از اولین روزی که تجاوز نظامی رژیم بعثی عراق به جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و نشانههایی از پشروی در جبهههای عراق آشکار گردید، محافل و مجامع گوناگون درصدد برقراری آتشبس و حفظ وضع موجود برای عراق برآمدند. میانجیگری برای برقراری آتشبس در شرایطی آغاز شد که آتش نبرد در جبهههای جنگ هنوز شعلهور بود و دو طرف درصدد بودند به هر طریق ممکن در راه پیشبرد اهداف خود به موفقیت نایل شوند. عراق درصدد اشغال اراضی وسیعتر و ایران در راه دفع تجاوز تلاش میکردند.
رژیم بعث عراق با الغای یکجانبه قرارداد مرزی 1975 الجزایر با ایران، ضمن این که به بخشی از اراضی ایران و غرب و جنوب و اروندرود چشم طمع داشت بار دیگر مساله واهی جزایر سهگانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را در دهانه خلیجفارس پیش کشید.
هدف عراق از این ادعاها جلب حمایت اعراب و راه انداختن جنگ عرب و فارس شیعه و سنی در شرایطی بود که امواج انقلاب اسلامی سرتاسر جهان اسلام را فراگرفته بود.
عراق برای جلب حمایت اعراب، قبل از آغاز جنگ هماهنگیهای لازم را صورت داده بود، به طوری که جنگ تبلیغاتی گستردهای را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده و از طریق هیاتهای دیپلماتیک و رسانههای گروهی، سعی در جلب حمایت اعراب و نزدیکی به آمریکا داشت. در همان زمان اهداف عراق از جنگ با ایران بارها از سوی مقامات عراقی و منابع موثق اعلام شده بود به طوری که روزنامه «تایمز لندن» در 24 شهریور 1359 اعلام کرد: عراق سه شرط را برای بهبود روابط خود با ایران تعیین کرده که عبارتند از:
1- واگذاری مناطقی که براساس قرارداد 1975 به عراق تعلق دارد.
2- استرداد سه جزیره واقع در تنگه هرمز به صاحبان عرب آنها.
3- اعطای خودمختاری به اقلیتهای کرد، بلوچ و عرب.
روزنامه «وال استریت ژورنال» نیز در اول اکتبر (9/7/1359) به نقل از مقامات عراقی در سازمان ملل، پرده از بخش دیگری از اهداف عراق برداشت. این روزنامه نوشت: «مقامات عراقی در سازمان ملل میگویند وقتی جنگ فعلی پایان یابد و مذاکرات صلح جریان پیدا کند، عراق گام دوم را برخواهد داشت که شامل ایجاد انقلابی داخلی از طریق تسلیح شدید گروههای قومی همچون کردها و ایرانیان عرب میشود که با آیتالله خمینی مخالفند. این مقامات میگویند نیروهای عراقی به شورشیان ملحق نمیشوند بلکه با حفظ استان خوزستان در واقع پناهگاهی برای شورشیان تهیه خواهند کرد.»
قبل از آغاز جنگ و حتی در روزهای اول جنگ، رسانههای گروهی و مقامات عراقی مسایل مختلفی را اعلام میکردند که از یک سو بیانگر تلاش گسترده عراق برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران و از سوی دیگر ضدیتشان با ایران اسلامی بود. آنها بارها موضوع تجزیه ایران، ساقط کردن حکومت اسلامی، حمایت از عناصر ضدانقلاب و تبدیل بغداد به مرکز جهان عرب را مطرح میکردند و طرحهایی جهت رسیدن به این اهداف ارایه میدادند.
روزنامه انگلیسی «گاردین» در 28 شهریور نوشت: «عراق دست به یک تهاجم دیپلماتیک جهت توجیه اقدام خود در مورد اراضی مورد اختلاف با ایران زده است.» در همین رابطه «واشنگتن پست» نیز در 31 شهریور اعلام کرد: «عراق دست به یک تهاجم دیپلماتیک در دول خارجی جهت توجیه اعمال خود زده است و میگوید درپی بازگرداندن سرزمینهای مورد اختلاف از ایران است.» در ادامه این جوسازیها، روزنامه انگلیسی «تایمز مالی در 29 شهریور به نقل از روزنامه عراقی «الثوره» نوشت: «عراق مصمم به آزادسازی 200 مایل مربع از سرزمین خود است که در اشتغال ایران قرار دارد.» این روزنامه سپس مینویسد: «عراق ادعا کرده تمامی شطالعرب (اروندرود) متعلق به آن کشور است و تمامی کشتیها باید با پرچم عراق در این آبراه حرکت کرده و از این کشور دستور بگیرند.»
عراق برای حمله به ایران از مدتها قبل برنامهریزی کرده و از طریق کشورهای دوست نظیر فرانسه و شوروی به تسلیح خود میپرداخت. همچنین در تلاش بود رضایت برخی از کشورهای عرب منطقه خلیجفارس را برای حمایت مالی، سیاسی و نظامی جلب کند. در این راستا از یک طرح نظامی بهره گرفت که در دوران نهضت ملی شدن نفت ایران برای اشغال ایران توسط نظامیان انگلیس طرحریزی شده بود.
در روز 25 مهر 1359 روزنامههای انگلیسی «دیلی تلگراف» و «تامیز لندن» پرده از روی این طرح برداشتند و نوشتند: «غرض از طرح جنگی عراق که در اوایل دهه 1950 م به کمک کارشناسان انگلیسی در بغداد ریخته شده، رفع تهدیدی بود که عراقیها از ناحیه ایران متوجه شطالعرب (اروندرود) یعنی آبراه ارتباطی بندر بصره و خلیجفارس میدانستند، مقصود دیگر این طرح آزادسازی مردم عرب زبانی بود که در خوزستان زندگی میکنند.» روزنامه تایمز لندن که این خبر را از روزنامه آمریکایی «نیویورک تامیز» نقل کرده بود به این مساله اشاره میکند که اطلاعات مزبور را یک متخصص نظامی آمریکا در خاورمیانه افشا کرده است.
اما جالبتر از این طرح، دیگر اقدامات عراق قبل از حمله بود که حکایت از تلاشی همه جانبه برای ضربه زدن به ایران اسلامی داشت. روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» در 12 مهرماه 1359 نوشت: «قبل از آغاز جنگ، عراق هواپیماها و هلیکوپترهایی را در سلطاننشین عمان مستقر کرده بود تا جزایر سهگانه ایران را در حوالی تنگه هرمز مورد حمله قرار داده و به اشغال درآورد.
همسوییها با عراق
عراق برای پیشبرد اهداف خود، برخلاف شعارهایی که سالها علیه آمریکا و اسراییل میداد، دست دوستی به سوی آنها دراز کرد. اگرچه رابط اصلی میان بغداد با واشنگتن و تلآویو، ریاض بود، اما روند امور نشان داد که آنها هماهنگ از آن هستند که تصور میرفت. در این رابطه مجله انگلیسی «اکونومیست» در 5 مهرماه 1359 (یعنی به فاصله چند روز از آغاز تجاوز عراق) به صراحت اعلام کرد: «برخی از اسراییلیها از این موضوع آزرده شدهاند که نخستوزیر آنها این هفته در برابر درخواست آمریکا مبنی بر این که به هنگام فرود آمدن هواپیماهای ترابری عراق در اردن و در نزدیکی اسراییل برای حمل تدارکات نظامی و دارویی برای جنگ علیه ایران، ساکت باشد تن در داده است.» این درخواست آمریکا روز یکشنبه توسط «ساموئل لوئیز» سفیر آمریکا به عنوان رابطی از سوی اردن تسلیم مقامات اسراییلی شد. همچنین واشنگتن پست طی گزارشی در 6 مهرماه، از اهداف دراز مدت عراق پرده برداشت و نوشت: گرچه یورش عراق به مرزهای ایران و مراکز نفتی این کشور، آغازی ناگهانی و گیجیآور برای بیشتر جهانیان داشت، اما این اقدام و تلاش ماهها در دستور کار قرار داشت و حاصل یک قمار بسیار حساب شده از سوی رهبری عراق است.
مجله آمریکایی «نیوزویک» نیز در شماره 14 مهر خود، طی گزارش کاملی درباره درگیریهای ایران و عراق نوشت: عراق جنگ را با گسیل حدود 50 هزار سرباز به مزر ایران آغاز کرد. برخی از عراقیها ظاهرا قصد داشتند خط صعبالعبوری را ایجاد کنند که از قصر شیرین، شهر مرزی ایران که جدیدا سقوط کرد تا دزفول در 50 مایلی جایی که یک لشکر زرهی ایران در انتظار عراقیها بود، امتداد داشته باشد.» مجله نیوزویک در ادامه گزارش خود همچنین مینویسد: «عراق از سوی رهبران مهم عرب حداقل حمایت معنوی دریافت کرده بود.»
اعترافات مقامات عراقی
در کنار گزارشها و اخباری که در روزنامهها و مجلات به چاپ رسیده بود باید به اعترافات مقامات عراقی اشاره کرد که میتواند تا حدودی بیانگر ابعاد تجاوز باشد. «طه یاسین رمضان» معاون نخستوزیر عراق (در دیماه 1360) در توجیه اقدامات نظامی این رژیم در مصاحبه با روزنامه عراقی «الثوره» اعلام میدارد: «این جنگ به خاطر عهدنامه 1975 و یا چند صد کیلومتر خاک و یا نصف شطالعرب نیست. این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران است.» در همین رابطه «صدام حسین» رییسجمهوری عراق در 21 آبان 1359، به اشغال برخی از اراضی ایران اشاره کرد و گفت: «ما از وضع خود و نتایج حاصله راضی هستیم و حسابهایمان تا به حال درست از آب درآمده است و نیروهای عراقی در جبههای به طول 550 کیلومتر بین 20 تا 110 کیلومتر در داخل ایران پیشروی کردهاند.» وی در ادامه اعلام میدارد: «ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمیشویم و صریحا اعلام میداریم در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد هر فرد عراقی و یا شاید هر عربی مایل به تقسیم ایران و خرابی آن میباشد.»
رییسجمهوری عراق در سخنان دیگری خطاب به گروهی از اعضای ارتش ملی «جیش الشعبی» که عازم جبههها بودند، میگوید: ما به مردم عرب خوزستان به عنوان اقلیتی که ویژگیهایش در تاریخ از لحاظ ملی و قومی شناخته شده است و نیز به سایر ملیتهای ایران به ویژه کردها، بلوچها و همه وطنپرستان واقعی و ظریف اعلام میداریم که آمادهایم روابط محکمی با آنها به وجود بیاوریم تا بتوانند از حقوق ملی و قومی خویش بهرهمند شوند و با شرافت و امنیت، مناسبات حسن همجواری برقرار نمایند. ما آمادهایم هرگونه کمک از جمله سلاحی که مورد نیاز آنها باشد به آنها بدهیم. این است تصمیم ما. حال بگذارید حکام ایران به جنگ ادامه دهند، آنها پاره پاره و ما یکپارچه میشویم. ما به تمامیت ارضی ایران علاقهای نداریم و این است استراتژی ما که از مدتها پیش اعلام نمودهایم.
وی در سخنان دیگری در اول مرداد 1359، در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی در مورد روابط ایران به صراحت میگوید:
«ما با دولت ایران روابط بدی داریم، بنابراین انتظار نداشته باشید اگر یکی از معارضین و یا مخالفین این رژیم اعلام دارد که در مخالفت با ایران، با عراق هم صدا است و به او جواب منفی بدهیم. به همگی سلام میگوییم و دست رد به سینهاش نمیگذاریم، بلکه به سلامش پاسخ میگوییم.»
تجاوز به ایران اسلامی
رژیم عراق در 31 شهریور 1359 تهاجم زمینی، هوایی و دریایی عظیم خود را به ایران اسلامی آغاز کرد. این رژیم برای حمله به ایران همانگونه که ذکر شد از طرح انگلیسیها بهره گرفت، ولی قبل از آن 636 بار به حریم هوایی، دریایی و زمینی ایران تجاوز کرده بود که اولین آنها در 13 فروردین 1358 از طریق هوا به گمرک بهرامآباد در مهران و آخرین آن نیز در 30 شهریور 1359 حمله به یک کشتی تجارتی در خور موسی بود.
تجاوز همه جانبه رژیم بعث عراق در ساعت 2 بعد از ظهر 31 شهریور 1359 با 12 لشکر زرهی و مکانیزه، 10 تیپ مستقل و نزدیک به 15 تیپ احتیاط به ایران آغاز شد. هدف اصلی از حمله، تصرف مناطق نفتخیز و به سقوط کشانیدن تدریجی جمهوری اسلامی بود. محورهای نفوذی عراق در جنوب و غرب به این شرح بودند:
1- سه لشکر زرهی، یک لشکر پیاده مکانیزه، یک لشکر پیاده، یگانهایی از گارد مرزی و نیروهای مخصوص و کماندو از محور بصره ـ شلمچه وارد شده و پس از تصرف خرمشهر از دور محور خرمشهر ـ آبادان و خرمشهر ـ اهواز به پیشروی پرداختند.
2- ارتش عراق از محور بصره ـ کوشک به طرف جفیر و هویزه و تا اطراف سوسنگرد پیشروی کرده و تعدادی از این نیروها از غرب کرخه به سوی شوش عزیمت کردند. این نیروها در دشتهای اطراف متوقف شدند.
3- یک لشکر زرهی یک لشکر مکانیزه، یک تیپ مستقل زرهی، یک تیپ از گارد ریاست جمهوری، تعدادی نیروی مخصوص و گارد مرزی از طریق مرز فکه ـ موسیان وارد ایران شده و تا جاده دهران ـ عین خوش و سایتهای 4 و 5 و شوش پیشروی کردند.
4- دو لشکر پیاده کوهستانی، چند یگان کماندویی، گارد مرزی و نیروی مخصوص از طریق شهر مندلی، زرباطیه، نفت خانه، در محور مهران تا سومار تجاوز خود را آغاز کردند.
5- در محور سومار ـ قصر شیرین، نیروهای عراقی با یک لشکر زرهی، یک لشکر پیاده و یگانهایی از گارد مرزی و نیروی مخصوص از طریق خانقین، منذریه، کانی سر و هوشقوره به سوی ایران حرکت کردند و در خاک ایران مستقر شدند.
6- در محور قصر شیرین تا نوسود، نفوذ دشمن از طریق سیدصادق، حلبچه، پنجوین و خرمال صورت گرفت. در این عملیات یک لشکر کوهستانی و تعدادی از یگانهای مستقل و گارد مرزی عراق شرکت داشتند.
به این ترتیب تجاوزی آغاز شد که منجر به هشت سال دفاع مقدس از سوی رزمندگان اسلام گشت.