تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۹۳۷

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی‌نوری
امام جمعه نورآباد لرستان
بصیرت در لغت به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده است. بصیرت در فرهنگ معین به معنای دانایی، بینایی، هوشیاری ،زیرکی و یقین است. بصیرت به طورکلی به معنی هوشیاری و شناخت عمیق و درست درک و فهم صحیح می‌باشد. مقام معظم رهبری بصیرت را قطب نمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز نامیدند.
بصیرت یعنی شناخت حق از باطل درفضای پرهیاهو، نه اجازه سواری دادن و نه اجازه شیردوشیدن به دشمن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز.
بصیرت ربطی به علم ودانش کلاسیک یا موقعیت اجتماعی و غیره ندارد. در بین همه سطوح علمی، هم انسان با بصیرت هست و هم بی‌بصیرت، در بین همه سنین این تقسیم بندی به چشم می‌خورد. به قشر خاصی نمی‌توان با بصیرت یا بی‌بصیرت گفت؛ در همه اقشار هر دو دسته وجود دارد.
بصیرت داشتن و با بصیرت بودن سابقه‌‌ای به درازای حیات انسان داشته و تا زمان ظهور امام زمان(عج) هم ادامه دارد.
از ویژگی‌های یاران امام حسین(ع) و امام زمان(عج) بصیرت است. یاران امام حسین (ع) با شناخت عمیق از حجت خدا و حق و باطل، به امام پیوستند ودر جهاد و قیام، به دور از هرگونه تعصبات و قبیله‌گری و تحریک و فریبکاری، در رکاب امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.
" هلال بن نافع" ، در شب عاشورا، پس از سخنان امام حسین(ع) می‌گوید: " وانا علی نیاتنا بصائرنا" یا " عباس بین شعیب" می‌گوید: یا بن رسول الله خدا را گواه می‌گیرم که من بر آیین تو و پدرت هستم(1).
از صفات وویژگی های امام زمان(عج) بصیرت است .مولا علی (ع) می‌فرماید: " تکون له خیره و غیبه یضل فیها اقوام و یهتدی فیها آخرون" و یا در جای دیگر مولا علی (ع) می‌فرماید:" یاران امام زمان، بصیرهستند."
با نگاهی به تاریخ و مطالعه آن متوجه می‌شویم پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام، همواره با بسیاری از خواص بی‌بصیرت روبه رو بودند که نه تنها مانع گسترش دین بلکه بدعتگذار در دین هم می‌شدند. انشعاب‌ها در تاریخ تشیع ازچهار امامی ، شش امامی و هفت امامی، همه از سکوت یا همراهی خواص بی‌بصیرت در مکتب صورت گرفت. با توجه به مستندات قرآنی، حتی انسان‌هایی با مقام بلند عرفانی هم می‌توانند در زمره افراد بی‌بصیرت قرار گیرند و در جبهه باطل نقش آفرینی کنند.
" بلعم باعورا" به مقام مستجاب الدعوه رسید و بنا به روایات رسیده، اسم اعظم را هم می‌دانست اما همین شخصیت با آن سلوک عرفانی و اخلاقی ، در مقابل موسای پیامبر می‌ایستد ودر جبهه باطل قرار می‌گیرد. در دفاع ازدین بصیرت لازم است و بی‌بصیرت‌ها فریب می‌خورند ودر جبهه باطل قرار می‌گیرند. کسانی در حادثه کربلا، در سپاه عبیدالله بن زیاد بودند، که فساق و فجار نبودند و ظاهرا اهل نماز وعبادت نیز بودند، ولی ازبی‌بصیرت ها بودند و حق را از باطل نتوانستند تشخیص دهند و فرزند زهرا(س) را به شهادت رساندند. سلیمان بن صرد خزائی در همراهی با علی بن ابی طالب (ع) نمی‌تواند بین علی (ع) ومعاویه، با توجه به روایات زیادی که از پیامبر رسیده بود وراه درست و هدایت را نشان داده بود، راه درست را انتخاب کند.
پیامبرگرامی اسلام به عمار می‌فرمایند: " یا عمار اذا رایت علیا سلک و ادیا وسلک الناس وادیا فاسلک مع علی و دع الناس انه لن یدلیک فی ردی و لن یخرجک من الهدی"
ای عمار! وقتی دیدی علی(ع) در یک جهت در حرکت است و مردم در جهت دیگر، با علی باش و مردم ودیگران را رها کن، چون علی تو را به راه پست نخواهد بردواز هدایت هم خارجت نخواهد کرد.
شناخت خواص با بصیرت از خواص بی‌بصیرت در شرایط عادی مشکل است، تنها در گذرگاه های سخت و دشوار است که ماهیت اصلی افراد آشکار می‌شود. به تعبیر امام سجاد(ع) : " فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجال"؛ در دگرگونی‌ها ، کنه وجودی افراد نمایان می‌شود. پس در شرایط سخت، باید یک علم شاخص داشت و به آن رجوع کرد و در فضای غبار آلود و فتنه، ازآن مدد جست ومسیر هدایت را پیدا کرد. اربلی از حسن بن علی ظریف نقل می‌کند: به امام حسن عسکری (ع) نامه نوشتم ومعنای سخن پیامبر خدا(ص) را به امیر المومنین که فرمود: هرکه را من مولای او باشم ، علی مولای اوست ، پرسیدم فرمود: رسول خدا (ص) با این سخن خواست او (علی) را نشانه و پرچمی قرار دهد که هنگام تفرقه ،حزب الله به‌وسیله آن شناخته شود .
از نظر متون دینی، آیات و روایات زیادی، بصیرت را اصل و اساس حرکت دینمدارانه می‌دانند ؛ مثل : " قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی " یا آنچه در صلوات شعبانیه که از حضرت امام سجاد (ع) روایت شده ؛ " اللهم صل علی محمد و آل محمد الفلک الجاریه فی اللجج الغامره یامن من رکبها و یغرق من ترکها المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لا حق" که دستورالعمل روشنی برای به کار گرفتن بصیرت درمیدان عمل می‌باشد.
بر اساس این دستور العمل حرکت‌های دینمدارانه در صورتی به سعادت دنیوی و اخروی منتهی می‌شوند که از عنصر همراهی با رهبری حق مدارانه دینی برخوردار باشد و کسانی که با کوتاهی و عقب ماندن، حاضر به همراهی نشوند و جلوتر ازرهبری دینی حرکت کنند، دچار گمراهی می‌شوند وهرگز به سعادت نخواهد رسید. در جریان انقلاب اسلامی از آغاز نهضت روحانیت به رهبری حضرت امام خمینی (ره) تا پیروزی انقلاب اسلامی و از صبح پیروزی تا امروز که 32 سال از آن می‌گذرد و به رهبری و هدایتهای امام گونه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) ادامه دارد، مردم ایران فقط با همراهی رهبری حق مدارانه دینی بود که توانستند به پیروزی دست یابند و توطئه‌های دشمنان را خنثی کنند . اگر دولت آمریکا همواره از مردم ایران در طول این نهضت سیلی خورده، به دلیل همین همراهی و بصیرت و موقعیت شناسی بوده واگر در همه توطئه هایی که توسط قدرتهای استکباری شرق وغرب و صهیونیستی علیه ملت ایران صورت گرفته همواره نظام جمهوری اسلامی ایران وملت رشید و آگاه آن پیروز شدند ، به دلیل همراهی و ملازمت با رهبری حکمیانه امام (ره) و رهبری مدبرانه و شجاعانه مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) بوده است.
مردم زمان سنج وموقعیت شناس ایران با آگاهی خود چه در 9 دی ماه و چه در حماسه حضور 22 بهمن سال 88، با حضور خود در صحنه، همه نقشه‌های دشمنان را نقش بر آب کردند و یکبار دیگر بیعت خود را با رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی نشان دادند و این حضور برخاسته از شعور و آگاهی مردم ایران اسلامی است که دشمن از آن ناراحت است و به تعبیر مقام معظم رهبری در 19 دی 88، برخلاف تبلیغات رسانه‌ای مشکل اصلی دشمنان این سرزمین ، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است. از ابتدای حیات بشر، سراسرتاریخ عرصه تاخت وتاز دو جریان حق و باطل بوده است ودرتمام این دوران‌ها جریان باطل عریان به صحنه نیامده و همیشه رنگ ولعاب برخویش داشته است. جریان باطل صورت خواهش‌های نفسانی آدمی درتمام تاریخ بوده است، ازاین رو شناخت حقیقت زمان همواره نیازبه دل حقیقت بین داشته است.
در این مبارزه چه بسیار مدافعان حق، که عاقبت به جبهه باطل گرویدند و هلاک شدند و چه بسیار انسانهای آزاده‌ای که با خروج از جبهه باطل رو به سوی حق کردند و عاقبت به خیر شدند و البته این گذر زمان است که سعادت و شقاوت تمدنها و سران فکری و اجرایی آنها را برای آنان که دل حق بین ندارند آشکار خواهد کرد . در این راستا جبهه باطل در صور گوناگون اما باطنی واحد به صحنه آمده است ، زمانی در سقیفه زمانی در حکومت اموی، زمانی در حکومت عباسی و زمانی در حکومت طاغوتی واستکباری دنیای مدرن، جریان حق نیز با روح توحیدی، به صور مختلفی درتاریخ متجلی شده است زمانی در غدیر، زمانی در فرهنگ حسنی و حسینی و مکتب ائمه علیهم السلام و امروز در صورت نظام ولایت مطلقه فقیه.
بر اساس فرهنگ اصیل شیعی، جبهه باطل محکوم به فنا بوده و لذا سست و بی‌پایه است واصالت ندارد ، لیکن جذاب و زیبا به نظر می‌رسد. از این رو سران جریان باطل قاطعانه از شعارهای زیبای خویش درتمام تاریخ دفاع کرده‌اند. درمقابل جبهه باطل نظریه حق و حقیقت بین و طاهر، دلی که می‌خواهد نفسانیات آن را پرکند، جایگاهی در این راه مستقیم ندارد.
از این روست که درحادثه‌های سخت ، مدافعان حق اندکند. آنها که در سقیفه‌ها زمان گرد آمدن مصلحت خویش را بر ولایت مطلقه فقیه حضرت حق مقدم دیدند. با این وصف ، آیا می‌توان دو فرهنگ سقیفه‌ای و غدیری را با یکدیگر جمع کرد؟ آیا می‌توان هم حسینی بود هم یزیدی؟ آیا می‌توان هم مدافع انقلاب اسلامی بود هم مدافع طواغیت مخالف انقلاب اسلامی؟!