تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۹۶۰۴۱
استکبارستیزی در سیره‌ نظری رهبران جمهوری اسلامی ایران
علیرضا امینی‌زرین مقدمه: ‏ پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن ماه سال 1357(هـ.ش) به رهبری امام خمینی(ره)، آغازگر حرکت نوینی بود که در راستای آن جهان دو قطبی و ابرقدرتهای بین‌المللی با یک شوک عظیم روبرو شدند. در دنیایی که کشورها یا وابسته به اردوگاه شرق بودند‌ و یا در زمره‌ یاران ابر قدرت غرب محسوب می‌شدند، نهضتی در ایران بدون کوچکترین وابستگی به دو قطب مذکور پدید آمد که به نوعی نظم نوین جهانی که استعمارگران به دنبال آن بودند به چالش کشید و هویت شرق و غرب سیاسی را به طور کامل زیر سئوال برد. شعار"نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" که محور اصلی سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران و امام خمینی(ره) از همان ابتدا محسوب می‌شد، شرایطی را به وجود آورد که بعد از مدتی هم قدرت شرقی و هم قدرت غربی که در ایران منافع سیاسی و اقتصادی بسیاری داشتند و تا پیش از این کشور ما را ژاندارم منطقه‌ حساس و استراتژیک خاور‌میانه قلمداد می‌کردند، به یکباره خود را در وضیعتی ببینند که دیگر نسبت به این امتیازات و منافع دسترسی ندارند و دستشان از بسیاری از شریانهای حیاتی و منافع مادی قطع شده است.‏ ‏ بر همین اساس‌، دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی از همان ابتدا بنای ناسازگاری، دشمنی و مداخله‌ گری در امور جمهوری اسلامی ایران را گذاشتند که نمونه بارز آن در حمایت همه جانبه از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی 8ساله علیه ملت ایران دیده شد. البته تقویت گروههای آشوبگرداخلی، تحریم‌های مختلف، تصویب بودجه‌های کلان برای فروپاشی از درون جمهوری اسلامی ایران توسط نیروهایی که در درون کشور به کار گرفته بودند و...نیز در شمار همین فعالیتها و برنامه‌ریزیها می‌گنجد. این روند ادامه یافت تا اینکه بعد از رحلت امام راحل(ره) و در ابتدای سالهای زعامت رهبر معظم انقلاب حادثه فروپاشی شوروی بنا بر همان پیش‌بینی معروف خمینی کبیر در نامه‌اش به گورپاچف، رخ داد و کشوری که تا پیش از آن خود را به عنوان یک قطب اصلی قدرت جهانی معرفی کرده بود، به چند ده تکه کوچک و بزرگ تقسیم شد و به تاریخ پیوست.

در اینجا بود که رهبران آمریکا سرمست و خوشحال از کنار رفتن رقیب اصلی‌شان، با هدف سوق دادن نظام بین‌الملل به سوی جهان تک قطبی و رهبری نمودن یکپارچه دنیا به برنامه‌ریزی و سازماندهی پرداختند، اما مسئله اینجا بود که آمریکا در برابر این حرکت استعماری و ضد اسلامی خویش موانع زیادی را مشاهده می‌نمود که اصلی‌ترین و محوری‌ترین آن نظام اسلامی ایران و مواضع رهبری نظام بود. ‏
‏ جمهوری اسلامی ایران در چنین وضعیتی بود که دو دهه از عمر خود را پشت سر گذاشته و در کوران حوادث مختلف آبدیده‌تر و محکم‌تر گشته بود. اینجا بود که به قول بسیاری از استراتژیست‌ها آمریکا به عنوان نماد غرب مدرن، مستکبر و سلطه‌جو، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نماد اسلام‌گرایی و مقاومت در برابرزورگویی و استعمار مشاهده می‌کرد. لذاست که ایران در برنامه‌ریزی آمریکاییها به عنوان اصلی‌ترین دشمن ایدئولوژک و بین‌المللی محسوب می‌شود و اینجاست که با استفاده از ابزارهای مختلفی همچون تاسیس 100 شبکه فارسی زبان و برانداز، تهدید به حمله نظامی و...بعد از فروپاشی شوروی از روش‌های متفاوتی برای نابودی جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کند که به دلیل مواضع قدرتمند کشور در حوزه‌های مختلف و حمایتهای مردمی،‌این امر تاکنون محقق نشده و دولت آمریکا در رسیدن به اهدافش ناکام مانده‌‌‌است. ‏
‏ باید تصریح کنیم که الگوهای دیگر و کشورهای مختلفی نیز در دنیا وجود دارند که داعیه‌ دار اسلام‌گرایی و پیروی از احکام اسلام هستند اما این نمونه‌ها با مورد ایران کاملاً متفاوت است. به طور مثال کشور ترکیه در پی ارائه یک الگوی اسلام سکولار به دنیاست و یا عربستان درصدد است تا به نوعی اسلام رادیکال و همراه با خشونت را به کشورهای دیگر معرفی کند ولیکن جمهوری اسلامی ایران با سرلوحه قراردادن ایدئولوژی و مکتب تشیع و اسلام انقلابی الگوی متفاوتی از دیگر الگوها ارائه می‌کند که آمریکاییها نیز از این مدل واهمه داشته و دارند. در این میان مواضع رهبران نظام چه در زمان امام راحل(ره) و چه در دوران زعامت مقام‌معظم رهبری در ایستادگی در برابر آمریکا و انگیزه‌های دشمن بیشتر این کشور بسیار موثر و قابل تامل بوده‌است.
به طور مثال امام(ره) با خطاب عنوان "شیطان بزرگ" به آمریکا نوعی ادبیات جدید را در رابطه ایران با آمریکا و یا دیگر کشورهای دیگر دنیا با ابر قدرت غربی مطرح نمود و آن این بود که آمریکا در هر حالتی درقامت یک شیطان است که به نوعی قصد اغوا و فریب دیگران را برای بهره‌جویی و سود‌جستن خودش دارد. و یا در جای دیگر امام راحل"ره" با بیان این جمله که "آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند" هیبت و هیمنه‌ غرب مدرن را با همه‌ پیشرفتهای مادی‌اش به چالش کشید و به نوعی با بیان این جمله ضربه‌ای به سیاست‌های آمریکا در جهان وارد شد که نتوانست پاسخ درخوری به آن دهد.
بعد از امام راحل (ره) نیز رهبر معظم انقلاب با اصرار بسیار بر دشمنی پایان ناپذیر ما با آمریکا و نام بردن از این کشور به عنوان دشمن درجه‌ یک کشور، همچنان راه مبارزه و ایستادگی در برابر این ابر قدرت زورگو را ادامه دادند:
" آنها خودشان را صاحب حق می‌دانند که در همه‌ کارهای ملت‌های عالم دخالت کنند. یک جا دخالت می‌کنند و می‌‌گویند: می‌خواهیم دموکراسی را به آنجا ببریم! یک جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: می‌خواهیم از نفوذ موج چپ یا تفکر چپ در آنجا جلوگیری کنیم! یک جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: می‌خواهیم امنیت آنجارا حفظ کنیم! یک جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: منافع ما در آنجا به خطر افتاده است! آنها خودشان را صاحب دنیا می‌دانند، کانه تامین دموکراسی ملت‌ها و دولت‌ها هم به عهده‌ آنهاست! امروز چنین تصور مغرورانه و متکبرانه‌ احمقانه‌ای، گریبانگیر دولت آمریکا و حواشی آن است.... معلوم است که دشمنی سردمداران قدرت _ و بیش از همه آمریکا_ با چنین ملت و دولت و رهبری و با چنین شعارهایی، یک دشمنی تمام نشدنی است ... " (بیانات در دیدار فرماندهان و پرسنل نیروی هوایی 19/1/1368) ‏
‏ با تمام این اوصاف نکته‌ای که نباید از نظر همگان علی‌الخصوص مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی مغفول بماند و در عین حال مکرراً از سوی رهبران معظم انقلاب به آن پرداخته شده است‌،تفاوت میان الگوی ایدئال اسلامی با الگوی موجود می‌باشد.‌بدیهی است که می‌توان با استعانت از الطاف الهی و پیروی از دستورات دین مبین اسلام از یک سو و ممانعت از پیروی شیطان برون و درون‌ یعنی هوای‌نفس،از جانب مسئولین و مردم از سوی دیگر‌،این تفاوت و فاصله را به حداقل خود برسانیم.
انگیزه‌های دشمنی با آمریکا
اما سئوال مهمی که اینجا مطرح می‌گردد این است که انگیزه‌های دشمنی ما با آمریکا چیست و علی‌رغم خواسته‌هایی که در طول سال‌های گذشته مبنی بر برقراری ارتباط مجدد با این کشور و نشستن بر سر میز مذاکره مطرح شده است، چه در زمان امام(ره) و چه در دوران رهبر معظم انقلاب با قدرت هر چه بیشتر این مقوله یعنی مذاکره و برقراری ارتباط دوباره رد شده است؟ پاسخ این سئوال به خوبی از محتوای کلام رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران قابل استخراج و امری بدیهی و قابل ارائه است. به عنوان نمونه امام راحل(ره) درصفحه‌420 جلد یکم صحیفه نور اینگونه مواضع را روشن می‌نمایدکه " آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از انگلیس بدتر، انگلیس ازهردو بدتر،همه از هم پلید‌تر، لکن امروز سروکار ما با آمریکا است" و یا در جای دیگر رهبر معظم انقلاب می‌فرماید:
"البته معلوم است که وقتی حکومت یا ملتی، علیه قلدری حرف بزند، چه کسی بیشتر از همه ناراحت می‌شود؟ آن که از همه قلدر‌تر است. وقتی علیه بی‌عدالتی حرف بزنند، چه کسی بیشتر از همه بدش می‌آید؟ آن که از همه ظالم‌تر است. وقتی علیه غارتگری حرف بزنند، آن کسی بیشتر از همه ناراحت می‌شود که از همه غارتگرتر است.یعنی کی؟ یعنی حکومت آمریکا. حکومتی که از همه قلدرتر، غارتگرترو ظالمتر و از همه ، از عدالت دور‌تر است؛ لذا دشمن اصلی ما شد. تشکیل این دشمنی از اول، این طوری شد.(خطبه‌های نماز جمعه تهران-12/11/1375)
فرازی که در بالا آمد تنها یک مورد از مواردی است که در دیدگاه رهبر معظم انقلاب انگیزه‌های اصلی دشمنی کشور وملت ایران بر علیه دولت آمریکا بر شمرده می‌شود . در ادامه محورها و انگیزه‌های دیگر نیز که در کلام ایشان ودر جاهای مختلف مورد اشاره قرار گرفته است ذکر می‌گردد:
1) آمریکا ترجمه‌ درست کلمه‌ استکبار است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به معنای استکباردر فرهنگ ما و همچنین مفهوم این کلمه در قرآن، ابلیس را از نگاه قرآن اولین مستکبر تاریخ می‌دانند و بعد در ادامه تصریح می‌کنند اگر بخواهیم استکبار را درست ترجمه کنیم، امروز با دولت متجاوز و مستکبر و یاغی و گردنکش آمریکا تطبیق می‌کند.(1)
2) آمریکا یک نظام ضد اخلاقی است که به همان روح استکباری‌اش باز می‌گردد. این مقوله را هم در کشورهای مختلف دنیا با تجاوز و مداخله به خوبی به نمایش گذاشته‌اند.(2)
3) آمریکا پایگاه و مرکز اصلی تبعیض نژادی و تضاد در عرصه‌های مختلف در دنیا محسوب می‌شود.(3)
4) دولت آمریکا طرفداران اصلی سیاهی، ظلم و زشتی محسوب می‌شوند. کارنامه‌ چندین ساله‌ آنها به خوبی نمایانگر این موضوع است .(4)
5) آمریکا مظهر سلطه جهانی محسوب می‌شود و هر جا که باشد به دنبال سیطره و سلطه‌گری خواهد بود.(5)
6) دستهای استعمارگر آمریکا به دنبال ترویج فرهنگ‌های پلشت و زشت در کل دنیا محسوب می‌شود و با هرگونه حرکت اسلامی ، ایدئولوژیک و دینی مبازره خواهد کرد.(6)
7) آمریکا با خوی سیادت طلبی‌اش به دنبال ایجاد نظم نوین جهانی با محوریت خودش می‌باشد. مسئله‌ای که جمهوری اسلامی ایران کاملا با آن مخالف است.(7)
8) اتحاد شوم آمریکا و صهیونیسم مقوله‌ای است که نباید به راحتی از کنار آن گذشت.(8)
9) آمریکا از قدرت خود یک بت ساخته است که جهانیان از آن اطاعت بی‌چون و چرا داشته باشند.(9)
10) آمریکا در طول تاریخ مشوق کشتارهای جمعی مردم در نقاط مختلف از جمله ایران بوده است.(10)
11) آمریکا وتوکننده قطعنامه‌های مهم و حساس سازمان ملل متحد از جمله جنایت‌های اسرائیل است.(11)
12) سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران در اوج رذالت ودنائت سندی گویا برای دشمنی و خونخواری آمریکاست.(12)
13) ردپای‌ آمریکا در همه‌ جنگهای مهم.(13)
14) آمریکا نظامی است بر خلاف فطرت طبیعی انسان؛ یک نظام غیر انسانی که قصد دارد به مشابه قانون جنگل در دنیا عمل کند.(14)
15) دولت آمریکا مظهر کامل فعالیت تروریستی و گسترش تروریسم در عالم است که لطمات آن را نیز کشور ما به خود دیده است.(15)
16) حمایت همه جانبه آمریکا از به کار بردن سلاح‌های شیمایی در جنگ هشت ساله و بقیه جنگ‌ها.(16)
17) امروز آمریکا همه قلعه‌های سیاسی دنیا را فتح کرده جز این یکی (اشاره به کشورمان). امیدوار هم نیستند این قلعه را فتح کنند.(17)
18) با آمریکا کنارنخواهیم آمد:‏
‏" امروز سیاست‌های استکباری و سیاست شناخته‌ شده‌ آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، بر روی نقاطی تکیه دارند که درست آن نقاط قوت ماست؛ یعنی آن چیزهایی است که نقاط قوت نظام ما و نظام دیپلماسی ماست. آنها روی این موارد تکیه دارند و می‌خواهند اینها را تضعیف کنند و از د ست نظام خارج نمایند. لذا به هیچ وجه نمی‌شود با آنها کنار آمد و نرمش نشان داد."(18) ‏