تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۱۱۹۵

با تلقی «رقابت سیاسی» به عنوان کانون و عرصه زورآزمایی و به محک کشیدن گروه‌ها، تشکل‌ها، اندیشه‌ها و دیدگاهها، می‌توان اذعان کرد «انتخابات» به خوبی سیمای بازیگران عرصه رقابت را آشکار خواهد ساخت. انتخابات، بستری است که گروههای سیاسی و تشکل‌ها با عرضه آراء و برنامه‌های خود به‌ افکار عمومی ‌در تلاشند به‌ گستره ‌تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها یا همان کانون‌های قدرت و اقتدار وارد شوند. به همین ‌دلیل ‌این ‌روند، مستلزم ‌رقابت ‌و فعالیت‌های تبلیغاتی گروهها و افراد به منظور جذب اذهان و جلب آراء شهروندان است. همچنین به خوبی هویداست که در این روند «نحوه تعامل و رفتار رقابتی» گروهها و دیدگاهها بسیار مهم و تعیین‌کننده است.
بی‌تردید جایگاه احزاب و جناح‌های مختلف سیاسی کشور به عنوان موتور محرک‌ افکار عمومی جهت انگیزه‌مند کردن آنان به مشارکت انتخاباتی بسیار قابل توجه است. آنها خواهند توانست در نهادینه شدن رفتار سیاسی و جهت‌یابی فعالیت سیاسی اجتماعی شهروندان موثر باشند. به عبارت دیگر تعامل جناح‌ها و تشکل‌ها و اساسا بازیگران عرصه رقابت و سیاست باید به گونه‌ای باشد که همچون الگویی فرهنگ‌ساز و جریان‌ساز به ایجاد و تقویت عرصه‌ای مناسب برای مشارکت سیاسی کلیه آحاد جامعه بینجامد. در این تعامل و روابط فیمابین و متقابل بین فعالان و رقبای سیاسی با هر دیدگاه و اندیشه‌ای که دارند، مساله «وفاق» و «تفاهم» از جایگاه خطیری برخوردار است.
در مفهوم وفاق و تفاهم عمومی بین جناح‌ها و طیف‌های مختلف، این نکته نهفته است که کلیه جناح‌ها و جریانات سیاسی و اجتماعی با هر رویکردی که به عرصه سیاست، فرهنگ و اقتصاد و به تعبیری به نحوه مدیریت شوونات خرد و کلان جامعه دارند بایستی نسبت به یکسری شاخص‌های اقتدار و منافع ملی پاییند باشند و در چارچوب قانون اساسی و مصالح نظام حرکت کنند. یک بار رهبر معظم انقلاب ضمن تبیین جایگاه احزاب و دسته‌جات سیاسی سه الگو را به عنوان مسیر فعالیت‌ها و تعامل مطلوب آن‌ها بیان داشته‌اند. این سه الگو از این ‌قرار است:
1- احساس‌ مسئولیت‌ اخلاقی؛ به این معنا که جناح‌ها در تمام مراحل رقابت‌ و کسب‌ قدرت ‌سیاسی ‌و تعامل‌ با گروههای فعال در فضای سیاسی کشور، نسبت به مسئولیت خطیر خویش در قبال مردم و پروردگار آگاه باشند و قدمی از این طریق الهی بیرون ننهند.
2- انسجام تشکیلاتی؛ بدین معناست که اگر جناح‌ها و تشکل‌های سیاسی نسبت به تقویت مبانی تئوریک و دیدگاههای خود بپردازند و بتوانند برنامه‌هایی دقیق و جامع برای مدیریت کشور ارایه دهند خواهند توانست در عرصه رقابت‌ها و مبارزات سیاسی از هرگونه شیوه‌های غیرمنطقی و رفتارهای مخرب و ناپسند بی‌نیاز باشند.
3- حمایت مردمی بالاترین پشتوانه و مهم‌ترین سرمایه یک تشکل و حزب سیاسی است و هر قدر نفوذ و جایگاه اجتماعی و به تعبیری وزن سیاسی و اجتماعی یک تفکر و یک جریان سیاسی در نزد عموم بالاتر باشد. خواهد توانست به صورتی موفق‌تر و مطلوب‌تر در عرصه ظاهر شود.
توجه بیش از پیش به ‌این‌ الگوها نه تنها موجب‌ بالا رفتن مشارکت سیاسی و تشریک مساعی شهروندان در شکل‌گیری انتخاباتی سالم و فضای وفاق‌آمیز بین جناح‌ها خواهد شد بلکه اعتماد سیاسی و خودباوری سیاسی را نیز نزد مردم ‌ارتقاء خواهد داد و عاملی خواهد شد در ثبات افکار عمومی و موزون بودن آهنگ تغییرات در نزد آنان.
چنانچه گفته شد «رقابت» بین فعالان عرصه سیاست و اجتماع موضوعی دو وجهی است، زیرا همانگونه که رقابت سالم گویای جامعه مدنی ‌و رشد و توسعه سیاسی است و بسترساز نشاط و تعاملی آراء و افکار مختلف در کشور محسوب می‌شود اما اگر به نحوی منفی و ناسالم در جریان ‌باشد موجب‌ هدر رفتن فرصت‌ها و از بین ‌رفتن‌ روحیه‌ مشارکت‌ و فعالیت‌های جمعی شهروندان خواهد شد. لذا «رقابت سیاسی» نیازمند مرزبندی و لحاظ کردن چارچوب‌هایی است که آن را منطقی، قانونمند و سازنده کند. در این خصوص چند نکته دیگر هم ‌به ذهن می‌رسد که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1- تمام جناح‌ها و طرف‌های درگیر در عرصه رقابت‌های انتخاباتی و مسابقات سیاسی، باید خود را در میدان خدمت‌رسانی به مردم و کشور در نظر بگیرند و بر سر موضوعاتی چون منافع ملی، قانون اساسی و مصالح نظام اسلامی توافق داشته باشند و به گفتمان اصیل و فراگیر موجود یعنی «مردم‌سالاری دینی» با تمام شقوق و لوازمش پایبند و متعهد باشند.
2- در رقابت‌های حزبی و سیاسی باید با روش‌های سالم برخورد اندیشه‌ها و دیدگاهها وارد عمل شوند و در هر اقدامی سهم‌ اخلاق‌ و سهم‌ منطق را رعایت کنند تا تخرب به مفهوم مثبت و سودمند آن تحقق یابد.
3- همه دست‌اندرکاران این رقابت‌ها باید به تحقق رقابت نشاط‌انگیز و قاعده‌مند کمک کنند و از تثبیت به شیوه‌های غیر متعارف و یا ایجاد فضای احساس و جنجال بپرهیزند. همچنین تحمل‌پذیری گروهها باید در حدی باشد که نسبت به پیروزی یا عدم توفیق خویش در عرصه رقابت به نحوی ‌واقع‌بینانه برخورد کنند. جناح یا تفکر پیروز نسبت به طرد کامل و حذف رقیب نپردازد و جناح‌ اقلیت یا به تعبیری که مسامحتا می‌توان گفت «شکست خورده» با کمک و مشورت‌دهی به جناح «پیروز‌» او را در خدمت به کشور و ملت یاری رساند.
4- در عرصه رقابت‌ها نباید با تنگ‌نظری ‌و انحصارطلبی به‌ پنهان‌کاری و درو کردن افکار عمومی پرداخته شود. حوزه دیالوگ بین جناح‌ها و گروهها اعتمادزایی و مشارکت‌آفرینی در بین همگان را در پی‌ دارد. و این تنگ‌نظری‌ها و رفتارهای غیر مدنی اولین ثمره‌اش دوگانگی و یا چندگانگی فاصله‌دار بین طرف‌های رقابت سیاسی می‌شود و آنگاه است که چانه‌زنی‌ها و رقابت‌ها شخصی و یا گروهی می‌شوند و این همان رقابت ناسالم سیاسی است.
موارد فوق را می‌توان به عنوان شاخصه‌های مورد نیاز در رقابت سالم و قانونمند در نظر گرفت که در قالب مرزهای وفاق و تفاهم ملی می‌توان آنها را عملی ساخت. وفاق محور، علاوه بر تعامل چند بعدی و مطلوب جناح‌ها، تمام نخبگان و گروههای مرجع نیز قابل سازماندهی هستند که این خود از موجبات مشارکت بیشتر سایر شهروندان خواهد بود.