محسن مهدیان
ورود به سازمان تجارت جهانی برای عدهای مدینه آمال است. شیفتگان تجارت آزاد آنچنان بر طبل توسعه میکوبند که انگار بجز آنان کسی خیال ترقی و پیشرفت در سر ندارد و مخالفان سازمان آمریکایی ترقی و WTO سر تا پا عقبمانده و متحجرند.
«موافقان ایدئولوژیک» سازمان تجارت جهانی چندی پیش موفق شدند در «بده و بستان» آمریکا و اتحادیه اروپا، به خیال خود سهمی ببرند و در دهکده بازار و تجارت پای گذارند.
مخالفان این «نئولیبرالهای وطنی» هرچه بر سر و صورت خود میزنند که «غولهای قدرت و سرمایه» اقتصاد ما را هضم میکنند و بر فرهنگمان چنگ میزنند گوشی را شنوا نیست.
تنها ادعای «کلاسیک خواندههای اقتصاد» رقابتی شدن تولید ایران در مواجهه با اقتصاد جهانی است.
گو اینکه اقتصاد درمانده ملی دفعتاً با ترس از رقبای جهانی، قدرت و شوکت مییابد.
نگاه صرف به رهنمونهای «بازار» چیزی بیش از این نشان نمیدهد، اما توجهی هر چند گذرا به شاخصهای اقتصاد کلان در ایران بازگوی خطای روش شناختی دوستداران تجارت جهانی است.
بر مبنایی تز تجارت آزاد ما بایستی قدرت رقابت با کشورهای صنعتی را داشته باشیم، با این شناخت دو مساله اساسی وجود دارد، اولاً اینکه واردات ما چیست و نیاز ما به این واردات به چه میزان است و آیا ممانعت از ورود کالا در کوتاه مدت یا میان مدت ممکن است یا خیر؟
از سوی دیگر مساله صادرات، مطرح است. سوال جدی این است که سبد صادرات ما شامل چه کالاهایی است. طبیعی است آنچه ما را در تجارت جهانی صاحب جایگاه میکند، تولید کالاهای رقابتپذیر است و نفت و انرژی در این سبد جایی نخواهند داشت. با این توضیح ترکیب صادرات غیرنفتی ما به چه شکل است و آیا میتوان مقدار صادرات موجود را در صورت الحاق به تجارت جهانی سامان بخشید؟
نگاهی به وضعیت ورود و خروج کالا در واپسین گزارش گمرک ایران میتواند این پوششها را پاسخ دهد. مدتی پیش روابط عمومی گمرک وضعیت صادرات و واردات کالا را طی هفت ماهه اول امسال بدین صورت گزارش داد: میزان صادرات کشور 11 میلیون و 793 هزار تن کالای غیرنفتی به ارزش 4 میلیارد و 883 میلیون دلار است که نسبت به سال گذشته 6/21 درصد از حیث ارزش رشد داشته است.
در همین مدت واردات انواع کالاهای مورد نیاز کشور به 21 میلیارد و 763 میلیون دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 7/12 درصد رشد داشته است.
پاسخ سوال ما در نوع کالاهایی است که به کشور وارد یا خارج شده است. عمده کالاهای وارداتی به کشور شامل آهنآلات، لوازم صنعتی، مواد اولیه پلاستیک، مواد شیمیایی، ماشین آلات راهسازی و کشاورزی، روغن خوراکی و غیره است. ترکیب این کالاها نشان میدهد که حجم بالایی از کالاهای وارداتی به کشور ما شامل مواد اولیه صنعتی و تولیدی است که اقتصاد داخلی به شدت به آن نیازمند است.
معنای این حرف، عدم انعطافپذیری در ممانعت از ورود این قبیل کالاها به داخل است.
از سویی سبد کالاهای صادراتی نیز بدین شرح است:
پسته، مغز پسته و فرش دستباف که نزدیک به یک هشتم حجم ارزش صادرات را تشکیل میدهد، آهنآلات و فولاد و مواد اولیه صنعتی نیز نزدیک به 50 درصد صادرات ما را شامل میشود.
به این ترتیب در صورت ورود به سازمان تجارت اولاً افزایش کالاهایی مثل پسته و خشکبار، مواد غذایی در کوتاهمدت و میانمدت ممکن نیست و ثانیاً صادرات مواد اولیه صنعتی، بدون ایجاد ارزش افزوده نمیتواند رشد چندانی داشته باشد، چرا که تولید مواد اولیه با کیفیت ثابتی است که رقابتی شدن تاثیری در آن نخواهد داشت بنابراین معلوم نیست ورود به بازار جهانی کدام بخش اقتصاد را رشد خواهد داد.
در حال حاضر کسری تراز تجاری غیرنفتی در کشور برابر با 17 میلیارد دلار است و اگر دلار را معادل 900 تومان در نظر بگیریم، یعنی برای 000/000/000/300/15 تومان کالا و خدماتی که در داخل به مصرف میرسد هیچ شغلی ایجاد نمیشود، از سویی مقدار 17 میلیارد دلار از آنچه که در کشور مصرف میشود، در داخل تولید نمیشود. معنای حرف این است که با تولید نامرغوب بوده یا اصلاً تولیدی نداشتیم.
با این حساب رقابت در بازارهای جهانی چه ارمغانی میتواند داشته باشد.
در شرایطی که جایگاه ما در رقابتپذیری اقتصاد پس از 102 کشور دنیا است و ما از موزامبیک و بنگلادش و چاد و آنگولا نیز کمتر رقابتپذیر هستیم، با چه امتیازی میخواهیم به جنگ با «وحشیان بازار جهانی» برویم.
گفته میشود که باید بخش خصوصی و صنعتی در ایران فعال شود تا بتواند قدرت «رقابت جهانی» پیدا کند. سوال ما این است که این بخش خصوصی کجاست و چه ترکیبی دارد، ملاحظات و علقههای این بخش ناآشنا و محبوب اقتصاد ما چیست که خیال داریم با علم ساختن او قدرت بیابیم.
آمار جالب و خواندنی وجود دارد که میتواند تا حدی علقهها و عملکرد این بخش را روشن سازد.
وزیر اسبق بازرگانی در آغاز سال 84 خبر داد که از صندوق ذخیره ارزی در سال 83 حدود 8 میلیارد دلار در بخش صادرات سرمایهگذاری شده است، این در حالی است که کل صادرات غیرنفتی ایران در آن سال حدود 78 میلیارد دلار بوده است یعنی دولت برای هر دلار صادرات، یک دلار و 15 سنت هزینه کرده است که این دیگر از شاهکارهای اقتصاد ما است.
با این حساب حال خیال داریم بازار تجارت جهانی چه گلی به سر ما بزند، بازاری که یک طرف آن خورههای پول و سرمایه و صاحبان نفوذ و تبلیغات نشستهاند و طرف دیگر آن سامانهای نوپا و صادق.
با این همه «کلاسیک خواندههای اقتصاد، و «نئولیبرالهای وطنی»، غرق در بافتههای «اقتصاد آزاد» هستند و چشم امید به دست نامرئی بازار دارند و دیگر هیچ نمیبینند.