تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۹۳۵
ناگفته های رویارویی حامیان محمود احمدی‌نژاد با علی لاریجانی در انتخابات فراکسیون اصولگرایان
سهند آدم عارف مقدمه: سرانجام با وجود مخالفت ها و مقاومت های طیف موسوم به نمایندگان دولت مدار فراکسیون اصولگرایان، بعدازظهر روز دوشنبه طی دو مرحله رای گیری و پس از مدت ها گمانه زنی و جنجال علی لاریجانی برای یک دوره دیگر به عنوان رییس این فراکسیون مجلس شورای اسلامی انتخاب و ابقا شد. آن هم در ظاهر با اکثریت قاطع آرا!فراکسیونی که عنوان اکثریت مجلس هشتم را یدک می کشد اما از همان ابتدای رسمیت یافتنش در آغاز این دوره بیشترین مخالفت ها و جدال ها را در میان اعضایش به خود دیده است.اما به راستی علت ریشه ای صفآرایی تمام عیار دولت و حامیانش در برابر مجلسی که در آن جایگاه علی لاریجانی در مسند ریاستش تزلزل ناپذیرو دست نیافتنی تلقی می شود و ماجرای این همه کش و قوس و کشمکش بر سر ریاست بر فراکسیون اصولگرایان مجلس آنهم در سال پایانی مجلس هشتم شورای اسلامی با اکثریت تام اصولگرایان بر سر چیست؟ این گزارش در پی یافتن پاسخ این پرسش است.

شگرد توافق، توفیق راهبرد
آغاز به ظاهر متعادل و مسالمت آمیزماجرای لاریجانی با دولت نهم و دهم از آن زمان رقم می خورد که در خردادماه 1387 علی لاریجانی سرگرم آماده سازی مقدمات ورود مقتدرانه خود به مجلس است و همزمان معنادارترین گزینه برای حضوررسمی درمراسم تودیع و معارفه وزرای اسبق و سابق کشور یعنی مصطفی پورمحمدی و علی کردان به حساب میآید. به طور مسلم هنوز کسی به ظرافت های تاکتیکی هوشمندانه ای که لاریجانی بر مبنای آنها رفتارها و مواضع خود را تنظیم می کرد، پی نبرده است. وقتی محمود احمدی نژاد از جدی ترین و قوی ترین رقیب احتمالی اصولگرایش برای انتخابات ریاست جمهوری 88 یعنی علی لاریجانی می شنود که وی با ورودش به مجلس هشتم و تکیه زدن بر مسند ریاست این مجلس سودای خیز برداشتن به سمت کاندیداتوری ریاست جمهوری را دست کم برای دولت دهم در سر نمی پروراند، می پذیرد که علاوه بر ترتیب اثر دادن به گزینه پیشنهادی لاریجانی (معاون سابقش در صداو سیما) برای وزارت کشور کابینه اش در معرفی به مجلس ،پشتیبانی و حمایت کاملی هم از لاریجانی چه در انتخابات ریاست فراکسیون اصولگرایان و چه به تبع آن در انتخاب ریاست مجلس هشتم به عمل بیاورد،چرا که نخستین وحداقل دستاوردی که محقق شدن ریاست لاریجانی بر مجلس هشتم در بدو امرمی توانست برای دولت نهم در پی داشته باشد جلب رای اعتماد مجلسیان به وزیر کشور معرفی شده توسط این دولت یعنی متولی اصلی اجرای انتخابات سال آینده اش می بود.
بدین ترتیب است که تیم سیاسی محمود احمدی نژاد در دولت و مجلس، در جلسه ای با یکی از اعضای فراکسیون "رایحه خوش خدمت"با وظیفه تلقی نمودن لطف های بی توقف و بی توقع حداد عادل به دولت نهم در زمان ریاست همزمانش بر فراکسیون اصولگرایان و مجلس هفتم و قدر ندانستن آوانتاژهای متعدد حداد عادل به دولت نهم در مقاطع مختلف، یکپارچه معتقد می شوند که "نباید به حداد عادل نزدیک شد و از او در انتخابات مجلس حمایت کرد!" اینگونه است که بحران خفته در پس پرده این تعادل مبتنی برتوافق ظاهری از دیدها پنهان می ماند و چنین است که دولتیان در تشخیص گزینه های مورد حمایتشان در انتخابات هیات رییسه فراکسیون اصولگرایان و مجلس هشتم تنها مو را می بینند و پیچش مو از نگاهشان دور می ماند و نه تنها با حمایتشان، لاریجانی مقتدرانه به ریاست فراکسیون و هیات رییسه نایل می شود و حداد عادل شکست می خورد، بلکه حتی محمدرضا باهنر نیز از نایب رییسی مجلس باز می ماند و وزنه حمایتی سنگینی را در مجلس به راحتی از دست می دهند و در این میان حتی با هشدارهای احمد توکلی نیز دولتیان هشیار نمی شوند چرا که آنان تنهاحسب ظاهر، انتقادهای بی نفاق و تعارف اقتصادی توکلی از دولت نهم را طی دوران ریاست وی بر مرکز پژوهش های مجلس هفتم دیده اند و تنها زمانی معنای پشت کردن توکلی به پسر خاله خود یعنی علی لاریجانی در حمایت از تداوم ریاست حداد عادل در مجلس هشتم را در می یابند که دیگر بسی دیر شده است. به هر جهت علی لاریجانی با حمایت های صریح نمایندگان نزدیک به دولت نهم و اشخاصی همچون روح ا... حسینیان ،علی مطهری، عماد افروغ و همچنین همراهی رسانه ملی شکست بزرگی را به حداد عادل و محمد رضا باهنر تحمیل می کند و بر کرسی ریاست مجلس هشتم تکیه می زند.
شوک به تغافل اصولگرایی دولت
اما باید غائله اعلام وصول استیضاح وزیر کشورپیش بیاید تا تیم سیاسی دولت نهم و حامیانش با این شوک به خود بیایند و درک کنند که دولت نیز در وادی توافق با لاریجانی در واقع شکستی پنهان خورده است. با استفاده از ادبیات خاص شخص لاریجانی در کنایه های سیاسی که گاه از وی می شنویم، خالی از ملاحت نیست که بگوییم "حامیان دولت از سر ناپختگی درتغافل به سر می بردند که با تحرکات لاریجانی شوکه شده، از فرط تحیر به محاق انفعال در غلتیدند"! اما آیا با اصرار توکلی بر علنی شدن استعلام مدرک مرحوم کردان، لاریجانی در عمل انجام شده با حرارت از اعلام وصول استیضاح پیش می رود؟ آیا آنطور که ظاهر امر نشان می دهد محمود احمدی نژاد در پذیرفتن گزینه پیشنهادی لاریجانی برای وزارت کشور دچار تغافل می شود یا این از تاکتیک رییس جمهور است که تا آخرین لحظات قصد حضور در مجلس و حمایت از وی دارد یا این پافشاری تنها به علت قرار گرفتن در معذوریت رای اعتماد مجدد برای کابینه است؟
با در نظر داشتن تمام این شواهد است که می توان به معنای مشخص و واضحی از اسباب و دلالت های چگونگی عملکرد علی لاریجانی تقویت فراکسیون اقلیت و حمایت های تلویحی از اصلاح طلبان طی 3 سال گذشته دست یافت که در قالب اصلاح آیین نامه داخلی مجلس برای افزایش اعضای داخلی کمیسیون ها منجر به راهیابی و بازیگری موثر تعدادی از شخصیت های فعال و متنفذ باقیمانده از اصلاح طلبان در مجلس هشتم به کمیسیون های سرنوشت سازی همچون کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شد. دیدار لاریجانی با تعدادی از اصلاح طلبان پس از وقایع انتخابات و حتی مقاومت درمقابل برکناری علی اکبر محتشمی پورکه فقط استعفای حسینیان متحد اصلی لاریجانی در مجلس توانست وی را از این حمایت منصرف کند و موارد مشابه به تناوب بروز کرده است و در این معناست که پس از انتخابات اخیرفراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم، درمی یابیم چرا به رغم آنکه نمایندگان طرفدار دولت و موافق با مواضع محمود احمدی نژاد در فراکسیون اصولگرایان در این حال که هیچ گزینه ای که توان رقابت با لاریجانی را داشته باشددر میان خود سراغ ندارند به بهانه مماشات لاریجانی با اصلاح طلبان باز هم همچون تجربه ناموفق و ضعیف سال گذشته مرتضی آقا تهرانی (همان معلم اخلاق کابینه احمدی نژاد) در رقابت با لاریجانی،اینبار با حمایت از گزینه کم شانس تر سید شهاب الدین صدر، تمام تلاش خود را برای مخالفت و مبارزه با ریاست لاریجانی بر فراکسیون اصولگرایان در اندک زمان باقیمانده از مجلس هشتم به کار می بندند، با علم به اینکه می دانند تضعیف درون اردوگاهی لاریجانی، چه هزینه هایی برای رییس دولت و کابینه تحت سرپرستی اش، نمایندگان طرفدار دولت و به طور کلی برای اصول گرایان با خود به همراه خواهد آورد.
صبر دولت از نحوه مدیریت مجلس لبریز می‌شود
در این اثنا است که در تاریخ 28 شهریور89 رییس قوه مجریه که از نقدهای گاه به گاه و زیرکانه و ایراد های منطقی و موانع مستدلی که از سوی چند نماینده فعال فراکسیون اصلاح طلبان و حتی برخی چهره های اصولگرا متوجه سیاست ها ،مواضع و عملکرد دولتش می شود و گاه حتی از سوی رییس مجلس وارد دانسته شده و تایید نیز می شود، عرصه را بر خود تنگ می بیند، به ستوه آمده و در اظهار نظری درباره مجلس این تعبیر امام خمینی(س) را که"مجلس در راس امور است" متعلق به زمانی می داند که نظام حقوقی پارلمانی بوده و نخست وزیر توسط مجلس انتخاب می شده است و در ادامه خاطر نشان می سازد در شرایط فعلی که رییس جمهور با تکیه بر رای مستقیم مردم کابینه تشکیل داده است، قوه مجریه در راس امور قرار دارد و دوران در راس امور بودن مجلس دیگر گذشته است. احمدی نژاد با این اظهار نظر قصد دارد با یک تیر دو نشان بزند;یعنی از یک سو با مطیع و منقاد دانستن قوه مقننه در رابطه با قوه مجریه از زیر بار پاسخگویی به مجلس در خصوص ابهامات موجود دراجرای قوانین مصوب مجلس شانه خالی کرده و در مقابل مطالبات نمایندگان بیش از این تمکین نکند و از سوی دیگر به شکلی غیرمستقیم جمله مذکور امام خمینی(س) در باره درراس بودن مجلس را چنان تفسیر کند که تصور شود این تعبیر تنهابه منظورایجاد محدودیت در اختیارات نخست وزیر دوران جنگ بیان شده است در حالی که در قانون اساسی هم که خود وی به پایبندی بدان تابحال 2بار سوگند خورده بر راس امور بودن مجلس تصریح و تاکید شده است.
اما این اظهارات رییس قوه مجریه در باره جایگاه امروز مجلس به هیچ وجه بی پاسخ نمی ماند وبا واکنش های شدید و گسترده ای مواجه می شود. از یک سو علی مطهری و احمد توکلی بلافاصله و پیش از سفر رییس جمهور به نیویورک وحتی پیش از پایان تعطیلات دو هفته ای مجلس جداگانه به این اظهارات رییس جمهور واکنش هایی شدیداللحن نشان می دهند تا آنجا که احمد توکلی به توان مجلس در صدور رای عدم کفایت رییس جمهور اشاره می کند و می گوید احمدی نژاد در حالی قانون اساسی را به زیر سوال می برد که دو بار تاکنون به مقید بودن به آن سوگند خورده است.علی مطهری نیز با تصریح اینکه اگر مجلس در راس امور نباشد دیکتاتوری حاکم می شود با اتخاذ موضعی تند متذکر می شود که سکوت مجلس در این باره خیانت به حقوق ملت است. مهمتر آنکه رییس مجلس نیزکه در اصفهان به سر می برد وقتی نوک پیکان این موضع رییس جمهور را به سمت خود می بیند با اتخاذ موضع ناصحانه به این سخن واکنش نشان می دهد وهمچون توکلی و مطهری با تاکید بروجه بازدارندگی در راس قرار گرفتن مجلس از دیکتاتوری خاطرنشان می کند این سخن رییس جمهور واقعی نیست زیرا قیدهایی که مجلس برای دولت می گذارد همچون ریل هایی هستند که انسان را به سوی کمال رهنمون می کنند و در ادامه با فرعی خواندن این مسایل، اظهار می کند: وقتی رهبری در راس قوا هستند هر 3قوه باید برادری پیشه کنند و... .
از سوی دیگر در روز بازگشایی مجلس پس از تعطیلات دو هفته ای تابستانی مصطفی کواکبیان و قدرت الله علیخانی،که از معدود صداهای بلند اصلاح طلبان در مجلس به شمار می آیند نیز از سوی اصلاح طلبان و فراکسیون اقلیت از این سخن احمدی نژاد به شدت انتقاد می کنند; در همین راستا کواکبیان، برای چندمین بار خواستار مناظره با رییس جمهور یا نماینده تام الاختیار وی می شود و اعلام می کند: اظهارات رییس جمهور تنها در صورتی از سوی مجلس قابل گذشت است که ایشان سخن خود را تصحیح کند. بدین ترتیب دبیر کل حزب مردم سالا ری خواستار واکنش قاطع و جدی خانه ملت در این خصوص می شود. علیخانی نیز خاطر نشان می کند که کوبیدن بر طبل ناهماهنگی با مجلس دولت را به انزوا می برد.
در این میان حتی حجت الاسلام حمید رسایی، از حامیان اصلی دولت در مجلس نیز که در انتخابات فراکسیون اصولگرایان علم مخالفت با لاریجانی را برداشته است،در اقدامی بی سابقه از سوی وی ،سخن رییس جمهور را نا صحیح می خواند و برداشت رییس جمهور از سخن امام(ره) را نوعی تفسیر به رای شاذ و غیر منطبق با واقعیت خارجی درباره بیانات معظم له می داند و می گوید احمدی نژاد ظاهرا دچارنوعی خلط مبحث شده... .
در انتها به وضوح این طوربه نظر می رسد که اظهار نظر رییس دولت آوردگاهی را به وجود می آورد که واکنش منسجم نمایندگان اسباب پیروزی را به سود مجلسیان رقم می زند; هرچند رییس جمهور همزمان از واکنش های منتقدانه نمایندگان اصولگرا،در نیویورک در مصاحبه ها آن را دال بر وجود فضای آزادی بیان و انتقاد از دولت خود می داند.
امضا برای استیضاح رییس‌جمهور واقعی یا اهرم فشار
تجربه نشان داده است که هرزمان موقعیت اصولگرایان،به سبب قوت یافتن اصلاح طلبان به خطر افتاده است و وضعیت سیاسی و پایگاه اجتماعی خود را بحرانی یافته اند، توانسته اند با فرافکنی، اختلاف های داخلی خود را به گردن جناح مقابل بیندازند و به سرعت اتحاد موقت خود را برای یک توفیق مقطعی یا حمایت از یک کاندیدای خاص به دست آورده و سرو سامانی هرچند کوتاه مدت به اوضاع خود بدهند. اما انتخاب ریاست فراکسیون امسال رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.گفتیم که پیش از ورود لاریجانی به مجلس وقتی هنوز اکثریت و اقلیتی در مجلس سامان نگرفته بود، اگر لاریجانی در خرداد سال 87 در غیاب جناحی منسجم از اصلاح طلبان در مجلس در کمال ناباوری و با تکیه بر بی تجربگی سیاسی دولت نهم با برجسته سازی انتقادات پراکنده تنی چند از اصولگرایان مقتدر مجلس نزد دولتیان و القای یک توهم توطئه هماهنگ علیه دولت از سوی اصولگرایان و ایجاد بیم رقیب شدن شخصیت های تاثیرگذار اصولگرایان درمجلس همچون حداد عادل، باهنر، توکلی برای انتخابات 88در صورت نیامدن خاتمی به میدان کاندیداتوری، با اعلام زود هنگام انصراف از کاندیداتوری توانست اعتماد محمود احمدی نژاد را به خود جلب کند و موفق شد حداکثر توان نیروهای دولت در مجلس ورسانه هایش را برای لابی کردن و چانه زنی در جهت جلب حمایت اصولگرایان از خود برای ریاست بر مجلس و پیروزیش بر حداد عادل،به کار گیرد و با اکثریتی قاطع،طی اقدامی بی سابقه توفیق بیابد ریییس مجلس هفتم را از سکوی ریاست به زیر کشد و با توجه به رویداد های مربوط به وزارت کشور به یک معنا بتواند با صرف کمترین هزینه بیشترین دستاوردها و بهره برداری ها را برای خود به ارمغان بیاورد،3 سال بعد و در آبان 89اینباردر اقدامی تلافی جویانه و شتابزده این احمدی نژاد و طرفدارانش هستند که با اتکا بر تجربه های پیشین اصولگرایان و با استفاده از همان شگردلاریجانی تمام تلاش خود را معطوف به مجاب کردن اعضای فراکسیون اصولگرایان مبنی بر ضرورت مقابله هماهنگ و یکپارچه با خطر اقلیت منسجم شکل گرفته از اصلاح طلبان در مجلس کردند و با سعی در نشان دادن و القای این موضوع که بدون چراغ سبز لاریجانی به عنوان رییس مجلس هرگز امکان بروز، ظهور و قوت یافتن چنین جریانی برای اصلاح طلبان متصورهم نمی بود، اصولگرایان صاحب رای در فراکسیون را با ترساندن از "لولوی" اصلاح طلبان و القای همسویی و شراکت عمیق و ریشه ای لاریجانی با آنان، از انتخاب مجدد لاریجانی به عنوان رییس فراکسیون اصولگرایان برای یک دوره دیگر بر حذر داشتند. اما دولت دهم فراموش می کند که پیش از این همه پل ها را پشت سرخود خراب کرده و دیگر چهره قابل اتکا و دارای وزن و اعتباری برای دولتگرایان در مجلس باقی نمانده که توان و ظرفیت رویارویی با مقبولیت لاریجانی در اردوگاه اصول گرایان را داشته باشد.
این بار دیگر توکلی و بادامچیان، سبحانی نیا و افراد دیگری هم به جمع حامیان تمدید ریاست لاریجانی پیوسته اند چرا که لاریجانی ذکاوت این را داشته است که همانند سلف مصلح خود یعنی هاشمی رفسنجانی، طی مانوری تاکتیکی از یکسو میدان بیشتری را برای تحرک اصلاح طلبان باز بگذارد تا از سوی دیگر بتواند بازهم اصولگرایان را برای نشان دادن وحدت و ثبات در اردوگاه اصولگرایان و صفآرایی مقابل رقیبان سنتی خود که موجب تقویتشان نیز می شوند، با خود همراه کند. توگویی در این وادی اصولگرایان از منازعه های صوری و زرگری با هم مسلکی هایشان خسته شده باشند و دلشان برای رقیبانی واقعی تنگ شده باشد! اما درخور توجه است اشاره به اینکه فراکسیون انقلاب اسلامی که حتی موضع رسمی فراکسیونی خود را در مخالفت با انتخاب لاریجانی هیچگاه اعلام نکرد اما اعضای این فراکسیون بودند که نهایت تلاششان را در اظهار نظر های شخصی و لابی های خصوصی وچانه زنی هایشان به منظور رای نیاوردن لاریجانی به کار بستند و با به خدمت گرفتن قاطبه تریبون های رسمی و غیررسمی دولتی ،تا حدودی نیز در تضعیف جایگاه جدید علی لاریجانی به نسبت سال های گذشته توفیق یافتند،تا آنجا که حتی شخص لاریجانی نیز در این میان احساس خطر می کند و این در حالی است که فراکسیون دانشگاهیان با برادرش ملا قاتی صورت داده تا اصلی ترین مطالبه را به ایشان ارائه نمایند. به این ترتیب که مجالی می شود تا کواکبیان بتواند مطالبه اصلی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و قاطبه اصلاح طلبان از قوه قضاییه در خصوص تسریع در تدوین لایحه تعریف جرم سیاسی را با عالی ترین مقام این قوه درمیان بگذارد و اراده مجلسیان را مطرح کند و از طرف دیگر و بسیار تاثیر گذارتر آیت الله صادق لاریجانی بتواند در پیوند با مجلس تحت ریاست برادرش به حمایتی از هر حیث تعیین کننده به طور صریح از مجلس و به طور تلویحی از انتخاب مجدد برادرش برای ریاست اصولگرایان بپردازد و طی اظهار نظری حقوقی و کارشناسانه در روز شنبه 8 آبان با یادآوری اظهار نظر رییس جمهور مبنی بر در راس نبودن مجلس، تصریح کند که "مجلس بر حسب متفاهم از قانون اساسی، در راس امور است و قوه قضاییه تردیدی در تعامل با مجلس شورای اسلامی ندارد.»
این دیدار در حالی صورت گرفت که تنها دوروز پیش از آن مجلس شورای اسلامی در اقدامی جدی و درخور در تقابل با حواشی سیاست های خارجی دولت، طرح تحقیق و تفحص در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور را که با پیشنهاد و پیگیری کواکبیان، نادران، سروری و...در کمیسیون سیاست خارجی مطرح شده و به صحن علنی آمده را با اکثریتی قاطع به تصویب رساند تا ریخت و پاش های تشریفاتی و موازی کاری های موجود در این شورا مورد تحقیق و تفحص دقیق قرار گیرد و نقش نظارتی مجلس بر قوه مجریه که از مدتی پیش به کمرنگی گراییده بود،مجددا پررنگ شود و این در حالی است که تعدادی از نمایندگان از جمله مطهری و توکلی همچنان برعزمشان در جهت شکستن تابوی پرسیدن سوال از رییس جمهوردر صحن علنی تاکید دارند.در این حال است که بلافاصله پس از انتشار خبر دیدار کواکبیان در صدر هیات پارلمانی فراکسیون دانشگاهیان بارییس قوه قضاییه و اظهار نظر آیت الله لاریجانی در حمایت از مجلس وتاکید بر تسریع در تدوین لایحه جرم سیاسی، غلامحسین الهام، مشاور حقوقی رییس جمهوربه قصد فرافکنی اشتباه استراتژیک دولت و همچنین بهره برداری از مرز بندی با اصلاح طلبان که به منظور تضعیف شخص لاریجانی صورت می گیرد، به تناسب موضوع نسبت به تحرک و فعالیت تاثیر گذاراقلیت مجلس واکنش نشان می دهد تا به اصول گرایان بقبولاند که از عملکرد لاریجانی غفلت کرده اند. الهام با شیوه ای شبیه به اعتراف خاطر نشان می سازد: "در هیچ دوره ای اقلیت اینقدر تاثیرگذار نبوده که در دوره هشتم مجلس بوده و هنوز هم هست. ما باید به گونه ای عمل کنیم که رفتار بین اصولگرایان موجب تقویت جریان مخالف نشود.این مصیبت بزرگ است که این اقلیت برای ما تصمیم ساز باشند،تعامل غلط فرصت سوزی را منجر می شود، تشکل امر مهم و ضروری کشور است اما تحزب با ولایت همخوانی ندارد.
این بدان معناست که در یک جسم دو قلب جا ندارد!"مشاور حقوقی رییس جمهور که به طور غیر مستقیم به لاریجانی و حمایت وی از اصلاح طلبان اشاره می کند در ادامه مدعی می شود:"اینکه بخشی از جریان اصولگرایی در ولایی بودن می لنگد، ریشه اش رقابت های حزبی است ،باید بدانیم که دوره رقابت ها تمام شد و احمدی نژاد رییس جمهور برگزیده شد،وی ظرفیت ایجاد کرد جامعه جهانی متوجه روح انقلاب اسلامی شد، در بحث هسته ای تا قضیه کشور هسته ای پیش رفتیم، تهدید ها و تحریم ها منجر به رشد گردید و روح مبارزه با اشرافیت بالا گرفت اما عده ای در روزهای فتنه اگرپشت این امر نمی ایستادند این قدر مشکلات بالا نمی گرفت، فرصت ها سوخت شد،جریان فرصت طلب در جبهه خودی نفوذ و بقایای سبز در این بدنه راه پیدا کرد.» وی در بخش مهم تری از سخنانش که نشان می دهد دولت هشدارهای مجلس را کاملا جدی گرفته اظهار می دارد: "این چه فتنه ای است که بعضی ها برای استیضاح رییس جمهور امضا جمع می کنند، ما از خودی ها می خوریم و...» . این نخستین بار است که یک مسوول یا مشاور دولتی به صراحت نگرانی خود یا دولت متبوعش را از امکان استیضاح رییس جمهور اعلام می کند که این موضوع جای تامل بیشتری دارد. به این معنا که بنا بر صبغه وصول گرایانه لاریجانی نسبت به سوال ها و استیضاح ها از کابینه آیا این بار نیز چنین استیضاح حساس و سرنوشت سازی در واپسین سال برپایی مجلس هشتم اعلام وصول می شود یا استیضاح و سوال از رییس جمهورتنها درسطح اعمال فشار برای تمکین دولت به قوانین مصوب مجلس باقی خواهد ماند.
25 رای استمزاجی، 44 رای نهایی یا 25 رای واقعی، 44 رای نمایشی؟
در خلال این بحبوحه ها و در روز 12 آبان عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس هفتم که به لطف لابی های گسترده هم مسلک سیاسی اش یعنی محمدرضا باهنر،خانه نشین شده بود،سکوت خود را شکسته و در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری ایلنا در حمایت از مواضع لاریجانی ،مطهری وتا حدودی توکلی،آنان را اصولگرایانی می خواند که حاضر نشده اند معیارهای اصولگرایی را در پای منافع شخصی و سیاسی ذبح کنند و در ادامه با اشاره به اینکه لاریجانی تا بحال سعی کرده نهایت بی طرفی را به عنوان ریاست مجلس در اداره امور به کارببندد می گوید این به معنای حمایت وی از اصلاح طلبان یا چیز دیگری نیست. افروغ با افشای این موضوع که در مجلس هفتم محمدرضا باهنر با گرایشی که به دولت نهم پیدا کرده بود سعی می کرد سوال یا استیضاح از اعضای کابینه احمدی نژاد را با لابی های مستقیم و غیرمستقیم از دستور کار خارج کند گرایش باهنر را در مجلس هفتم به وکیل الدوله بودن یادآور می شود.
اما در فراکسیون اصولگرایان با پشت سر گذاشتن همه این فراز و نشیب ها اختلاف به جایی می رسد که حتی برای تخریب لاریجانی شایعه دعوت وی از جک استراو انگلیسی در آستانه مذاکره ایران با گروه 1+5 پخش می شود اما تاثیر همه این موضعگیری ها در بعد از ظهر یکشنبه 16 آبان ماه در پی انتخاب مجدد لاریجانی به عنوان ریاست فراکسیون اصولگرایان نمایان می شود; آنجا که هرچند شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان با استمزاجی خواندن انتخاب متزلزل لاریجانی با 25 رای به لاریجانی و 20 رای سید شهاب الدین صدر و کناره گیری صدر در دور نهایی سعی می کند که این پیروزی متزلزل لاریجانی را پنهان کند اما چه کسی نمی داند که این توافق و کناره گیری بعد از محک زدن اقبال انتخاب،به معنای دلجویی فراکسیون انقلاب اسلامی و رایحه خوش خدمت از لاریجانی به منظور جلوگیری از اقدام تلافی جویانه لاریجانی و همسویانش تلقی می شود. یعنی در واقع امر باید همان 25 رای را در سبد لاریجانی به حساب آورد و نه 44 رای را!
نگاه خیرخواهانه به نظام حقوقی عملکرد نافع برای نظام حقیقی
با این همه ساده اندیشی است اگر تصور شود علی لاریجانی از این پس نقد روشن و صریح از دولت را در دستور کار قرار خواهد داد یا اینکه از سمت و سویی دیگر آشکارا در ادامه حمایت راهبردی از اصلاح طلبان، برای بازگشت طیف رادیکال و تندروتری از آنان تلاش و چانه زنی خواهد کرد چرا که برای هر سیاستمدار معتدلی این ترجیح طبیعی و حتی ضروری است که تمایل داشته باشد با طیف معتدل جناح رقیب طرف حساب باشد تا همواره گزینه های گفتگو،چانه زنی و بده بستان بدون هیاهو و حتی غیررسانه ای و... را در اختیار داشته باشد تا بتواند همچنان بیشترین دستاوردها را با صرف کمترین هزینه ها در دستور کار قرار دهد و این بدان معناست که لاریجانی به طور دقیق مصداق و الگوی صدور امری غیر رسمی است که "این حد از انتقادات وارد به دولت را فاقد معنی" می داند، ناظر بر این وجه که "باید به دنبال چیزهایی باشیم که برای ما (نظام حقیقی؟) نافع است و باید به این مقوله ها (معطوف به نظام حقوقی؟) نگاه خیرخواهانه داشته باشیم. (پایگاه خبری فرارو .16 آبان 89).
بنابراین می توان این راهکار را نافع دانست که اصلاح طلبان سکوت پیشه کنند و همچنان درگیر منازعات زرگری یا حداکثر مصلحت اندیشانه اصول گرایی بنیادگرایی نشوند و رایزنی ها و تحرکات خود را به طور مجدد به سطح پروپاگاندا نکشانند تا همچنان در انتخابات بعدی مجلس نیز جناح اکثریت مجلس و دولت حاکم ،به ظاهر برآمده از یک جناح خاص باشند. در این باره حتی چندان ضروری هم نیست که رویداد های تاریخی پس از همسویی خارج از توازن در صدر قرار گرفتن تفکر یک جناح بر غالب نهادهای تقنینی و اجرایی وقضایی و حتی نظارتی را یادآوری کنیم. یعنی یادآوری این واقعیت که غلبه انحصارطلبانه و تسلط یک قطب از تفکری که تمام بنیان هویتی اش مبتنی بر این اصل است که شناخت و تنظیم ظرفیت ها و رفتارهای خودرا به واسطه مرزبندی و تقابل با دیگر رقیب تعریف کند، به معنا و به منزله واژگون شدن وضعیت و تسلط انحصاری قطب مقابل در دوره تناوبی بعدی به شکلی جبری است. اگررندی حافظ در این وادی به یاریمان میآمد بدون شک با این بیت سخن را ختم می کردیم که:خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گرتو بیداد کنی شرط مروت نبود.