می‌کند و در بعضی جاها هم خصومت بسیار شدیدی نسبت به آن دارد. فاصله فقیر و غنی که در غرب امر پسندیده‌ای است از نظر اسلام بسیار منفور سات. بی‌تعهدی نسبت به همنوع که در غرب امر پسندیده‌ای است، اسلام آن را بسیار نکوهیده می‌داند و از این قبیل مقولات زیاد هستند.
رسالت جهانی اسلام
نکته دوم: اسلام برخلاف برخی از ادیان دستکاری شده، برای خویش یک رسالت عام جهانی قائل است یعنی اسلام حتی تنها برای مسلمانها نیامده، بلکه اسلام برای انسانها آمده است و انسانها به طور عام مخاطب اسلام هستند و قرآن پر از آیه‌هایی با مطلع یا ایها الناس است. یعنی آیاتی که جنبه جهانی ندای اسلام را کاملاً مشخص می‌کند. پس اسلام دارای یک داعیه محکم اداره جهان است و این داعیه را در سخت‌ترین شرایط رها نمی‌کند.
پیامبر بزرگوار اسلام از فرط گرسنگی شکم مبارکشان را بسته بودند تا بتوانند گرسنگی را تاب بیاورند. در همانجا وقتی پیامبر اکرم (ص) برای کندن خندق کلنگ می‌زند و جرقه‌ای تولید می‌شود می‌فرماید: الله اکبر. شخصی که کنار حضرت ایستاده می‌گوید: چرا الله اکبر گفتید؟ حضرت می‌فرماید: من فتح ایران را در جرقه این گلنگ مشاهده کردم.
پس اسلام حتی در شرایط سخت هم داعیه بین‌المللی خودش را رها نمی‌کند، کما اینکه حضرت امام (ره) در آغاز پیروزی انقلاب که ما درگیر انواع مصائب و مشکلات بودیم، می‌فرمودند اسلام کاخهای سرخ و سیاه دنیا را به خاک مذلت خواهد نشاند و ما پرچم اسلام را در قلل رفیع دنیا به اهتزاز در می‌آوریم. این برخاسته از همان فرهنگ پیامبر است که در سخت‌ترین شرایط آن داعیه را رها نمی‌کند. بنابراین اسلام یک ایده جهانی و رو به جلو دارد.
نکته سوم: در تجربه مسلمانان دریافتند که می‌شود با امکانات کم بر دشمن غلبه کرد؛ این نکته مهمی است. یک موقع هست که آدم دشمن را می‌بیند در خودش هم رسالتی احساس می‌کند اما در عین حال می‌گوید من توانایی‌اش را ندارم، بله دشمن بدی است و من هم وظیفه دارم، اما حالا نمی‌توانم تکلیف مالایطاق که به کسی داده نشده است. در نتیجه این انسان در جای خودش متوقف می‌ماند، اما اگر چنانچه نسبت به دشمن شناخت و بصیرت سیاسی داشته باشد و تعهد نسبت به اینکه باید دشمن را سرجاش نشاند وجود داشته باشد و احساس توانایی هم وجود داشته باشد، این ملت، کشور و انسان در آنجایی که هست متوقف نمی‌ماند و به جلو می‌رود. و طبعاض مسلمانان برخلاف مکاتب دیگر این را به چشمشان دیدند که یک روحانی بادست خالی و انبوهی از دشمن حرکت می‌کند، به پیروزی می‌رسد و به جنگ او می‌آیند ولی مغلوب نمی‌شود و شعبه‌هایی از این انقلاب در جاهای دیگر ایجاد می‌شود و در آنجا هم متوقف نمی‌شود و همان شعبه در آنجا هم پیروز می‌شود. یعنی پیروزی حضرت امام در مواجهه با رژیم طاغوت یک بار دیگر در لبنان محک خورد و تایید شد. البته عده‌ای شاید بگویند اینها شیعه هستند، سنی‌ها هم این موضوع را امتحان کردند و در فلسطین جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامی همان فرمول را به کار گرفته و همان نتیجه را دریافت کردند و مسلمانان در عراق توانستند کشور اشغال شده‌شان را در واقع به گونه‌ای مدیریت کنند که صاحب دولت مستقل از آمریکا باشند و از طرف دیگر آمریکا تلاش کند دولت آنها را ساقط کند. مردم دولت را حفظ کنند و چهار سال دوام بیاورد.
همین‌طور در ترکیه هم جواب داد و اسلامگراها به جلو آمدند و پیش رفتند و الان در خاورمیانه بین 40 تا 50 درصد از این قطعه جغرافیایی آزاد شده و در چارچوب همین نگرش حضرت امم فعالیت می‌کند.
جنبش اسلامی و بلوک مقاومت
اگر که جنبش اسلامگرایی و دولت اسلامگرا از مرزهای شرقی ایران آغاز می‌شود و به تعبیری به مرزهای غربی فلسطین و لبنان ختم می‌شود باید دید در این بین چه اتفاقی افتاده است. ایران در کدام بلوک عمل می‌کند؟ ترکیه،‌دولت اسلامگرای عراق، سوریه در کدام بلوک عمل می‌کند؟ مهمترین نیروی سیاسی امنیتی لبنان یعنی حزب‌الله که بر دولت لبنان برتری دارد و قوی‌تر از ارتش و دولت لبنان است، در کدام بلوک تنفس می‌کند؟این فقط بخشی از جریان پرچنب و جوش اسلامگرایی در این منطقه است. فراتر از این در سودان هم یک دولت اسلامگرای سنی مؤتلف جمهوری اسلامی وجود دارد و این بلوک مقاومت در منطقه خاورمیانه که اتفاقاً بلوک منسجمی است که قطعه قطعه پازلهایش به هم متصل است، امروز در مسائل جهانی حرف کلیدی بیان می‌کند و در بسیاری از موضوعات حرف اول را می‌زند.
اینکه نیمی از خاورمیانه از سیطره غرب خارج شده است ظرف مدت بیست تا سی‌ سال اتفاق افتاده است. چرا آمریکا از این جریان قدرتمند اسلامگرا هراس نداشته باشد؟ که در هر جایی اثر و علامتش مشخص است.
شما توجه کنید که در یمن جنبش الحوثی در سال 83 با تعداد 200 چریک کار را شروع کرده است و تا به حال 6 تا جنگ کرده‌اند که آخرین جنگ آنها از 20 مرداد تا 23 بهمن امسال طول کشید. از وسط‌های جنگ ششم تعداد نیروهای الحوثی به 100 هزار نفر رسید که آقای علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن ناچار شد دستهایش را بالا ببرد. اینها فقط 50 پایگاه نظامی عربستان را تصرف کردند و 6 یا هفت پایگاه و پادگان نظامی ارتش یمن را توانستند بگیرند. زمانی که جنگ ششم آنها شروع شد در شمال صعده بودند و روزی که اسلحه را زمین گذاشتند عملاً 3 استان عمران، حجه و استان صعده را در اختیار داشتند که بعد آمریکا برای عربستان پیغام داد و به دولت ریاض گفت در شرق کشور عربستان شیعیان مترصد فرصت هستند و با 5 میلیون شیعه در آنجا مواجه هستی و 3 استان جیزان، عصیر و تجران شیعه اسماعیلی هستند و به زیدیه یمن وصل هستند؛ اینها را رها کن.
بعد در این راستا مقوله‌ای به نام القاعده تراشیده و به آقای عبدالله صالح گفت: ماموریت شما مبارزه با القاعده جدید است و این القاعده دوباره دارد سر بر می‌آورد و این گونه دروغ شاخداری گفت. آن هم به جهت اینکه مبارزه دولت با حوثی‌ها را مهار کند.
البته چون سیاست منطقی هم حکم می‌کرد که در شرایطی که دولت مرکزی توسط نیروهای دیگری که اساساً به اسلام و مقاومت اعتقاد ندارند، تهدید می‌شود، حوثی‌ها به آتش بس تن دهند و لذا مصالحه در آنجا انجام شد. همین مساله را در کشورهای دیگر کمابیش می‌توانید مشاهده کنید.
تقابل وهابیت با تشیع
بنابراین، این یکم مساله کلیدی است که جریان اسلامگرا به سرعت جلو می‌رود. در همین شبه جزیره عربستان براساس تحلیل‌های خود آمریکا، اگر سیستم پادشاهی این کشور خیلی دوام بیاورد 10 سال است. شما می‌دانید عربستان الان در جهان اسلام به واسطه اینکه اینها یک سیستم اعتقادی خشن وهابی دارند و پولهای کلان نفتی هم داشتند در همه جای دنیای اسلام توانسته‌اند شعبه بزنند و فعال باشند. در جهان اسلام فقط دو جریان مذهبی وجود دارد؛ یکی جریان انقلاب اسلامی و دیگری جریان وهابی و دیگر در هیچ جایی از جهان اسلام یک جریان مذهبی اسلامی که در مقابل شما باشد سراغ ندارید.
آقای معمر قذاقی گفت که اگر شیعه یعنی دوستدار فاطمه زهرا (س) و امام حسن و امام حسین علیهم السلام ما هستیم که اول از همه دوستدار ایشان بوده‌ایم و به شیعه‌گری افتخار می‌کنیم. فارغ از اینکه چرا چنین گفت: بیان این مساله مهم بود. در مصر خودشان را فاطمی می‌دانند و فرهنگشان هیچ نقطه اصطکاکی با فرهنگ شیعه ندارد. همین‌طور در الجزایر، اندونزی و مالزی هیچ گونه مقاومتی در برابر شیعه وجود ندارد. ان‌شاءالله این نفاق سعودی که در عربستان است، فرو بپاشد خواهیم دید که در جهان اسلام چه جهشی بزرگ برای جریان اسلامگرایی پیش خواهد آمد و آمریکا از این موضوع در هراس است و از شدت نگرانی دستانش را دور شبه جزیره عربستان انداخته و آن را رها نمی‌کند.
لذا شما هر روز یک مقام آمریکایی را در ریاض می‌بینید؛ چرا که دولت عربستان نه مقبولیت داخلی و نه منطقه‌ای دارد. از نظر داخلی یک سیستم 1500 ساله سلطنتی حکومت می‌کند که جزء معدود سیستم‌های پادشاهی در دنیا می‌باشد و اتفاقاً سیستم پادشاهی عقب افتاده در دنیاست؛ به لحاظ برخوردی که با دانشگاهها و مردم و امثال اینها دارند. در منطقه، عربستان با بسیاری از کشورهای شبه جزیره ادعای مرزی و ارضی دارد. همین الان سه استان یمن در تصرف عربستان است. با قطر و امارات هم چنین مشکلی دارد.
راهبردهای آمریکا برای کنترل اسلام‌گرایی
اما در این مساله آمریکایی‌ها از طریق دو، سه سیستم تلاش می‌کنند تا انقلاب اسلامی که موتور محرکه جریان اسلام‌گرایی در خاورمیانه است را به نوعی کنترل و در نهایت متوقف کنند؛ جریان داخلی در کشورها از جمله پایگاه این جریان یعنی جمهوری‌اسلامی. یک جریان علی‌الظاهر روشنفکری ولی دارای موقعیت ویژه در سیستم‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا تلاش می‌کنند تا این مسأله اسلام‌گرایی را که یکی از نقاط کلیدی افتخار جمهوری اسلامی است، زیر سوال ببرند و کم ارزش و کم قیمت معرفی کنند که البته نمی‌توانند ولی تلاش دارند و این یک تلاش پیوسته است.
شما وقتی می‌بینید یک کاندیدای انتخاباتی در پشت تلویزیون جمهوری اسلامی رو به جمعیت می‌گوید ما از فلسطینی‌ها نباید فلسطینی‌تر باشیم و منظور او این است که ما از محمودعباس فلسطینی‌تر نباشیم و نه از مردم غزه و مبارزین فلسطینی و در نهایت اینکه ما به روند سازش بپیوندیم و فلسطین را مثل سعودی‌ها تسلیم جریان آمریکا و صهیونیسم بکنیم و در کنار او می‌بینیم دنباله‌های همان فرد در خیابان شعار نه غزه و نه لبنان می‌دهند و بعد ردپای اینها را در سیستم‌های اطلاعاتی می‌بینیم که اولین بار این شعار در سایت وزارت خارجه اسراییل نوشته شده و فردی به نام منوشه امیر برایش کلی تحلیل و تبیین ارائه کرده و در ادامه مسیر به این نقطه می‌رسیم که آمریکایی‌ها می‌گویند کلید فتح دنیا در قرن 21، خاورمیانه است و ورودی خاورمیانه مسأله فلسطین است و ما باید بتوانیم مسأله فلسطین را حل و فصل و تمام کنیم. به خاطر اینکه جمهوری اسلای، فلسطین را سر دست گرفته و با این مسأله قلب مسلمان‌ها را به سمت خودش جلب می‌کند و برای ایران یک کانون انرژی بخش شده است وقتی این را گرفتیم نقطه مشترک می‌رود و نقطه اختلاف می‌آید؛ ایران می‌شود شیعه، ترکیه سنی، ایران می‌شود فارس، مردم عربستان می‌شود عرب، ایران یک کشور با تمایلات سیاسی خاص و یک ملیت خاص و آریایی می‌شود و فلان جا سامی می‌شود. آن وقت است که انقلاب ایران افت می‌کند و این شعله خاموش می‌شود. پس ما باید فلسطین را از دست ایرانی‌ها بگیریم و این موضوع در کانون‌های برنامه‌ریزی آمریکایی‌ها به جد وجود دارد و جدید هم نیست؛ یعنی حداقل از این مسأله 20 سال می‌گذرد. از زمانی که در هر تسلیا کنفرانس‌هایی گرفتند برای اینکه ببینند به چه وسیله‌ای باید بر ایران غلبه کرد به این فرمول رسیدند که باید فلسطین را از دست ایرانی‌ها بگیریم. به همین منظور کنفرانس‌ مادرید، اسلو، آناپولیس و ده کنفرانس دیگر در کشورهای عربی و غیرعربی تشکیل دادند و دستور کارشان این بود که چگونه می‌توان فلسطین را از دست ایران جدا کرد. لذا نتیجه‌گیری کردند که باید گروه‌های سازشکار را تقویت کنند و پرچم به دست عربستان یا مصر باشد و ایران کنار گذاشته شود و گروه‌های فلسطینی هوادار ایران تحقیر و غیرفلسطینی معرفی شوند. جالب است در اثنای جنگ 22 روزه روزنامه الشرق الاوسط که مربوط به عربستان سعودی است جمله‌ای بدین مضمون نوشته بود: اینهایی که در غزه می‌جنگنود فلسطینی نیستند و سربازان ایران هستند که با اسراییلی‌ها می‌جنگند!
به دلیل اینکه سازش با اسراییل را موجه جلوه بدهد می‌گوید ما با مسأله‌ای به نام اسراییل و فلسطین طرف نیستیم لیکن با مسأله‌ای به نام ایران طرف هستیم و این را بارها در اظهارات رسمی‌شان گفته‌اند.
اهتزاز پرچم فلسطین رمز شکست دشمن
اتفاقاً اگر ملی‌گرا، اسلام‌گرا و منافع‌گرا هستیم و با هر زاویه‌ای به جمهوری اسلامی می‌اندیشیم باید حواسمان جمع باشد که پرچم فلسطین را بایستی محکم در دست بگیریم چون هم یک رسالت اسلامی است و هم این موضوع، رمز شکست دشمنان ماست و اگر به زمین افتاد، رمز شکست انقلاب اسلامی خواهد بود که این موضوع را دشمن با جدیت دنبال می‌کند.
نکته دیگر اینکه یک جریان فعال دیپلماتیک رسانه‌ای در منطقه ما و خارج از منطقه ما راه افتاده است که به طرق مختلف آینده این جریان اسلام‌گرایی را به شکلی رو به شکست نشان دهند و گاهی این مسأله دلهره‌ای در بین هواداران انقلاب چه در داخل و در خارج ایجاد می‌کند؛ مثلاً وقتی که در داخل در فاصله انتخابات ریاست جمهوری تا همین اواخر در کشور تبلیغات جهت‌داری را راه‌انداخته بود بدین وسیله دل فلسطینی‌ها را خالی می‌کردند. ولی دو سه اتفاق افتاد که این تبلیغات را خنثی کرد. اول اینکه اعتبار رسانه‌های بین‌المللی مخدوش شده است و دیگر کشورهای اسلامی به رسانه‌های غربی به عنوان یک رسانه اطلاع‌رسانی نگاه نمی‌کنند، بلکه به عنوان بخشی از کارزار مبارزه غرب با جهان اسلام نگاه می‌کنند و نسبت به آنها بدبین شده‌اند؛ به عنوان مثال در خود ایران و در اوج فتنه‌های اخیر یک نظرسنجی کردند و خود بی‌بی‌سی اعلام کرد که ما بررسی کرده‌ایم و دیدیم در اوج قضیه که بهترین کار خبررسانی انجام می‌دادیم، حداکثر 20 درصد تهرانی‌ها به خبرهای ما اعتماد داشتند!
و لذا ما می‌بینیم در جهان اسلام رسانه‌های کم قدرت‌تر مثل‌المنار رسانه لبنانی، المسار رسانه عراقی، الفرات، القدس فلسطین و العالم مربوط به جمهوری اسلامی و بعضی از شبکه‌های دیگر جایگزین رسانه‌های بزرگ و در کشورهای مختلف شده‌اند.
دوم اینکه امروزه سطح خبری و خبررسانی گسترش پیدا کرده و رسانه‌ها متنوع‌تر شده‌اند و انحصار بلوک رسانه‌ای غرب شکسته شده و در نتیجه غربی‌ها در شرایط کاملاً مسلط در این عرصه بروز و ظهور ندارند. من یک نکته دیگر را هم عرض می‌کنم تا بشارتی هم برای شما باشد؛ این روزها انتخابات عراق برگزار می‌شود. آمریکایی‌ها 4 سال است که برای چنین روزهایی کار می‌کنند که بتوانند سیستم فعلی را که یک سیستم انقلابی و مذهبی است از هم بپاشند یعنی سیستمی که بالای سر آن مرجع تقلید است و وزیر و وکیل آن آدم‌های مبارز و علاقمندان به بلوک اسلام‌گرایی هستند، اینها نباشند بلکه وابستگان غرب مثل ایاد علاوی و دیگر سکولارها در عراق سر کار بیایند. ولی مطابق بررسی‌های مختلفی که در داخل عراق انجام گرفته، نشان می‌دهد که به حول و قوه‌ الهی امروز آمریکایی‌ها شکست فاحشی در عراق خوردند و یک پیروزی ژرف انتخاباتی در انتظار جریان اسلام‌گراست که این خود یک بشارتی است که ان‌شاءالله مسیر را برای خاورمیانه اسلامی که رهبر معظم انقلاب فرمودند، هموارتر می‌کند.
پرسش و پاسخ
* س: اخیراً مقام معظم رهبری در بیاناتشان صحبت از خاورمیانه اسلامی داشتند، نظر شما چیست؟
** حضرت آقا فرمودند خاورمیانه جدید در راه است، آن هم خاورمیانه‌ایی بر مبنای اسلام در مقابل خاورمیانه که غربی‌ها داشتند طراحی می‌کردند که برای اینکه اسلام را از محوریت خاورمیانه خارج کنند. یک سری کشورهای غیراسلامی را آوردند قاطی کنند به اسم خاورمیانه بزرگ تا اینکه اسلام را تخفیف دهند. واقع مطالب این است که همین الان بسیاری از دولت‌های خاورمیانه در تعارض هستند مثلاً بحرین دولتی ضد اسلام‌گرایی دارد و ملتی طرفدار اسلام! آیا دولت بحرین که بر این ملت باید حکومت کند می‌تواند در همه صحنه‌ها با آمریکا همراهی کند؟ چنین نیست و این مساله ترمزی جلوی پای امیر بحرین شده است و همین‌طور جلوی پای شیخ‌زاید در امارات، سلطان قابوس در عمان و ملک عبدالله دوم در اردن و تأثیر خودش را گذاشته است؛ به طوری که در حال حاضر خانم کلینتون بلند می‌شود و می‌رود در عربستانی که پایگاه آنهاست و می‌نشیند چانه‌زنی می‌کند که یک بله‌ای از وزیر خارجه عربستان بگیرد. ولیکن او جرأت این کار را ندارد و می‌گوید: نه، ما در خصوص برنامه هسته‌ای طرفدار مذاکره با ایران هستیم. اما صرف‌نظر از گفتگوهای پشت پرده همین اندازه که در ظاهر و به صورت برنامه اعلام شده اینها جرأت نمی‌کنند به آمریکا سرویس بدهند، نشان می‌دهد که جنبش اسلام‌گرایی چقدر پرقدرت است و در مقاب ، موقعیت آنها چگونه است.
نکته دیگر اینکه الان دولت قطر همکاری‌های بسیار خوبی با بلوک مقاومت دارد و دیدیم در جریان جنگ غزه قطری‌ها خیلی خوب کمک دادند.
* س: چرا در برابر یک شبکه کوچک مثل المنار و العالم ایستادگی می‌شود ولی ما نمی‌توانیم در مقابل رسانه مهاجم مقابله کنیم؟
** این طور نیست. مقابله صورت گرفته است و نباید نادیده بگیریم. در طول 15-10 سال گذشته حداقل 100 شبکه رادیویی و نزدیک 30 شبکه تلویزیونی راه‌اندازی شده است و این رسانه در داخل و خارج طرفداران خودش را دارد؛ منتهی در آغاز راه هستیم و داریم چیزی را تجربه می‌کنیم که غربی‌ها حداقل 70 سال است که تجربه دارند و جلو آمده‌اند. مثلاً ما هنوز در مقوله ماهواره نتوانستیم خودمان را مستقل کنیم ولی کار صورت می‌گیرد و این اتفاق خواهد افتاد و بالاخره تا این اتفاق نیفتاده در خیلی از جاها اختیارمان دست صاحبان این ماهواره‌ها و سیستم‌های پیشرفته است.
* س: این حرفی که در بین عوام هست مبنی بر اینکه اسراییلی‌ها زمین‌های فلسطینی‌ها را خریده‌اند و آنها حقی برای دفاع کردن ندارند چقدر صحت‌ دارد لطفاً کمی توضیح دهید؟
** این کاملاً واضح است؛ اولاً سرزمین را نمی‌توان فروخت البته می‌توان قطعه‌ای از زمین را فروخت، اما سرزمین و حاکمیت قابل خرید و فروش نیست و در علوم سیاسی هم آمده که حاکمیت علی‌الابد وجود دارد. آیا خیابان، معادن، انفال، کوه‌ها، دریا و دریاچه، رود و رودخانه، کوه و کوهستان قابل خرید و فروش است؟ این هم با مبنای دینی و بین‌المللی که می‌گوید حاکمیت قابل خرید و فروش نیست مطابقت ندارد. پس حتی اگر زمینی هم فروخته شده باشد این زمین به یهودی فروخته شده نه به دولت اسراییل. نکته دیگر این است که واقعاً مقدار زمین‌های فلسطینی که به یهودیان فروخته شده است حداکثر 2 درصد خاک فلسطین می‌باشد که اغلب اینها هم با فشار و کشتار بوده است.
در روستای کفر قاسم اسراییلی‌ها ابتدا مردان را در یک میدان جمع کرده و همه را کشتند. بعد شروع کردند بچه‌ها را جلوی چشم مادرانشان قتل‌عام کرده و بعد هم مادرانشان را کشتند و تنها یکی دو نفر را زنده گذاشتند که اینها فرار کنند و به اطراف بروند بگویند که بدانید اسرائیلی‌ها بر سر روستای کفر قاسم چه آورده‌اند. تا آنها بدون درگیری بساطشان را جمع و فرار کنند و عمده سرزمین‌های فلسطینی بدین صورت به تصرف اسرائیلی‌ها درآمده است. کجا خرید و فروشی بوده است؟ اینها حرفهایی است که بعضاً بدون مدرک هم گفته می‌شود.
* س: حمله آمریکا به افغانستان با توجه به اینکه این کشور تقریباً خالی از منابع طبیعی مثل نفت است چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟
** منطقه افغانستان منطقه استراتژیکی است و این کشور در میان مجموعه‌ای از قدرتهای منطقه‌ای قرار دارد؛ یک طرف ایران، یک طرف هند، یک طرف روسیه، طرف دیگر چین قرار دارد که قدرتهای اصلی آسیا هستند و رخنه آمریکا در قلب این قدرتها می‌تواند در همگرایی قدرتهای آسیایی اخلال و آشوب ایجاد کند کما اینکه دیدیم که هرجا چینی‌ها با آمریکاییها همکاری نکردند. آمریکاییها از سیستم افغانستان رخنه کردند بر ایالات غربی چین یعنی سین کیانگ و آنجا فتنه درست کردند. در عراق هم این چنین است اگر آمریکایی‌ها صدسال نفت عراق را صادر کنند و یک ریال بابت آن پول به عراقیها ندهند خرچ جنگشان در نمی‌آید. بنابراین آنهایی که می‌گویند اقتصاد راهنمای عمل آمریکا در عراق است، اشتباه می‌کنند و این اشغالها برای حفظ رژیمهای وابسته به آمریکا و جلوگیری از پا گرفتن قدرتهای آسیایی به خصوص قدرتهای اسلامگرا است.
* س: آیا موضاع اخیر ضداسرائیلی ترکیه و مواجهه آنهابا این شدت، صوری به نظر نمی‌آید و نمی‌خواهند آن موضع اصیل ایران را با موضعگیریهای ترکیه موج‌شکنی کنند؟
** روزی که ما انقلاب کردیم در ترکیه لائیکها سر کار بودند و موج انقلاب اسلامی در این کشور باعث شد که ارتش از هراس کودتا کرد و آقای کنعان اورنگ مدتی اوضاع را به دست گرفت و بعد انتقال دادند و اسلامگرایی شروع به پیش روی کرد تا جایی که رسید به نقطه‌ای که اول آقای نجم‌الدین اربکان آمد و دولت ائتلافی تشکیل داد و با او برخورد کردند و حزبش را تعطیل کردند و او را به زندان انداختند. اما بلافاصله موج جدید راه افتاد و حزب عدالت و توسعه به رهبری عبدالله گل و اردوغان سرکار آمد. الان هم در آنجا موج اسلام‌گرایی قوی است اما اگر ما بگوییم اسلام‌گرایی حکومتی ترکیه، جنبشی از جنس ماست کاملاً اشتباه است ولی بدون شک در بلوک مقاومت قرار گرفته است و مهم این است که در بزنگاهها کنار مقاومت باشد. روزی که غربی‌ها می‌خواهند ایران را در بحث هسته‌ای زیر فشار قرار دهند، مقامات ترکیه از ما دفاع می‌کنند که این کار را صورت داده‌اند.
اینها صوری نیستند. اگر چنین بود که دوستان می‌گویند آمریکاییها می‌خواهند یک مدل ملایمی بزک کرده در اینجا بیاورند و مردم را به سمت دیگر منحرف کنند، ممکن نیست. برای اینکه آنچه که در ترکیه به نام اسلام‌گرایی فعالیت می‌کنند و جهت‌گیریهای آن مخالف جهت‌گیری‌های انقلاب اسلامی نیست اما این قدر قوی نیستند که همه اجزای حکومت را در یک سیستم جمع کنند. ما باید فعلاً یک چیزهایی را از ترکیه بپذیریم و مطمئن باشیم که ترکیه به مرور به سوی خلوص بیشتر حرکت می‌کند.
* س: دلایل فروپاشی حکومت عربستان سعودی تا سال 2020 از نظر آمریکاییها چیست؟
** مهمترین دلیل که ذکر می‌کنند این است که می‌گویند سیستم حکومتی عربستان فرتوت است ضمن اینکه پادشاه این کشور هشتاد ساله است و در درون آل‌سعود هم اختلاف است و این عموزاده‌ها و برادرزاده‌ها به جان هم افتاده‌اند و در عین حال که در متن مردم هم پذیرش این سیستم مدتهاست که از بین رفته و شورشهایی هم در انتظار دولت مرکزی است؛ شورشهای منطقه شرقی و جنوبی و شورشهایی در درون جامعه اهل سنت آنجا! چرا که در واقع حنبلی‌های عربستان با وهابی‌ها تفاوت دارند و تنها یک شعبه‌ای از حنبلی‌ها مربوط به این تیمیه هستند که از بطن آن وهابیت زاییده شده است، ضمن اینکه مایه‌های اعتراضی در درون این سیستم‌ها وجود دارد.