آیاتی در مورد اقامه حدود الهی:
- السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما؛(15)
- فالزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده؛(16)
- و الذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده؛(17)
- انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض... فی الاخره لهم عذاب عظیم؛(18)
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اتاک الله(19)
اجرای مجازاتهای ذکر شده که در اصطلاح حدود و تعزیرات گفته میشود، ممکن نیست، مگر از طریق قدرت حکومتی که دارای حق اجرای احکام است. این همان مفهومی است که فقها از احکام مزبور دریافته و آن را به کمک روایاتی که چنین معنایی را میرساند، تأکید کرده اند.(20)همچون روایت «ابن ابی شیبه» که آن را از «عبدا... بن محیریز» نقل نموده است:
«انجام نماز جمعه و به پا داشتن حدود الهی و گرفتن زکات به عهده حاکمان اسلامی است».(21) و همچنین مانند روایت «حفص بن غیاث» که میگوید:
«از امام صادق علیه السلام پرسیدم: چه کسی سلطان یا قاضی حدود را اجرا میکند؟ امام فرمودند: برپا داشتن حدود الهی به عهده کسی است که حکومت در ید قدرت اوست».(22)
علمای علم کلام و عقاید، وجود چنین احکامی مثل حدود و... را در آیات، دلیل بر لزوم امامت در جامعه اسلامی، دانستهاند و در فتوای فقها نیز شواهدی وجود دارد که در آن مسؤولیت برپایی حدود به عهده حکومتها قرار داده شده است، مثل فتوای محقق حلّی:
«اگر حاکم، حد قتل جاری ساخت و سپس معلوم شد که شهادت دهندگان فاسق بوده اند، دیه مقتول بر عهده بیت المال مسلمین است و حاکم و خانواده وی ضامن نیستند».(23)
ابن مرتضی میگوید: «اجرای حدود بر عهده امامان (حاکمان) است».(24)
مقصود از سلطان، امام، حاکم و... در این فتواها، حکومتی است که اینان در رأس آن قرار گرفته اند. این فتواها روشن میسازد که قرآن کریم در وضع حدود و مانند آن، وجود دولت را امری مسلّم گرفته است.
2- احادیث:
در روایات اسلامی، مسأله امامت از جایگاه ویژهای برخوردار است و اصولاً امامت در مفهوم عامی به کار برده شده که رهبری غیر معصوم و به طور کلی مفهوم حکومت را در بر دارد. همچنین اخبار و روایات معتبری وجود دارد که بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی تصریح میکند.
امام خمینی رحمه الله علیه میفرماید: این حکم عقلی، چنان بدیهی و روشن است که اگر در منابع متقن اسلامی هم دلیلی بر وجود و لزوم آن پیدا نمیشد، باز هم شکی در صحت آن نبود، با این حال، از طرف شارع مقدس هم دلیلهای مختلفی در این زمینه وارد شده است.(25) از آن جمله در کتاب «وافی» بابی است با این عنوان «انه لیس شئ مما یحتاج الیه الناس الا و قد جاء فیه کتاب او سنّه؛ یعنی چیزی از نیازهای مردم نیست، مگر آن که در کتاب و سنت دلیلی برای آن آمده است».
در این باب، روایات زیادی آمده است که به بعضی اشاره میکنیم:
الف) مرازم از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
«ان الله تبارک و تعالی أنزل فی القرآن تبیان کل شئ، حتی و الله ما ترک الله شیئاً یحتاج الیه العباد، حتی لایستطیع عبد یقول: لو کان هذا اُنزل فی القرآن الّا و قد أنزله الله تعالی فیه»؛(26) به راستی که خدای تعالی در قرآن کریم بیان هر چیزی را نازل فرموده است.