تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۹۷۱۰۰

دکتر تقی آزاد‌ارمکی
 خوشحالم که در خدمت‌تان هستم و امیدوارم که شروع این بحث با داوطلبی من به بحث آسیبی نرساند. آنچه قصد گفت‌وگوست تحت عنوان «جامعه شناسی ایرانی: الزام‌های مفهومی و نظری اش» می‌باشد. این بحثی که الان می‌کنم دغدغه خودم است. مختصات جامعه شناسی ایرانی به لحاظ مفهومی و نظری . دغدغه‌ام جامعه شناسی ایران هست و جامعه شناسی ایرانی.
فرض اصلی:
با یک فرض اساسی بحثم را طرح می‌کنم که ممکن است بعضی در جامعه ایرانی با آن موافق نباشند: فرض اصلی‌ام این است که ما با یک هستی، تحت عنوان هستی جامعه شناختی در جامعه ایرانی روبه‌روییم؛ یعنی یک واقعیت نه خیلی روشن و شفاف ولی با واقعیت در دست و در اختیار روبه‌روییم که اسمش را می‌گذاریم جامعه شناسی در ایران که می‌تواند یک ساحتش هم جامعه‌شناسی ایرانی باشد و ساحت دیگرش به یک معنا جامعه‌شناسی و... ولی یک چیزی در جامعه ایرانی وجود دارد تحت عنوان جامعه‌شناسی که جمعیت کثیری هم درگیرند.یعنی سازمان جامعه شناسی وجود دارد و استاد ، دانشجو ، پژوهش ، انجمن، کتاب ، مقاله ، تحقیق ، پژوهش ، مشاوره و خیلی از چیزهایی هم که تولید می‌شود ، به درد می‌خورد و به کار می‌آید. جامعه‌شناسی هست ، هم کار می‌کند و در مناسبات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی هم اثر گذار می‌شود و تأثیر هم می‌پذیرد من با این دو فرض بحثم را دنبال می‌کنم. جامعه شناسی‌ای که در ایران هست چندین گفتمان یا به اصطلاح فضای مفهومی و وجه نظری دارد. من این را با دقت مفهومی به کار بردم.در این دو مفهوم چند فضای مفهومی و وجه نظرانه وجود دارد طبیعتاً من خیلی به این جامعه شناسی اعتقاد ندارم که چارچوب نظری و نظریه‌های خیلی معین و مشخصی وجود دارد ،در این جامعه شناسی همه چیز هست ولی در عین حال یک سامان مفهومی و وجه نظری خاصی پیدا کرده که طرح آنها بد نیست و بعد نهایتا وقتی که من بحثش را بگویم خواهید دید که اساساً نقشه جامعه شناسی ایران چگونه است و ما کجا قرار گرفتیم .
رویکردهای متعدد مفهومی در جامعه‌شناسی‌ ایران:
1- یکی از جهت‌گیری‌ها یا فضای‌های مفهومی و وجه نظرانه اش به نام آسیب‌شناسانه است.
جامعه شناسی آسیب‌ شناسانه و آسیب شناسی بحث می‌کند در باب مشکلات و نابسامانی‌های اجتماعی که چیزی معادل آمار اجتماعی در ایران شده و فی‌الواقع خیلی جایگاه و موقعیت نظری و بینشی پیدا نکرده و این جامعه شناسی با رویکرد یا جهت گیری عرض کنم آسیب شناسانه خیلی پیوست پیدا کرده با نظام اجتماعی و خیلی هم کار دارد می‌کند و به اصطلاح و راه حل هم تا حدودی می‌دهد که شاید دانشکده علوم اجتماعی ما و شهیدبهشتی و علامه، حوزه‌های اصلی و قالبش حوزه آسیب شناسانه است و استادان مبرز و خیلی مهمی هم در این زمینه داریم و کارهای مهمی هم کردند.من داوری‌ام در کل این است که این نوع جامعه‌شناسی خیلی تولید مفهوم نکرده؛ تولید ایده و نظریه و دیدگاه نکرده و بیشتر در حد ساخت آمار اجتماعی باقی مانده و در نهایت شاید بتوان گفت که به سطح مدلینگ و این‌ها هم به جاهایی توانسته برسد و راه حل هایی را هم برای رفع بعضی از مشکلات در سطوحی بازگو کرده و به اصطلاح رسیده آن وقت در این جا گفتم اگر بخواهیم این نوع جامعه شناسی را در کلیت جامعه شناسی جهانی قرار بدهیم می‌توانیم بگوییم که فی‌الواقع دیدگاه نظری اش کارکردگرایانه است.
2- نوع جهت گیری مفهومی و جهت گیری دومش به اصطلاح تعبیری می‌توان گفت که معادل چیزی تحت عنوان روشنگری و روشنفکری است . پس ساحت دوم جامعه شناسی ایران به لحاظ مفهومی و وجه نظری ساحت روشنفکرانه و روشنگرانه است.
3- یک جهت گیری دیگری وجود دارد که به نظر من وجه غالب بر جامعه‌شناسی ایران به لحاظ نظری هست به لحاظ مفهومی هست یا وجه نظر هست که من خودم به عنوان یک فرد در جامعه شناسی ایران خیلی سعی کردم این را خوب بشناسم و در عین حال در جهت نقادی‌اش عمل بکنم ، بحث جامعه شناسی با کانونیت عقب ماندگی است که مفهوم مرکزی در این نوع جامعه شناسی ایرانی ، عقب ماندگی است .
4- رویکرد دیگری هم در جامعه شناسی ایران وجود دارد که می‌توان آن‌را تحت عنوان جامعه شناسی ایران یاد کرد. این نوع جامعه شناسی ریشه در مطالعات اجتماعی متکثر و اولیه دارد. بهتر است وضعیت این جامعه شناسی را با ارجاع به علائق و کارهای موسسان جامعه شناسی در ایران بازگو کنیم. از صدیقی و نراقی کسانی که بنیان مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران را با توجه به عنصر فرهنگ و جامعه مدرن ایرانی طراحی کردند .در ۱۳۳۹ و ۴۰ یک سمیناری را نراقی گذاشت در دانشکده ، مؤسسه که کتابش را من دارم مجموعه مقالات است هر کسی هم سه صفحه بیشتر حرف نزده ، همه مدیران و همه جامعه شناسان یک کتاب حدود چهارصد صفحه‌ای است، آنجا شما نگاه بکنید فی‌الواقع نمی‌گوید تحلیل سوسیولوژیک تان را در باب مسائل به ما بگویید می‌گوید که بگویید چه مسأله‌ای وجود دارد. مسئله جامعه ایران کدام است؟ مدیر، جامعه شناس، سیاستمدار، محقق بگویید مسأله چیست؟ نهایتاً از آن طرف هم Base چیزی تحت عنوان مونوگرافی‌ها و توصیف وضعیت نظام اجتماعی را فراهم کرده بودند که البته اگر چنانچه ادامه پیدا می‌کرد و آنها خوب عمل می‌کردند حتماً می‌توانست یک فضای مفهومی و وجه نظرانه قدرتمند معطوف به جامعه ایرانی را فراهم بکند. خب این تعابیر چهارگانه‌ای که من از مختصات جامعه شناسی ایران به لحاظ دیدگاهی و نظری دادم که هر کدام از این‌ها جای بحثش هم در عین حال وجود دارد ، با همدیگر یک چفت و بست هایی هم پیدا کرده‌اند .
تاملی در روند توسعه جامعه‌شناسی در ایران
پیشنهادم به خودم و دوستانم این است که منتقل شوند از دانشکده‌ها به جاهایی که همگروه‌های خودشان را پیدا کنند؛ یعنی پیشنهاد سازمانی این است که ما بیاییم یک جایی بایستیم بعد تقسیم بشویم به تناسب نوع پیوستگی و علائق اندیشه‌ای و فکری و متدولوژیک داریم که بتوانیم جامعه شناسی را یک تفکیک بدهیم و بعد یک انسجام اتفاق بیفتد. یعنی یک جداشدگی و بعد یک بازگشت مجدد پیدا کنیم و این به لحاظ پیشنهاد سازمانی است ، به لحاظ گفتمانی هم ، به لحاظ مفهومی و نظری ما. یک گرفتاری ای که در جامعه شناسی همین بحث مقالات علمی پژوهشی ISI و امثالهم داریم که به اصطلاح گرفتاری هم برای دانشجوی ایران دارد درست می‌کند این هست که اجازه شفاف شدن این فضا را ، نمی‌دهد. چون ما اجازه وارد شدن به این بحث‌های مفهومی نداریم ، همین الان بحثی که من کردم اگر در خارج از کشور بکنم ، حتماً یک مقاله بسیار خوب و ISI است ولی این جا حتماً یک سخنرانی جلوه می‌کند و در همین جا تمام می‌شود. من به عنوان یک استاد این رشته می‌گویم هیچ کس مجاز نیست که بگوید جامعه شناسی ایران ، من این نظریه و جامعه شناسی ایران این نظریه را دارم چرا ؟ به خاطر این که به این زایش نظری هنوز دست پیدا نکرده و چون به این زایش نظری هنوز دست پیدا نکرده ، از الزام‌های مفهومی و نظری ما سخن می‌گوییم یا مفهومی و وجه نظر . در هر صورت ، ما در جامعه شناسی ایران اصلاً نظریه نداریم ، نظریه نداریم به معنای ضعف ما نیست ، اتفاقاً ضعف نیست ، چون جامعه شناسی که در دوره تأسیس اگر نظریه داشت که تأسیس نمی شد ، اصلاً کسی تأسیس نکرده ،‌ من یک گزارشی از جامعه شناسی آمریکایی بدهم چون جامعه شناسی آنجا را خوب می‌شناسم . عرض کنم که جامعه شناسی آمریکایی وقتی تأسیس شد که اتفاقاً از داعیه نظریه پردازی اش دست برداشت ، وقتی جامعه شناس تولید کرد که اتفاقاً به نقد جامعه شناسی نپرداخت . این که من می‌گویم جامعه شناسی ایران اتفاقاً مجاز نیست که بگوید من نظریه دارم و اتفاقا مجاز نیست که نظریه پردازی بکند ، به دلیل یک تجربه خیلی خیلی ناب معین تاریخی در جامعه‌شناسی دنیاست. از بابت دیگر شما نگاه کنید ببینید من صادقانه می‌گویم ، من کتاب‌های وبر را خوب خواند‌ه‌ام و خیلی هم روی آنها کار کرد‌ه‌ام . هیچ وقت ندیدم که وبر ، بگوید نظریه من این است و من این نظریه را می‌گوییم و آمده‌ام که نظریه بسازم ، هرگز ، کتاب وبر وقتی که شما می‌خوانید ، می‌بینید که از خاله و عمه و دایی اش دارد نقل قول می‌کند در مورد نظام اجتماعی جامعه آلمانی.
شما یک‌بار دیگر با این نگاهی که من می‌گویم آثار وبر را بخوانید اگر غیر از این بود . وبر وقتی که در مورد اقتدار دارد حرف می‌زند فقط و فقط به مجموعه اطلاعات پیرامونی‌اش ولی با این عقلی که او پیدا کرده و مسئله‌ای که دارد عمل می‌کند یعنی خودش را درگیر ماجرای بوروکراتیک پژوهشی نکرده از آن طرف مسائلش هم خیلی معینه و بعد هم قراره که فی الواقع کاری انجام بده و عمل بکند و چیزی بنویسد و تولید کند و این که اتفاقاً وبر، جامعه شناسی تولید می‌کند، وبر هوشمند جامعه شناسی تولید نمی کند. این که ما بحث جامعه شناسی می‌کنیم یک عده بروند در یک جایی بنشینند و نظریه‌پردازی بکنند از آن چیز در نمی‌آید. همه کتاب‌های ناب جامعه شناسانه دوره تأسیس اینگونه نوشته شده است و اینگونه به اصطلاح تعریف شده و تأسیس شده حالا پس یکسری الزام‌های اجتماعی و مفهومی ، معنایی و مفهومی برای بحث نظریه‌پردازی وجود دارد ولی نهایتاً جامعه شناسی ایران ،‌ یک سرمایه خیلی خوبی هم غیر از این بحث مفهومی دارد و آن این است که کانون پیدا کرده و جامعه شناسی ایران ، کانونمند هست. یعنی جامعه شناسی در ایران نمی‌توانید ببینید که در مورد خانواده تحقیق نکرده باشد و در مورد سیاست ، پس این جامعه شناسی به یک معنایی نحوه عمل ، کانون دارد ، مشخصات سازمانی و عملی و جهت‌گیری و این حرف‌ها،‌ رساله‌هایی را که الان شما دوستان دارید کار می‌کنید نگاه بکنید. ما که کنشگران اصلی این عرصه هستیم ، کاری باید این جا بکنیم این است که تبدیلش به یک فهم بین گفتمانی بکنیم تا نهایتاً بتواند جامعه شناسی ایران به حوزه و عرصه نظریه پردازی و به اصطلاح نظریه سازی برسد.