با شروع جنگ جهانی دوم مردها مجبور شدند برای دفاع از میهن خود به جبههها بروند بدینترتیب اقتصاد ممالک مختلف دچار توقف شد. اینجا بود که زنان برای به حرکت درآوردن اقتصاد به جای مردان در خارج از منزل مشغول بکار شدند. تاریخ نشان میدهد حضور زنان در عرصههای مختلف اقتصادی ـ فرهنگی و اجتماعی و هنری در همان سالهای جنگ جهانی نه تنها کمرنگ و بیتاثیر نبود بلکه بسیار مفید واقع شد به همین دلیل بعد از پایان جنگ زنان در همان جایگاههای اجتماعی باقی مانده و جایی بزرگ برای حضور زنان در بازارهای جهانی باز شد. در ایران نیز ورود زنان به اجتماع از زمانی آغاز شد که آموزش و پرورش شکل گرفت و از زنان به عنوان معلمان زن استفاده نمود. به همین خاطر است که بیشترین آمار اشتغال زنان در بخش آموزش و پرورش میباشد آخرین آمار بدست آمده حاکی از آن است که 73 درصد از زنان شاغل در بخش آموزش و پرورش مشغول بکارند. دومین گروه زنان شاغل را نیروهای موجود در بخش بهداشت و درمان تشکیل میدهند و گروه سوم این زنان کارگرانی هستند که در کارخانهها و کارگاههای مختلف صنعتی و تولیدی مشغول بکارند.
خوشبختانه ایران یکی از کشورهایی است که تبعیض جنسی در ارتباط ب نیروهای کار را ندارد و درواقع به گفته روزنامه گاردین چاپ لندن دستکم پنج میلیون زن که حدود 5/1 میلیون نفر آنان در سن اشتغال هستند با وجود پرداخت بیش از 7 میلیارد پوند حق بیمه مبلغ ناچیز مقرری بازنشستگی دریافت میکنند. همین روزنامه علت چنین وضعیتی را باقی ماندن آثار قانونی دانسته که اجرای آن در سال 1977 ملغی شده است ولی در ایران چنین وضعیتی حاکم نیست و زنان تقریبا برابر با مردان در شغلهای برابر حقوق دریافت مینمایند. با این وجود هنوز بسیاری از مردان ایرانی حضور زنان را در پستهای مدیریتی باور نکردهاند و اغلب هنگام انتخاب زنان و مردان متقاضی پست یا شغل مدیریتی توسط مدیران ارشد با وجود آنکه حتی شرایط علمی و تجربیات اینگونه افراد با هم مشابه میباشد، مردان را بر زنان ترجیح میدهند.
به هر حال از آنجا که رشد قابل توجهی در زنان تحصیلکرده مشاهده میشود بسیار روشن است که در آیندهای نزدیک خیلی از شرکتها و سازمانها مجبورند از زنان برای پستهای مدیریتی استفاده نمایند چرا که درصد آنها بسیار بیشتر از مردان خواهد بود. با این حال نرخ اشتغال زنان ایران در مقایسه با کشورهای جهان نرخ پائینی میباشد به طوری که نرخ اشتغال زنان در ایران تنها 10% عنوان گردیده است.
با توجه به اینکه یکی از معیارهای توسعه در جهان و جوامع صنعتی میزان اشتغال زنان میباشد، در جامعه ما این مسئله بدرستی به اجرا درنیامده و ایران هنوز هم از نرخ بسیار پائین اشتغال زنان برخوردار است زیرا که اولا هنوز هم فرهنگ سنتی در ایران حرف اول را میزند و ثانیا زنان هرچه فرهیختهتر میگردند بیشتر مایل به دخالت و حضور در حوزههای مدیریتی، سیاسی و فرهنگی میگردند و به همین دلیل مشکلاتی مانند بالا رفتن سن ازدواج و آمار طلاق در جامعه بروز میکند که این نیز با نمادهای سنتی گذشته مغایرت دارد لذا همچنان بسیاری از آقایان با وجود اینکه به توانائیهای بانوان معتقدند از ترس بروز مشکلات فوق حاضر به همراهی با زنان در خصوص حضور در جامعه و فعالیتهای اجتماعی آنها نیستند. چرا که زنان شاغل با توجه به اینکه بسیاری از توانائیهای خود را باور نمودهاند دیگر حاضر به پذیرش هر شرایطی نیستند و به همین خاطر نیاز است تا به مرور مردان و زنان ما بتوانند به درجهای از تعادل و پذیرش شرایط جدید برسند تا بدینترتیب هم زنان بدون مقاومت مردان وارد فعالیتهای اجتماعی گردند و هم مردان بپذیرند که بین این زنان و زنان نسل گذشته تفاوتهایی است که باید باور کنند.
زنان شاغل هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی رو به رشد هستند و همچنان که جامعهشناسان و اقتصاددانان پیشبینی کردهاند تا 5 سال آینده بیشتر پستهای مدیریتی توسط زنان اشغال خواهد شد. بنابراین زنان باید تلاش کنند تا با خودباوری کامل و توانمندسازی خویش در حوزههای اقتصادی پستهای مدیریتی آینده روشن بدرخشند و جامعه را به سمت بهتری هدایت نمایند.