تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۰۰۳۴۹

دکتر حشمت‌الله فلاحت پیشه / Falahatpisheh@parliran.ir
مذاکرات ایران و1+5 ابتدا بدون اینکه حتی دستور کار مشخصی برای رفع اختلاف داشته باشد، درصدر اخبار و تحولات دنیا قرار گرفت. به هر حال کمترموضوعی در دنیای امروز از این درجه اهمیت برخوردار است که در آن شش قدرت روز دنیا، دیپلماسی ویژه‌ای را در پیش گیرند و بویژه اینکه پس از یک سال موضع‌گیری از سر استغناء و بی‌نیازی از مذاکره، اکنون از موضعی تعدیل شده درخواست مذاکره را مطرح نمایند.
در مذاکرات سوئیس موضع و هدف جمهوری اسلامی مشخص و در عین حال در پشت حضور به ظاهر واحد شش کشور مقابل تفاوت نظرها قابل تشخیص است.
ایران به دوران نگرش توام با اتهام طرف‌های 1+5 پایان داده و اصولا و رسما اعلام کرده است که با حضور اساسنامه آژانس و مفاد ان. پی. تی چهار قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در خصوص حقوق هسته‌ای جمهوری اسلامی و الزام دولت در تامین آن و بویژه دستاوردهای عملی کشورمان در ده‌ها پایگاه و تاسیسات هسته‌ای و ورود کشورمان به جمع باشگاه تولید کنندگان سوخت هسته‌ای، 1+5 باید با تصمیمات کنونی کنار آید، ضمن آنکه موضوع باید در قالب یک بسته سیاسی مربوط به تحولات دنیا و اعتبار کنوانسیون‌های بین‌المللی موجود دنبال شود که بحث هسته‌ای فقط یک بخش کوچک آن است.
در طرف مقابل، موضع اصلی این است که 1+5، پذیرش دستور کار کلی مورد نظر ایران را به منزله پذیرش جمهوری اسلامی به عنوان قدرتی در کنار 6 قدرت دیگر می‌داند. در واقع آنها که به دنبال تشکیل یک دیپلماسی دادگاه گونه علیه ایران بودند، اکنون طرح موضع‌گیری‌های بر حق جمهوری اسلامی و بویژه پیشرفت‌های عملی کشورمان در حوزه فناوری هسته‌ای و خاصه ناکارآمدی اقدامات تقابلی و بازدارنده علیه آن، با ایران تازه‌ای مواجه شده‌اند که نظم مبتنی بر قدرت را زیر سئوال برده است. حمایت همواره بیش از 110 کشور غیر متعهد از موضع هسته‌ای جمهوری اسلامی نیز نشان می‌دهد که بسیاری از کشورهای مخالف وضع موجود در انتظار این «دعوای نیابتی» دیپلماتیکی هستند که توسط ایران دنبال می‌شود. در آن جمع آمریکا و انگلیس به دنبال «دیپلماسی فشار» علیه ایران هستند. یعنی شرایط دلخواه آنها این است که هر از گاهی مذاکرات بدون دستور کار شکل گیرد، ایران به عنوان مقصر شکست دیپلماسی معرفی شود و بلافاصله روند تصویب قطعنامه تازه تحریم علیه کشورمان آغاز گردد.
از سوی دیگر کشورهایی همچون چین و روسیه و حتی آلمان که متعهد و مرعوب کاریزمای زودگذر باراک اوباما بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شده بودند، اکنون پذیرش نقش بازیچگی در دیپلماسی فشار و یا مذاکرات بی‌نتیجه را ضربه‌ای دیگر به جایگاه خود می‌دانند. بویژه آنکه جایگاه آمریکا بعد از شکست دموکرات‌های حامی اوباما در انتخابات کنگره و فرمانداری‌های آن کشور تضعیف شده است. عدم همراهی دیگر کشورهای دنیا با قطعنامه 1929 و همزمان اثبات مولفه‌های تازه‌ای از قدرت و نفوذ ایران در منطقه همچون تحولات عراق و لبنان، منجر به تقویت موضع جمهوری اسلامی شد. با این وجود اقداماتی چون انتشار گزارش‌های جهت‌دار دبیر کل آژانس هسته‌ای (آمانو) رجز خوانی مقامات آمریکایی و صهیونیست مبنی بر محتمل بودن اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران و حتی ادعای ترس کشورهای عرب از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی در قالب اسناد ویکی لیکس، نتوانست آن گونه که خانم هیلاری کلینتون مدعی شده بود، ایران را از موضع ضعف به میز مذاکرات بکشاند.
آنچه پس از سه دور مذاکره آقای جلیلی و طرف‌های 1+5 اعلام شد، توافق طرفین مبنی بر همکاری و توافق بر سر تداوم مذاکرات بود. آنچه در فاصله دو ماهه تا مذاکرات بعدی تحت عنوان تحلیل رفتاری طرفین مهم ارزیابی می‌شود، این است که 1+5 در این فاصله چه مواضع و تدابیری را در دستور کار قرار خواهد داد.
چگونه همکاری با جمعی قابل توجیه است که بانیان اصلی قطعنامه‌های ضد ایرانی هستند. اگر آنها بپذیرند که حقوق هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران قابل مذاکره نیست، باید قطعنامه‌های ضد ایرانی، از جمله قطعنامه 1929 تحت‌الشعاع ابتکار دیپلماتیک «ژنو» و سپس «استانبول»، محل مذاکرات آینده قرار گیرد. نه اینکه از قطعنامه به عنوان اهرم فشاری جهت تضعیف جایگاه ایران در میز مذاکره استفاده بشود.
در ژنو، طرفین به گونه‌ای عمل کردند که مذاکرات با وقفه‌های دیگر مواجه نشود ولی آنچه از امروز روی خواهد داد، تداوم رفتارهای منفی برخی از اعضای 1+5 و در پیشگیری راهکارهای تقابلی گذشته است. ضمن آنکه ایران نیز به طور طبیعی روند رو به رشد برنامه خود را ادامه خواهد داد.