با توجه به ابعاد مختلف جهانی شدن بازیگران به نسبت تواناییهای خود در حوزههای خاص دچار چالشها و فرصتهای عدیدهای خواهند بود. چگونگی موفقیت دستگاه دیپلماسی دولتها به توانایی آنها در به کارگیری امکانات و مقدورات داخلی و درک مقتضیات و شرایط بینالمللی در راستای استفاده بهینه از فرصتها و پاسخگویی به چالشها و تهدیدات فراروی نظام سیاسیشان بستگی دارد. در این میان دول توسعهیافته و کمتر توسعهیافته هرکدام برحسب امکانات و ظرفیتهای خود در سطوح مختلف تحت تاثیر روند جهانی شدن قرار میگیرند. چنانچه برخی دولتها (دول غربی به ویژه آمریکا) به جهت داشتن تواناییها و ابزارهای خاص در دستی بالاتر خود را متولی جهانی شدن دانسته و جهانیسازی را به جای جهانی شدن به عنوان یک پروژه مطرح میکنند.
ابعاد مختلف جهانی شدن و تاثیر آن بر بازیگران ملی
ـ جهانی شدن: اقتصاد
ـ جهانی شدن: سیاست
ـ جهانی شدن: خشونت و امنیت
ـ جهانی شدن: فرهنگ و ارتباطات
جهانی شدن: اقتصاد
جهانی شدن در عرصه اقتصاد بیشتر در قالب اقتصاد و سرمایهداری قابل تبیین است جهانی شدن اقتصاد یعنی این که با گسترش و تعمیق پیوندها و وابستگی متقابل در سطح جهان فرایند توزیع و تولید کالا و خدمات در سطح جهانی و بدون توجه ویژه به مرزهای جغرافیایی ـ سیاسی انجام میگیرد.
بنابراین بحث از استقلال و خودکفایی به ویژه در عرصه اقتصاد ـ که در دورههای قبل رایج بود ـ دیگر مفهومی ندارد جهانی شدن در بخش اقتصاد با سرعت قابل توجهی صورت گرفته است چنانچه در حال حاضر سازمان تجارت جهانی یکی از نمودهای بارز جهانی شدن اقتصاد، از عوامل استحاله نظامهای اقتصادی ملی (بسته و منزوی) در عرصه بینالملل میباشد در این حوزه دولتهای کمتر توسعهیافته با چالشهای متعددی روبهرو میشوند این دولتها باید با امکانات و ابزارهای محدود به سرعت خود را با شرایط و مقتضیات اقتصاد جهانی همساز و همسو کنند تا آسیبهای این روند رو به رشد را کاهش دهند.
بدیهی است بسیاری از این دولتها یا توان و امکان این اقدام را ندارند و یا ساختارهای بسته و محدودیتهای سازمانی و تشکیلاتی نظام سیاسی و اقتصادی آنها، اجازه انجام یکسری اقدامات در راستای سازگاری با نظم نوین اقتصادی را نمیدهند.
از منظر دیگر در عصر جهانی شدن اقتصاد مشکلات عدیدهای دامنگیر دولتهایی خواهد شد که ساختار اقتصادی را در کنترل و انحصار خود دارند چون که این موضوع با ویژگیهای ذاتی اقتصاد سرمایهداری در تباین است بدیهی است که این دولتها در صورتی که روند جهانی شدن در عرصه اقتصاد را نادیده بگیرند در مسیر پیشرفت و توسعه اقتصادی، برخورداری مردم از یک رفاه نسبی و غیره دچار چالشهای فراوانی خواهند شد که مشروعیت آنها را کاهش خواهد داد. با توجه به قرائن و شواهد و آشفتگی حاکم بر روابط بینالملل قدرت کنترل دولتها بر عرصه اقتصاد رو به کاهش خواهد بود علت این امر خود برمیگردد به ورود بازیگران متعدد به عرصه بینالملل و تحولات شگرف اقتصادی در این حوزه
جهانی شدن: سیاست
جهانی شدن با کم اهمیت کردن مرزهای سیاسی و کمرنگ کردن حاکمیتها آن چنان عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی را به هم پیوند میزند که دیگر تفکیک بین این دو محلی از اعراب ندارد مسائل مربوط به حوزه داخلی دولتها که تحت حاکمیت خودشان است ابعاد جهانی پیدا کرده و مسائلی چون محیط زیست، سلاحهای کشتار جمعی، مهاجرت و... بدیهی است که در زمره مسائل داخلی حاکمیت دول محسوب نمیشود. چونکه این مسائل دارای تاثیرات و بازتابهای خارجی میباشد.
حمایت از شیوه حکومتی دموکراسی و رعایت حقوق بشر از نمودهای بارز جهانی شدن در حوزه سیاست میباشد در حال حاضر جامعه جهانی دیگر رویههای دیکتاتوری و اقتدرگرایانه را نمیپذیرد بدیهی است که دولتهایی که شیوه حکومتیشان دموکراتیک نبوده و به حقوق افراد انسانی توجه نمیکنند دچار مشکلات عدیدهای میشوند. دولتهای کمتر توسعهیافته در این بعد بیشتر متحمل هزینههایی خواهند بود ـ بنابراین با توجه به شرایط جهانی شدن دول اقتدارگرا در پشت پرده آهنین حاکمیت خود دیگر نمیتوانند از گزند رژیمهای بینالمللی حقوق بشر و رویههای دموکراتیک که در دنیای امروز جزو اصول مسلم مملکتداری محسوب میشود و مورد تایید و قبول افکار عمومی دنیا نیز هست در امان بمانند.
در این زمینه افکار عمومی جهان و دولتها مداخله جهت حمایت از حقوق بشر، دموکراسی را در عصر جهانی شدن از طرف برخی بازیگران را پذیرفتهاند شورای امنیت نیز به خطر افتادن دموکراسی و حقوق بشر را جزو موارد نقض صلح و امنیت بینالمللی به حساب آورده و با صدور قطعنامه میتوانند اقدام به مداخله در امور داخلی دولتهای غیر دموکراتی و ناقض حقوق بشر بکنند.
جهانی شدن: خشونت و امنیت
استفاده از خشونت هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی مشروعیت خود را از دست داده است چنانچه سرکوب مردم و اعمال خشونت علیه مردم و داخل نظامهای سیاسی نیز قابل توجیه نمیباشد و افکار عمومی جهان و دولتها این مسئله را نمیپذیرند. استفاده از شیوههای مسالمتآمیز در عرصه بینالملل برای حل اختلافات بین بازیگران جنبه کسب پرستیژ برای دولتها داشته، با توجه به ارتباط و وابستگی شدید امنیتی دولتها بالاخص در مناطق مختلف امنیت منطقهای، بینالمللی و جهانی جایگزین امنیت ملی شده است بطوریکه تحولات امنیتی داخل کشورها و مناطق مختلف تاثیر فراوانی بر امنیت بینالمللی و جهانی دارد.
امنیت ابعاد وسیعتری به خود گرفته و تنها بعد نظامی و سختافزاری را شامل نمیشود در سطحی دیگر امنیت نرمافزاری در مقابل امنیت سختافزاری اهمیت و کارکردش افزایش یافته است. امنیت اقتصادی، محیط زیست، امنیت ارتباطاتی و اطلاعاتی، دموکراسی و جامعه مدنی همگی از نشانههای عینی گسترش این مفهوم به عرصههای دیگر است با جایگزین امنیت جهانی، بینالمللی و منطقهای به جای امنیت ملی دیگر دولتها به عنوان تنها موضوع امنیت تلقی نمیشود.
جهانی شدن، فرهنگ و ارتباطات
با تشکیل دولتهای ملی پس از کنگره و ستفای فرهنگسازی در قالب مرزهای ملی تعریف شد. در عرصه جهانی شدن فرهنگسازی در طرح ملی اهمیت خود را از دست میدهد و این کارکرد در سطح کلان و جهانی انجام میشود. احساس تعلق داشتن به فرهنگ جهانی در سطح کلان جایگزین احساس تعلق به فرهنگ ملی در سطح خرد خواهد شد.
در این زمینه با شکلگیری انقلاب تکنولوژیک و ارتباطات فرآیند فرهنگساری و فرهنگپذیری در سطح کلان آسانتر و سریعتر اتفاق میافتد نظامهای ارتباطی جهانی درحال گسترش باعث به وجود آمدن یک فضای سیبرنتیکی در سطح جهان شدهاند در این شرایط انزواگرایی دول ملی دیگر مفهومی ندارد. بازیگران علیرغم خواست خود به بازی گرفته میشوند انقلاب ارتباطاتی باعث تاثیر و تاثر فرهنگهای ملی از یکدیگر شده است و این هم عامل اساسی در تحولات فرهنگی در عرصه جهانی میباشد. در عصر نظم نوین جهانی برخی اعتقادشان بر این است که فرهنگ غربی فرهنگ غالب در عرصه بینالمللی بوده و این فرهنگ به عنوان ابزار تنظیم و نظارت بر رفتارهای دول و افراد انسانی (به طور کلی بازیگران بینالمللی) تلقی میشود.
نتیجهگیری
جهانی شدن با تمام ابعاد و ویژگیهای خود باعث پیوند عرصه داخلی حاکمیت دولتها به عرصه خارجی و بینالمللی شده و سرنوشت بازیگران را به تحولات دو عرصه داخلی و خارجی مرتبط ساخته است. دولتها در این وضعیت علیرغم برخی خواستهها، اهداف و سیاستها تحت تاثیر روند جهانی شدن قرار میگیرند بنابراین دیگر دولتها نمیتوانند مانند تافتهای جدا بافته در لاک خود فرو روند و سیاست انزواگرایی را در پیش بگیرند در وضعیت کنونی موقعیت برخی از کشورها و مناطق در معادلات و مبادلات جهانی به گونهای است که بیش از سایر بازیگران وارد بازیهای بینالمللی میشوند.
در عرصه اقتصاد نیز مزیت نسبی دولتها در برخی عرصهها و در عین حال نیازهای آنها در حوزه دیگر یک نوع وابستگی متقابل بین دولتها را حاکم ساخته و یک نوع تقسیم کار جهانی بین بازیگران در حال گسترش است که این موضوع باعث همگرایی دولتها بخصوص در سطح منطقهای و در طول آن باعث همگرایی آنها در سطح جهانی میشود بدیهی است در شرایط وابستگی متقابل بازیگران باید سعی کنند که سطوح پرداختی و دریافتی آنها تا حدودی هماهنگ باشد در غیر اینصورت این نوع وابستگی به شدت بر منافع ملی و امنیت ملی کشور آسیب اساسی میرساند.
موفقیت بازیگران در عرصه جهانی شدن در گرو بسیج امکانات و مقدورات داخلی و لزوم درک درست شرایط و مقتضیات جهانی است دولتمردان عرصه سیاست خارجی دولتها میتوانند با داشتن این فاکتورها و با بکارگیری ظرفیتهای نهفته نظامهای سیاسیشان به نحوی با پدیده جهانی شدن روبرو شوند که هزینههای کمتری را برای دولتشان داشته باشد. در حال حاضر دولتها و افکار عمومی جهان نیز این مسئله را قبول دارند که منتفع شدن و کسب منافع در حوزههایی برابر با پذیرفتن محدودیتهایی در سایر حوزههاست.
مثلا پیوستن به سازمان تجارت جهانی جهت برخورداری مردم و مصرفکنندگان داخلی از یک سطح رفاه نسبی( به عنوان یک منفعت) لازمهاش محدود شدن حاکمیت ملی، برچیده شدن عوارض گمرکی و به چالش کشیده شدن تولیدکنندگان داخلی میباشد.
هنر دیپلماسی در قرن حاضر این است که بین سطوح دریافت و پرداختها یک نوع هماهنگی و همخوانی ایجاد کند تا از این طریق هزینههایی که در سیستم سیاسی متوجه آن میشود را کاهش دهد. ایجاد آمادگیهای لازم جهت سازگاری با شرایط محیطی که از ویژگیهای نظامهای سیبرنتیکی است از ملزومات و نیازهای اساسی نظامهای سیاسی در عصر جدید جهانی میباشد و دولتمردان عرصه سیاست خارجی مسئول خلق چنین آمادگیهایی در ساختار نظام سیاسی هستند.