تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۹۹۳۴۹

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، ادیان توحیدی و غیر توحیدی، از آیین مهر و میترا تا دین اسلام، و همچنین نظریه‌ها و مکاتب بشری، از ظهور و فعالیت منجی در آخرالزمان برای ریشه‌کن کردن ظلم و فساد و اجرای عدالتی عالم‌‌گیر مژده داده‌اند.
طبق آنچه از افسانه‌ها، روایات، احادیث و برداشت‌های عقلی و نقلی می‌توان استنباط کرد، منجی آخرالزمان وعده‌ داده شده در تمام مکاتب فکری و دینی یک شخص است. یک شخص با نشانه‌ها و شاخصه‌های یکسان که تنها در معرفی خود آن شخص تفاوت‌هایی را شاهد هستیم.
از جمله؛ بودای دهم در مذهب بودائیان، مسیح در اندیشه یهودیان و مسیحیان و مهدی (ع) در تفکر اسلامی ـ امام مهدی (ع) پسر امام حسن عسکری (ع) در مذهب تشیع و مهدی در مذهب تسنن ـ همه دارای خصلت‌ها و رفتارهای یکسان در زمان قیام بزرگ در دوره آخرالزمان، آنگاه که زمین را ظلم و فساد دربرمی‌گیرد، هستند. و تنها در معرفی شخص داری تفاوت دارند.
این شوق و گرایش برای شناخت منجی آخرالزمان که تنها محدود به پیروان ادیان توحیدی نیست و امروزه شاهد هستیم که رهبران عرفان‌های نوظهور، ادیان کاذب و به طور کلی جنبش‌های معنوی نوین نیز زمان و یا شخصی را به عنوان آخرالزمان و دوره رستاخیزی همگانی و یا منجی بشریت اعلام و معرفی می‌کنند.
اگر تنها نگاه خوشبینانه به این جریان داشته باشیم، پس تأکید می‌شود که ظهور منجی موعود برای نجات مردم و نشان دادن راه حقیقی به منظور دستیابی به سعادتی الهی، یک باور عمومی است.
به همین خاطر است که عده‌ای در سراسر جهان، به دلیل وجود اعتقادات مذهبی، گرایش فطری انسان به دین، نگاه امیدوارانه به آینده بشری و نوید دنیای عادل و فارغ از درد و رنج از سوی مکاتب توحیدی و حتی بشری برای تأمین منافع دنیوی خود، ادعای مهدویت (منجی بشریت) داشته باشند.
همواره این دروغ‌پردازان خودشان را رهبر حقیقی معرفی کرده‌اند تا سیر واقعی هدایت را منحرف کنند و انسان‌ها را به‌سوی پرتگاه‌های مخوف ظلالت و گمراهی بکشانند.
همان‌گونه که هدایت‌گران راستین در زندگی انسان‌ها بسیار لازم و مفیدند، به همان اندازه جاهلان فریب‌کاری که به قصد تخریب عقاید حقه، حجابی در برابر خورشید هدایت می‌شوند، وجودشان خطرناک و گمراه‌کننده است.
با این حال ظهور آخرین منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) را می‌توان یکی از بارزترین و بدیهی‌ترین مسایل اسلامی و مورد تأیید تمامی مسلمانان به ویژه شیعیان دانست و تمامی فرق اسلامی این آیات و روایات و مفاد آنها را به گونه‌ای درکتاب‌های حدیثی، کلامی و تفسیری و احیاناً رجالی و تاریخی خود متعرض شده و درباره آن به شکل‌های مختلف سخن گفته‌اند.
در عین حال، این مسأله بدیهی؛ همچون هر مسأله دیگر گاه مورد سوءاستفاده افراد یا گروه‌های مختلف قرار گرفته و اهداف و اغراض خاصی از این عمل دنبال می‌شود. با وجود این، سوء استفاده‌ها به اصل و اصالت این حقایق خدشه وارد نمی‌سازد.
این مسأله مهم از همان زمان ائمه اطهار (ع) مورد سوء برداشت قرار گرفت و با برخورد قاطع آنان، مواجه شد. این روند انحرافی در عصر غیبت صغری به ویژه پس از آن، به اشکال دروغین سفارت و نیابت خاصه امام عصر (عج) تجلی می‌کرد که مورد تکذیب آن حضرت و هشدار ایشان قرار می‌گرفت.
در ایران اما بحث ادعای مهدویت فارغ از ساده‌لوحی برخی از مردم در پیروی از مدعیان دروغین، رنگ و بوی سیاسی نیز به خود گرفته است و می‌توان ردپای انگلیس و صهیونیسم را در این میان مشاهده کرد.
استعمار پیر که روحانیون و اعتقادات قوی دینی مردم را مانعی برای پیشروی در سرزمین استراتژیک ایران می‌دانست، با استفاده از لاابالی‌گری‌های دربار قاجار، پایه‌گذار افکار انحرافی شدند تا موانع خود برای چپاول منابع کشور را سست کنند.
آنها مهره‌های خود را برای بیان و انتشار ادعای دروغین و کذب تطمیع می‌کردند و با جمع‌آوری گروهی مردم که فکر می‌کردند با ایمان به این افراد روزگار سیاه قاجار به پایان خواهد رسید، خود نیز کم‌کم می‌پنداشتند که منجی موعود الهی هستند.
بعدها که رد پای انگلیس در کشور کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شد، این بار لابی‌های صهیونیستی بودند که با شناسایی افرادی ضعیف‌النفس و سست عنصر، مهدویت دورغین را ترویج دادند و به دنبال ایجاد شاخه، شعبه و در نهایت شبهه در اندیشه شیعی هستند که بزرگ‌ترین مانع برای گسترش افکار صهیونیستی در دنیا محسوب می‌شوند.
هرچند سودجویان در طول تاریخ، با بیان نادرستی‌ها، مدعی نیابت، سفارت و حتی مهدویت شده‌اند، اما بدون شک وعده حق الهی مبنی بر حکومت صالحان بر روی زمین محقق خواهد شد و چهره حقیقی کذابان از پشت نقاب‌های دروغین برملا می‌شود.         ادامه دارد...