تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۰۰۹۷۳

"صلح، استراحت میان دو جنگ است" این یک ضرب‌المثل قدیمی روسی است. روس‌ها در تاریخ سراسر پرالتهاب و خشونت‌آمیز خود یا در جبهه داخلی سرگرم سرکوب شورش بودند یا درگیر جنگ با همسایه‌های خود، شاید به قول "کلازوویتس" توسل به ارتش ادامه دیپلماسی است به روش دیگر!
می‌گویند معماری روس‌ها خشن است. ساختمان‌ها و پل‌های بزرگ و زمخت و بناهای به یادگار مانده از سده‌های گذشته گویای این واقعیت است.
می‌گویند کالای روسی لوکس نیستند ولی محصولات این کشور در زمینه آهن‌آلات، فولاد و چدن در جهان ممتاز است.
می‌گویند نژاد اسلاو، نژاد خشنی است اگر نیم‌نگاهی به تاریخ سرزمین روسیه بیندازیم متوجه خشونت‌های تزارهای روسی می‌شویم حتی در نظام کمونیستی پس از لنین، جوزف استالین دومین رهبر اتحاد جماهیر شوروی را به سبب خشونت‌هایی که در طول بیش از سه دهه حکومت بر اتحاد شوروی کرد با ایوان مخوف از تزارهای بی‌رحم و خونخوار خاندان رومانف مقایسه می‌کنند.
ضرب‌المثل‌ها، معماری، ساخت کالاها، تاریخ و... متاثر از اندیشه انسانهاست. سیاست در این کشور نیز نشات گرفته از همین خوی و خصلت است. باید اعتراف کرد که سیاست حرفه‌ای بی‌رحم است اما در روسیه بی‌رحم‌تر و خشن‌تر از دیگر کشورهاست. صاحب‌نظران و کارشناسان این حوزه جغرافیایی خشن، زمستان‌های بسیار سخت و طبیعت بی‌رحم را از عوامل تأثیرگذار در خلق و خوی روس‌ها می‌دانند. البته اگر گستردگی سرزمین‌های روس‌ها به عنوان، پهناورترین کشور جهان را به آن اضافه کنیم به درستی پی به لزوم حاکمیت مقتدرانه در این کشور می‌بریم. منبع قدرت روس‌ها اتکا به شیوه‌های سلبی و تهدید بوده است تا ساختارهای سازنده و جذاب.
افزون بر این، حاکمیت در روسیه همیشه میل به اقتدار نظامیان و شخصیت‌های امنیتی داشته است این روند حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز ادامه یافت. به نحوی که بوریس یلتسین هرگز با شعارهای آزادی‌خواهانه و لیبرال دموکراتیک نتوانست جمهوری فدراتیو روسیه را اداره کند او در پایان دوره دوم ریاست جمهوری‌اش به سراغ یک نظامی کارکشته و امنیتی رفت. این‌گونه بود که ولادیمیر پوتین مرد مرموز، ناشناخته و مامور سابق کا-گ-ب (پلیس مخفی و امنیتی شوروی) ناگهان در جهان سیاست آشکار شد و بسیار سریع به مقام ریاست جمهوری روسیه رسید.
پوتین پس از به قدرت رسیدن سیستم امنیتی جدیدی در روسیه پیاده کرد. او با دعوت از میلیاردرهای روسی از آنها خواست به کارهای اقتصادی خود برسند و از دخالت در سیاست خودداری کنند. وی میلیاردرهایی را که از دستوراتش سرپیچی کردند را یا زندانی کرد یا فضایی برای آنها ایجاد کرد که موجب خروج آنها از کشور شد. اندک میلیاردرهایی که در کشور باقی ماندند جنگ پنهانی با او را آغاز کردند. تحلیل‌گران سیاسی معتقدند بودجه نظامی چچن‌های جدایی‌خواه و ناراضیان دولت را میلیاردرهای ناراضی از دولت پوتین تامین می‌کنند.
جمهوری فدراتیو روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان وارث شوروی با مشکلات فراوانی روبرو شد. تعدد اقوام در جنوب این کشور موجب بروز مشکلاتی برای روسیه شد.
قفقاز به دلیل دارا بودن اقوام گوناگون به موزاییک اقوام شهرت دارد بنابراین مسکو صرف‌نظر از اینکه در قفقاز جنوبی با سه جمهوری تازه استقلال یافته گرجستان، آذربایجان و ارمنستان در روابط خارجی خود دچار فراز و فرودهایی است در قفقاز شمالی هم استقلال‌خواهی چچن‌ها و اینگوش‌ها بیش از یک دهه است که مردان کاخ کرملین را آزار می‌دهد.
در منطقه جنوب‌غربی روسیه و در جهت شرق به غرب رشته‌کوههای قفقاز بیش از هفت جمهوری خودمختار به حیات سیاسی خود ادامه می‌دهند جمهوری‌های خودمختار داغستان، چچن، اینگوش، اوستیای شمالی، کاباردار بالکار، آیدگه و قاراچای ـ چرکس که تا پیش از سال 1993 به صورت یک استان خودمختار در ترکیب روسیه قرار داشتند با قوانینی که در همین سال به تصویب دومای روسیه رسید از استان‌های خودمختار به جمهوری‌ خودمختار ارتقاء یافتند ولی جنگ‌های چریکی با دولت مسکو زمانی آغاز شد که برخی از این جمهوری‌های خودمختار خواهان جدایی از روسیه و استقلال کامل شدند.
چچن‌ها بیشتر از سایر جمهوری‌های خودمختار قفقاز شمالی برای رسیدن به استقلال تلاش کردند آنها 13 سال است که در این راه با دولت مرکزی مبارزه می‌کنند اما هرگز به خواسته‌های خود نرسیده‌اند.
بوریس یلتسین در دوره اول ریاست جمهوری‌اش کوشید تا با گفتگو، اختلافات را حل و فصل کند اما او در این راه موفق نشد دور دوم ریاست جمهوری او نیز با حملات جدای خواهان چچنی و جنگ‌های چریکی از سوی آنها همراه بود. جواهر دودایف مرد ثروتمند چچن و رهبر جدایی‌خواهان با در دست گرفتن اسلحه، جنگ‌های چریکی را علیه دولت مرکزی روسیه آغاز کرد. اما روس‌ها سرانجام او را ترور کردند. با ترور او آتش کینه چچن‌ها علیه روس‌ها شعله‌ورتر شد، در حالی که جنگ میان جدای‌خواهان چچنی و دولت روسیه ادامه داشت، یلتسین از قدرت کنار رفت و ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری رسید.
پوتین سیاست "مشت آهنین" را در قفقاز شمالی اتخاذ کرد. او با خودداری از هر گونه گفتگو با جدایی‌خواهان دستور سرکوبی آنها را صادر کرد بنابراین ژنرال‌های روسی علاوه بر جنگ در جنوب روسیه به تعقیب شبه‌نظامیان چچنی، در کوههای قفقاز پرداختند. چچن‌ها نیز از سال 1999 خرابکاری، بمب‌گذاری، ترور و گروگانگیری را آغاز کردند.
نخستین ضربه به روس‌ها زمانی وارد شد که یک گروه از شبه نظامیان چچنی در اکتبر سال 2002 با حمله به تئاتر شهر مسکو بیش از هفتصد شهروند روسی را در سالن تئآتر به گروگان گرفتند. گروگانگیرها خواستار شناسایی چچن مستقل از سوی مسکو شدند. اما دولت روسیه مخالف استقلال چچن بود. بنابراین ماموران امنیتی روسیه با وارد کردن گازهای خواب‌آور به سالن تئآتر به محل گروگانگیری حمله کردند در نتیجه این عملیات بیش از 130 نفر کشته شدند، بعدها مشخص شد گازهایی که نیروهای امنیتی روسی در این عملیات استفاده کردند علاوه بر داشتن اثر خواب‌آور دارای خواص مرگ‌آوری نیز بودند.
بحران گروگانگیری اکتبر 2002 دستاویزی شد تا رهبران کاخ کرملین در سرکوبی بیشتر چچن‌های جدایی‌خواه با دست باز عمل کنند. از آن پس روس‌ها برای سرکوبی شورشیان چچن نیروهای زیادی به منطقه اعزام کردند. اما مسکو برای سرکوب جدای‌خواهان چچنی نیاز به چراغ سبز آمریکا و اروپایی‌ها داشت. کرملین به این منظور مجبور به دادن امتیازهای زیادی به غربی‌ها شد. از دیگر سو مبارزه با چچنی‌ها همواره هزینه‌های اقتصادی سنگینی برای روس‌ها داشته است. با این که مسکو با افزایش نیروهای نظامی خود در قفقاز شمالی زمانی اوج گرفت که کرملین هرگونه مذاکره با رهبران شورشیان چچنی را ممنوع کرد و بر مبارزه تا نابودی شورشیان پافشاری کرد.
این‌گونه بود که "اصلان مسخدوف" و "شامیل باسایف" رهبران جدای‌خواهان چچنی دستور عملیات خرابکارانه را صادر کردند، مسخدوف در این راه حتی دوست صمیمی خود "احمد قادراف" رئیس‌جمهور چچن را ترور کرد با کشته شدن قادراف در بیست اردیبهشت ماه سال جاری در جایگاه ویژه ورزشگاه گروزنی چچن‌ها در کمتر از یک سال دوباره به پای صندوق‌های رای رفتند تا از میان هفت نامزد انتخابات یکی را به عنوان رئیس جمهوری انتخاب کنند. سرانجام در پایان انتخابات روز 8 شهریور سال جاری "آلوآلخانف" وزیر کشور سابق چچن به عنوان رئیس جمهوری برگزیده شد. در حالی که انتظار می‌رفت در هنگام رای‌گیری عملیات تروریستی علیه نظامیان روسی شدت گیرد اما چچن‌ها و روس‌ها در این انتخابات روز آرامی را پشت سر گذاشتند.
آلخانف پس از تکیه زدن بر صندلی شماره یک جمهوری خودمختار چچن جنگ با شورشیان را براساس آنچه رهبران کاخ سفید بر آن تاکید داشتند در دستور کار خود قرار داد. تنها چند روز پس از آن اصلان مسخدوف و شامیل باسایف دو رهبر جدای‌خواه چچنی دستور حملات تروریستی را صادر کردند در نخستین اقدام تروریستی دو هواپیمای روسی در منطقه قفقاز ساقط شد خلبانان و بیش از 90 مسافر و خدمه در این حادثه کشته شدند. مهندسان روسی سرگرم بررسی جعبه سیاه هواپیمای سقوط شده بودند که حادثه تروریستی دیگری در یکی از ایستگاه‌های متروی شهر مسکو رخ داد در این حادثه یک زن چچنی با بستن مواد منفجره اقدام به حرکت انتحاری کرد و موجب کشته و زخمی شدن دهها شهروند روسی شد.
ساعاتی بعد روسیه با بزرگترین حادثه گروگان‌گیری تاریخ این کشور مواجه شد. شبه‌نظامیان چچنی و اینگوشی با یورش به مدرسه‌ای در شهر "بسلان" اوستیای شمالی بیش از هزار دانش‌آموز، والدین آنها و کارکنان این مدرسه را به گروگان گرفتند ولادیمیر پوتین که آماده پرواز به ترکیه بود سفر خود به آنکارا را لغو کرد و از استراحت‌گاه خود در کنار دریای سیاه به سرعت خود را به مسکو رساند تا بر عملیات نجات گروگان‌ها نظارت کند.
سه روز از آغاز گروگانگیری گذشت. اما نیروهای امنیتی روسیه نتوانستند با گروگانگیران به توافق برسند فشارهای داخلی و خارجی برای نجات گروگان‌ها بر مسکو شدیدتر شد.
از سوی دیگر گروگانگیرها تهدید کردند در صورتی که مقامهای روسیه با خواسته‌های آنها موافقت نکنند تک‌تک گروگان‌ها را خواهند کشت در پایان ضرب‌الاجل تعیین شده چند گروگان کشته شد در این حین چند دانش‌آموز از غفلت گروگانگیرها استفاده و موفق به فرار شدند.
اما گروگانگیرها تا تامین خواسته‌های خود هرگز حاضر به آزادی گروگان‌های دیگر نبودند. آنها برای آزادی گروگان‌ها پیش‌شرط‌های سنگینی را پیش کشیدند، کناره‌گیری ولادیمیر پوتین از مقام ریاست جمهوری، استقلال چچن، خروج بی قید وشرط نیروهای روسی از این جمهوری خودمختار و آزادی سریع زندانیان از زندان تنها چند خواسته سنگین گروگانگیرها بود.
روس‌ها وقتی موفق به متقاعد کردن گروگانگیرها نشدند با تخریب دیوار مدرسه دست به حمله زدند تا خونین‌ترین حادثه روسیه پس از فروپاشی شوروی رقم بخورد. شدت حمله به حدی بود که بسیاری از اجساد به علت سوختگی شدید قابل تشخیص نبودند. بسیاری از پدران و مادران با در دست داشتن عکس‌های فرزندان خود در لابه‌لای اجساد دنبال کودکان خود می‌گشتند.
در این حادثه بیش از 500 نفر کشته و نزدیک به 500 نفر دیگر نیز به شدت زخمی شدند. توسل به خشونت برای حل بحران گروگانگیری خشم مردم روسیه و جهان را برانگیخت. خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها و مطبوعات سراسر جهان در حجم بسیار بالایی به پیگیری اخبار این رویداد تلخ پرداختند. بسیاری از کشورهای جهان با حادثه دیدگان ابراز همدردی کردند.
از سوی دیگر فعالان حقوق بشر و مقام‌های سیاسی برخی کشورها دولت روسیه را به سبب ناتوانی در حل مسالمت‌آمیز بحران و نادیده گرفتن جان گروگان‌ها تحت فشار گذاشتند. وزیر امور خارجه هلند بشدت به مقام‌های روسی حمله کرد. این امر موجب تیره شدن روابط مسکو ـ آمستردام شد. روس‌ها برای تحت فشار قرار دادن هلند، سفیر این کشور را به وزارت امور خارجه فراخواندند. سرانجام بحران در روابط دو کشور با خویشتنداری دو طرف برطرف شد.
اما مهم‌ترین دغدغه روس‌ها تقویت حس انتقام‌گیری مردم اوستیای شمالی از همسایه اینگوش خود است. جنگ سختی میان این دو جمهوری خودمختار پس از انحلال شوروی روی داد که در نتیجه آن نیروهای اینگوش از خاک اوستیای شمالی خارج شدند از این رو روس‌ها نگران شعله‌ور شدن مجدد اختلافات قومی و مذهبی در جنوب کشور خود هستند.
نخستین ترکش این حادثه برکناری وزیر کشور اوستیای شمالی از سوی رئیس جمهوری این جمهوری خودمختار بود بحث جدی برکناری رئیس سازمان امنیت روسیه نیز به دفعات در مطبوعات و رسانه‌های این کشور مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
اما آنچه در این بین مهم می‌نماید واکنش ولادیمیر پوتین به سه رویداد تروریستی اخیر در قفقاز است پوتین به ویژه پس از حادثه خونین گروگانگیری شهر بسلان در موضعگیری هدفمند خواستار تغییراتی در قانون اساسی سال 1993 شد. این قانون با هدف حذف نظام سابق (شوروی) از سوی بوریس یلتسین و مشاورانش تنظیم و به همه‌پرسی گذاشته شد.
تصمیم اخیر پوتین مبنی بر تغییر قانون مصوب 1993 موجب اعتراض شدید یلتسین شد او پس از سالها سکوت بالاخره لب به سخن گشود و با انتقاد از پوتین مدعی شد رئیس جمهوری روسیه از روح قانون اساسی 1993 دوری جسته، لیبرال دموکراسی را کنار زده و قصد بازگرداندن روسیه به عقب را دارد. اما ولادیمیر پوتین با اعلام اینکه این قانون موجب بروز مشکلاتی در جامعه روسیه شده خواستار بازنگری در آن براساس شرایط جدید روسیه شد.
طرفداران پوتین برای وادار کردن یلتسین به سکوت خواستار، رسیدگی به پرونده وی از سال 1988 تا زمان کناره‌گیری شدند.
پوتین و یارانش تصمیم گرفته‌اند برای حل مشکلات، بیشتر اختیارات را در مسکو متمرکز کنند، قانون انتخابات دوما و فرمانداران 89 گانه را اصلاح کنند و امور دفاعی و امنیتی را تقویت کنند. گویا آنها پیشتر از این منتظر بهانه‌ای برای اجرای برنامه‌های خود بودند.
مسکو تلاش برای راه‌اندازی سیستم امنیتی اف-بی-اس به جای کا-گ-ب سابق را آغز کرده است. دومای روسیه در اول مهر ماه تشکیل جلسه داد و در نخستین گام به منظور مسدود ساختن منابع مالی داخلی و خارجی توریست‌ها قوانین مربوط به مهاجرت، مبارزه با جنایت و بانک‌ها را مورد بازنگری قرار داد.
با این وجود اظهارات اخیر پوتین و اقدامات دوما مبنی بر برداشتن سیستم انتخابات در ایالات 89 گانه و دادن حالت انتصابی به فرمانداران به جای مکانیسم انتخابی علاوه بر داخل واکنش‌هایی را در خارج از جمهوری فدراتیو روسیه نیز به همراه داشت. مجله اکونومیست با انتقاد از اقدامات پوتین آن را نوعی دیکتاتوری ارزیابی کرد این مجله همچنین با طرح کاریکاتوری تحولات روسیه پس از سه حادثه تروریستی اخیر را به باد تمسخر گرفت در این کاریکاتور یک تانک به تصویر کشیده شده که لوله آن به سوی صندوق رای گیری نشانه گرفته شده است در بالای صفحه این نوشته به چشم می خورد "زود باش این صندوق را منفجر کن شاید یک تروریست داخل آن مخفی شده باشد!"
مخالفان دولت پوتین بویژه کمونیست‌ها در داخل با برپایی راهپیمایی‌هایی مخالفت خود را با اقدامات دولت ابراز کردند اما به رغم همه مخالفت‌های داخلی و خارجی پوتین عزم خود را برای اجرای طرح‌های امنیتی در روسیه جزم کرده است.
گفته می‌شود حتی برخی از نمایندگان دو آتشه دوما علاوه بر تلاش برای تصویب قوانین شدیدتر مجازات علیه تروریست‌ها و حامیان آنها خواستار برقراری دوباره مجازات اعدام در روسیه هستند.
به هر حال جنگجویان چچنی در تلاش برای استقلال چچن با جمعیت یک میلیون و صد هزار نفری هستند آنها برای رسیدن به این هدف خود از سال 1991 تا به حال با دولت مرکزی جمهوری فدراتیو روسیه وارد جنگ شده‌اند که حاصل آن پس از 13 سال کشته شدن هزاران نفر از مردم بی‌گناه بوده است.
در آن سو روسیه هرگز حاضر به جدایی جمهوری خودمختار چچن از این کشور نیست حاصل‌خیز بودن منطقه قفقاز شمالی و عبور لوله‌های نفت‌ دریای خزر از منطقه از جمله دلایل مهم مخالفت‌ روس‌ها با استقلال چچن‌ها است.
روس‌ها نیک می‌دانند که با موافقت با جدایی و استقلال چچن تب استقلال خواهی سایر جمهوری‌های خودمختار بویژه اینگوش‌ها، داغستانی‌ها و... داغ‌تر خواهد شد. در آن صورت جنوب روسیه به کانون تنش‌های سیاسی و نژادی تبدیل خواهد شد، بنابراین بی‌دلیل نیست روس‌ها از هر اهرمی برای فشار آوردن به جدایی خواهان چچنی استفاده می‌کنند و مانع از وقوع چنین امری می‌شوند.
حادثه گروگانگیری شهر بسلان و توسل به خشونت برای حل و فصل این بحران اگرچه موجی از انتقادهای شدید داخلی و خارجی را علیه رهبران روسیه در پی داشت اما مسکو در این ماجرا نشان داد هرگز حاضر نخواهد بود با گروگانگیرها، شورشیان و جدایی‌خواهان معامله کند، بلکه اگر لازم باشد به خشن‌ترین شیوه با بحران‌های این چنینی برخورد می‌کند.
در کش و قوس ماجرای گروگانگیری در شهر بسلان اوستیای شمالی دولت روسیه بلافاصله درخواست تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت کرد نماینده این کشور در شورای امنیت با تاکید بر مبارزه با تروریسم از جهانیان خواست تا کشورش را در این راه یاری دهند.
به دنبال آن پوتین در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد، ما هرگز با قاتلان کودکانمان گفتگو نخواهیم کرد او بار دیگر بر جنگ با جدایی‌خواهان چچنی و تروریست‌ها پافشاری کرد.
به نظر می‌رسد تحرکات جهانی دولت روسیه بویژه در شورای امنیت سازمان ملل متحد و اقدامات پوتین و نمایندگان طرفدار دولت و روسیه در تصویب قوانین جدید نقشه‌های طراحان گروگانگیری شهر بسلان را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشت. شامیل باسایف که حادثه گروگانگیری مدرسه بسلان اوستیای شمالی را به عهده گرفته است، مدعی شد ما قصد کشتن گروگان‌ها را نداشتیم او انتظار داشت رسانه‌ها و احزاب مخالف دولت پوتین در داخل و حامیان حقوق بشر و دولت‌های آمریکا و اروپایی دولت روسیه را تحت فشار مضاعف قرار دهند تا وی و همدستانش بتوانند با بین‌المللی کردن بحران چچن به اهداف خود برسند.
اما نه تنها چنین نشد، بلکه اقدامات تروریستی او و دیگر رهبران شورشیان موجب حاکم شدن وضعیت استالینی بر جمهوری فدراتیو روسیه شد. ولادیمیر پوتین و نمایندگان دوما با تصمیمات و مصوبه‌های اخیر وضعیت پلیسی شدیدی را در سراسر خاک روسیه ایجاد کرده‌اند.
مصوبات جدید دوما شرایط را برای جهانگردان نیز سخت‌تر کرده است، ماموران گمرک این کشور کیف‌های مسافران را با دقت بازرسی می‌کنند، پناه دادن به مهاجران غیرقانونی در این کشور مجازات بسیار سنگینی را به همراه خواهد داشت.
روس‌ها حتی پس از حمله انتحاری یک زن تروریست در متروی شهر مسکو مانع از کار دست‌فروش‌ها در ایستگاه‌های مترو می‌شوند این اقدام پلیس بزرگترین شهر جهان، اعتراض و راهپیمایی دست‌فروش‌ها را به همراه داشت آنها قصد دارند درخصوص موانعی که پلیس برای کسب و کار آنها ایجاد می‌کند به پوتین شکایت کنند. نظامیان روسی همچنین در قفقاز شمالی مقررات شدیدی را اعمال کرده‌اند، آنها با هرگونه رفت‌وآمد مشکوک برخورد می‌کنند. مدارس هم در جمهوری فدراتیو روسیه بویژه در جمهوری‌های خودمختار قفقاز شمالی به سیستم ایمنی جدیدی مجهز شده‌اند.
به نظر می‌رسد افکار عمومی روسیه به دلیل ترس از حملات دوباره تروریست‌ها تا حدودی آماده پذیرش طرح‌های رئیس‌جمهور روسیه است.
بنابراین در پی سه حادثه تروریستی ماه گذشته در روسیه و برخورد قاطع و انعطاف‌ناپذیر رفیق پوتین با تروریست‌ها، جدایی‌خواهان چچنی باید خواب استقلال جمهوری خودمختار چچن و جدایی از خاک روسیه را ببینند. بویژه اینکه افکار عمومی داخل و خارج روسیه موافق برنامه‌های ولادیمیر پوتین و یارانش در مبارزه با اقدامات تروریستی هستند. از این رو رهبران خشمگین کرملین این بار به جای مشت آهنین، سیاست پتک آهنین را در سرکوب جدایی‌خواهان به کار خواهند گرفت.