عصر دیجیتال، عصری بحرانخیز و پر آشوب است؛ چرا که در آن دستاوردهای بشر در عرصه مادی سریعتر از توانایی انسان و نظامهای اجتماعی مخلوق انسان حرکت میکند. اما در این میان، انسان فرزانه بسرعت در مییابد که راهحل مسئله، پناه جستن به گذشته از دست رفته و یا ماندن در زمان حال نیست، بلکه ادامه دادن راه با نگاهی استراتژیک و آیندهساز همراه با عزمی راسخ برای انتخاب خردمندانه مسیر حرکت و غایت مطلوبی که به کیفیت زندگی آسیب نرساند میباشد.
از سویی جهان کنونی تحت سلطه شبکهای از دولتهای بزرگ، شرکتهای جهانی و نهادهای سرمایهگذار قرار دارد که با منطق خود جهان را به وضعیت کنونی کشاندهاند. انفجار بمب در جزیره «بالی» اندونزی، گروگانگیری توسط شورشیان چچنی در تئاتر مسکو، حادثه 11 سپتامبر و ... واکنشها و هشدارهایی درباره خطرناک شدن اوضاع جهانی و بیخردی حاکم بر اداره آن است، و به همین دلیل، جهان به نگاه کاملاً متفاوتی نیاز دارد.
1- بحرانهای سیاسی (دارای ماهیت فرهنگی)
حادثه 11 سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ بینالملل به شمار میآید که به عنوان هشداری برای ابرقدرتها به خصوص آمریکا، بیانگر این واقعیت بود که هرگاه بنیان تصمیمگیری به ویژه در تصمیمهایی همراه با آثار جهانی، نگاه سیستماتیک و کلاننگر نباشد، هزینههای سنگینی خواهد پرداخت. در هیچ سیستمی یک عنصر و یا معدودی از عناصر نمیتواند به قیمت عقبماندگی عناصر دیگر رشد کند و کل سیستم متعادل باقی بماند. در جهان امروز که رهبران کشورهای بزرگ، مشروعیت جهانی خود را بسرعت از دست میدهند، خلاء رهبری، سیاهچالهایی را پدید آورده که بیش از هر چیزی نیروی حیاتی جوامع پیشرفته را به درون خود میبلعد.
بحرانهای فرهنگی ـ اجتماعی در سطوح مختلف بازتاب دارد. از جمله در سطح بینالمللی، تقابل اسلام ـ مسیحیت از جانب کانونهایی هدایت میشود که در پی منافع کوتاهمدت بوده و به نجات جامعه بشری از بنبستهای کنونی نمیاندیشند. در سطح فردی، این بحران به بهترین وجه خود را در آشفتگی روانی و احساس بیقراری و عدم امنیت درونی و محیطی متجلی ساخته است. همه (اعم از دارا و ندار و پیشرفته و عقب مانده) از هم میپرسند این همه هیاهو برای چیست؟ و غایت زندگی از چه قرار است؟ این وضعیت پس از حادثه 11 سپتامبر در آمریکا و اروپا شدت بیشتری یافته است.
دستاوردهای انقلاب دیجیتال همراه با پیشرفتهای سایر حوزههای علوم و تکنولوژی، شکافهای تازهای هم پدید آورده است. شکاف دیجیتال، شکاف تکنولوژی، شکاف دانش و شکاف ژنتیک باعث شده بخشی از جهان بسرعت به پیش رود و بخشی دیگر عقب بماند. شاید ریشه اصلی بحرانهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در بروز همین شکافهای روزافزون باشد.
2- ویژگیهای انقلاب دیجیتال
امروزه در ادبیات جهانی به دو واژه «تکنولوژی اطلاعات» و «تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات» بر میخوریم که حاصل آن انقلاب دیجیتال است که باعث پدید آمدن عصر دیجیتال شده است؛ عصری که در آن تکنولوژیهای دیجیتال به سرعت به همه عرصههای زندگی انسان نفوذ کرده و قاعده بازی را در همه عرصهها از جمله اقتصاد، تجارت، آموزش، سرگرمی، معاشرت، ارتباطات، جنگ و ... تغییر داده است.
انقلاب دیجیتال، محصول تعاملی پیچیده ترکیبی از علوم و تکنولوژیها مانند الکترونیک، رایانه، روباتیک، مخابرات، ارتباطات، سایبرنتیک، هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، تئوری اطلاعات، علومشناختی، زبانشناسی، عصبشناسی، روانشناسی اعصاب، ژنتیک و... است و باعث پیدایش عظیمترین اختراع بشر یعنی شبکه جهانی اطلاعات و ارتباطات شده که تمام زوایای زندگی فردی و اجتماعی انسانها را تحت تأثیر قرار داده و میدهد. (امواج تحول مهمی چون مجازی شدن و جهانی شدن نیز از آثار انقلاب دیجیتال شمرده میشود).
انقلاب دیجیتال در اقتصاد هم باعث پیدایش مفاهیم اقتصادی جدیدی چون اقتصاد فراماده، اقتصاد بیوزن و اقتصاد نرمافزاری شده و آثاری را بر عرصههای مختلف زندگی بشری تحمیل کرده است که برخی از آنها عبارتند از:
تغییر قاعده بازی تولید ثروت و رقابت؛
تعریف جدید از مفاهیم اقتصادی؛
تبدیل عواملی چون سرمایه انسانی، سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی، دانایی، خلاقیت، نوآوری و ارتباطات به مهمترین داراییها و مؤثرترین عوامل بهرهوری؛
تبدیل، راهاندازی و ایجاد شبکه عصبی دیجیتال به عامل توسعه؛ تلقی از اینترنت به عنوان جدیدترین و مهمترین دارایی عمومی جهانی؛
شکلگیری و رشد بازارهای بورس و سرمایه مالی جهانی از طریق مبادله میلیاردها دلار، بدون انتقال فیزیکی پول یا سرمایه؛
دگرگون ساختن ساختار مشاغل (از بین رفتن بسیاری مشاغل و پیدایش انواع تازهای از آنها)
حذف نیروی انسانی ساده و بدون مهارت و جایگزینی آن با نیروی انسانی متخصص و دارای مهارتهای مربوط به تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات؛
تغییر الگوهای کار، فراغت، معاشرت و سرگرمی در عرصههای اجتماعی و پیدایش الگوها و ساختارهای جدید در سطح سازمان؛
دگرگونی در قاعده بازی آموزش رسمی از طریق یادگیری الکترونیک و تبدیل کالاهای فرهنگی به مهمترین کالاهای قابل مبادله در بازارهای جهانی؛
دگرگونسازی الگوی زندگی فردی از طریق فراهم آوردن فرصتهای شگفتانگیز برای بهبود کیفیت زندگی، یادگیری، توانمندسازی و توسعه قابلیتهای فردی؛
این ابزاری مهم در جهت راهاندازی و تسریع فرآیند دمکراتیزه شدن در عرصه سیاسی و ایجاد تحول در الگوهای حاکمیت، اعمال اقتدار، انتخابات، مشارکت، رابطه مردم، حاکمیت، پاسخگویی نظام حکومت در برابر مردم، مرزهای نظارت و کنترل و مهمتر از آن ترکیب حقوق فردی و مدنی، شهروندی و حقوق بشری محسوب میشود.
انقلاب دیجیتال اگر چه جهان را یکپارچه و مرتبط به هم ساخته است، اما عصر دیجیتال دغدغههای بسیاری را هم به همراه خود آورده است که مهمترین آن نابرابری به خصوص در دانایی و اطلاعات میباشد که به نابرابریهای موجود عمق و ابعاد تازهای بخشیده است؛ نابرابری جدیدی که «شکاف دیجیتال» نامیده میشود.
3- شکاف دیجیتال
شکاف دیجیتال، فاصله روزافزون کشورهای توسعه نیافته از کشورهای توسعه یافته در مواردی چون دسترسی به تکنولوژیهای دیجیتال، استفاده از این تکنولوژیها در تمام بخشها و سطوح زندگی فردی و اجتماعی و توانایی بکارگیری آن در ایجاد زیرساخت مناسب برای مشارکت فعال در تولید دانش و تکنولوژی دیجیتال و معرف ابزار، کالاها و خدمات مربوط به آن است. این شکاف با شاخصهای متفاوتی سنجیده میشود و جامعترین آنها، شاخص جامعه اطلاعاتی است که بانک جهانی آن را ارائه داده و شامل 23 متغیر در چهار زیر ساخت به شرح زیر است:
زیرساخت کامپیوتر (سرانه کامپیوتر نصب شده، تعداد کامپیوتر بر حسب خانوادهها، تجاری، دولتی، آموزشی، و مخارج نرمافزار و سختافزار)
زیرساخت اینترنت (حجم تجارت الکترونیکی، تعداد کاربران خانگی و تعداد کاربران در کسب و کار و در سازمانهای آموزشی)
زیرساخت ارتباطات (تعداد خطوط تلفن، سرانه مالکیت گیرندهای رادیو، تلویزیون، نمابر، تلفن سیار و ...)
زیرساخت اجتماعی (تعداد دانشآموزان متوسطه و دبیرستانی، میزان مطالعه و میزان آزادیهای مدنی، مطبوعاتی)
1- 3- رتبهبندی کشورها
بر اساس متغیرهای یادشده، کشورهای جهان در سال 2001 به پنج گروه زیر تقسیمبندی شدهاند:
1- پرشتاب: کشورهایی که اسکیت به پا بسته و تند و پرشتاب در مسیر عصر دیجیتال حرکت میکنند. این کشورها در موقعیتی عالی برای بهرهگیری از مواهب این عصر قرار دارند؛ چرا که زیر ساختهای پیشرفتهای را در حوزههای چهارگانه تدارک دیدهاند. سوئد، نروژ، فنلاند، آمریکا، دانمارک، انگلستان، سوئیس، استرالیا، سنگاپور، هلند، ژاپن، کانادا، آلمان، اتریش و هنگ کنگ، به ترتیب پانزده کشور این گروهاند.
2- صاحبان گامهای بلند و مؤثر: کشورهایی که با گامهای بلند و مؤثر در راه دیجیتالی شدن حرکت میکنند. دوازده کشور این گروه که هدفمند و با برنامه وارد عصر اطلاعات شده و بخش مهمی از زیر ساختهای لازم را ایجاد کردهاند به ترتیب عبارتاند از: زلاندنو، بلژیک، تایوان، کره جنوبی، ایرلند، فرانسه، رژیم صهیونیستی، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، یونان و جمهوری چک.
3- دوندگان پر سرعت: کشورهایی که با توجه به تجربه و تحمل فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، با تغییر اولویتهای خود سعی دارند با تمام نیرو راه برای دیجیتالی شدن هموار نمایند. امارات، مجارستان، لهستان، آرژانتین، مالزی، شیلی، بلغارستان، رومانی، کاستاریکا، پاناما، آفریقای جنوبی، ونزوئلا، روسیه، ترکیه، مکزیک واکوادور، به ترتیب شانزده کشوری هستند که در این گروه قرار دارند.
4- تفریحکنندگان: کشورهایی که تفریحکنان در این مسیر به راه افتادهاند و در بخش مهمی از آنها، منابع مالی، جمعیت زیاد باعث شده که حرکتشان پایدار و استوار نباشند به ترتیب عبارتاند از: عربستان سعودی، برزیل، کلمبیا، تایلند، فیلیپین، پرو، اردن، مصر، چین، اندونزی، هند و پاکستان.
5- آغازگران: پانزده کشور از جمله ایران که به تازگی وارد این عرصه شدهاند و در آنها هنوز زیر ساختهای لازم برای بهرهبرداری از عصر دیجیتال ایجاد نشده است. این گروه که چهل در صد از جمعیت جهان و چهار درصد از تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص میدهند، سهمی کمتر از یک درصد از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات جهانی داشته و فاصله آنها با چهار گروه دیگر، شکاف دیجیتال را پدید آورده است.
معنای واقعی انقلاب دیجیتال با نگاهی به تاریخ بهتر درک میشود. در اقتصاد کهن قرن نوزدهم، زمین منبع ثروت محسوب میشد و ثروتمندترین کشورها، کشورهایی بودند که یا از منابع طبیعی غنی و زمینهای حاصلخیز برخوردار بودند و یا از طریق استعمار و شیوههای دیگر به منابع سرشار کشورهای دیگر چنگ میانداختند. اما امروزه منبع جدید ثروت، نیروی فکر است، و به همین دلیل شرکت مایکروسافت در آغاز سال 2000 میلادی با 500 میلیارد دلار دانایی، با ارزشترین شرکت جهان محسوب میشد، در حالی که ارزش داراییهای فیزیکی (شامل ساختمان، تجهیزات و ...) به سختی به 10 میلیارد دلار میرسید؛ چرا که همه ساله برای حفظ پیشگامی خود در جهان سه میلیارد دلار صرف تحقیق و توسعه میکند و میکوشد بهترین مغزها را جذب نماید.
2- 3- سه منطقه تکنولوژیکی جهان
بر اساس مطالعات «جفری سکس» در دانشگاه هاروارد آمریکا، کشورهای جهان بر مبنای دو معیار تعداد حق امتیاز اختراعات به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت و سهم صادرات تکنولوژی پیشرفته از تولید ناخالص ملی به سه منطقه تکنولوژیکی زیر تقسیم میشود:
1- نوآوران تکنولوژی: کشورهایی که به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت دارای 10 حق امتیاز (اختراع ثبت شده) بوده و صادرات تکنولوژی پیشرفته در آنها حداقل دو درصد تولید ناخالص ملی است.
2- کاربران تکنولوژی: این کشورها با فراهم آوردن زیر ساختهای لازم، توانایی بالایی در جذب داناییها و تکنولوژیهای پیشرفته دارند.
3- حذف شدگان: این کشورها یا در تولید و جذب و مصرف تکنولوژی پیشرفته سهمی ندارند و یا سهم آنها ناچیز است. ایران در این گروه قرار دارد و سهمش از صادرات تکنولوژی پیشرفته و حق امتیاز بسیار ناچیز است. ایران در سال 2001 تنها یک حق امتیاز داشته، در حالی که در سال 1997 این رقم برای آمریکا 111906 بوده است.
4- ایران و عصر دیجیتال
شاید معتبرترین اطلاعات موجود در مورد سنجش وضعیت ایران در مقایسه با کشورهای جهان، پروژه توسعه انسانی باشد که بر حسب «اطلاعات توسعه انسانی» رتبهبندی میکنند. البته این شاخص به طور مستقیم وضعیت دیجیتالی را نمیسنجد، اما مؤلفههای آن معرف زیر ساختهای مهمی است که برای استفاده از دستاوردهای انقلاب دیجیتال در فرآیند توسعه ضرورت حیاتی دارند. بر اساس نتایج گزارش 2003 این شاخص، ایران در میان 173 کشور، با رتبه 98 در گروه میانه قرار دارد و ارزش شاخص آن 721% است که نسبت به رقم 556% در سال 1975 بهبود یافته است و جای امیدواری دارد.
در مورد عملکرد جمهوری اسلامی ایران در عرصههای دیجیتال، تا سال 1380 برنامه و سیاست مشخصی برای دیجیتالی شدن ارائه نشده تا آنکه در تاریخ 81/3/28 اجرای طرح ملی «توسعه و کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات» (تکفا) در قالب قانون بودجه سال 1381 تصویب شده و دبیرخانه شورایعالی اطلاع رسانی مکلف گردید با همکاری و هماهنگی همه دستگاهها در راه تکمیل و تصویب برنامه جامع آن اقدام کند. بخشهای اصلی این طرح عبارت است از: توسعه منابع انسانی و آموزش الکترونیک، فرهنگ در محیط رایانهای، دولت الکترونیک، خدمات الکترونیک، تجارت الکترونیک، اقتصاد الکترونیک، شبکه زیرساخت اطلاع رسانی ملی، بستر قوانین، شرکتهای کوچک و متوسط و بخش صنعت.
اگر چه این طرح گامی مثبت (و دیرهنگام) در جهت همگامسازی با تحولات دیجیتال در جهان محسوب شده و در آن الزامات و اهمیت دیجیتالی شدن در حوزههای مختلف برای ایران تشریح شده است، اما تجربه نشان داده است که برنامهها و طرحهای ملی به دلیل بیتوجهی به الزامات اجرایی در عمل با شکست مواجه شدهاند. از جمله الزامات در این طرح، ایجاد زیرساختها و ظرفیتهای مناسب است که کشور ما در این زمینه وضعیت خوبی ندارد. اما تجربه جهانی توجه ما را به نکاتی جلب میکند که در صورت عمل به آنها میتوان وضعیت کشورمان را در این زمینه تا حدودی بهبود بخشید:
عرضه ارزان و آسان تکنولوژیهای دیجیتال برای مردم.
لازم بودن ولی کافی نبودن تکنولوژیهای دیجیتالی و ایجاد زیر ساختهای دیجیتال (بعد سخت افزاری)
رابطه زیر ساختهای مناسب (مانند زیر ساختهای سیاسی، اجتماعی و سازمانی) با توسعه، بهبود بهرهوری و کارآیی، کیفیت و رقابت پذیری در سازمانها و کشورها.
ایجاد زیر ساختها در سطح کلان شامل نهادها و ساختارهای دمکراتیک.
ایجاد زیر ساختها در سطح خرد شامل تحول در ساختار سازمانی سازمانها در جهت ساختارهای منعطف، ارگانیک، مسطح، تیمی، مشارکت جو و دموکراتیک، مهندسی نوین فرآیندها و فرآیند محور و تکنولوژی (اطلاعات) محور شدن سیستمهای مدیریت، پدید آوردن سرمایه انسانی مناسب از طریق صرف وقت و هزینه لازم، نوآوری و دانایی محور و تحول جو شدن فرهنگ سازمانی، طراحی نوین برای دیجیتالی کردن سیستمهای عملیاتی، اطلاعاتی و پرسنلی و نوسازی آنها همگام با تحولات تکنولوژی اطلاعات.
طراحی، اجرا و هدایت دیجیتالی شدن فرآیندها و سیتمها با هدف بهبود بهرهوری، کیفیت و رقابتپذیری.
1- 4- فرصتها
انقلاب دیجیتال فرصتهای بسیاری را برای توسعه ایران به همراه دارد و در حوزه اقتصاد، سه بخش صنعت، کشاورزی و خدمات میتوانند به خوبی از مزایای این تحول بهرهمند شوند. ورود به فضای پر رقابت جهانی در عرصه صنعت، فعالیتهایی چون آموزش، پژوهش، تجارت، بانکداری، بیمه، خدمات مالی، جهانگردی و خدمات بیمارستانی در عرصه خدمات، بهبود بهرهوری در فرآیندهای کاشت، داشت و برداشت و نگهداری و بستهبندی و صادرات محصول در عرصه کشاورزی از الزامات و نتایج ایجاد تحول دیجیتالی در عرصههای یاد شده است. به طور کلی مهمترین فرصت انقلاب دیجیتال، مواجهه با الزام مهندسی مجدد ساختارها و فرآیندها و الگوهای سازماندهی است.
در عرصه فرهنگ، فرصت درخشانی برای مبادله کالاهای فرهنگی و داشتن سهمی مناسب در بازار کالاهای فرهنگی و ایفای نقش خود در ارائه میراث پر بار فرهنگی و ادبی به جامعه جهانی پدید خواهد آمد. همچنین با اشاعه امکانات یادگیری و آموزش الکترونیک، جمعیت جوان، باهوش و نوجوی ایرانی در معرض فرصتهای بیشمار انواع یادگیریها و آموزشهای رسمی و غیر رسمی قرار میگیرد. در عرصه سیاسی هم فرصت خوبی برای یادگیری و تمرین رفتارها و الگوهای دمکراسی و مشارکت آگاهانه در عرصههای سیاسی و اجتماعی فراهم میآید.
2-4- تهدیدها
انقلاب دیجیتال در کنار فرصتهای یاد شده، تهدیدهایی را نیز به همراه دارد که برخی از آنها عبارتند از:
شکاف دیجیتال و عدم تحمل عقبماندگی کشور در این زمینه از سوی مردم.
چالش سنت و مدرنیته
ناامنی سیستمهای امن اطلاعات دولتی و حکومتی
ناامنی سیستمهای امن اطلاعات شخصی و خصوصی مردم
5- نتیجه
به هر حال بر انقلاب دیجیتال نوعی جبر حاکم است و در برابر امواج آن هیچ کشوری نمیتواند مقاومت کند. چه بهتر که با برنامهریزی سنجیده، فرصتهای از دست رفته برای بهرهگیری از مواهب آن جبران شود و با مدیریت و رهبری خردمندانه، با روبرو شدن با این چالشها، این تحول را به اهرم توسعه همه جانبه و پایدار تبدیل سازیم.