تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۹۶۲۳۰
متن کامل گفت‌وگوی حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سید حسن خمینی با خبرنگار شبکه الجزیره

* امکان گفت‌وگو با آمریکا و ارتباط با این کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید درهای بسته‌ای که در سایه وجود دولت بوش وجود دارد چیست؟
** یک سیاستی بوده که از دوران قدیم هم بوده ما در قانون اساسی‌مان تنها ممنوعیت روابط با دو کشور را داریم و نمی‌توانیم با آن‌ها رابطه داشته باشیم، یکی از آن کشورها به عقیده ما طلبه‌ها تبدیل موضوع پیدا کرده که آفریقای جنوبی است، به خاطر سیاست آپارتاید خودش که بعد از روی کار آمدن نظام جدید و دولت همین حزب حاکم آقای ماندلا خوب فقط و فقط تنها دولتی که باقی می‌ماند اسرائیل است و این هم به عنوان یکی از قوانین اساسی کشور ماست که در قانون اساسی ذکر شده ولی آمریکا هیچ‌وقت به عنوان یک دولتی که روابط با او ممکن نباشد در سیاست ایران مطرح نبوده ولی هم از زاویه منافع ملی و هم از زاویه منافع اسلامی، هم به تعبیر غربی‌ها اگر که ایده‌آلیستی نگاه بکنیم و هم اگر که پراگماتیسمی به داستان نگاه بکنیم، فکر می‌کنم که امروز هیچ منفعتی در مذاکره و رابطه با آمریکا متصور نیست.
واقعیت این است که در رابطه آمریکا با ایران چه چیزی حاصل می‌شود، یعنی اگر شما قرار است با همین حرف‌هایی که امروز از پشت تریبون می‌شنوید در پشت میز مذاکره هم بشنوید توفیقی نمی‌کند.
و امروز منطق آن‌ها تحکم است واقعا کشورهایی که با آمریکا رابطه دارند امروز در جهان عرب این رابطه‌شان چه مقدار منفعت برای آن‌ها داشته یا چه مقدار تحکم از ناحیه آمریکا به آن‌ها شده این بیان تحکم‌آمیزی که آمریکایی‌ها در مذاکرات‌شان دارند تا جایی که دوستان خودشان را در منطقه یا حتی در جهان عرب به صدا درآورده است فکر می‌کنم هیچ بیان خوبی برای یک رابطه مسالمت‌آمیز و رابطه برابر نباشد به طور کلی در یک کلام رابطه وقتی رابطه است که دو طرف به هم احترام بگذارند و از هم بخواهند احترام برداشت بکنند، اما اگر قرار باشد رابطه، رابطه عبد و مولا باشد، رابطه، رابطه یک امپراتور با یک کشور در بند باشد فکر می‌کنم نبودن این رابطه هم حکم عقل است و هم این که حکم یک وجدان بیدار اسلامی است البته واقعیت این است که مسوولان جمهوری اسلامی هیچ‌وقت راه مذاکره و رابطه با آمریکا را نبسته‌اند بلکه آن را مشروط به شرایطی کرده‌اند که آن شرایط تحقق پیدا نکرده است.
* آیا از آمریکا نمی‌ترسید، آمریکا در عراق، خلیج‌‌فارس، افغانستان آسیای میانه به عنوان قدرت بزرگ به شمار می‌رود و درباره پرونده هسته‌ای تا اروپا هم پیشروی کرده است و بر شما هم فشار خواهد آورد. آیا با این همه از آمریکا نمی‌ترسید؟
** نگاه کنید بحث ترس مطرح نیست فرقی نیست که آمریکا الان کجاست، چون آمریکا در زمان جنگ نفت در منطقه نبود و بعدش آمد امروز جهان کوچک شده است و فرقی نمی‌کند که در کنارتان باشند یا آن‌ور دنیا، امروز آمریکایی‌ها در خود واشنگتن در کنار ما هستند در بغل گوش ما هستند حرکت‌ها در جهان سریع‌تر از آن شده که بخواهد اقیانوس‌ها مانع شوند و به عنوان یک سد باشد و چه برسد به دریاها یا مرزهای جغرافیایی. یک جمله معروفی از امام (ره) هست که نقل کردند که می‌گویند: بله ما از آمریکا می‌ترسیم به خاطر این که انسان از گاو می‌ترسد چون هم شاخ دارد هم عقل ندارد.
* من چندی پیش به پرونده عراق اشاره کردم شما در حال حاضر اوضاع عراق را بعد از همه اتفاقاتی که در این کشور افتاده است چگونه ارزیابی می‌کنید و اساسا به این تحولات چگونه نگاه می‌کنید و نقش سیاسی و اقتصادی شما در این‌باره چیست؟
** به هر حال عراق سابقه بسیاری با تاریخ ما دارد یعنی ما نمی‌توانیم بپذیریم که عراق که روزگاری یکی از نزدیک‌ترین کشورها با ما بوده امروزه هیچ علاقه و علقه‌ای بین ما و آن‌ها نباشد این را هیچ عقلی نمی‌پذیرد ضمن این که برای من خیلی جالب است شما هم حتما دوستانتان در عراق هستند به‌رغم این که شنیدم ممنوع‌الاشتغال و کار شدید و ممنوع کار می‌شوند الجزیره‌‌ها در عراق توسط العربیه بوده است.
* آیا به دستور شورای حکومت انتقالی بوده است؟
** به هر حال ممنوعیت‌هایی برایتان برقرار است، ولی به هر حال با مردم می‌توانید در تماس باشید. ملتی که هشت سال در جنگ ما بوده کوچک‌ترین کینه‌ای را از مردم ایران به دل ندارد واقعا کدام دو ملتی بودند که با هم بجنگند و بعد از این که جنگ تمام شده این‌قدر برادرانه با هم زندگی کنند امروز هر ایرانی که به عراق می‌رود و برمی‌گردد واقعا به صورت اعجاب‌آوری از محبت مردم عراق به ایران به امام به نظام ایران و به مردم ایران یاد می‌کند این نیست مگر این که مردم عراق اصلا حکومت قبلی خودشان را حکومت خودشان نمی‌دانستند و جنگ صدام با ایران را جنگ خودشان نمی‌دانستند خوب طبیعتا چنین ملتی که به رغم این که این مقدار کشته داده در یک جنگ غلط که توسط واقعا دشمنان هم تحمیل شد.
این ملت که این مقدار با ملتی دیگر برادر است طبیعی است که رابطه این دو ملت را من و شما نمی‌توانیم تنظیم کنیم و من و شما نمی‌توانیم بیان کنیم ما در عراق طبیعی است که نظام جمهوری اسلامی البته بلندگوهای خودش را دارد و سخنگوهای خودش را دارد من فقط نظر خودم را می‌گویم فکر می‌کنم که ما در عراق دارای روابط فرهنگی بسیار عمیقی هستیم و به‌رغم این‌که عراق وحدت شیعه و سنی خوبی هم الان وجود ندارد و مشکلاتی دارند ولی واقعیت این است که جمهوری اسلامی هم با شیعه‌ها هم با اکراد رابطه بسیار خوبی دارد و رابطه برادری بسیار خوب دارد و طبیعتا اکثریت مردم عراق هم با ایران همین رابطه را دارند و نمی‌توانیم با صرف این‌که من یا شما نمی‌پسندیم این رابطه را کم یا زیاد بکینم.
* با همه برداشت‌های مثبتی که از آن برای عراقی‌ها صحبت می‌شود، اما اطلاعاتی به شمار می‌رود مبنی بر این‌که عراقی‌ها از سیاست ایران بیزارند. تا جایی که این‌گونه مطرح کردند که ایران در امور عراق دخالت می‌کنند؟
** یک روزی جنگ شیعه و سنی وقتی در تاریخ شکل گرفته می‌دانید جنگ‌های بسیار خونینی در تاریخ ایران و عثمانی هست به حدی که سلطان سلیم و سلطان سلیمان که سلاطین عهده عثمانی هستند فتوا می‌دادند که این‌ها شیعه‌ها مهدورالدم هستند و از این طرف هم افراطیونی بودند که می‌گفتند اهل سنت مهدورالدم هستند و نابخردانه در این کوره بی‌حاصل می‌دمیدند. آن روزها یک شایعه که در کتاب‌هایشان موجود است می‌گویند که دولت وقت ایران قصد دارد که کعبه را خراب کند و برود اردبیل یک شهری در شمال ایران و در آن‌جا کعبه را بنا کند. حوزه نجف را به حوزه قم منتقل کردن یک شوخی است حوزه نجف یک حوزه هزار ساله است به نظر می‌رسد یک حرف نابخردانه‌ای است که خیلی هم فکر نمی‌کنم اگر کسی روابط حوزه علمیه را با هم و تاریخ حوزه نجف را بداند باور کند حوزه نجف بسیار حوزه غنی است، یعنی اساسا مهد تشییع در تاریخ حوزه نجف بوده حوزه نجف حوزه هزار ساله است که شیخ طوسی شکل داده بعدها در دوره‌ها حتی در دوره‌ای که مرکزیت تشییع به اصفهان می‌آید حوزه نجف از ارزش خودش نمی‌افتد و هیچ‌وقت حوزه نجف یک همچنین شکلی را نداشته که احیانا بخواهد در مقابل حوزه قم باشد همان‌طور که نجف نمی‌تواند قم را حذف کند که خیلی‌ها دلشان می‌خواست در دوران محمدرضا شاه که این کار را بکنند و نجف هم نمی‌تواند که قم را حذف کند و هیچ‌کدام از این‌ها فکر می‌کنم درصدد این هم باشد. وجود یک حوزه قوی در دل شهر نجف که مرقد مولای متقیان هم هست اساسا هیچ ضرری به حال حوزه قم یا احیانا ضرری به حال حاکمیت ایران داشته باشد.
* شما از این مساله مطلع هستید و این‌که این مساله جغرافیایی و یا مساله مربوط به روحانیت نیست زمانی که از حوزه علمیه سخن به میان می‌آید منظور تعدادی از روحانیون نیست بلکه منظور اموال و دارایی جذابیت سیاسی و نقش آن‌ها است؟
** اولا که حوزه نجف همیشه با ایرانی‌ها زندگی کرده است یعنی در طول تاریخ غیر از مرحوم صاحب جواهر که نجفی است شیخ انصاری یکی از بزرگ‌ترین فقها نجف دزفولی بوده است و ایران بوده بعد از او مرحوم آقای خوی، مرحوم اصفهانی، مرحوم نائینی، مرحوم آقا ضیای اراکی همه ایرانی بودند، یعنی حوزه نجف در هیچ‌وقت از تاریخ خودش با ایرانی‌ها منفک نبوده است و ایرانی‌ها هم هیچ‌وقت از عراق ما منفک نبو‌ده‌اند مرز نمی‌توانست رابطه این دو جهان تشییع را از بین ببرد ولی واقعیت این است که برای حکومتی مثل ایران چندان مسائل مالی حوزه نجف یک اهرم فشاری نیست و باید قبول کنید که این حوزه‌ها چندان چرخش مالی ندارد که حال حکومتی مثل ایران سیاست‌های خودش را بر آن ببندد ضمن این که حوزه قم.
* من از نظام اسلامی سخن نمی‌گویم بلکه از روحانیون و کسانی که از حوزه‌های علمیه قم هستند سخن می‌گویم؟
** واقعیت این است که ببینید که امروز عراق این‌قدر مشکلات دارد و این‌قدر عراق قلب‌های همه را خون کرده که فکر نمی‌کنم این چندان چیزی باشد که بتوانیم حتی وارد تحلیل‌ها بکنیم.
* درباره شعارهایی که سابقا از سوی امام خمینی (ره) مطرح شده است نظر شما درباره آن شعارها و تشکیل ارتش 20 میلیونی چیست؟
** البته شعار ارتش بیست میلیونی برای فتح فلسطین نبوده است. جمله امام این است که ملتی که 20 میلیون جوان دارد باید 20 میلیون هم بسیجی و 20 میلیون هم سرباز داشته باشد.
* براساس آنچه که درباره بسیج گفته می‌شود آیا می‌توان گفت: که بسیج می‌تواند ارتش 20 میلیونی تشکیل دهد؟
** ارتش بیست میلیونی درست است ولی غایت آن را بحث دارم که ارتش بیست میلیونی در تاریخ تشکیل خودش برای فلسطین جز شعار نبوده اگرچه فتح فلسطین آرزوی همه ماست. من فکر می‌کنم ولی مساله فلسطین امروز دیگر احتیاج به قوم و قبیله ندارد و احتیاجی به ارتش 20 میلیونی هم ندارد مساله فلسطین احتیاج به دل‌های محکمی دارد تا بازوان محکمی، واقعیت این است که دیگر دنیا اسرائیل را می‌شناسد، اسرائیل احتیاج به 20 میلیون هم ندارد اگر دنیا واقعا دست را از پشت اسرائیل بردارد همان قوانین و سازمان‌های بین‌المللی که در دنیا وجود دارند اسرائیل را از بین می‌برند باید بپذیریم که اسرائیل برای همیشه یک غده سرطانی است و در دل این سرزمین، و باید هم بپذیریم که این سیستم حکومتی که در اسرائیل وجود دارد دلش نمی‌خواهد مشکلات جهانی اسلام را و مشکلات خودش را با جهان اسلام حل کند نقشه راه نمونه آن است الان که همه جریان‌های انتفاضه و جریان‌های مبارزاتی در مقابل نقشه راه سکوت کردن قبول کردند چه کسی آن را از بین می‌برد با همین شهدایی که شما می‌بینید تیراندازی می‌کنند، ترور جدیدی که الحمدلله ناموفق هم بود از آقای شیخ یاسین و ترورهای دیگری که انجام می‌شود یا مثلا این همه مفاد بیانیه‌های که سازمان ملل ترتیب داده من چند جا هم گفتم شما با یک قطعنامه کویت را آزاد کردید و آن همه نیرو به این منطقه آوردید اما چند تا قطعنامه باید علیه جنین علیه گروه حقیقت‌یاب، علیه اسرائیل چند تا قطعنامه باید تصویب شود یعنی از زیردست ارباب آمریکا رد شود چه مقدار قطعنامه باید تصویب شود به قول عرب‌ها با تک تجربیاتی لاتجر این سیاست یک بام و دو هوا است این همان نکته‌ای است که من در سوال قبلی شما گفتم مشکل جهانی اسلام با آمریکا این است عدم عدالت، عدالت یک واقعیت است یعنی باید آن رفتاری که شما به دیگران دارید باید با من هم داشته باشید اگر این رفتار را با من نداشتید طبیعی است که من در درون خودم یک کینه را آرام‌آرام و ناخودآگاه پرورش می‌دهم، مساله فلسطینی امروز سنگر بسیار مهمی است در مقابل همه کشورها بپذیریم که مردم فلسطین امروز از طرف ما و شما از طرف تک‌تک مسلمانان مخصوصا اعراب در جهان اسلام دارند مبارزه می‌کنند مردم فلسطین چه بخواهد چه نخواهد خدا این لطف را در حق آن‌ها کرده که امروز در صف مقدم و در خاکریز اول می‌جنگند.
در ایران هم فکر نمی‌کنم که یک نفر حتی گروه‌های مخالف و معاند نظام سیاسی ایران هم نسبت به آن مساله بتوانند بی‌تفاوت باشند به خاطر شرایط خاصی که در مردم ما وجود دارد و شرایط ایدئولوژیکی که در اذهان ایدئولوژیست‌های ما وجود دارد نمی‌گذارد ما مساله فلسطین را از یاد ببریم و بپذیریم که مساله فلسطینیت مساله همه ماست من حرفم همین جاست، جمله آخر شما به عنوان یک کلام ارتش بیست میلیونی امروز شاید در خیلی ابعادش تحقق پیدا نکرده ولی خوب ما امروز مشترکی با فلسطین نداریم با اسرائیل نداریم ولی واقعیت این است مساله فلسطین باید یک‌بار هم که شده جهان اسلام در مساله فلسطین یک تصمیم قاطعانه بگیرد یک تصمیم جدی بگیرد. این‌که بیایند از آن طرف هر لحظه‌ای یک کاری بکنند مطلبی را ببریند هرکس به خاطر منافع زودگذر خودش یک قسمتی را با لابی‌های آن‌ها حل کند. دردی است که همه دارند.