تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۹۸۱۸۰

دولو با حمایت هویدا به تلویزیون رفت. او مشاور مدیرعامل رادیو تلویزیون ایران هم شد و از راه حضور در رادیو و تلویزیون مبالغ هنگفتی را به جیب زد. به طوری که در سال 1354 جهت تهیه گزارش به کشورهای مختلفی چون ویتنام و ایتالیا سفر کرد و در مقابل ماهیانه 150 هزار تومان که مبلغ بسیار گزافی در آن زمان بود، دریافت داشت. این در حالی بود که وی به عنوان تهیه کننده برنامه‌های خبری با حقوقی معادل 60 برابر حقوق یک مدیر، به سازمان رادیو و تلویزیون منتقل شده بود. یعنی در حالی که یک مدیر خبر سه تا چهار هزار تومان حقوق می‌گرفت، جواد علامیردولو 25 هزار دلار در ماه دریافتی داشت. هنگامی که به مدیرعامل سازمان اشکال گرفته شد، جواب داد «من بی‌تقصیرم، این دستور شخص آقای نخست‌وزیر هویدا است.»(18)
درباره وی می‌توان گفت که اگرچه از جانب ساواک مهره‌ای فاسدالاخلاق، فریفته زندگی تجملاتی و اشرافی، و اهل بلوف و دغل ارزیابی می‌شده اما مورد عنایت دربار و عناصر منتفذی چون هویدا قرار داشته است. این نکته را می‌توان هم لابلای گزارش‌های ساواک و هم در عملکرد هیئت حاکمه آن روز در قبال این مهره فرصت‌طلب ملاحظه کرد. مشخص است که چنین فردیکه حتی از تجاوز به خواهرزاده خود هم ابایی نداشت، با خیزش اسلامی ملت ایران علیه رژیم فاسد و خودکامه پهلوی مخالف باشد، چندان که طی گزارشی به ساواک در تاریخ 22/2/57 تاکید می‌کند:
«آیت‌الله خمینی در مصاحبه اخیر خود با نشریه لوموند فرانسه ضمن اشاره به مسائل مختلف ایران اظهار نموده که می‌بایست یک حکومت کاملاً اسلامی در ایران روی کار آمده و به صدر اسلام بازگشت نماید. در صورتی که چندین نفر از خبرگزاری‌ها و کسانی که نتوان به آنها مارک دولتی نسبت داد نامه‌ای به لوموند ارسال و موضوع را پیگیری نمایند این امر می‌تواند تا حدود زیادی نسبت به خنثی کردن اظهارات آیت‌الله خمینی موثر واقع گردد.»(19)
بدین ترتیب بود که حول و حوش پیروزی انقلاب اسلامی جوادعلامیر دولو مجبور شد از کشور بگریزد.(20) وی به پاریس پناه برد، جایی که شاپور بختیار هم آنجا گریخته بود. دولو البته همان‌گونه که اشاره رفت قبل از انقلاب با خبرگزاری فرانسه و روزنامه لوموند همکاری داشت و خود نیز در تداوم ارتباط با فرانسوی‌ها اقدام به انتشار ژورنال دو تهران از جانب مؤسسه اطلاعات کرده بود.(21) وی از طریق دیگری هم با فرانسه پیوند خورده بود چرا که به روایت ساواک، همسر وی فرانسوی و دختر رییس پلیس منطقه آلپ فرانسه بود.(22)
پس از پیروزی انقلاب زمانی که حکومت نوپای اسلامی خود را برای محاکمه امیرعباس هویدا آماده می‌کرد، جواد علامیر دولو تکاپوی وسیعی را برای آزادی او آغاز نمود و با تشکیل یک جمعیت به نام «هواداران هویدا» به جلب توجه افکار عمومی و جمع‌آوری امضا از رجال نامدار جهان در حمایت از هویدا پرداخت و آگهی‌های متعددی را در جراید مختلف جهان با همین هدف انتشار داد. اما دادگاه انقلاب اسلامی بی‌اعتنا به این گونه فعالیت‌های ساختگی امیرعباس هویدا محاکمه و به سبب خیانت به ملت ایران به اعدام محکوم ساخت.
به هر صورت در پاریس، تماس دولو با پایگاه جاسوسی آمریکا و عناصری چون بختیار برقرار شد و سردبیری مجله بختیار را به عهده گرفت. او مدتی سخنگوی نخست‌وزیر فراری بود. طبق برخی اسناد لانه جاسوسی، جواد علامیردولو را وکیلی لبنانی‌الاصل به نام محسن سلیم با نام رمز اس.دی.اسلیپری به سازمان سیا معرفی کرد و اطلاع داد که به همراهی علامیر دولو قصد دارند بین طرفداران سلیم در بیروت و گروه ابدعی دولو یک جریان صهیونیستی ضد فلسطینی و ضد انقلاب اسلامی برپا کنند. از نظر «سیا» وی به عنوان مظنون به همکاری با ساواک و سازمان‌های جاسوسی اسراییل، انگلیس و عربستان ارزیابی می‌شد (23) دولو در ادامه همان شیادی‌ها و در ملاقات با ماموران آمریکایی ادعا کرده بود که به خاطر مخالفت با شاه به زندان افتاده است، اما مامور آمریکایی در گزارش خود تصریح می‌کند که به زندان افتادن وی به خاطر تجاوز به یکی از بستگان نزدیکش بوده است. (24) وی در پاریس چند بار با مامور قرارگاه سیا در این شهر که ارنست.ان.تیمکن نام داشت، ملاقات کرد(25) و اطلاعاتی را درباره بختیار و گروه وی، برخی مسایل دولت موقت در ایران و احتمال جانشینی بنی‌صدر به جای بازرگان به طرف آمریکایی ارائه کرد.
علامیردولو همچنین از طریق جمع کردن افرادی چون تیمسار علی تریری (رییس ستاد نیروی زمینی در زمان دکتر مصدق که بعدها سفیر ایران در مادرید شد) و تیمسار جم (رییس ستاد بزرگ ارتشتاران در زمان محمدرضا پهلوی) درصدد طرح‌ریزی نظامی برای گروه موسوم به «اتحاد ملی» بود که توسط بختیار راه‌اندازی شد. (26)
در یکی از اسناد لانه جاسوسی آمریکا در مورد «گروه اتحاد ملی» و نقش جواد علامیردولو چنین آمده است:
«گروه هماهنگی مخالفین ایرانی که اسماً تحت رهبری نخست‌وزیر پیشین شاهپور بختیار قرار دارد و متشکل از اعضای جبهه ملی و جبهه دموکراتیک ملی، مجاهدین و فدائیان خلق ایران می‌باشد، نام «اتحاد ملی» را برای خود اختیار کرده است. آنها یک نشریه فارسی زبان هفتگی به نام «نامه» دارند... یکی از مدیران اصلی «نامه» جواد علامیر [دولو] روزنامه‌نگار و تولیدکننده تلویزیون سابق است...»(27)
طبق اسناد لانه جاسوسی گروه اتحاد ملی ارتباطاتی با سیدکاظم شریعتمداری و روحانی نمایانی چون مهدی روحانی و نیز برخی کارکنان رادیو تلویزیون داشت که هریک می‌کوشیدند در کار جمهوری اسلامی اخلال کنند. از سوی دیگر این گروهک به بازرگان چشم امید دوخته بود:
« در رابطه با آینده ایران، اتحاد ملی امیدوار است مهدی بازرگان نخست‌وزیر استعفا کند تا پس از یک مدت فاصله مناسب بتواند مخفیانه از ایران خارج شود تا کاندیدای اتحاد ملی برای نصب به عنوان... یک دولت موقت گردد و پس از خمینی، انتخابات را تدارک بیند.»(28)
روشن است که به تدریج بختیار و اعوان و انصار وی تدریجاً قدر و اعتبار خود را نزد آمریکایی‌ها از دست دادند و حوادث بعد از انقلاب اسلامی به گونه‌ای دیگر رقم خورد.