محمود فرشیدی
تامل در ادبیات یک سروده یا نوشته، خواننده را به دنیای درون صاحب اثر هدایت میکند و پرده از عمق احساسات شاعر، نویسنده و گوینده برمیدارد. چنانکه با تامل در ادبیات نهجالبلاغه، میتوان قطرهای از دریای عواطف مولا علی(ع) را به یتیمان و محرومان چشید یا با عمق نفرت آن بزرگوار از مستکبران و ستمگران آشنا شد.
امام خمینی(ره) که طبعی لطیف در وادی عرفان داشت، در برابر محرومان و مستمندان و ملت نیز با به کارگیری واژگانی همچون «ولینعمت» میکوشید عشق خویش را به آنان بیان کند اما آنگاه که به مقوله آمریکا یا اسرائیل یا دیگر ستمگران میرسید، کلامش رنگ حماسه به خود میگرفت و با واژههایی کوبنده و تحقیرآمیز ارتباط با شیطان بزرگ را به ارتباط گرگ و میش تشبیه میکرد و همانند سرداری از جان گذشته که در میدان نبرد رودرروی دشمن ایستاده است، خروش سر میداد که: «آمریکای جهانخوار باید بداند که ملت عزیز و خمینی تا نابودی کامل منافعش او را راحت نخواهد گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدایی خود ادامه خواهد داد».(1)
اینچنین بود که ادبیات حماسی امام «در برابر نظام استکبار جهانی رایج و صادر شد و مردم ما زبان گفتگو با متجاوز و ستمگر و خصوصاً آمریکا را آموختند و شهار مرگ بر آمریکای ملت، با مهر تایید امام جاودانه شد آنگاه که فرمود همین شعار مرگ، برای آنها مرگ میآورد».
با این مقدمه، مروری داریم بر بیانیه اخیر سازمان مجاهدین انقلاب هرچند بخشهایی از بیانیه را بویژه بخشهایی را که سازمان استراتژی آمریکا در تغییر از درون نظام را میپذیرد و تلویحاً آن را نامطلوب میداند را باید به فال نیک گرفت. اما بحث ما در این مختصر عمدتاً معطوف به نوع ادبیات و کلیت بیانیه است تا عشق و نفرت این سازمان را در ترازوی واژهها و کلمات اندازهگیری کنیم.
در ابتدای بیانیه اشاره شده که «تاریخ روابط آمریکا طی سالهای پس از انقلاب، فراز و نشیبهای فراوانی را شاهد بوده است، از توسل به زور و رویارویی نظامی و محاصره اقتصادی تا تحرکات سیاسی تبلیغاتی خصمانه و تا مبادله پیامها و تلاش برای تنشزدایی و کاهش مخاصمات».(2)
نکات قابل تامل در این گزیده عبارتند از:
1- ارتباط همواره وجود داشته اگرچه شدت و ضعف پیدا میکرده است.
2- به مرور زمان این ارتباط از رویارویی نظامی به مبادله پیام بهبود یافته است.
3- از فاعل خصومتها (آمریکا) نامی به میان نیامده است که خود متضمن نوعی لطافت ادبی است، چنانکه قرآن برای ابلاغ تکلیف دشوار «روزه» از لطافت ادبی بهره میگیرد و میفرماید: «روزه بر شما واجب شد». بیآنکه تصریح کند چه کسی واجب کرده است.
نکته دیگر مخاطب بیانیه است، وقتی بیانیهای خطاب به ملت ایران و مسئولان جمهوری اسلامی صادر میشود، به طور پنهان این پیام را القاء میکند که علت اصلی نابسامانیهای موجود در ارتباط با آمریکا، ملت و مسئولان ایران هستند، بخصوص زمانی که نقطه عکس آن تصریح نشده باشد. البته در قسمتی دیگر از بیانیه این اتهام، صریحتر ابراز شده است و «شرایط داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران» را «علت موضعگیریهای خشن یا حقوقمدار آمریکا»(3) دانسته است.
در ادامه، بیانیه تلاش دارد با به کارگیری واژههایی چون:
سیاستهای خردمندانه، مواضع خردمندانه، استراتژی بازدارندگی، از بین بردن زمینه هرگونه بهانهجویی آمریکا علیه ایران، تاکید بر شعار ائتلاف صلح در برابر ائتلاف جنگ، نظام مدعی عقلانیت و مدنیت ایران، درک صحیح و عمیق از مناسبات جهان امروز، اعتراض بر بیانیه سپاه، ضمن تاکید ضمنی بر علتالعلل بودن ایران، تلاش دارد با ظرافت ضرورت هرگونه آمادگی نظامی در برابر آمریکا را نفی کند.
در قسمت پایانی بیانیه، فهرستی از مشکلات داخلی، اعم از سیاسی، اقتصادی و معیشتی تنظیم شده است که سازمان معتقد است با رفع این مشکلات، راهبرد جدید سیاسی آمریکا در برابر ایران بینتیجه خواهد ماند. نکته ادبی قابل توجه در این مورد، تغییر لحن بیانیه است. در بخشهای گذشته که موضوع بحث، ارتباط با آمریکا بود، بیانیه لحنی آرام و نرم داشت و میکوشید با تکرار واژههایی همچون «خردمندانه، عاقلانه، مدبرانه، سیاستهای متناسب با تحولات جدید، تنشزدایی، کاستن از دیوار بیاعتمادی و...» ملت ایران را به آرامش در برابر آمریکا دعوت کند، اما زمانی که روی سخن بیانیه متوجه ملت و مسئولان ایران میشود، لحن خشن و شماتتآمیز پیدا میکند:
- متاسفانه فرصت مغتنم (آمادگی آمریکا برای گفتگو) با برخوردهای غیرمنطقی و رفتارها و تصمیمات مغایر با منافع ملی از دست رفت. (4)
- «تضمین آزادیهای مشروع و قانونی، رفع تضییقات غیرقانونی و پایان دادن به توقف گسترده مطبوعات(5) محاکمه و بازداشت و حبس نویسندگان و روزنامهنگاران و فعالان سیاسی، محترم دانستن حق مشارکت و نظارت نهادینه و آگاهانه عمومی در امور خویش» (6)، گزیدهای از دادخواست پایانی بیانیه سازمان علیه قوه قضاییه است.
شگفت آنکه رییسجمهور آمریکا نیز در بیانیه خویش به دولت ایران دستور داده است «به خواسته مردم ایران درباره آزادی گوش بدهد» و از زندانی شدن «دانشجویان، روزنامهنگاران و نمایندگان مجلس ابراز نگرانی کرده است».
اگر صادرکنندگان بیانیه، روش ملت ایران را در اعتراض به مداخله آمریکا در امور خویش نمیپسندند و از حضور در تظاهرات خیابانی و سر دادن فریاد مرگ بر آمریکا، پرهیز دارند، کاش لااقل به روش پیشنهادی خود از استقلال ملت ایران دفاع میکردند(7) و برای مقابله با پیام بوش، ملت آمریکا را مخاطب خود قرار میدادند و شرحی از جنایات دولت بوش در آمریکا، افغانستان، فلسطین و دیگر کشورها را فهرست میکردند و برای مردم آمریکا توضیح میدادند که دولت بوش به جای آنکه فرزندان مردم آمریکا را در سرزمینهای دوردست به کشتن بدهد، شایسته است از آنان در راه رفع بحران عظیم اقتصای آمریکا بهره بگیرد، کاش صدای اعتراض آزادیخواهان آمریکا را به گوش مردم آمریکا میرسانیدند، کاش به مطلقالعنان بودن رییسجمهور و پاسخگو نبودن مشاوران (وزرا) او در مقابل کنگره و سنا، اشاره میکردند و از آن به عنوان نقطهضعف دمکراسی آمریکا نام میبردند.