ز.دیانی
بالاخره پس از فراز و فرودهای بسیار منتخبان مردم با حضور در خانه ملت سوگند یاد کردند که به آنچه وعده دادهاند عمل کنند اما مجلس هفتم در حالی فعالیت خود را آغاز کرده است که اکثریت آن را اقلیت مجلس ششم تشکیل میدهد لذا جابجایی قدرت میان اکثریت و اقلیت نیروها مهمترین وجه تمایزی است که مجلس هفتم با مجلس اصلاحات دارد در حقیقت اکثریتی که موفق شد در مجلس قبل با درصد بالای از آرا قدرت را در اختیار گیرد امروز تبدیل به فراکسیون ضعیفی شده که مشخص نیست بتواند در جمع کثیری از مخالفان خود ابراز وجود کند.
یک عضو فراکسیون دوم خرداد در مجلس ششم معتقد است: باتوجه به شرایطی که در حال حاضر وجود دارد نمیتوان انتظار داشت که فراکسیون اقلیت بتواند در مجلس اقدام مؤثری انجام دهد. وی گفت: نباید به عملکرد فراکسیون اقلیت دل بست حتی اگر حضور این فراکسیون در مجلس غنیمت باشد.
وی در ادامه شورای نگهبان را مهمترین مانع بر سر راه اصلاحطلبان مجلس ششم دانست و تصریح کرد: در مجلس ششم اصلاحطلبان میخواستند تمام برنامههای اصلاحی خویش را اجرا کنند اما پارهای از موانع مانع تحقق خواست اصلاحطلبان شد لذا در مجلس هفتم نیز نمیتوان به دنبال اصلاحات مورد نظر اصلاحطلبان بود.
عضو دیگری از این فراکسیون با اشاره به احتمال ائتلاف میان اصلاحطلبان و مستقلهای مجلس هفتم میگوید: از آنجایی که تعداد خدمتگزاران مستقل در مجلس هفتم 60 نفر و تعداد اصلاحطلبان نیز 60 نفر میباشد بنابراین چنانچه فراکسیون اقلیت (اصلاحطلب) موفق شوند با مستقلها هماهنگ عمل کنند و له نوعی به این فراکسیون نزدیک شوند قطعاً با تصاحب کرسیهای قابل توجهی میتوانند در تصمیمگیریهای مجلس تأثیرگذار باشند.
وی معتقد است: دیدگاه و افکار برخی از مستقلین مجلس هفتم به اصلاحطلبان نزدیک است. این در حالیست که دیگر عضو جبهه دوم خرداد ضمن رد احتمال ائتلاف میان اصلاحطلبان و مستقلها تأکید میکند: اکثر مستقلینی که در مجلس هفتم حضور دارند وابسته به محافظهکاران هستند. لذا بعید میدانم میان این دو فراکسیون ائتلافی صورت گیرد. از سوی دیگر یک کارشناس مسایل سیاسی معتقد است، هرقدر میان فراکسیون اکثریت مجلس اختلاف بیشتر باشد فراکسیون اقلیت بهتر میتواند بهرهبرداری سیاسی کند.
وی یکسال باقیمانده از عمر دولت خاتمی را بهترین فرصت برای اقلیت اصلاحطلبان میداند و تصریح میکند: اصلاحطلبان با وجود دولت خاتمی قادر خواهند بود در مجلس هفتم مانور بیشتری نسبت به اقلیت مجلس ششم داشته باشند.
اظهارنظرها و تحلیلهایی که امروزه بسیاری از کارشناسان و حتی در برخی موارد اصلاحطلبان ارائه میدهند خبر از عدم کارآیی فراکسیون اقلیت مجلس دارد. درواقع اصلاحطلبان تنها در صورت تضعیف یا حذف رقیب به قدرت مانور فراکسیون اقلیت امیدوارند. گزاف نیست اگر مدعی شویم اکثر این تحلیل و پیشبینیها به دلیل عملکرد ضعیف خود اصلاحطلبان در طول 7 سال گذشته است. در حقیقت با وجود آنکه اصلاحطلبان دولت و مجلس در اختیار داشتند و از همه مهمتر از حمایت و پشتیبانی چند میلیون رأی برخوردار بودند نتوانستند آنطور که باید از قدرت ملی و حکومتی خود استفاده مطلوب را ببرند.
متأسفانه دولت و مجلس اصلاحات به جای آنکه در فکر حل مشکلات معشیتی مردم باشند به دنبال تخریب رقیب برآمدند و هربار با این بهانه که وجود برخی موانع عامل عدم موفقیت برنامههای اصلاحیشان شده است. تنها به دنبال روزنهای گشتند تا دیگری را متهم سازند.
البته نگارنده قصد حمایت، تکذیب، و یا تأئید کارشکنیهای دیگر دستگاهها و جناح رقیب دولت را ندارد. بلکه بررسی نگاه واقعبینانه نسبت به عملکرد 7 سالهی اصلاحطلبان خود گویای حقایقی است که تاکنون هیچ اصلاحطلبی حاضر نشده به آن پاسخ صریح و شفاف ارائه دهد. در این راستا میتوان به ضعف کابینه دولت خاتمی اشاره کرد.
بهطوری که حتی خود اصلاحطلبان نیز به عملکرد ضعیف وزرا بارها اعتراف کردهاند. اما متأسفانه هربار شاهد تبانی میان دولت و مجلس اصلاحات بودیم بهطوری که استیضاح و سؤال از وزیران ناکارآمد نتیجهای جز اتلاف وقت جلسات علنی مجلس را در برنداشت. به هر حال عمر مجلس ششم با تمام کشمکشها پایان یافت و منتخبانی دیگر وظیفه خطیر نمایندگی را عهدهدار شدند.
لذا میتوان با صراحت گفت اگر فراکسیون اقلیت در مجلس هفتم قدرت و ابزار لازم برای اجرای برنامههای خویش را ندارند اما میتوانند به عنوان یک جریان منتقد صریح نسبت به اشتباهاتی که ممکن است اکثریت مجلس گرفتار آن شوند تذکر لازم را داده و با تعامل و همکاری و نفی بازیهای سیاسی حرمت تکتک کرسیهای مجلس که امانتی است از سوی مردم با دفاع از منافع ملی حفظ کنند و بپذیرند که در انتخابات هفتمین دوره مجلس اگر چنانچه مدعیان اصلاحطلبی محبوبیت و مشروعیت در نزد افکار عمومی داشتند.
قطعاً میتوانستند با کاندیداهایی که توسط شورای نگهبان تأئید صلاحیت شدند و در انتخابات مجلس هفتم نیز شرکت کردند با درصد بالایی از آرا این ادعای خود را به کرسی بنشانند که اگر شورای نگهبان آنها را قلع و قم نمیکرد در حال حاضر اکثریت مجلس را نیز به خود اختصاص میدادند. در حالی که با وجود تأئید صلاحیت افراد سرشناسی چون کروبی و جمیله کدیور از جبهه دوم خرداد نتوانستند تا 30 نفر اول رأی موردنظر را کسب کنند پس این حقیقتی است که مردم از شعارهای توخالی زده شدهاند و تنها ادعای اصلاحطلبی نمیتواند نظر موافق مردم را به خود جلب کند.