تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۹۸۷۲۰

حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه
قال رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله):
ان بین یدی الساعه فتن کانها قطع اللیل المظلم یصبح الرجل فیها مؤمنا و یمسی کافراً و یمسی مؤمناً و یصبح کافراً.

این روایت از نبی اکرم(صلی‌الله علیه و آله) نقل شده و یک خبری از آینده و دوران پیش از قیامت است. که می‌فرماید: در آخرالزمان فتنه‌هایی تحقق پیدا می‌کند که همچون تیرگی‌های شب رخ می‌دهند؛ به گونه‌ای که انسان‌هایی در صبح و آغاز روز مؤمن‌اند و شب کافر می‌شوند. یا برعکس، در شب مؤمن‌اند و صبح گرفتار کفر می‌شوند.
من نمی‌خواهم این روایت را یا زمان معاصر تطبیق بکنم؛ اما تحولات فکری و فرهنگی در دوران معاصر و کشور ما، مخصوصاً در جوامع اسلامی آن‌قدر وجود دارد که بعضی از نسل جوان را می‌بینیم که صبح مؤمن‌اند و شب گرفتار کفر و بی‌ایمانی و یا دست‌کم تردیداند. خُب، در این مجال بحثی را تحت عنوان «گزارشی تحلیل‌گونه از جریان‌های فکری و فرهنگی معاصر ایران» مطرح کنم، که اولاً، برای این که دایره‌ی بحث روشن بشود، یک مقدمه‌ی کوتاهی عرض بکنیم:
یکی این که بنده در این بحث با جریان‌ها و جناح‌های سیاسی کار ندارم. خود بحث جریان‌ها و جناح‌های سیاسی کشور، یک بحث قطعاً لازمی است و در جای خودش باید به آن پرداخت. من فقط با جریان‌های فکری و فرهنگی کار خواهم داشت. دوم این که، جریان‌هایی که در این بحث خواهیم گفت، اعم از جریان‌هایی که گستره‌ی وسیعی دارند یا در حد گرایش‌اند؛ ولی اگر به آنها توجه نکنیم، ممکن است در آینده تبدیل به یک جریان هم بشوند. سوم این که، با ایران معاصر هم کار داریم؛ یعنی عمدتاً من با توجه به این دو دهه‌ی اخیر می‌خواهم نگاه تاریخ‌گونه و تحلیلی نسبت به جریان‌های فکری و فرهنگی داشته باشم.
البته پیش از انقلاب، ما با جریان‌ها و گرایش‌های مختلف فکری و فرهنگی روبه‌رو بودیم و اکنون خیلی نامی از آنها نیست؛ مثلاً جریان مارکسیستی، الان خیلی در کشور ما مطرح نیست؛ البته جریان نئومارکسیستی مطرح است؛ ولی هنوز جریان نشده است و یک گرایش است؛ ولی مارکسیسم، نه خیلی مطرح است و نه گرایش آن چندان هست و نه جریانش. ما با آنها کاری نداریم. با جریان‌ها و گرایش‌های این دو دهه که الان بالفعل هستند، اعم از این که، پیش از انقلاب هم بوده‌اند یا نبوده‌اند.
ممکن است برخی از این جریان‌ها به دین تعهد داشته باشند و برخی هم نسبت به دین بی‌تعهد باشند. حالا اعم از این که دین‌ستیز باشند یا دین‌گریز. این جریان‌ها را تا آنجایی که بنده برخورد کرده‌ام، ده جریان و گرایش جدی الان در کشور ما فعال‌اند که عبارتند از:
1. جریان خرده فرهنگ‌ها؛ 2. جریان تصوف‌گرایی؛ 3. جریان فمنیستی؛ 4. جریان هایدگرها؛ 5. جریان تجددستیزی؛ 6. جریان تجددگرایی افراطی؛ 7. جریان سنت‌گرایی؛ 8. جریان بهائیت؛ 9. جریان عقل‌گرایی اسلامی؛ 10. جریان شیطان‌پرستی.
من سعی می‌کنم آن جریان‌هایی را بگویم که بیش‌تر احساس خطر می ‌کنیم. ما باید در اندیشه‌ی دینی با این مسائل برخورد جدی و فعالانه داشته باشیم.
جریان خرده فرهنگ‌ها
نخستین جریانی را که خدمت دوستان و سروران گرامی عرض می‌کنم، یک دسته از جریان‌های فرهنگی در کشوراند که با عنوان خرده فرهنگ‌ها مطرح است. مثل گروه رپ، متال یا هوی متال و راک، همه‌ی اینها گروه‌های فرهنگی‌اند. چندان جنبه‌ی فکری ندارند؛ اما پشتوانه‌ی فکری دارند و در آثاری که منتشر می‌کنند پشتوانه فکری هویداست. البته باز هر کدام از این گروه‌ها زیرمجموعه‌هایی دارند؛ مثلاً گروه رپ، یک زیر مجموعه‌ای به نام گروه هامر دارد، که به هر حال با گروه‌های زیرمجموعه‌های دیگر تفاوت دارند. یا مثلاً هوی متال‌ها زیرمجموعه‌هایی به نام باکره‌ی فلزی یا قاتل، گروه دختران و نیروانا دارند.
اصطلاحی بودایی است که معتقدند در اثر ریاضت به آن می‌رسند این گروه‌ها در کشورهایی مثل آمریکا به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل شده است و این‌ها شکل گرفته‌اند و سپس وارد جامعه‌ی اسلامی هم شده‌اند؛ مثلاً یک گروه از گروه‌های هوی متال است که اصطلاحشان این است؛ می‌گویند: "profer "We are sex ما پیامبران سکسیم و آزادی بی‌بندوباری جنسی را خیلی علنی و آشکارا ترویج و پیشنهاد می‌دهند. این گروه‌های فرهنگی در دهه‌های 1980 میلادی، در اعتراض با نژادپرستی و با شعار صلح و آزادی به عصیان وضع موجود آمریکا قیام کردند. یعنی خیلی از عمرشان نمی‌گذرد. اصلاً این جریان‌ها را خیلی از سیاهپوست‌های آمریکا ایجاد کردند برای اینکه با وضع موجود آمریکا موافق نبودند.
به علت نژادپرستی‌ای که آنجا حاکم بود، آمدند شعار صلح و آزادی را پیشنهاد دادند. مبارزه با نژادپرستی و تبعیض نژادی، این بحث‌ها را مطرح کردند تا این که بتوانند حق خودشان را از دولت وقت بگیرند. شیوه‌ی کاری‌شان هم راهپیمایی بود. از بعضی از آوازها و آهنگ‌ها نیز استفاده می‌کردند: اشعار خاصی را می‌سرودند. کم‌کم دولت آمریکا آمد و به این جریان‌های معترض یک جهتی داد؛ منحرفشان کرد و این‌ها را در فاز مسائل اخلاقی انداخت؛ یعنی گروه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به یک سری خرده فرهنگ‌های مبتذل تبدیل شدند، که اکثر اینها گرایش‌های هم‌جنس بازی دارند یا ترویج و تبلیغ نسبت به مسائل مبتذل اخلاقی می‌کنند. و خلاصه ماهیت و هویت آن جریان‌ها تغییر پیدا کرد و به یک سری جریان‌های ضداخلاقی تبدیل شد.
حالا بد نیست من بعضی از علایم اینها را هم خدمتتان بگویم. شاید دوستان بعضی از این جوانان را دیده باشند، که یک محاسن لنگری برای خودشان درست می‌کنند و محاسنشان را در واقع می‌تراشند و یک تکه خطی در محاسن خود به حالت مثلاً لنگر کشتی درست می‌کنند. این علامت هوی متال‌ها است. پیراهن و لباس‌های مخصوصی دارند: سایت دارند و جدی هم دارند فعالیت می‌کنند. حالا من نمی‌خواهم بگویم اینها در کشور ما یک جریان شایعی هستند؛ اما دست‌کم یک گرایش هستند، که جوانان اسلام را دارند جذب می‌کنند. وجه اشتراک همه‌ی این گروه‌ها برخورداری از ایدئولوژی نهلیستی است.
همه‌ی این گروه‌ها پوچ‌گرا هستند؛ یعنی می‌گویند: آقا! این بحث‌هایی که در باب مثلاً هدف آفرینش و کمال انسان و قرب به خدا هست، همه‌ی این‌ها را کنار بگذارید. هیچ هدفی در این عالم نیست و یک دنیای بی‌معنایی است، که ارزش زیستن هم ندارد؛ حتی این پیام را هم به فیلم در آورده‌اند.
در یک صحنه‌ای نشان می‌دهند، که مثلاً یک بچه‌ای در یک صحرا و بیابان برهوت به دنیا می‌آید: سپس این بچه بزرگ می‌شود؛ رشد می‌کند و به دنبال هدف و گمشده‌ای می‌گردد. هرچه می‌رود تا وقتی که محاسن و مثلاً موهای سرش سفید شده است، به هیچ چیزی نمی‌رسد. آخرش به یک دیواری می‌رسد که پشتش عدم و نیستی است؛ یعنی پوچ‌گرایی، خب، از برکات تسامح و تساهل در کشورمان این بوده است که دو سه سالی کتاب‌های این‌ها در نمایشگاه بین‌المللی کتاب به فروش می‌رسد. با مجوز وزارت ارشاد هم منتشر می‌شود!
من کتاب‌های زیادی از این‌ها را دیده‌ام؛ اشعار متالیکا که با همین اشعار خواننده‌هایشان موسیقی اجرا می‌کنند. بعضی از تصاویر خواننده‌هایشان را هم در آخر کتاب منتشر کرده‌اند، که اشعارشان با مضامین پوچ‌گرایی، نهلیستی و امثال اینها بسیار سازگار است و سراسر کتاب این را نشان می‌دهد؛ مثلاً در قسمتی از یکی این کتابها با عنوان "نابخشوده" آمده است: پریدن درون آتش "آن پایین در اعماق منزل آتشین من است. ناقوس فراخوانی به صدا در می‌آید و تو و تمام ساکنین زمین را وسوسه می‌کند تا به گناهی که ما انجام می‌دهیم بپیوندید. کاری است که باید انجام شود.
تا بعد که می‌گوید: سپس بیا و به درون آتش بپر. یک تاریکی، یک ظلمت، دنیای آتشین، دنیای بی‌معنا، با جهنم در چشمانم و مرگ در رگ‌هایم، پایان راه نزدیک است. پیام این کتاب‌ها این است که با تیراژهای متعدد منتشر می‌شود، که به هر حال، ایدئولوژی پوچ‌گرایی، نهلیستی، بی‌معنایی، بی‌هدفی، همان دردهایی که امثال صادق هدایت مبتلا بودند در این آثار آشکارند.
اگزیستانس‌های الحادی، مثل "آلبرکامو"، "نیچه و کافکا" و اینها همه پوچ‌گرا شدند و آخرش هم خودکشی کردند، یا مثل نیچه دیوانه شدند. یک کسی مثل صادق هدایت که متاثر از "آلبرکامو" و "کافکا" است، پوچ‌گرا می‌شود، که در نهایت خودکشی کرد. به تعبیر آقای مطهری، صادق هدایت یک آدم مثلاً فقیر و بیچاره‌ای نبود؛ ثروت داشت و از دنیا هم چیز همه داشت؛ اما می‌گفت: زندگی به زحمتش نمی‌ارزد. که آثار ایشان هم در سراسر کشور مرتب توزیع می‌شود.
دومین وجه اشتراک این گروه‌ها، انحرافات جنسی و اخلاقی است. همه‌ی آنان آلوده‌اند. عمدتاً هم، هم‌جنس‌بازاند. این افرادی که موسیقی‌های متال، راک را ترویج می‌کنند در آلودگی‌های اخلاقی غوطه‌ورند. سومین ویژگی و وجه اشتراک این‌ها دین‌ستیزی است. دین‌گریز نیستند؛ نه این که بگویند، ما کاری به دین نداریم؛ این‌ها دین‌ستیزاند؛ یعنی قدم به قدم با دین مبارزه می‌کنند؛ مثلاً در بعضی از موسیقی‌هایی که از فیلم‌هایشان گرفته شده است، وقتی دارند این اشعار را با آن احساسات و عواطف خاصی که دارند، می‌خوانند، انجیل را دستشان می‌گیرند، برگه‌های انجیل را پاره می‌کنند و پرت می‌کنند؛ یعنی ما ضددین هستیم. و در بعضی از جوامع اسلامی همین کار را روی قرآن انجام دادند؛ چون پوچ‌گرا هستند.
مهم‌ترین مانع پوچ‌گرایی از نظر خرده فرهنگ‌ها دین است؛ پس باید با دین مبارزه کنند.
این نوشتار تلخیص مبحثی است از حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر خسروپناه که در جمع طلاب حوزه علمیه قم و در نشست کانون گفتمان دینی ایراد گردیده است.