تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۹۶۶۰۶

علی‌اصغر خدایاری / Khodaiar@ut.ac.ir
1- چه خوب شد توفان نیامد
قبل از انقلاب یکی از منظم‌ترین برنامه‌های دانشجویان، برنامه کوهنوردی بود که در تعطیلات آخر هفته و هر فرصت فراغت دیگری که به وجود می‌آمد، برگزار می‌گردید. این برنامه‌ها هم جنبه خودسازی فردی داشتند و هم به سازماندهی و نظم‌پذیری جمعی کمک می‌کردند. هر برنامه یک سرپرست داشت که به همراه یک نفر راهنما و یک نفر مسئول تدارکات و افراد دیگری از گروه از جمله یک نفر جلودار یک نفر عقب‌دار راهبری برنامه را انجام می‌داد.
در یکی از این برنامه‌ها که دو روزه بود، در غروب روز اول باران به شدت شروع به باریدن کرد،‌ سرپرست گروه دستور توقف داد و دو عدد چادر که همراه گروه بود، به سرعت برپا گردید. چادر کوچکتر به دانشجویان دختر که تعدادشان اندک بود اختصاص یافت و چادر بزرگتر که 6 نفر ظرفیت داشت و به چادر 12 نفره معروف بود، ‌در اختیار دانشجویان پسر که تعدادشان حدود 20 نفر بود قرار گرفت. شدت باران از یک طرف و فشردگی و درهم ریختگی درون چادر از طرف دیگر سازماندهی را مختل کرد و قدرت همه‌گونه ابتکار را از جمع گرفته بود. وضع به گونه‌ای بود که اگر مثلاً در گوشه جنوب غربی چادر یک نفر انگشت پای خود را تکان می‌داد، در گوشه‌ شمالی شرقی چادر فریاد یک نفر دیگر از ضربه‌ای که به گوشش خورده بود بلند می‌شد و اگر در گوشه جنوب شرقی چادر یک نفر دست خود را جابه‌جا می‌کرد در ضلع شمال غربی چادر فریاد فرد دیگری بلند می‌شد که: «آی چشمم!»
آن شب با وضع بسیار سختی به سر آمد،‌ صبح روز بعد به دلیل بی‌خوابی و خستگی مفرط افراد برنامه نیمه تمام گذاشته شد و افراد به شهر بازگشتند. محل استقرار در آن شب بر بالای یک بلندی انتخاب شده بود تا گروه از خطر سیل احتمالی در امان بماند. چقدر شانس آوردیم که در آن شب باد شدیدی درنگرفت وگرنه چه بسا همه ما را با خود برده بود.
2- خدا کند توفان نیاید
یکی از ویژگی‌های نادر نظام حکومتی کشور ما قابلیت بالای آن در تبدیل مسائل کوچک به بحران‌های بزرگ است. مشکلات کوچکی که در بسیاری از کشورها به دلیل نظام‌یافتگی حکومت آنها یا اتفاق نمی‌افتد و یا در صورت وقوع به راحتی حل می‌‌شود، در این کشور معمولاً اتفاق می‌افتد و معمولاً‌ می‌تواند به یک بحران ملی تبدیل شود، بحرانی که تمام ارکان حکومتی را به تلاطم می‌اندازد و برای حل آن باید عالی‌ترین نهادهای ملی و امنیتی کشور بسیج شوند و نهایتاً هم مسأله لاینحل باقی‌ مانده و به انبوه معضلات حل نشده قبلی اضافه می‌گردد.
تصور نمی‌کنم نیازی به بیان مصادیق باشد، هر انسان منصفی که اندک علاقه‌ای به پیگیری مسائل سیاسی - اجتماعی کشور داشته باشد، می‌تواند همه‌ روزه این ویژگی را در پدیده‌های مختلف مشاهده کند.
عمده‌ترین دلیل بروز این وضعیت ساختار نایافتگی نظام حکومتی و درهم‌آمیختگی وظایف، مسئولیت‌ها و اختیارات نهادها و واحدهای حکومتی و اجتماعی است که بخشی از آن ممکن است به ابهام در مبانی نظری و قانونی برگردد ولی عمدتاً ریشه در عدم التزام برخی نهادها به انجام وظایف اصلی و قانونی خود و تعدی آنها از حوزه اقتدار و اختیار تعریف شده خویش در قانون و عملکرد فراقانونی آنها دارد. نتیجه تداوم این به‌هم‌ریختگی، ناکارآمد شدن نظام و از بین رفتن ظرفیت آن برای راهبری جامعه و نهایتاً توسعه‌ نایافتگی و عقب‌ماندگی است.
در جهان دائماً متغیر و پرتلاطم امروز مثل نظام حکومتی مثل خیمه‌ای است که در معرض باد و باران و بر بالای یک بلندی در مقابل چشم جهانیان برپا شده است و مردم در پناه آن زندگی می‌کنند، اگر این خیمه ظرفیت کافی داشته باشد و مردم در آنجا احساس امنیت، آزادی، آسایش، آرامش و افتخار کنند، آن را در مقابل سخت‌ترین خطرات محافظت خواهند کرد و هیچ توفانی توان برچیدن آن را نخواهد داشت. اما اگر منازعات و درگیری‌ها به محدود شدن فضای خیمه بینجامد و مردم دچار احساس ترس، خفقان، فقر، افسردگی و تحقیر شوند، چه بسا انگیزه‌ای برای زندگی در آنجا نداشته باشند و به فرار از خیمه‌گاه بیندیشند یا آن را در مقابل هجوم حوادث بی‌محافظ رها سازند. در چنین وضعیتی باید دعا کرد که شدت توفان بیشتر نشود.