امیرعباس نخعی
قریب هفت سال پیش در چنین روزهایی پدیده «دوم خرداد» با آرای بیش از 20 میلیون نفر به سیدمحمد خاتمی شکل گرفت. دوم خردادی که توسعه سیاسی، ایران برای همه ایرانیان، تساهل و تسامح و تنشزدایی از چارچوبهای اصلی حرکت آن بودند. دوم خردادی که حرکت ان بعدها به حرکت اصلاحی شهره شد و جنبشی اجتماعی، سیاسی پدید آورد که به سرعت و در ظرف کمتر از یک سال آنچنان فضای باز سیاسی در کشور ایجاد کرد که در طول تاریخ کشورهای بیسابقه بود. هرگز اولین مراسم سالگرد دوم خرداد را که در سال 1377 در دانشگاه تهران برگزار شد، فراموش نخواهم کرد. در آن روز به عنوان یک خبرنگار اما نه از جایگاه مخصوص خبرنگاران بلکه از میان انبوه مردم و دانشجویان گزارش حضور خاتمی در دانشگاه را تهیه میکردم و هنوز به یاد دارم که چگونه دانشجویان استعفای برخی منتقدان اصلاحات را فریاد میزدند و خاتمی سیل مشتاق جمعیت را به سکوت فرا میخواند. خاتمی که دیگر این روزها حتی فراسوی مرزها همگان با خلقیاتش آشنا هستند در آن روز فریاد هرگونه شعار «مرگ بر» را تقبیح کرد و از دوستدارانش خواست که در حضور وی از مرگ نگویند و تنها شعار «زندهباد» سر دهند و همانجا بود که همگان فریاد برآوردند «زنده باد خاتمی». اما امروز با گذشت سالها از آن روزهای پرهیجان و فراموش نشدنی جز خاطرهای باقی نمانده است.
امروز اگر سخنی از استعفا است سخن «استعفای» اصلاحطلبان است. آنانی را که مردم استعفایشان را فریاد میزدند همچنان هستند و نظارهگر اقدام اصلاحطلبان در آستانه همان دوم خرداد» هستند. در شرایط فعلی بحث از چرایی به انجام نرسیدن مطالبات مردم و تحقق اهداف دولت خاتمی که هرگز طعم بحران را در طول این سالها فراموش نکرد نیست، بلکه صحبت از این است که این بار خاتمی چه خواهد کرد؟ آیا خاتمی باز هم مردم را به سکوت دعوت خواهد کرد؟