حملات آمریکا به عراق و افغانستان به ظاهر برای مبارزه با تروریسم، ولی در باطن برای ایجاد هرج و مرج و تولید نوعی دلهره در منطقه و کشورهای اسلامی بود. در پایان جنگها هم برای بازسازی، مجدداً همان قدرتهای تجاوزگر وارد صحنه میشوند و به این طریق، هم در زمان جنگ و هم پس از پایان جنگ، چرخه اقتصاد کشورهایشان به این وسیله به حرکت درمیآید. در بررسی روانشناسی مجموعه پروتکلهای یهودی، به نظر میرسد بیشترین توجه به حوزه اخلاق و فرهنگ و خانواده شده است. دلیل آن هم این است که تنظیمکنندگان پروتکلها، به طرز فکر، رفتارهای انسانی و خط مشی افراد در زندگی توجه زیادی کردهاند و تمامی مفاد پروتکلها در یک پروسه خاص، به مسأله انسان و رفتارهای او برمیگردد. از جمله بندهای مرتبط به این مسأله، میتوانیم به این بند: «اهمیت خانواده و نقش تربیتی آن را در میان غیریهودیان از بین میبریم» توجه کنیم.
دیرزمانی است که صهیونیسم میکوشد تا هرچه وسایل تبلیغاتی است، منحصراً تحت تصرف خود درآورد و معمولاً چون هنرهای نمایشی تأثیر شگرفی بر مغز و افراد جامعه میگذارند، صهیونیستها کاری کردهاند که یا این هنر کاملاً در دست آنها باشد، یا علیه آنها برنامهای نداشته باشد.2
جامعه صهیونیستی در ادامه پروسه انحطاط اخلاقی جوامع غیریهودی، با بررسیهایی که در کتابهای قصه انجام دادهاند، پی به این مطلب بردهاند که هیچ نمایش، کتاب، قصه یا فیلم از اسم شراب نیست. به همین دلیل تجارت الکل در آمریکا منحصر به یهودیان است و 80 درصد اعضای کابینه رژیم صهیونیستی بازرگانان مشروبات یهودی هستند. تجارت انواع سیگار هم منحصر به یهودیان است.3 ورود مشروبات از طریق عناصر فاسد به داخل کشورهای اسلامی که رسانهها در اخبار خود از کشف آنها خبر میدهند، دقیقاً در راستای منهدم کردن کیان خانوادهها است. مورد تاریخی در این خصوص که متأسفانه دنیای غرب به وسیله آن توانست بر مسلمانان غالب شود، در زمان تسلط مسلمانان بر اندلس (اسپانیا) بود که از طریق همین شراب و اشاعه فحشا متأسفانه به مقصود خود رسید.
این سیاست بعدها به سیاست «اندلسی کردن» جوامع مسلمان معروف شد و دنیای غرب و صهیونیسم با تمامی وجود در پی تکرار آن هستند که در قالب تهاجم فرهنگی تبلور مییابد. در یکی از بندهای پروتکل شماره1 چنین آمده است: «حیا، عفت و ناموس را به وسیله قهرمانان، آموزگاران و کلاً آموزش و پرورش، از مغزها بیرون آورده است که این چیزها در اجتماع مفهومی ندارد.»
تولید و پخش فیلمهای مستهجن و غیراخلاقی، اولینبار توسط یهودیان افراطی صورت گرفت. با استفاده از سینما، بخش مهمی از پروژه نابودی اخلاق و فرهنگ جوامع غیریهودی به مرحله اجرا در آمد. بسیاری از هنرپیشگان شناخته شده هالیوود، یهودی هستند. خاخامهای یهودی، شرحها و تفسیرهای گوناگونی بر تورات نوشتهاند که خاخام «یوخاس» در سال 1500 میلادی، این مطالب یا چند کتاب دیگر را که در فاصله سالهای 230 تا 500 میلادی نوشته شده بود، جمعآوری کرد. کتاب «تلمود» یعنی تعلیم دیانت و آداب یهود نیز یکی از آنهاست. در ارتباط با مسائل اخلاقی در بخشی از تلمود چنین آمده است: «ما، ملت برگزیده خداوندیم لذا برای ما، حیوانات انسانی خلق کرده است، زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم! یکی حیوانات بیشعور و غیرناطق مانند بهایم و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بودائیان! و برای آنکه بتوانیم از تمامی آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق کرد، پس ما باید دختران زیبای خود را به عقد پادشاهان، وزرا و شخصیتهای برجسته در آوریم تا بوسیله آنها بر حکومتهای جهان تسلط داشته باشیم.»4
در این بخش از «تلمود» چند نکته آشکار میشود: اول آنکه مسأله «ملت برگزیده» را به نوعی میخواهند جزو اساس کتاب یهودیان قرار دهند و آن را دستور خداوند معرفی کنند، حال آنکه اصل تحریف صورت گرفته، خود گواه آشکاری بر بنیان پوچ چنین تصوری است. نکته مهم دیگر در این فراز از تلمود، تأکید بر استفاده جنسی برای رسیدن به اهداف جهانی است. دین یهود آنچنان که بر حضرت موسی(ع) نازل شد، کاملاً الهی و در روند تکامل اخلاق انسانی قرار داشته و عقل سلیم نمیتواند باور کند آنچه که در «تلمود» موجود است، اصل مطلب باشد. اما در مورد متفرق بودن قوم یهود در جهان، ادلّه منطقی بیان نشده است، اما صهیونیستهای جدید در ادامه تحریفهای «تلمود» و بهرهبرداری از آن، درخصوص متفرق بودنشان، در پروتکل شماره 11 چنین قید کردهاند: «یکی از نعمتهایی که خداوند به یهود عطا فرموده، این است که آنها را در چهار گوشه جهان متفرق کرده است، گرچه دیگران آن را از اسباب ضعف و بدبختی ما میدانند، ولی همین تفرقه است که سبب بدست آوردن زمام حکومت جهان شده است.» به هر جهت، صهیونیسم با ترفندهای گوناگون برای توجیه هر چیز، متوسل به همان ایرادهای بنیاسرائیلی خویش میشود.
در بخشی از پروتکل شماره 5 چنین چیزی وجود دارد: «باید عقاید و آرای متضادی را در اجتماع ایجاد کنیم تا کسی نتواند حق را از باطل تمیز دهد و خلاصه دریچه فهم مردم بسته شود.» جامعه افراطی یهودی در ارتباط با کلیت بحث انحطاط اخلاقی در جوامع غیریهودی، از طریق عوامل خود در همان کشورها اقدام میکند. در پروتکل شماره 14، این مورد چنین ترسیم شده است: «در تمامی کشورهای بزرگ، ما عقاید دینی را ریشهکن خواهیم کرد و مطالب مسموم خود را به وسیله نویسندگان عالی مقام همان کشورها به مردم تزریق میکنیم.» شبکه فراماسونری دقیقاً در این راستا عمل میکند. ماسونها مجامعی هستند برای از بین بردن ادیان و اخلاق و ترویج «جهان وطنی» با هدف خدمت به صهیونیسم بینالملل. شبکه فراماسونری ارتباط گستردهای با محافل یهودی دارد و با استفاده از امکانات اقتصادی و رسانهای جامعه یهودی که در کنترل امپراتوری اقتصادی «روتچیلدها» و شبکه رسانهای «روپرت مرداک» است، ماموریت اصلی خویش را که استحاله فرهنگی و دینزدایی است، با جدیت انجام میدهد.
شبکههای فراماسونری به عنوان اهرمهای یهود در کشورها عمل میکنند. توجه به بعضی اصول مرتبط به اخلاق در شبکه ماسونی، هماهنگی تفکرات آنها را با پروتکلهای یهودی آشکار میکند. یک اصل ماسونی در مورد نابودی تشکیلات خانواده میگوید: «برای آنکه بتوانیم تشکیلات خانواده را به هم بزنیم، لازم است به اصول اخلاقی لگد زنیم، یک نسل کاملاً بیدین و بیاخلاق تربیت کنیم. البته این کار در نظر اول مشکل به نظر میرسد، ولی چون میل به شهوات و لاابالیگری، فطری و طبیعی بشر است، از این جهت شاید چندان هم مشکل نباشد». در اصل دیگر ماسونی تصریح شده است: «و بر شما باد که آنها را از تشکیل خانواده باز دارید وگرنه تمامی نقشهها نقش برآب خواهد بود.» اینگونه است که در پروتکلهای یهودی، توجه بیشتری به چگونگی ویرانی کانونهای خانواده شده است. در دنیای امروز، متأسفانه شاهد تحقق بخشهایی از مفاد این پروتکلها هستیم و همچنان سردمداران جامعه صهیونیستی، مصر هستند، به هدف اصلی خویش یعنی سیطره بر جهان دست یابند و صریحاً این هدف شوم خود را با این عبارت بیان کردهاند: «هدف ما دستیابی به یک قدرت جهانی است.»