تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۹۹۳۲۰
عباس محمدی اصل مقدمه: مشارکت در انتخابات سیاسی، نوعی کنش اجتماعی است که به قوام و بقای نظام اجتماعی یاری می‌رساند و بدین ترتیب این کنش اجتماعی با ابعاد ذهنی و عینی خود پرده از هویت سیاسی کنشگران برمی‌گیرد و زوایایی پنهان از تعاملات فرهنگی و پویش‌های ساختی نظام اجتماعی را عیان می‌سازد. به این لحاظ مطالعه کنش اجتماعی انتخابات سیاسی برپایه تفهیم منویات کنشگران و تفسیر آنها در سطوح خرد و میان و کلان نظام اجتماعی می‌تواند در راستای تثبیت، اصلاح یا تغییر روال سپهر حیات جمعی به کار آید. بر این سیاق تحلیل کنش اجتماعی انتخاباتی در ابعاد اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و در سطوح خرد و میانه و کلان؛ به شناسایی ثبات و مشروعیت و نظام‌های سیاسی و تطور آرا و منظومه‌های سیاسی می‌انجامد و نشان می‌دهد چگونه دیالکتیک مناسبات سطوح اجتماعی در قالب فرایندهای جامعه‌پذیری سیاسی نهادین، فرد را به مشارکت فراخوانده یا او را از مشارکت باز می‌دارد.

جامعه‌پذیری سیاسی نهادین
اگر بپذیریم که از یک سو "نهاد مبین هرگونه اعتقاد، ارزش، مفهوم، سازمان یا پدیده‌ای است که طی شرایط و فرایندهای تاریخی با مجموعه‌ی اهداف، کنش‌ها و کارکردهایی معین مشخص شده" (Nelson,j.L.and Besay,F.P;1970:28) و از طرفی "جامعه‌پذیری سیاسی فرایندی است که طی آن انسان‌ها با نظام سیاسی در قالب نظام اجتماعی آشنا گردیده و به واسطه آن واکنش خویش را در برابر پدیده‌های سیاسی تعیین می‌کنند (Rush,M.and Althoff,p.;1971:13) در این صورت می‌توانیم بگوییم جامعه‌پذیری سیاسی نهادین به مانند زیرمجموعه جامعه‌پذیری آدمیان در هر نظام اجتماعی است که شرایط تکوین شخصیت و تربیت سیاسی اعضای جامعه را فراهم می‌آورد و کنش‌های سیاسی او را نظیر مشارکت سیاسی تعیین می‌کند. از همین رهگذر است که می‌توان مشارکت سیاسی را مثلا برای ارزیابی میزان قوت و ثبات و مشروعیت نظام سیاسی و عوامل مقوم یا تضعیف‌کننده‌ی آن به کار گرفت و در این پرتو به عنوان نمونه به کنش همچون رفتاری انتخاباتی عطف توجه کرد.
بنابراین در فرایند جامعه‌پذیری سیاسی نهادین است که اعضای جامعه با نظام سیاسی آشنا شده و عکس‌العمل خود در برابر پدیده‌های سیاسی را شکل می‌دهند. یکی از این عکس‌العمل‌ها که در قالب درجات مشارکت آحاد جامعه در نظام سیاسی جلوه می‌کند، خود ضامن بقای سیاسی نیز می‌شود و از همین رو نظام سیاسی می‌کوشد به اتکای تداوم تبلیغات جامعه‌پذیرانه و انتقال هنجارها و ارزش‌های موردنظر خویش، قوام و بقای کارکردیش را استمرار بخشد. چنین کارکردهای سیاسی نیز البته می‌تواند مشتمل بر "انجام وظیفه دولت (Garner,j.w.1932:90)"، فعالیت در جهت ساماندهی نظام اجتماعی (Crick,B.;1966:683)" و یا "کوشش برای نفوذ و کسب قدرت (Weber,M.:1984:76)" باشد. در واقع تمایل به اعمال قدرت سیاسی حتی علیرغم مقاومت دیگران نشانگر این نکته است که سیاست حاوی رابطه‌ای خاص میان افراد و گروه‌های انسانی است که قطع نظر از هدف نهایی؛ درجه‌ای از قدرت و زور و سلطه را با اهدافی غیر شخصی و به استظهار نام جامعه مرعی می‌دارد و بر این سیاق، نظام اجتماعی را در تحقق اهدافش قوی دست می‌سازد. بر این پایه منویات سیاسی که عمدتا توسط دولت به مثابه مشخص‌ترین نظام سیاسی حاکم دنبال می‌شود؛ از طریق فرایند جامعه‌پذیری سیاسی به درون شریان‌های نظام شخصیتی اعضای جامعه تزریق گردیده و از این حیث تداوم اراده‌ی خویش را به شکلی شرطی و نهایی ترسیم می‌کند؛ چرا که "در فرایند جامعه‌پذیری سیاسی، این گرایش‌ها و ارزش‌های سیاسی است که در افراد نهادینه می‌گردد و آنان بر همان اساس به ایفای کنش سیاسی می‌پردازند. (Almond,et al.;1966:26) به دیگر سخن فرایند جامعه‌پذیری سیاسی نهادین باعث تحقق سازمانی قوانین نظام سیاسی حاکم در قالب نهادهای اجتماعی می‌گردد و در آن اقتدار حاکمیت سیاسی در راستای تبلور ارزش‌های سیاسی در جامعه جریان می‌یابد. در این جا لازم به ذکر است که تحقق بهینه انتقال ارزش‌ها از ناحیه فرایند جامعه‌پذیری سیاسی، محتاج سازماندهی نهادهای اجتماعی بر پایه اهداف و هنجارهای حاکم است. به علاوه این سازماندهی بدون هماهنگی نهادهای اجتماعی در راه تربیت سیاسی نامتعارض با نظام سیاسی به جوی نمی‌ارزد. تنها در وضعیت اخیر است که مشارکت سیاسی مقوم نظام اجتماعی نضج می‌گیرد و حتی مبارزه با رژیم تغییر چهره می‌دهد.
انتخابات سیاسی
بر این منوال انتخابات نوعی کنش است که همواره به تعریف و تعیین میزان مشارکت سیاسی در عرصه نظام اجتماعی می‌پردازد. به دیگر سخن انتخابات از یک سو ضمن بیان خصوصیات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی رای‌دهندگان و رای‌آوران و رای‌خواهان سیاسی؛ سیاق گزینش نامزدهای انتخاباتی را معرفی می‌کند و با تاکید بر شرایط تعاملاتی تلاقی آرمان‌ها و انتظارات فردی و ساختی سیاسی از طرف دیگر به کار تحلیل فرایند تربیت سیاسی، چگونگی ایفای نقش‌های سیاسی و موضع‌گیری رای‌دهندگان نسبت به نظام حاکم سیاسی می‌آید. به این ترتیب انتخابات یکی از طرق تبلور افکار عمومی است که با خصائصی چون جهت (Direction)، شدت(Intensity) برجستگی (Salience) و وفاق (Consistency) به عنوان "یکی از سطوح اولیه مشارکت سیاسی مطرح می‌شود (Rush,M.;1992:115). "در این جا مراد از جهت انتخابات همان سمت و سوی ارایه عقیده‌ای خاص است و منظور از شدت انتخابات، میزان قوت دفاع از عقیده مزبور می‌باشد. همچنین برجستگی انتخابات که خود نشانگر شدت است، بین چیستی و اهمیت عقیده‌ای است که قویا از آن دفاع می‌شود و بالاخره سازگاری انتخابات نیز با ارجاع به روابط عقاید؛ معرف حدود انطباق و همخوانی میان عقاید موجود است.
بنابراین تحلیل انتخابات به مثابه یکی از حوزه‌های مردمی مشارکت سیاسی در بطن نظام اجتماعی به اتکای شرایط اجتماعی و زمینه‌های تاریخی جامعه توضیح می‌دهد که تحمیل مشارکتی و تعاملاتی اراده‌های حاکمان و تابعان فرایندهای سیاسی تا چه حد می‌تواند کم هزینه و ابطال‌گرایانه و غیر خشن باشد و ضمن تداوم مبارزه و رقابت سیاسی واقعی در متن ساخت جامعه، مقبولیت ذهنی نظام سیاسی و استمرار اصلاح ساختار جامعه را به ارمغان آورد.
خلاصه و نتیجه‌گیری
تمایل و انگیزه انتخاب سیاسی مردم از یک سو حاکی از نیازهای اجتماعی بوده و از طرفی آرمان‌ها و ارزش‌های مورد انتظار اجتماعی را به منصه ظهور می‌رساند. این ابعاد در حیطه تعاملات اجتماعی، بنیانی بر پا می‌دارد که پایه آن چیزی جز نشان ابطال‌گرایی به جای امحاءگرایی نیست. در واقع همین شرایط سبب می‌شود که در سطح کلان، استعداد تغییرپذیری جهشی و خشن نظام سیاست به امکان اصلاح‌پذیری بطئی و آرام نظام سیاست اجتماعی مبدل گردد و این امر هم به واسطه تفاسیر نوع‌دوستانه آحاد جامعه، مجددا در عرصه تراکم‌پذیر فرهنگ انسانی کارسازی شود. بدین سان با طی طریق مزبور است که خودرایی به جامعه رایی می‌پیوندد و فردگرایی از جمع‌گرایی می‌زاید و انتخاب موید اعتماد می‌گردد و توازن به جای بحران می‌نشیند تا بدین منوال کلیه جوانب ذهنی و عینی کنش، منافع فردی و جمعی تعامل و مقتضیات گرایشی و انتظاراتی ساخت پویش‌های سیاسی مایه قوام نظام اجتماعی واقع شود و نوید تعلق‌گرایی به جامعه را در تحزب‌گرایی سیاسی خلاصه نماید و تاکید دارد که مشارکت ساختی از مشارکت درونی در حیطه انتخابات سیاسی مجزا بوده و یگانه ابزار قدرتمند تحکیم حاکمیت همانا مطالعه علمی شیوه‌های جلب مشارکت انتخابات درونی آرامش‌بخش از فضای سیاسی رقابتی و انحصاری در راستای تقویت مقبولیت ساختی آن می‌باشد.