تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۰۹۸۵

نقاط ضعف
مهمترین نقطه‌ضعف اغلب کشورهای جهان اسلام، ضعف توسعه سیاسی، اداری این کشور است. در مواردی نظام سیاسی مردم‌سالار به سطح قابل تأملی از پیشرفت رسیده و در مواردی دیگر نظام اداری از کارآمدی نسبی برخوردار است ولی کمتر کشوری در جهان اسلام هست که در دو جنبه فوق موفق عمل کرده باشد.
به هر حال کشورهای اسلامی باید این واقعیت را بپذیرند که باید یک رابطه سالم سیاسی را میان دولت و ملت خود برقرار سازند. دولت برآیند آراء مردم است و در چنین شرایطی تهدیدهای بیرونی بهانه و مجالی را برای مداخله پیدا نمی‌کنند.
در زمینه اداری نیز، سرطان بوروکراسی کماکان عامل اصلی کندی و فساد توسعه در ابعاد مختلف آن است. بنابراین کشورهای مسلمان باید پیش از آنکه گناه همه موانع و مشکلات را بر‌‌ گردن تهدیدات یا بازیگران بیرونی بگذارند، اوضاع داخلی خود را سامان دهند. به عنوان نمونه در موارد متعدد، یک مسئول یا دیپلمات و مأمور کشور مسلمان، بخش عمده‌ای از ثروت‌های ملی خود را در ازای یک رشوه یا حق کمیسیون خارجی به فروش می‌گذارد. و روایت‌های مختلفی از این‌گونه فسادها حتی متأسفانه برخی از ایرانی‌ها نیز نقل شده است.
به موارد فوق باید افراط و تفریط‌های داخلی را نیز افزود. اکنون روشنفکران جهان اسلام از پیشروترین آنها در ایران، به این نتیجه رسیده‌اند. که افراط و تفریط در زمینه‌های مختلف توسعه منجر به شکست و ناکامی می‌شوند و لذا اصحاب تفکرات و برنامه‌های معتدل از موقعیت و محبوبیت بیشتری برای پیشبرد و برنامه‌های خود برخوردار شده‌اند. به عنوان نمونه ایران امروز به سمتی پیش می‌رود که جامعه در زمینه‌های مختلف بویژه در امور سیاسی، افراط و تفریط را پس زده و به اعتدال گرایش پیدا کرده. و در این جهت پیش می‌رود.
نقاط قوت
مهمترین نقطه قوت کشورهای اسلامی، صلابت موجود در اندیشه‌های اسلامی بر‌غم بحران‌های متعدد دیگر اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌های سیاسی قرن بیست و یکم است. این نقطه قوت زمانی برجسته‌تر می‌شود که مسلمانان در درون جوامع خود و حتی در تعامل بین کشوری به ‌گونه‌ای اصولگرایانه شائبه‌های مبتنی بر افراط و تفریط را کنار زده و زمینه‌های چالش درونی را از بین می‌روند. ضمن آنکه در بازگشت به اصول و اغماض نسبت به اختلافات فرعی است که زمینه برای عملی شدن تفکرات وحدت‌گرایانه نیز فراهم می‌شود.
جوان بودن جمعیت کشورهای اسلامی نیز بر‌غم تهدید ظاهری آن می‌تواند به یک نقطه قوت تبدیل شود. چون به هرحال جوانان موتور محرکه توسعه هستند. و متأسفانه ضعف در مدیریت امور آنها، این نقطه قوت را در شماری از کشورهای اسلامی به یک نقطه ضعف و تهدید جوامع تبدیل کرده است.
و سرانجام اینکه شکل‌گیری پدیده خودآگاهی در افکار عمومی کشورهای اسلامی یک نقطه قوت کلیدی دیگر به شمار می‌رود. تاکنون یکی از دلایل اصلی عقب‌افتادگی این کشورها ضعف آگاهی بوده است اما اکنون جوانان مسلمان در زمینه‌های مختلف، بویژه در زمینه سیاسی صاحب تحلیل و فکر هستند و همین امر بالندگی تازه‌ای را در کشورهای اسلامی بوجود آورده است. ویژگی این پدیده نگرش دارلااسلامی به مسایل سیاسی حساسیت به مداخلات بیگانگان و پرهیز از تنش‌های موجود در درون جهان اسلام است.
فرصت‌ها
مهمترین فرصتی که اکنون پیش روی جهان اسلام قرار گرفته است. بر‌هم خوردن معادلات و تدابیر دشمنان آن در قلمرو دولت‌های اسلامی است. این تدابیر توانسته بود با حربه‌های مختلف ارعاب، انحراف و تطمیع اقلیتی از زمامداران کشورهای اسلامی، این مجموعه را کنترل نماید. اما از زمان حوادث 11 سپتامبر با عریان شدن تحولات و تعاملات موجود، شرایط تازه‌ای بوجود آمد.
جمهوری‌خواهان حاکم براساس ایدئولوژی آرمان جدون محور خود به طور کامل در کنار صیهونیست‌ها قرار گرفتند چون جهان‌بینی آنها، پیش از ظهور حضرت مسیح و در هنگام آخر زمان و آرمان جدون بیت‌المقدس تحت‌الشغال یهودیان است و لذا مقابله با شرایط کنونی حاکم در فلسطین اشغالی را خلاف فلسفه تاریخ خود می‌دانند. و این چالش زمانی برگشت‌نا‌پذیر شد که بر‌غم اجماع نسبی بازیگران مختلف بر سر طرح نقشه راه بوش در واشنگتن نقشه اسرائیل بزرگ (از نیل تا فرات) را به شارون هدیه داد و همه چیز را بر‌هم زد.
موضوع دیگر، استراتژی جنگ برای دموکراسی بود. مسلمانان در دو کشور عراق و افغانستان بیشتر لایه جنگ این استراتژی را احساس کرده‌اند تا وعده‌های دموکراسی آنرا. بوش نیز با اعلام اینکه در 60 کشور جهان، از جمله 55 کشور مسلمان تهدیدهایی امنیتی علیه آمریکا وجود دارد، عملا آغاز جنگ را اعلام کرد. و همین امر زمینه را برای همگرایی بیشتر در جهان اسلام فراهم آورد. مهم این است که بهانه‌های جنگ در جهان اسلام اکنون مصداق لازم را نیافته است و حتی طبق نظرسنجی‌های موجود، مردم عراق نیز معتقدند آمریکا از آنها سوءاستفاده کرده است.
فرصت دیگر در پیش‌ روی کشورهای اسلامی رشد گرایشات منطقه‌گرایانه در این جمع است. در قرن گذشته خاورمیانه اسلامی بشدت از دکترین‌ها و استراتژی‌های فرا‌منطقه‌ای متاثر بود و به همین دلیل ظلم بزرگی به ملت‌های مسلمان وارد گردید. اما از ابتدای قرن تازه، بویژه از نقطه عطف حوادث 11 سپتامبر، در میان دولت‌های اسلامی گرایشاتی منطقه‌گرایانه شکل گرفت که برای همه آنها فرصت به شمار می‌رود. فرصت‌هایی که باید مورد استفاده قرار گیرد.
تهدیدها
به عنوان مهمترین تهدیدها باید ارعاب‌پذیری، نفوذ‌پذیری و تداوم تنش‌های داخلی را از جمله عوامل کاهنده پیشرفت عمومی در جهان اسلام دانست. هنوز شماری از زمامداران کشورهای اسلامی به علت عدم اتکای به داخل‌ (مردم) و اتکای به بیرون و تحت تاثیر هجمه میلیتاریستی آمریکا مرعوب آن قدرت هستند. شماری دیگر هنوز حتی بیش از منافع ملی خود به تدابیر قدرت‌محور موجود، وابسته‌اند و برخی نیز چون برای ماندن در قدرت حتی به شیوه نیرو دمکراتیک و بهره‌گیری از چتر حمایتی قدرت‌های بیرونی تطمیع شده‌اند، خود به تهدیدی علیه پیشرفت عمومی در جهان اسلام تبدیل شده‌اند.
تهدید دیگر، تبدیل منطقه خاورمیانه اسلامی به جولانگاه میلیتاریسم خارجی است. جنگ ضد توسعه است و به همین دلیل توسعه در بخش عمده‌ای از جهان اسلام تحت‌الشعاع جنگ قدرت‌ها قرار گرفته است.
و سرانجام اینکه افراطیونی که مشی تروریستی را در پیش گرفته‌اند، به بهانه‌ای برای حضور مداخله‌آمیز بیگانگان تبدیل شده‌اند ضمن آنکه عملکرد منفی و تروریستی آنها به بهانه‌ای برای سرکوب گروهها و جنبش‌های آزادیخواهی و استکبار‌ستیزی اصیل در منطقه تبدیل شده است. رفع این تهدیدها نیز نیازمند شکل‌گیری روح جمعی در جهان اسلام است.