تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۹۳۰
بازگشت به قرارداد 1941 یا تدوین رژیم حقوقی جدید

گروه سیاسی- محمدحسین روانبخش: "درباره این رژیم معتقد به اصل "انصاف" هستیم و از توافقات 1921 و 1940 سر سوزنی کوتاه نخواهیم آمد".این اظهار نظر نماینده ویژه ایران در امور دریای خزر در رابطه با مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر در تهران است که از دوشنبه آغاز شده و مقدمه ای است برای نشست سران کشورهای ساحلی دریای خزر که در 18 نوامبر (27 آبان ماه) در باکو برگزار می شود و اعلام شده که محمود احمدینژاد هم در آن شرکت کند.محمد مهدی آخوندزاده همچنین در رابطه با رویکرد جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر در تهران گفت: رویکرد جمهوری اسلامی ایران بر پایه اهدافی است که تا کنون حرکت کرده و آن مبتنی بر این اصل است که هیچ تصمیمی در خزر بدون تامین نظر ایران درباره رژیم جامع حقوقی این دریا اخذ شدنی نیست . ما در خزر از توافقات 1921 و 1940 که از اعتبار برخوردار است سر سوزنی کوتاه نخواهیم آمد و در همین راستا معتقد به اصل "انصاف "هستیم. سخنان آخوند زاده به این معناست که ایران در طی این مذاکرات به طور رسمی خواستار سهم 50 درصدی از دریای خزر است.
این دریا که تا پیش از فروپاشی شوروی سابق در سال 1991 میان این کشور و ایران واقع شده بود، بعد از آن اتفاق بزرگ سیاسی و تجزیه شوروی، در میان 5 کشور قرار گرفته است. ایران، روسیه، قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان،کشورهای همجوار این دریا هستند و در تمام سال های پس از فروپاشی شوروی سابق، این کشورها سعی کرده اند رژیم حقوقی دریای خزر و مرزهای دریایی بین خود را مشخص کنند اما عملا همه تلا ش ها در 20 سال گذشته به شکست منجر شده و به جز کنوانسیون محیط زیست دریای خزر (کنوانسیون تهران) که در نوامبر 2004 به امضای 5 کشور رسید و در12 اگوست 2006 (21 مرداد 85) لازم الاجرا شد، هنوز هیچ توافق قابل ذکری میان این کشورها به وجود نیامده است. دریای خزر با نام بین المللی دریای کاسپینCaspian در حقیقت بزرگترین دریاچه جهان است که از نظر استراتژیک به یکی از مهمترین قسمت های جهان در سال های اخیر تبدیل شده است. وجود منابع بسیار انرژی نفت و گاز، دخایر معدنی و ماهی های کمیابی چون خاویار بر اهمیت این دریا افزوده است. کل ذخایر نفت این منطقه براساس نظر کارشناسان بخش انرژی ایالا ت متحده آمریکا بیش از 200 میلیارد بشکه برآورد شده که این مقدار 16 درصد کل ذخایر جهانی نفت است (بنا به روایتی دیگر ذخایر نفت این منطقه حدود 243 میلیارد بشکه تخمین زده شده است). از این مقدار حدود 10 میلیارد بشکه آن تثبیت شده و مابقی ذخایر احتمالی است. قریب به 80 درصد ماهی اوزن برون (ماهی خاویار) دنیا در دریای خزر قرار دارد. بدین ترتیب دریای خزر زیستگاه اصلی ماهی خاویار و دومین منبع بزرگ انرژی جهان- پس از خلیج فارس- به حساب می آید.
سابقه معاهدات درباره خزر
تاریخ طولا نی دریای خزر نشان دهنده این واقعیت است که بعد از تثبیت حاکمیت دولت های ایران و روسیه تا امتداد سواحل این دریاچه، همیشه هر دو کشور به طور مشترک صاحب حق بوده اند. قدیمی ترین قراردادی که بین ایران و روسیه منعقد شده و به مسائل دریای خزر اشاره دارد، مربوط به 1732 میلا دی است که مقرر می کند "چنانچه کشتی تجاری متعلق به اتباع روسیه در دریای خزر آسیب دیده و بیم آن می رود که خساراتی به اموال آن وارد شود، از دولت ایران انتظار می رود امکانات خود را به کار گیرد تا اموال مورد دستبرد قرار نگیرد و در حد امکان برای نجات کشتی کمک کند". از طرف دیگر در این قرارداد از ایران خواسته شده که اجازه توقف کشتی های تجاری روسی در بنادر خود را جهت تخلیه کالا و بارگیری قائل شود. در جریان دو جنگ ایران و روسیه در زمان فتحعلی شاه قاجار، روسیه با تحمیل قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای در سال های 1813 و 1828 میلادی، ایران را تحت فشار قرار داد و به حضور نظامی ایران لطمه وارد کرد. با قرارداد گلستان، دوره جدیدی از حضور ایران و روسیه در خزر شروع می شود.
دولت ایران به عنوان مغلوب درجنگ مقداری از سرزمین های حاشیه دریا را از دست می دهد و روسیه با تصاحب این سرزمین ها حضور خود را در دریای خزر هم تقویت می کند و باز هم به طور رسمی دریای خزر بین دو کشور روسیه در شمال و ایران درجنوب قرار می گیرد. 15 سال بعد با معاهده ترکمانچای بخشی دیگر از سرزمین های ایران به روسیه واگذار شد ولی هیچ یک از دو قرارداد، محدوده حاکمیت ایران و روسیه را در دریای خزر تعیین و مشخص نکرد و از آن جا که هیچ مرز آبی بین ایران و روسیه در دریای خزر معین نمی شود، می توان گفت حاکمیت مشترک بر دریا واقعیت پیدا می کند. معاهده 1921 پس از پیروزی انقلا ب بلشویکی در روسیه، با لغو انحصار کشتیرانی نظامی تعادل و توازنی در مناسبات دو کشور ساحلی به وجود می آورد. در این معاهده هم بدون این که دریای خزر به مناطق تحت حاکمیت ملی تقسیم شود، آزادی کشتیرانی برای هر دو کشور در پهنه دریای خزر به رسمیت شناخته می شود و حاکمیت مشترک و حق تصمیم گیری مشترک دو کشور ساحلی نسبت به سرنوشت دریای خزر واقعیت پیدا می کند. در حقیقت رهبران انقلا ب شوروی به دلیل تهدیدات خارجی علیه آن کشور به طور یک جانبه تصمیم به لغو امتیازاتی گرفتند که حکومت تزاری از همسایگان خود گرفته بود و همین شرایط را برای انعقاد قرارداد 1921 فراهم کرد. در این معاهده در مقابل لغو امتیاز کشتیرانی انحصاری برای روسیه (مربوط به عهدنامه ترکمانچای) دولت ایران متعهد شد که قلمرو و سرزمینش را در اختیار دولت ها و افراد ضد انقلاب بلشویکی قرار ندهد.
معاهده 1940 که در 5 فروردین 1319 شمسی در تهران امضا شد با برابری رفتار نسبت به پرچم های دو کشور، اعمال حاکمیت مشترک را مورد تایید قرار می دهد; زیرا پرچم هر کشوری نماد حق حاکمیت آن دولت است و پذیرش اعمال و رفتار یکسان در قبال پرچم های هر دو کشور در دریای خزر، بیانگر این واقعیت است که دو کشور در پهنه آب های خزر دارای حق حاکمیت برابر هستند. در تمام معاهدات بالاخص معاهده 1940 بر دو محور کشتیرانی و ماهیگیری تاکید شده و سایر منابع مد نظر قرار نگرفته است. دلیل آن هم کاملا روشن است، در زمان انعقاد قرارداد مورد بحث، نمونه های بارزی از حقوق متصور کشتیرانی و ماهیگیری بود و هنوز منابع و ذخایر متنوع دیگر به خصوص نفت و گاز کشف نشده بود و باید روح کلی حاکم بر عهدنامه را از کشتیرانی و ماهیگیری استنتاج کرد. این روح کلی، مشاع و مشترک بودن باحقوق مساوی است.
وارثان شوروی سابق
بعد از فروپاشی شوروی، 4 کشور در حاشیه خزر جای شوروی را گرفتند اما آیا جمهوری های تازه استقلال یافته ملزم به رعایت معاهدات فیمابین ایران و شوروی هستند یا خیر؟
قاعده کلی آن است که وقتی دولت جدیدی ظهور می یابد، آن دولت براساس اصل "جانشینی دولت ها" متعهد به مفاد دولت سلف خود نیست زیرا براساس یک اصل موسوم به "ولادت مطهر" یا "دکترین لوح پاک" یا "قاعده عدم انتقال" یک دولت جدید که طرف یک معاهده نبوده را نمی توان طرف اصلی دانست. از سوی دیگر دولت های طرف آن معاهده نیز ناچار نیستند که دولتی وارث را به عنوان طرف اصلی یا دولت جانشین بپذیرند. این مساله، هم در مورد دولت های جدید الاستقلال و هم در مورددولت هایی که بر اثر تجزیه یک اتحاد یا ایجاد اتحاد پدیدار می شوند مصداق پیدا می کند. بنابراین طبق موازین بین الملل مگر در صورت رضایت صریح یا تلویحی، دولت های جدید به تعهدات مندرج در معاهدات سلف خویش متعهد نیستند و در این راستا بین دولت هایی مانند نامیبیا که به تازگی به استقلال می رسند یا آلمان و یمن که از اتحاد دو آلمان و دو یمن ایجاد می شوند یا کشورهای مستقل مشترک المنافع کرواسی، اسلوونی، بوسنی و هرزگوین، صربستان و مونته نگرو و مقدونیه که از تجزیه شوروی و یوگسلاوی سابق پدیدار شده اند نیز تفاوتی وجود ندارد.
جمهوری های استقلال یافته از شوروی سابق در بیانیه آلماتی (21 دسامبر 1991) مقید و متعهد بودن خود به تعهدات شوروی سابق را مورد تاکید قرار دادند. این دولت ها اجرای تعهدات ناشی از قراردادهای شوروی سابق را مورخ 5 اکتبر 1994 و نظریه رسمی فدراسیون روسیه به عنوان جانشین اصلی تضمین کرده اند و بر همین اساس باید معاهده 1921 و 1940 را هم پذیرفته باشند اما مقامات جمهوری های استقلال یافته معتقدند در هیچ کدام از معاهده های بین ایران و شوروی هیچ سخنی درباره تقسیم دریا یا منافع آن نرفته و هیچ گونه مرز و تقسیم بندی رسمی بین ایران و شوروی سابق وجود نداشته است.
نظرات مختلف درباره تقسیم خزر
مهمترین نظراتی که درباره چگونگی تقسیم دریای خزر و منابع آن وجود دارد عبارتند از:
1-اولین نظر قابل توافق براساس معاهدات 1921 و 1940 بین ایران و شوروی سابق است که بر آن اساس سهم ایران 50 درصد از کل دریای خزر است و سهم کشورهای تجزیه شده روی هم 50 درصد است. این نظریه که در ابتدا مورد نظر ایران بود از سوی هیچ کدام از 4 کشور دیگر مورد قبول واقع نشد و عملا منتفی شده بود و حتی ایران هم تا پیش از این از آن سخن نمی گفت. 2- تقسیم دریای خزر و منابع آن به طور مساوی بین 5 کشور که به این ترتیب سهم هر کشور از جمله ایران 20 درصد از منابع دریای خزر است. این نظر در طول سال های گذشته همواره مورد نظر ایران بوده و به نظر می رسد ترکمنستان هم با آن موافق است اما روسیه و جمهوری آذربایجان به شدت با این طرح مخالف هستند. 3- تقسیم دریای خزر براساس حقوق بین الملل دریاها. براساس این طرح دریاچه خزر را هم براساس کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (1982) تقسیم نمود.براساس این طرح که دولت قزاقستان به شدت از آن حمایت می کند سهم ایران 16 درصد خواهد بود اما ایران با چنین تقسیمی مورد تهدید امنیتی سایر کشورها قرار می گیرد. ضمن اینکه آذربایجان هم از مخالفان این طرح است.4-تقسیم دریای خزر بر بخش های ملی. این روش که توسط آذربایجان از ابتدا پیگیری می شده مبتنی بر تقسیم دریا به مناطق ملی متعلق به هر کشور است که در این مناطق دولت ها بدون هیچ قید و شرطی می توانند حاکمیت خود را اعمال کنند.معیار تقسیم در این روش مهمترین مساله است و اگر وسعت منطقه متعلق به ایران مناسب باشد، این طرح برای کشور بهتر از تقسیم براساس حقوق بین الملل دریاها است اما آنچه آذربایجان و قزاقستان در این طرح مدنظر دارند تقسیم براساس خط منصف است که بدین ترتیب 29 درصد خزر سهم قزاقستان و 21 درصد سهم آذربایجان خواهد بود و سهم ایران کمتر از 4 کشور دیگر وبین 11 تا 13 درصد می شود!
دولت آذربایجان در کنار این پیشنهاد، با توجه به روابط استراتژیک خود با آمریکا و دعوت از شرکت های آمریکایی و انگلیسی برای حفر چاه های نفتی در دریای خزر، یک تنش درازمدت را در منطقه آغاز کرده است.
این کشور در حقیقت اصلی ترین کشور در ایجاد مانع بر توافق است.سهم ایران بر اساس این طرح به دو روش قابل محاسبه است:الف: اگر دو سر مرزهای زمینی ایران در کناره دریای خزر را به هم وصل نمائیم، خطی پدید خواهد آمد که به نام خط آستارا- حسینقلی معروف است. آب های زیر این خط 11 درصد از کل آبهای خزر است. این خط هیچگاه در زمان اتحاد شوروی برای فعالیت های ایران در خزر مطرح نبوده است، بلکه در فعالیت های مربوط به پرواز هواپیماها بر فراز خزر دو نقطه انتقال نگهداری هواپیما از فرودگاه های ایران به اتحاد شوروی بر روی این خط قرار داشتند. همچنین در نقشه های داخلی اتحاد شوروی از تقسیم بندی دریای خزر برای فعالیت های نفت و گاز در میان جمهوری های داخل اتحاد شوروی نیز از این خط استفاده می گردید. این نقشه ها اکنون مورد استناد آذربایجان برای تقسیم دریای خزر است. ب:روش دیگر برای تقسیم دریای خزر استفاده از خط میانه با فواصل متساوی از ساحل است. در این صورت هر کشوری که دارای ساحل محدب با خزر است، سهم بیشتری را از آن خود کرده و کشورهای با ساحل مقعر سهم کمتری را خواهند برد. قزاقستان و آذربایجان باساحل محدب خود به ترتیب 4/28 درصد و 21 درصد را خواهند داشت. روسیه 19 درصد، ترکمنستان 18 درصد و ایران 6/13 درصد از آبهای خزر را خواهند داشت. 5-تقسیم دریای خزر بر اساس بستر و سطح دریا. این طرح که مورد حمایت روسیه و قزاقستان است نیز سهم ایران را به 11 تا 13 درصد تقلیل می دهد و همچنین خطر تسلط نظامی کشتی های جنگی روسیه بر سایر کشورها را فراهم می سازد. این طرح هم جزو طرح هایی است که تقریبا از آن چشم پوشی شده است.
اجلا س خزر درتهران
چهار سال پیش در اجلاس وزرای خارجه کشورهای حاشیه خزر در تهران، منوچهر متکی به عنوان سخنران افتتاحیه سعی کرد نظر ایران را مبنی بر مشاع بودن دریابا استدلا ل طرح کند. بر همین اساس منطق تهران مبنی بر تقسیم بر اساس شیوه های رایج در دنیا و بر اساس مبانی حقوق بین الملل، آرا و رویه های قضایی به دیگر کشورها تاکید شد. وی گفت: تاکنون هیچگاه این دریا به واسطه مرزبندی های مصنوعی سیاسی تقسیم نشده و مرز و حائلی در این دریا وجود نداشته است.اصول مترقی آزادی کشتیرانی تجاری کشورهای ساحلی در این دریا،سپردن سرنوشت این دریا به همسایگان آن، منع تردد کشتی ها با پرچم کشورهای غیرساحلی و هم چنین ایجاد کمربند انحصاری شیلاتی در حاشیه این دریا که در معاهدات منعقده فیمابین ایران و اتحاد جماهیر شوروی مندرج گردیده اند، همگی با روح عالی تعامل و همکاری در این دریا هماهنگند.در همان اجلاس، اما سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه سخنانی دوپهلو و غیر شفاف گفت و اجلاس بدون تعیین زمان اجلاس سران این کشورها پایان یافت. حالا بعد از چهار سال باید منتظر ماند و دید که سخنان تازه نماینده ویژه ایران در امور دریای خزر آیا در این اجلاس طرح و بررسی می شود و ایران بر موضع تازه اعلام شده خود پافشاری خواهد کرد؟