تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۹۸۷۳۶
محمدرضا باقرزاده* مقدمه: در تاریخ بسیاری از انقلابها دیده می‌شود که انقلابیون و مصلحین گامهای اولیه را با موفقیت برمی‌دارند و رژیم سیاسی ظالم حاکم را برانداخته و وضع موجود را که موافق خواست آنها نیست برهم می‌زنند ولی در تحقق اهداف انقلاب و بنای جامعه مطلوب ناکام می‌مانند نمونه‌اش انقلاب مشروطیت است که حرکتی وسیع و مردمی بود و خونهای زیادی در راهش نثار شد اما با گذشت کمتر از چهارده سال از فرمان مشروطیت شاهد کودتای 1299 و پایه‌گذاری دیکتاتوری رضاخانی و روی کارآمدن غربزده‌ها می‌باشیم. در ناکامی آن انقلاب دو عامل درونی و بیرونی نقش داشت. چه باید کرد که آن سرنوشت برای انقلاب اسلامی نوشته نشود؟ پیش از پرداختن به اصل موضوع تذکر این مطلب نیز لازم است آفات انقلاب را میتوان به دو دسته کلی: طبیعی و انسانی تقسیم نمود. آفات طبیعی که دست بشر یا اصلاً در آنها دخالتی ندارد و یا دخالت تام ندارد مثل: افزایش بی‌رویه جمعیت، توزیع نامناسب جمعیت مهاجر بی‌رویه بی‌سوادی حوادث طبیعی همچون سیل، زلزله، خشکسالی و... موضوع این بحث را تشکیل نمی‌دهد. بلکه مراد ما از آسیب‌ها در این بحث آفتهای انسانی است که دست بشر در پیدایش آنها نقش دارد.

آسیب‌های درونی
تحریف‌ ارزشها
حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود فراموش کردن اهداف فرهنگ قیام ملت و مکتب الهی اسلام، به انزوا کشاندن روحانیت، غرب‌زدگی و شرق‌زدگی و سلطه بیگانگان بر مقدرات مراکز تعلیم و تربیت را از آفات فرهنگی انقلاب معرفی می‌نماید.
نفوذ اندیشه‌های بیگانه که ممکن است از طریق دشمنان یا دوستانی که مجذوب آرای دیگران شده‌اند، صورت پذیرد از جمله راههایی است که نقش زیادی در تحریف ارزشها ایفا می‌کند. بنابراین در مسأله ورود و نفوذ اندیشه‌های بیگانه باید به زمینه‌های داخلی آن نیز توجه کرد که یکی از علل رواج مانوی‌گری و مزدک‌گرایی، عدم اجرای عدالت از جانب حکومت‌ها بود.
تجددگرایی افراطی
در مقابل تمسک به اسلام ناب، تجددگرایی افراطی ـ یا التقاط ـ و زهدگرایی منفی قرار دارد. تجددگرایی افراطی تلقیق اسلام با اندیشه‌های غیراسلامی برای زیبا جلوه دادن آن می‌باشد. آنچه که مراحل پدیداری انقلاب و سپس گذار را بشدت از خود متأثر ساخته است، موضوع مدرنیته است. مدرنیته و مراحل متنزل آن یعنی مدرنیسم و مدرنیزاسیون به طرز اجتناب‌ناپذیری در بستر تحولات و مؤلفه‌های انقلاب و حیات دینی حضور دارند. در اینجا مدرنیسم، اشاره به خصلت شمولیت مدرنیته دارد و مدرنیزاسیون به پذیرشهای متجددانه یا روزآمدانه مدرنیته تأکید دارد. این پذیرش عمدتاً در مظاهر و مصنوعات خود را جلوه‌گر می‌سازد و کمتر از عناصر مرکزی و اصلی چون عقلانیت، خودیت، و... همچون ارکان کلیدی مدرنیته بهره‌مند هستند .به هر حال، منظور توجه دادن به حضور اجتناب‌ناپذیر فضای برخاسته از مدرنیته در جوامع دینی، همانند جامعه ماست. این حضور در مراحل مختلف انقلاب محسوس است. اما حضور و نمایش مدرنیته با شبه‌مدرنیته، در مرحله انقلاب کمتر چشمگیر است. در مراحل گذار و متعارف است که این مدرنیته یا شبه‌مدرنیته، عیان می‌گردد. و انقلابیون نمی‌توانند نسبت به تبعات مدرنیته غفلت نمایند. بی‌توجهی در این مقوله، یعنی ناخواسته به نارسایی تفسیر انقلاب از مسایل نوپدیدار متجر خواهد شد. و آنگاه که انقلاب خصیصه دینی داشته باشد به معنای نارسایی آن دین قلمداد خواهد شد.
رواج سکولاریسم
برای انقلابی که براساس یگانه‌انگاری دین و سیاست پا گرفته و جوهره آن را برآمدن سیاست از دین تشکیل می‌دهد ترویج اندیشه سکولاریسم سم مهلکی است که بر پایه‌های آن آسیب جدی و جبران‌ناپذیر وارد می‌سازد.
اگر حکومت دینی حکومتی است که از صدر تا ذیل آن براساس دین تعریف می‌شود بهترین راه مقابله با آن ارایه تفسیری از دین است که سیاست و اداره جامعه را در دست هر کس برتابد و دخالت دین در سازوکارهای حکومت و جامعه را نیز نپذیرد، دین را امری فردی و آن جهانی بداند و جامعه را از قلمرو الزامات دینی خارج سازد. 
بوروکراسی مفرط و فساد اداری و اجتماعی
حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: همانا فلسفه نابودی رژیم‌های پیشین این بود که حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خریدند، و راه باطلشان بردند و آنان پیرو آن گشتند.(1)
 دنیاطلبی و اشتغال به زینت‌های دنیوی بالاخص بین نیروهای انقلابی
اگر زندگی تجملی و روحیه تکاثرطلبی در میان عناصر انقلابی فزونی گیرد و نیروهای انقلابی روحیه خود را از دست دهند، داعیه دفاع از انقلاب و ارزشها تضعیف می‌شود.
ابن‌خلدون نیز در بحث فراز و فرود تمدن‌ها به دوران‌های زیر اشاره می‌کند: دوران ظفر، دوران قدرت، دوره تجمل و فراغت، دوره خرسندی و بالاخره دوره اسراف و تبذیر و در مورد انقلاب اسلامی ایران ایران هرچند وضعیت متفاوت است، ولی هنوز تمامی آرمان‌های داخلی و خارجی انقلاب جامه عمل به خود نپوشیده است. تلاش در جهت تقویت و اجرای این آرمانها از طریق افزایش آگاهی‌های عمومی و بسیج امکانات، به افزایش اقتدار و استحکام داخلی و نفوذ بین‌المللی انقلاب می‌انجامد.
 تفرقه و اختلاف
امام علی علیه‌السلام راز تداوم انقلاب را دوری از تفرقه و تحکیم ارکان مودت و محبت و ترغیب و توصیه نسبت به آن معرفی می‌نماید. مهم‌ترین عامل تهدیدکننده بالندگی یک ملت از دیدگاه آن حضرت عبارت است از: کاشتن بذر نفاق و کینه در سینه، پشت کردن به یکدیگر، ترک یاری هم‌نوعان و تبدیل الفت و محبت به پراکندگی و تفرقه.(2)
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز پیوسته بر دوری از تفرقه و لزوم وحدت برای تداوم انقلاب تأکید داشتند.
از دیدگاه ابن‌خلدون نیز عصبیت مهم‌ترین عامل اعتلای یک ملت و تمدن محسوب می‌شود. عصبیت به مثابه رشته مشترکی، خانواده ملت را به هم پیوند می‌دهد.
اصولاً وجود اختلاف سلیقه و عقیده امری طبیعی و انکارناپذیر است و همه افراد بشر با توجه به نوع آموزش، تربیتها، محیط زندگی خانوادگی و اجتماعی، روابط عاطفی و انسانی و برداشتهای خود از مسایل و پدیده‌ها دارای دیدگاهها و نظرات خاص خود می‌باشند که لزوماً با دیدگاههای دیگران یکسان نیست.
تجمع گروهها و دستجات فکری زمانی ایجاد می‌شود که در رابطه با یک سری برداشتها و نقطه نظرات اصولی توافقهای کلی و عمومی وجود داشته و هدف مشترکی دنبال می‌شود.
 غفلت از پرورش نیروی انسانی برای ادامه انقلاب
انقلاب به مثابه موجودی زنده است که برای دوام خود نیاز به تغذیه دارد. ساختن نیروهای انقلابی و مؤمن از نسل‌های جدید، از مهم‌ترین عوامل تداوم انقلاب محسوب می‌شود. غفلت از انتقال آموزه‌های انقلاب به نسلهای دوم به بعد انقلاب خطر گسست فرهنگی بی‌نسلی را به همراه خواهد داشت وصول به این مقصود چندان راحت نیست که مسؤولان فرهنگی در وضعیت کنونی انقلاب پنداشته‌اند و عمل می‌کنند. به نظر می‌رسد هشدارهای رهبری انقلاب و ارشادات ایشان چندان از سوی برخی مسؤولان فرهنگی جدی گرفته نمی‌شود وگرنه وضعیت فرهنگی جوانان ما باید بهتر از این می‌بود.
 اعتدال‌گریزی و بی‌عدالتی اقتصادی
اهمیت مسایل اقتصادی در حدی بود که قانون اساسی یک فصل را (فصل چهارم) اختصاص به مسایل اقتصادی داده است. در مقدمه قانون اساسی نیز آمده است: «در تحکیم بنیادهای اقتصادی، اصل، رفع نیازهای انسانی در جریان رشد و تکامل است نه همچون دیگر نظام‌های اقتصادی تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی، زیرا که در مکاتب مادی اقتصاد خود هدف است و بدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد و تباهی می‌شود ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارآیی بهتر در راه وصول به هدف نمی‌توان داشت.» با این دیدگاه برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت‌های متفاوت انسانی است و بدین جهت تأمین امکانات مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی او برعهده حکومت اسلامی است.(3)
 فراموش کردن محرومان
شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی تصریح کرده است: من تأکید می‌کنم اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود، مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید و این خطر هست که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد… انقلاب ما، آن‌ هنگام انقلابی واقعی خواهد بود که خانواده‌ای حاضر نشود ایام عید برای فرزندان خود لباس نو تهیه کند مگر آنکه مطمئن شده باشد خانواده‌های فقرا، دارای لباس نو هستند. باید در میان ما، گفته پیامبر مصداق عینی پیدا کند که فرمود: مثل مؤمنین در محبت‌های متقابل، مانند پدری است که اگر یک عضو آن بدرد آید، عضوهای دیگر آرام نمی‌گیرند و با التهاب و درد، عکس‌العمل نشان می‌دهند. جامعه ما آن‌وقت یک جامعه اسلامی خواهد شد، که درد هر فرد تنها درد خودش نباشد، بلکه درد همه مسلمانها باشد. علی‌(ع) نمونه چنین مسلمانی است.
روحیه انقلابی و اخلاق اسلامی، این‌ گونه است و انقلاب ما، آن ‌وقت به ثمر خواهد رسید که خود را برای چنین ایثارهایی آماده کنیم و با شوق به آن تن دهیم.(4)