تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۱۲۰۲

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه
«توسعه سیاسی» یکی از رئوس و اهداف سند چشم‌انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران است. موضوعی که اتفاقاً با مباحث مطرح در خاورمیانه امروز همسو شده ‌است. به هر حال، اکنون این منطقه به گونه‌ای «سزارین‌وار» مجبور به پذیرش حق مردم در مشارکت سیاسی می‌شود. حتی سرمایه‌گذاری کلان نظامی قدرتها برای استیلا بر کشورهایی از منطقه همچون عراق و افغانستان نیز، خواه ناخواه به ایفای نقش بیشتر مردم انجامیده‌ است و دکترین تازه آمریکا که تحت عنوان «دموکراسی‌سازی» در خاورمیانه مطرح می‌باشد، پیش از آنکه حاکی از تدبیری برای مدیریت تحولات خاورمیانه باشد، تدبیری برای کاهش آسیبهای ناشی از موج جدید دموکراسی‌خواهی در منطقه است. موجی که در داخل «ضداستبدادی» و در خارج «ضداستعماری» است.
در واقع رویدادهای جالبی در منطقه حادث می‌شود. اگر مردم بتوانند زمان تحولات سیاسی منطقه را در دست بگیرند، تحولات کلی خاورمیانه شباهت زیادی به انقلاب اسلامی ایران پیدا خواهد کرد، ضمن آنکه نظامهای سیاسی آینده نیز خواه ناخواه از ایران الگو خواهند گرفت. چون در انقلاب مردمسالار و نظام سیاسی ایران بعد از انقلاب، دو هدف مقابله با استبداد داخلی و استعمار خارجی برجستگی یافت و اکنون نیز مردم خاورمیانه، همین اهداف را دنبال می‌کنند و نتیجه اینکه پرچم دموکراسی در خاورمیانه در دست ایران بوده و هدف سیاسی، چشم‌انداز این است که ایران بتواند در این زمینه نیز نقشی مصلح بازی نماید و نگذارد دستاورد اصلی آن در زمینه‌های سیاسی توسط دیگران مصادره شده و بویژه آنکه استحاله گردد.
لازمه این تعامل با بیرون هم، رفع نقایص و بویژه کاهش تنشهای «نامتمدن» داخلی است. چون نظام سیاسی نیز برای گفتگو با بیرون باید بتواند به حرف و حدیثهای موجود در داخل پایان دهد. این نظام باید بتواند بن‌بست‌ها را بشکند و مکانیسم آسان‌تری برای عبور فوری از چالش‌ها طراحی نماید. به عنوان نمونه اینکه در آستانه انتخابات کشور، اختلافاتی برسر نحوه نظارت و اجرا شکل می‌گیرد و در خارج از کشور، برجسته نمایی می‌شود، یک نقطه ضعف محسوب می‌گردد که باید یک بار برای همیشه به آن پایان داد. وگرنه در جهان امروز که بسیاری از نظامهای سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به خود، دیگران را تخریب می‌کنند، منتظرند تا هر مجادله‌ای را به غائله و هر غائله‌ای را به بحران تبدیل کرده و شعور یک ملت و ثبات یک دولت را هدف قرار دهند. به عنوان نمونه در گرجستان امروز که بدون شک دشمنانش بسیار کمتر از ایران است، بن‌بست موجود در نظام سیاسی آن کشور به بحثی مداخله برانگیز و خبرساز تبدیل شده ‌است و همین فضاسازی‌های بیرونی، حداقل امکانهای حل مشکل در تفلیس را نیز از بین می‌برد و همگان می‌دانند که بسیاری از دشمنان و رقبای جمهوری اسلامی نیز برای چنین تحولاتی در ایران نقشه می‌کشند.
از طرفی به رغم ادعاهای مطرح شده از سوی بوش. دیگر مقامات آمریکایی، به وضوح می‌توان یافت که اعلام دکترین «دموکراسی‌سازی» توسط کاخ سفید، همه را غیر از ایران نگران کرده‌است و اصولاً می‌توان گفت آمریکایی‌ها مصادیق را به گونه‌ای انحرافی نام بردند. لذا قطر، عربستان، بحرین، عمان، یمن، اردن و.... که نامشان در بخش تأییدشده توسط بوش مطرح شد، بیشتر نگران شده‌اند، چون رئیس‌جمهور آمریکا از اصلاحاتی سخن گفت که هنوز در این کشورها رخ نداده و تحقق هر یک زمان، انرژی و هزینه‌های کلانی را می‌طلبد و علت اینکه مدام نام ایران در میان بخشهای تأیید نشده توسط آمریکایی‌ها برده می‌شود، این است که کسی سراغ الگوی سیاسی جمهوری‌ اسلامی ‌ایران نرود. اما رفت و آمد حقوقدانان و صاحبنظران قانون اساسی از عراق و افغانستان به ایران نشان می‌دهد که به رغم نظر واشنگتن، کشورهای منطقه نمی‌توانند جمهوری اسلامی را «میوه ممنوعه» خود بدانند. چون این تنها کشوری است که در آن اسلام و دموکراسی با یکدیگر پیوند یافته، سالیانه یک مورد انتخابات برگزار می‌کند. جزیره ثباتی در دریای متلاطم خاورمیانه است و بویژه آنکه به رغم این همه خصومتها، راه رشد خود را ادامه داده و چشم‌اندازی 20 ساله را برای اول شدن در پیش گرفته ‌است.
بنابراین، ایران باید شعار دموکراسی سردهد و ایرانیها نباید ابایی داشته باشند که چون این لفظ توسط آمریکایی‌ها تکرار می‌شود، پس باید از کاربرد آن پرهیز کرد. به یاد داریم که در مورد فلسطین نیز استراتژی اصلی جمهوری اسلامی ایران، برقراری «رفراندوم» است؛ رفراندومی که اگر با حضور فلسطینی‌های ساکن و آواره و به گونه‌ای قانونی برگزار شود، هر نتیجه‌ای حتی حاکمیت یهودیان را نیز به دنبال داشته باشد، برای ما محترم است. در عراق نیز ایران نخستین ناظری بود که طرح «هر عراقی یک رأی» را مطرح کرد و اکنون نیز پیامش به مسلمانان منطقه این است که پیش از تحمیل الگوهای نچسب غربی، از ظرفیتهای مترقی اسلام سیاسی برای پرداختن نظامهای آینده خود استفاده نمایند. علمی که در ایران شکل گرفت و اکنون نیز پاسخ داده‌است.
نتیجه اینکه یکی از برنامه‌های چشم‌انداز 20 ساله باید سرمایه‌گذاری کافی بر روی فعالیت‌های علمی، تحقیقاتی و روابط فرهنگی مربوط به مسلمانان و غیرمسلمانان باشد. حتی دانشمندان غربی و آمریکایی را نیز می‌توان به مناظره دعوت کرد. چون آنچه تحت عنوان «مردمسالاری دینی» در ایران مطرح است، از بنیادهای فکری و فلسفی برخوردار می‌باشد که انتظار می‌رود به جای توهینهای سیاسی سیاستمداران، مورد نقد و چالش علمی قرار گیرد. چون به هر حال، هدف اساسی چشم‌انداز ایران 1404 این است که الگوی سیاسی دموکراسی در ایران، در عین پرهیز از مرزنوردی، با اقبال داوطلبانه دیگر ملتها مواجه شود. اکنون جهان اسلامی با پدیده دموکراسی‌خواهی جوانان مواجه است که عامل محرکه آنها «اسلام» است. مدیریت این جوانان نیازمند الگویی است که همچون ایران بعد از انقلاب بتواند اسلام و مردمسالاری را در کنار هم قرار دهد. الگوهای غربی «اسلام‌زدا» هستند، ضمن آنکه غرب به جز قتل‌عام و تاراج سابقه‌ای از خود در این منطقه برجای نگذاشته‌ است و به همین دلیل در آینده اقبال بیشتری از تجربیات ایرانیها خواهد شد.