در سال 1984 فیث پیشرفت کرد و معاون وزیر دفاع در امور سیاستگذاری مذاکرات شد. فیث و پرل از حامیان سرسخت سیاست ایجاد روابط نزدیکتر نظامی و دیپلماتیک آمریکا با ترکیه و افزایش سطح روابط نظامی میان ترکیه و اسرائیل بودند.
فیث وزارت دفاع را در اواسط 1986 ترک کرد تا یک شرکت حقوقی به نام فیث و زل ایجاد کند. این شرکت ابتدا در اسرائیل مستقر شد. در سال 1989 فیث یک شرکت دیگر تحت عنوان شرکت مشاوران بینالمللی تاسیس کرد که خدمات لابی و مشاوره به مشتریان خارجی از جمله ترکیه ارائه میداد.
معاملات تجاری خصوصی فیث، در واشنگتن واکنشهایی ایجاد کرد. در سال 1999 شرکت فیث و زل ائتلافی را با شرکت گلدبرگ زل تشکیل داد که نتیجه آن تشکیل گروه حقوقی بینالمللی فاندز بود. به نوشته سایت اینترنتی فاندز، این گروه حقوقی اخیرا یک گروه کاری تشکیل داده که هدف آن رسیدگی به موضوعات مربوط به جنگ اخیر در عراق است و به شرکتهای ساخت و ساز منطقهای برای عقد قرارداد در آمریکا و دیگر کشورهای مؤتلف و اجرای عملیاتهای ساخت و ساز در عراق مشاوره و کمک میکند.
واشنگتن پست اخیراً در یادداشتی نوشت، نمیتوان گفت نقش این شرکت در کمک به شرکتهای آمریکایی در رابطه با دولت آمریکا و طرحهای بازسازی عراق چقدر موثر است.
فیث یکی از حامیان سرشناس مداخله آمریکا در خاورمیانه و سیاستهای تند و افراطی حزب لیکود در اسرائیل است. او در فعالیتهای مربوط به دو کار جنجالی پنتاگون شرکت داشته است:
هیات سیاستگذاری دفاعی که ریچارد پرل رئیس سابق آن به دلیل نگرانیهای ناشی از تداخل منافع اقتصادیاش با این شغل استعفا کرد و دفتر طرحهای ویژه که گفته می شود اطلاعات غلطی درباره عراق ارائه کرده تا از سیاستهای دولت (در آغاز جنگ) حمایت کند.
دفتر فیث نه تنها دفتر طرحهای ویژه و دیگر فعالیتهای ویژه اطلاعاتی مرتبط با خاور نزدیک و جنوب آمریکاست بلکه دفتر مسائل مربوط به خلیج شمالی (Northern Gulf) و همچنین دفتر استفان کمبون معاون اطلاعاتی وزیر دفاع نیز هست که سیاست نظامی مربوط به بازجوییها در گوانتانامو را هدایت میکند.
این دفتر همچنین انتقال افسر فرماندهی گوانتانامو، ژنرال جفری میلر را به زندان ابوغریب برنامهریزی کرد تا به این ترتیب اطلاعات بیشتری از زندانیان عراقی بدست آید.
فیث و اسرائیل
فیث را نمیتوان با یک عنوان توصیف کرد. او یک نظامیگرای قدیمی است، یک نومحافظهکار و یک صهیونیست راستگراست. براساس کتاب طرح حمله باب وودوارد ژنرال تامی فرانکس فرمانده عملیات حمله باب وودوارد ژنرال تامی فرانکس فرمانده عملیات حمله به عراق، فیث را احمقترین مرد روی زمین خوانده است. اشاره او به اطلاعات بدی است که به ارتش درباره عراق خورانده شد و همچنین عدم ارزیابی درست از مقاومت احتمالی در برابر حمله آمریکا به عراق. فیث همچنین به عنوان یک نویسنده تخصصگرا شهرت دارد. او مقالاتی درباره حقوق بینالمللی و سیاست دفاعی و خارجی در روزنامههای نیویورک تایمز، واشنگتن تایمز، واشنگتن پست، وال استریت و نیورپابلیک منتشر کرده است.
نظامیگرایی او و روابط نزدیکش با مجموعه پیچیده نظامی صنعتی در کارهایش در پنتاگون وقتی در دهه 1980 با پرل کار میکرد و اکنون که در دولت بوش به همراه رامسفلد، ولفوویتز و چنی همکار شده مشهود است.
گرایش سیاسی او بدون شک، نومحافظهکار است، همانطور که در روابط نزدیک و وابستگیهایش به این گروهها در «مجمع خاورمیانه»، مرکز امنیت ملی و موسسه مطالعات پیشرفته سیاسی و استراتژیک آمریکا، میتوان این گرایش را دید.
فیث به عنوان رئیس هیات مدیران مرکز سیاستهای امنیتی فعالیت کرده است.
این موسسه تشویقکننده بودجه بالای نظامی، سیستم دفاع موشکی، برنامه تسلیحات فضایی و سیاستهای افراطی در خاورمیانه و آسیاست. این موسسه در سال 1988 توسط فرانک گافنی یکی از نومحافظهکاران شبیه فیث و از مقامات سابق وزارت دفاع و دولت ریگان تاسیس شد. فیث به گافنی در سازماندهی یک هیات مشاورهای گسترده در این موسسه کمک کرد که جمعی از نومحافظهکاران پیشرو، لابیکنندگان تسلیحاتی و اعضای پیشروی کنگره با مجموعه نظامی و صنعتی آمریکا در ارتباط هستند را در برمیگیرد. فیث همچنین مشاور موسسه یهودی امور امنیت ملی بوده است که هدف آن ایجاد ارتباط کاری نزدیکتر میان ارتش اسرائیل، ارتش آمریکا، پنتاگون و معاملهکنندگان نظامی در هر دوی این کشورهاست.
فیث از تلاشهای لابیکنندگانی که هدفشان متقاعد کردن آمریکا به خروج از پیمانهای کنترل سلاح است حمایت کرده است. یک روزنامهنگار در نشریه نیشن نوشتهاست، «یک یادداشت به تاریخ سال 1995 به دستخط داگلاس فیث وجود دارد که کاملا نادیده گرفته شده است، در این یادداشت آمده است، آمریکا باید از پیمان ضدموشک بالستیک خارج شود. این یادداشت تبدیل به سیاست شده، همانطور که دیگر گزارشهای مرکز سیاست امنیتی که در مخالفت با پیمان منع آزمایش هستهای، کنوانسیون سلاحهای شیمیایی و دادگاه جنایات بینالمللی نوشته شده نیز تبدیل به سیاست شده است.»
فیث یک صهیونیست خودخوانده است، نه یک صهیونیست حزب کارگر بلکه یک صهیونیست راستگرای نزدیک به حزب لیکود و سازمان صهیونیستی آمریکا. در دهه 1990، فیث یکی از مخالفان صریح سیاستهای دولت بوش و کلینتون درباره خاورمیانه بود و میگفت که این سیاستها مبتنی بر چارچوب غلط «فعلا صلح» و «زمین برای صلح» است. او به جای این سیاستها از طرح «صلح از طریق قدرت» حمایت میکرد.
مرکز اطلاعات خاورمیانه، فیث را یک «ایدئولوگ با گرایش ضدعربی» توصیف کرده و گفته است که در دوران دولت کلینتون فیث با هر توافقنامهای که میان اسرائیل و فلسطینیها مورد مذاکره قرار میگرفت مخالفت میکرد. او پیمان اسلو را امتیازی میدانست که اسرائیل یک طرفه داده است و انتظارات فلسطینیها را برآورده کرده، و پاداشی بوده که آمریکا به فلسطین داده است.
در سال 1991 فیث به همراه گافنی در کنفرانس رهبری ملی سازمان اسرائیل سخنرانی کرد. از نظر فیث، دولت آمریکا و اسرائیل با مذاکره با فلسطینیها درباره موضوعاتی چون زمین کار احمقانهای انجام میدهند او در جایی گفته بود، حتی پیش از تاسیس اسرائیل، رهبران سیاسی غرب به اشتباه فکر میکردند که سرزمینهای وسیعی که به تازگی برای تحقق آمال عربها برای استقلال، ایجاد شده، پذیرش یک کشور یهودی را راحتتر میکند.
به گفته فیث، مهم نیست فلسطینیها در ظاهر یا پشت میز مذاکره چه میگویند، آنها همواره اصل مشروعیت ادعای صهیونیستها درباره یک سرزمین ملی یهودی در اسرائیل را رد میکنند. فیث با انتقاد از اقدام دولت بوش در معامله زمین برای صلح هشدار داده است، «اگر دولتمردان غربی آشکارا این مشکل را به عنوان تضاد میان اصول، به رسمیت میشناختند، هرگز به مذاکرات صلح امید نمیبستند.»
در سال 1997، سازمان یهودی آمریکا داگلاس فیث را به عنوان افتخاری مهمان سالانه شام خود منصوب کرد. این سازمان، فیث را دوستدار یهودیان و فعالان طرفدار اسرائیل توصیف کرده است.
در سال 1999 داگلاس فیث برای کتابی تحت عنوان «خطرات کشور فلسطین» مقالهای نوشت.
او همچنین در همین سال در گروه لابیکننده سازمان صهیونیستی آمریکا در کنگره که متشکل از 150 عضو بود سخنرانی کرد و در میان سخنانش خواستار اقدام آمریکا علیه قاتلان عرب فلسطینی آمریکاییها شد و همچنین درخواست انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیتالمقدس را مطرح کرد.
گروه لابیکننده این سازمان همچنین از دولت کلینتون به خاطر عدم انتقاد از ساخت و ساز غیرقانونی عربهای فلسطینی در بیتالمقدس و مناطق فلسطینی انتقاد کرد.
در ابتدا فیث به شدت از دولت نتانیاهو که تحت کنترل حذب لیکود حمایت میکرد. بلافاصله قبل از آنکه نتانیاهو به قدرت رسد فیث در مقالهای در واشنگتن تایمز نوشت: حزب لیکود او به طور کلی مثل حزب جمهوریخواه ما رادیکال است. آقای نتانیاهو طرفدار همان سیاستهای دیپلماتیک، دفاعی و اقتصادی برای اسرائیل است که گروه ریگان برای آمریکا به دنبال آنها بود.
به گفته فیث، اسرائیل تا وقتی مردمش در بخشهایی از سرزمینهای فلسطین زندگی میکنند، از کنترل این مناطق کوتاه نمیآید. از سوی دیگر اگر شهرکنشینی در این مناطق نباشد، اسرائیل مجبور است کنترل این مناطق را واگذار کند و اگر واگذار کند، امنیت آن به مخاطره میافتد و بنابراین صلح ممکن نخواهد بود.
فیث در این مقاله در واشنگتن تایمز نوشته است که سیاستهای حزب لیکود مبتنی بر «اصل صلح از طریق قدرت» است. فیث با استفاده از این فرصت توضیح داد که هم اسرائیل و هم آمریکا از تعهد قوی به طرح دفاعی موشکی سود میبرند. به گفته فیث، اسرائیل از استقرار یک سیستم دفاع موشکی مستقر در دریا، مستقیما سود میبرد.
فیث با اشاره به درهم تنیدگی منافع اسرائیل و آمریکا نوشت، نتانیاهو میدانست اگر دوستان اسرائیل در کنگره را به حمایت از چنین برنامههایی تشویق کند، در حقیقت میان نیروهای وسیعی در آمریکا به رهبری جمهوریخواهان در کنگره حسن اعتماد ایجاد میکند.
اما فیث اشاره نکرد که این کار برای دلالان نظامی و شرکتهای تسلیحاتی چه منافع گستردهای دارد.
فیث همچنین به خاطر مشارکتش در مطالعات 1996 تحت نظارت موسسه مطالعات پیشرفته سیاسی و استراتژیک مستقر در اسرائیل به همراه ریچارد پرل و دیوید ورمسر شهرت دارد. در نتیجه این مطالعه توقف روند صلح در آن زمان خواسته شد. در این گزارش مطالعاتی تحت عنوان «یک خط مشی جدید: راهبردی جدید برای تأمین امنیت قلمرو» به نتانیاهو توصیه شده بود که با ترکیه و اردن برای کنترل، بیثبات کردن و عکس نمودن تهدیدات منطقهای، کمک به سرنگونی صدام حسین و حمله به اهداف نظامی سوریه در لبنان و شاید در خود سوریه، همکاری کند.
سه تن از شش نویسنده این گزارش یعنی پرل، ورمسر و فیث در تدوین استراتژی خاورمیانهای آمریکا نقش دارند، استراتژی که حمایت از سیاستهای افراطی آریل شارون در فلسطین، در راس آن است. پرل بعد از ترک پنتاگون ریاست هیات سیاستگذاران وزارت دفاع را به عهده گرفت و ورمسر مشاور ارشد خاورمیانهای دیک چنی شد.
دیگر اعضای این گروه مطالعاتی جیمز کالبوت از موسسه یهودی امور امنیت ملی و جاناتان توروپ از موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن هستند.
در این گزارش علاوه بر ارائه چارچوبی جدید برای سیاست اسرائیل ـ آمریکا در خاورمیانه، دولت لیکود به موارد زیر توصیه شده است:
ـ تغییر ماهیت روابطش با فلسطینیها و از جمله تعمیم حق دفاع از خود به همه مناطق فلسطینی و فکر کردن به جایگزینهایی برای یاسر عرفات.
ـ ایجاد یک پایه و اساس جدید برای روابط با آمریکا با تکیه بر همکاری استراتژیک مبتنی بر ملاحظات دوجانبه.
ـ استفاده از فرصت برای فاصله گرفتن از پیمان اسلو و ایجاد یک روند صلح جدید مبتنی بر پایه جدید فکری.
در سال 1997، فیث و دیگر صهیونیستهای جناح راست در آمریکا از اینکه دولت نتانیاهو پیمان صلح اسلو را ملغی اعلام نکرد، ابراز ناامیدی میکردند.
فیث معتقد بود که رجوع به اسلو اسرائیل را مجبور میکند که هزینه اشتباهات موجود در این پیمان را به گردن بگیرد و آن مسلح کردن دهها هزار پلیس امنیتی تشکیلات خودگردان بود. تا اینکه در دولت بوش او و دیگر همقطاران نومحافظهکارش به هدفشان رسیدند و اسرائیل از چارچوب اسلو خارج شد.
فیث نیز مانند دیگر نومحافظهکاران در سخنان و اظهارنظرات علنیاش اشارهای به گرایشهای صهیونیستیاش نمیکند. بلکه در جلساتی مثل جلسه شهادت کنگره و در یادداشتهای مطبوعاتی در رسانهها استدلال میکند که سیاست آمریکا در خاورمیانه مبتنی بر ملاحظات حقوق بشری و دموکراسی باشد.
به گفته فیث، اسرائیل هیچگاه نباید با حسن نیت وارد مذاکره با کشورهای عرب یا تشکیلات خودگردان شود، زیرا آنها دموکراتیک نیستند. از نظر او نقض حقوق بشر در سوریه، ایران و عراق سیاستهای خشن و تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه این رژیم ها را توجیه میکند. اشغالگری اسرائیل به نام تضمین امنیت ملی اسرائیل دمکراتیک توجیهپذیر است.
عملیاتهای اطلاعاتی و رسواییها
فیث با رسواییهای اطلاعاتی بیگانه نیست. در سال 1982 او در حالی شورای امنیت ملی را ترک کرد که اف.بی.ای مشغول تحقیق درباره مقاماتی در دولت ریگان بود که مشکوک به انتقال اطلاعات به اسرائیل بودند. در دولت کنونی بوش، گزارشهایی در نشریه نیویورکر به چاپ رسیده که همه توجهات را به دفتر فیث معطوف میکند.
در روزهای بعد از حملات 11 سپتامبر، فیث و وولفووتیز شروع به ساخته و پرداخته کردن اطلاعاتی برای پاسخ گفتن به نیازهای سیاست تند خارجی و نظامی جدیدی کردند که خود برای تغییر رژیم در عراق تعیین نموده بودند.
ممکن است اینطور تصور شود که اولویت این اطلاعات ویژه، یافتن مکان مخفی شبکه تروریستی بوده که به آمریکا حمله کرد. اما وولفووتیز و فیث در همکاری نزدیک با رامسفلد و چنی، اولویتهای دیگری داشتند.
این گروه دفتر طرحهای ویژه را به ریاست آبراهام شالکسی تشکیل دادند. هدف این گروه اطلاعاتی، به گفته رامسفلد جستوجوی اطلاعات درباره نیات خصمانه عراق یا روابط آن با تروریستها بود.
ماموریت این دفتر ایجاد اطلاعاتی بود که پنتاگون و چنی بتوانند از آن برای پیشبرد پرونده حمله به عراق در کنگره و در کاخ سفید استفاده کنند.
در همین زمان پنتاگون اولین گامها را به سوی ایجاد یک عملیات ضداطلاعاتی تحت عنوان دفتر اطلاعات استراتژیک برداشت که هدف از آن حمایت از دکترین امنیتی در حال ظهور جنگ پیشدستانه بود. اما این دفتر ابهامآلود که هدف آن ایجاد جنگ روانی و کار کردن روی اطلاعات مربوط به عراق بود، بلافاصله بعد از جنگ منحل شد. اعضای کنگره ابراز نگرانی میکردند که یک دفتر ضداطلاعاتی فعالیت خود را به عکس کردن و از بین بردن اطلاعات مربوط به دشمنان آمریکا محدود نمیکند. منتقدان هشدار میدادند، دفتر مخفی ضداطلاعاتی خواسته یا ناخواسته اطلاعات نادرستی به جامعه سیاستگذاری یا جامعه آمریکا منتقل میکند.
فیث به عنوان مقام ارشد پنتاگون در امور خاورمیانه، بر سیاستهای دفتر آسیای جنوبی و خاور نزدیک نظارت دارد.
این دفاتر همکاری نزدیکی با احمد چلبی و دیگر اعضای کنگره ملی عراق داشتهاند. کنگره ملی عراق در حقیقت از سوی نومحافظهکاران برای جانشینی رژیم صدام آماده میشدند.
چلبی به پنتاگون اطمینان داده بود که حمله آمریکا به عراق از سوی عراقیها حمایت میشود.
در اواخر ماه اوت فیث با یک رسوایی جدید روبرو شد. رسانههای آمریکا گزارش دادند: اف.بی.آی دو سال است مشغول تحقیق درباره درز اطلاعات پنتاگون به اسرائیل است. از جمله افرادی که در کانون این رسوایی هستند، لارنس فرانکلین است که در دفتر فیث کار میکند. او مظنون به انتقال اطلاعات طبقهبندی شده درباره ایران به کمیته روابط اسرائیل و آمریکا و از آنجا به اسرائیل است. نومحافظهکاران این اتهامات را رد میکنند.
به گفته یک نومحافظهکار که واشنگتن پست با او مصاحبه کرده است این بخشی از یک جنگ غیرنظامی با دولت است، یک کدورت بین قدیمیهای سیا و نومحافظهکاران.