محمد رواقی/ email:m-ravagi@yahoo.com
انتخاب آخرین شورای متحد
بیش از دو سال قبل در آذرماه سال 78 بود که طی یک توافق صوری بین دو فراکسیون مختلف آن زمان دفتر تحکیم وحدت و پس از نشست ناموفق ماه قبل اهواز سرانجام آخرین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که بتوان آنرا به نحوی برآیند کلی انجمنهای عضو و نه فراکسیون یا جناحی خاص از مجموعه دانست تشکیل شد. اما همان توافق صوری خود مهمترین دلیل به وجود آمدن شکاف امروز مجموعه دفتر تحکیم شد.
با نگاهی به لیست افرادی که در نشست آذر 78 دانشگاه امیرکبیر موفق به کسب رأی اکثریت شدند و مقایسه آن با لیست افرادی که تا آخرین لحظات قبل از به هم خوردند نشست قبلی یعنی نشست اهواز مورد وفاق اکثریت اعضای آن زمان شورای عمومی تحکیم قرار گرفته بودند به راحتی میتوانیم معاملهای به ظاهر پرسود و در باطن پرضرر را برای کلیت مجموعه مشاهده کنیم، معاملهای که در آن علی افشاری و علی توکلی از یک طرف و ابراهیم شیخ و داوود کرمی از طرف دیگر امضاکنندگان متن نانوشته آن بودند تا افرادی چون بهروز اسدنژاد، فرهاد ابوالفتحی، جواد صالحی، نادعلی و فاطمه بیگلری که از لحاظ فکری دارای پشتوانه قوی بودند از صحنه کنار گذاشته شده و نام سیدمهدی منوچهری، سیدمهدی طباطبایی، نیما فاتح و سیاوش افضلی به عنوان اعضای جدید شورای مرکزی از صندوق خارج شود.
این در حالی بود که افرادی که این اعضای جدید خاصه منوچهر و طباطبایی را میشناختند و از گذشته ایشان باخبر بودند در همان نشست به مقاومت برخواسته و تا آنجا که میتوانستند در برابر این معامله که به زعم آنان آغاز اضمحلال مجموعه بود مقابله کردند ولی بدان دلیل که اکثریت این افراد خود نیز کاندیداهای انتخابات بودند این دلسوزی آنان تلاشی در جهت پوشش شکستشان قلمداد شد و کسی نصایح مشفقانه ایشان را قبول نکرد هرچند که حداقل همه میدانستند که این نصیحت در مورد منوچهری به طور کامل صحت داشت زیرا که همزمان با اعلام کاندیداتوری وی برای انتخابات بسیاری از اعضای دورههای قبلی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاههای فردوسی و علوم پزشکی مشهد ضمن تماسهای مکرر با دانشجویان حق رأیدار مجموعه به بیان حواشی فعالیتهای وی در انجمن مشهد پرداختند و از جمله با اشاره به این امر که دانشجویان به هنگام انتخابات شورای شهر مشهد تراکتهای انتخاباتی جبهه دوم خرداد را پس از پاره کردن عکس وی توزیع میکردهاند به خوشسابقه نبودن او در نزد نیروهای دوم خردادی استان تأکید کردند. اما با تمام این احوال انتخابات امیرکبیر براساس همان توافق صوری به پایان رسید و شورای جدید شکل گرفت ولی از همان روز اول مشکلات آرام آرام نمایان شد. اولین اختلاف داخلی شورای مرکزی وقتی بود که قرار شد مسئولیتهای ارکان مختلف مجموعه در بین اعضای جدید تقسیم شود. مخالفت افشاری، عطری و فاتح با واگذاری مسئولیت تشکیلات مجموعه به شیخ باعث شد تا این مسئولیت به طباطبایی سپرده شود و این در حالی بود که حتی افرادی که به طباطبایی با اطمینان خاطر رأی داده بودند او را تنها شایسته مسئولیت فرهنگی مجموعه تصور میکردند. از سوی دیگر بر همین اساس و در یک معامله صوری بین طیف افشاری و طیف منوچهری و به منظور جلوگیری از در اختیار گرفتن مسئولیت سیاسی دفتر تحکیم وحدت از سوی شیخ یا حجتی در قبال همراهی منوچهری با فراکسیون 3نفره حامی افشاری در شورای مرکزی برای کسب مسئولیتهای سیاسی، حقوقی و روابط عمومی دفتر تحکیم به ترتیب از سوی افشاری، عطری و فاتح مسئولیت مالی مجموعه به منوچهری سپرده شد تا به ناگاه میانهروهای شورای مرکزی یعنی حجتی و شیخ با مسئولیت فرهنگی تنها بمانند که آن هم نصیب حجتی شد تا بدینگونه ارکان اصلی دفتر بین مدرنها و واپسگراها تقسیم شود و معتدلها یا همان میانهروها مقبون اصلی تقسیم قدرت در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت لقب گیرند. این در حالی بود که عاقلان شورای عمومی تحکیم با اطلاع یافتن از این مسأله به اعتراض پرداخته و این امر را آغاز افتراق در مجموعه بیان کردند. البته واپسگراها در این معامله نه تنها معتدلها را کنار نهادند بلکه به گونهای مدرنها را هم مات کردند زیرا که هرچند ارکان تماس با خارج مجموعه را به مدرنها و معتدلها واگذار کردند ولی نقاط استراتژیک و گلوگاههای مجموعه یعنی واحدهای مالی و تشکیلات را در اختیار خود گرفتند تا با کوچکترین حرکت ناهماهنگ سایر اعضا با منافع خود بر آنان فشار آورده و آنان را تابع خود کنند.
پس از انتخابات امیرکبیر تا اردیبهشت سال بعد و نشست مشهد که میتوان آن را آغاز نشستهای حاشیهدار دفتر تحکیم نامید فضای گرگ و میش داخل شورای مرکزی آهسته آهسته به شورای تهران و شورای عمومی تحکیم هم سرایت کرد تا آنجا که در آغاز نشست مشهد شکافهای دوگانه اصفهان به شکافهای 4گانه تبدیل شده بود.
البته در فاصله زمانی بین دو نشست امیرکبیر و مشهد نشست شیراز در بهمنماه 78 تیر برگزار شد که میتوان آن را تنها نشست تقریباً بدون حاشیه آخرین دوره شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت دانست. همچنین در این نشست تیم 7نفره تعیین صلاحیت انتخابات کاندیداهای مجلس ششم منشور انتخاباتی دفتر را ارائه داد که با بحث و جدلی کوتاه مورد موافقت تمام فراکسیونهای درونی مجموعه قرار گرفت. در این نشست منطقه تحقیقی هر کدام از اعضای شورای مرکزی که در آن ایشان حق اظهارنظر درباره کاندیداهای مجلس را داشتند تعیین شد تا مشخص گردد که نماینده شورای مرکزی در آن منطقه برای شرکت در کمیسیون 7نفره چه کسی است.
نشست مشهد و آغاز جنگهای علنی
پس از گذشت دو ماه از پایان انتخابات مجلس ششم و پیروزی اصلاحطلبان در آن و در حالی که هنوز در بعضی حوزهها صلاحیت انتخاب مردم از سوی شورای نگهبان تأیید نشده بود، نمایندگان انجمنهای مختلف عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت اولین نشست سال 79 خود را در مشهد در حالی آغاز کردند که از همان آغازین ساعات نشست نوع برخورد منوچهری به عنوان مسئول برگزاری اجلاس با میهمانان سؤالات فراوانی را در ذهن دانشجویان ایجاد کرد. این نشست در دورافتادهترین سالن تحت تملک دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد و در پاسخ اعتراض شرکتکنندگان به این امر منوچهری رعایت مسائل ایمنی و تهدید گروه موسوم به انصار حزبالله مشهد را دلیل این امر عنوان کرد و این در حالی بود که بعضی از اعضای پیشین انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی که به منظور ملاقات دوستان خود به اطراف محل برگزاری نشست آمده بودند در گفتگوهای خصوصی خویش مسائل دیگری را مطرح میکردند و البته بسیاری از دانشجویان که به توصیه دوستان خود گوش فراداده و در سخنان خود رعایت جوانب احتیاط را کردند پس از کمتر از یک هفته پایان این نشست به این گفتهها ایمان آوردند و از دوستان خود تشکر کردند که خصوصیترین مسائل مطرح شده در نشست را در نشریات محافظهکار مطالعه کردند افرادی هم که این توجیهها را رعایت نکردند وقتی که با پاسخ نشریات یاد شده درباره منابع خبری خود که به گفته ایشان نیروهای متعهد حاضر در نشست و شورای مرکزی بودند روبرو شدند بر باور نکردن توصیههای دوستانه یاران خود در نشست امیرکبیر افسوس خوردند.
بدینگونه بود که سرانجام نشست مشهد چیزی جز عمیقتر شدن شکافهای داخلی مجموعه آن هم به گونهای که فراکسیونهای جدید فرصتطلب به رهبری علی توکلی که از مدرنها انشعاب کرده بود و واپسگراها به رهبری منوچهری و طباطبایی که از معتدلها انشعاب کرده بود جرأت ابراز موجودیت و یارگیری کنند، نداشت و بر همین اساس است که نشست مشهد لقب آخرین نشست فراگیر و بدون درگیری فیزیکی مجموعه را از آن خود کرد.
خواجه نصیر با اولین استیضاح
کمتر از یک ماه پس از نشست مشهد و در دهه اول خردادماه در حالی که علی افشاری لیدر طیف مدرن تحکیم به دلیل شرکت در کنفرانس برلین در بازداشت به سر میبرد اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم در دانشگاه خواجه نصیر جمع شدند تا مسائل به وجود آمده پس از نشست مشهد و بازداشت افشاری را مرور کنند، اما این تلاش که به سرانجام نرسید زیرا که از همان لحظه اول نشست نقطه نظرات طیفهای گوناگون دفتر درباره بازداشت افشاری نشست را با چالش شدید روبهرو کرد. این چالش آنچنان شدید بود که تعدادی از نیروهای طیف واپسگرا ضمن حمله شدید به افشاری خواستار برائت مجموعه از وی شدند و در مقابل اعضای طیف، مدرن هم با توجه به شنود مسائل نشست ماه قبل مشهد خواستار پاسخگویی منوچهری و طباطبایی به عنوان مسئولان نشست و تشکیلات دفتر شدند و وقتی که جوابی قانعکننده از این دو تن دریافت نکردند خواستار استیضاح ایشان شدند همزمانی این دو درخواست با هم و موضعگیریهای شدید این دو طیف علیه یکدیگر و سوءاستفاده طیف کوچک فرصتطلب از این درگیری طیفی تلاش طیف معتدل را هم که به هر دو موضوع اعتراض داشت برای آرام کردن نشست به بنبست رساند و بدینگونه شد که نشست خواجه نصیر با تهدیدهای آشکار منوچهری و طباطبایی به برخورد شدید برون تشکیلاتی با مخالفین از یک سو و تهدیدهای مقابل سران طیف مدرن به برخورد درون تشکیلاتی با طیف واپسگرا از سوی دیگر به پایان رسید البته این امر را هم نباید از یاد برد که در این نشست برای اولین بار در تاریخ نشستهای داخلی دفتر تحکیم یکی از اعضای شورای مرکزی دفتر یعنی منوچهری به بیان الفاظ خارج از چارچوب اخلاقی علیه سایر اعضا اقدام کرد.
گرگان، اردبیل مکانهایی برای تغییر استراتژی طیفها
از نشست خواجه نصیر تا اردوی سالانه دفتر تحکیم وحدت که در خرمآباد برگزار شد دو نشست حاشیهای مهم برگزار گردید که یکی در گرگان از سوی طیف مدرن به رهبری افشاری تحت عنوان نشست مسئولان سیاسی تشکلهای عضو و دیگری در اردبیل از سوی طیف واپسگرا به رهبری طباطبایی و منوچهری تحت عنوان اجتماع مسئولان تشکیلات مجموعه برگزار شد. با نگاهی به هر دو این نشستها و افراد و تشکلهای حاضر در آنها به راحتی میفهمیم که برخلاف آنچه در ظاهر دلیل برگزاری آنها بوده و در عنوان خبری آنها هم آمده بود یعنی ایجاد هماهنگی و وحدت مسئولان سیاسی و تشکیلات، نشستهای ذکر شده جنبه فراکسیونی و طیفی داشته و منظور اصلی از برگزاری آنها هماهنگی خطی و طیفی برای مقابله با طیف مقابل درون مجموعه و نه هماهنگی برای حل مشکلات سیاسی و تشکیلاتی در سطح جامعه و دانشگاهها بود. این امر آنگاه قابل قبولتر میگردد که بیانیههای پایانی این دو اجتماع را مرور کنیم که در هر کدام بر حقانیت اصول فکری طیفهای حاضر در نشست نسبت به طیفهای دیگر تأکید شده و طیف مقابل مزموم شمرده شده است.
حاشیهای مهم
صرفنظر از دو نشست ذکر شده در بالا حادثه مهم دیگری که در این دوران بر دفتر تحکیم وحدت تأثیر گذاشت کنفرانس برلین بود. هرچند که این کنفرانس از لحاظ تشیکلاتی هیچ جایگاهی در مسائل این تشکل نداشت اما حضور علی افشاری که به گفته خود نه به عنوان عضو دفتر تحکیم وحدت بلکه به عنوان یک صاحبنظر مسائل دانشجویی آن هم پس از مشورت با تعدادی از مسئولان مرتبط با سیاست خارجی کشور به برلین رفته بود و مسائلی که پس از کنفرانس برای افشاری و سایر افراد شرکتکننده در کنفرانس بوجود آمد بر روند فعالیت این تشکل تأثیر بسیاری داشت زیرا که شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را از نقطه ثقلی که میتوانست با برخوردهای ظریف خود مجموعه را از حالت درگیری به آرامش سوق دهد و وضعیت جنگ موجود بین نمایندگان فراکسیونهای مختلف داخل دفتر تحکیم وحدت را به صلح تبدیل کند، محروم کرد و این محرومیت دفتر از نقطه ثقل خود را میتوان یکی از دلایل مهم بوجود آمدن وضعیت فعلی این تشکل به حساب آورد.
خرمآباد رسیدن به اتحادی موقت
خرمآباد میزبان اردوی سالانه دفتر تحکیم وحدت در سال 79 بود. مکانی که به هنگام اعلام رسمی آن از سوی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت حرف و حدیثهای فراوانی را چه از سوی اعضای شورای عمومی مجموعه و چه از سوی محافل سیاسی و دانشجویی خارج از مجموعه به همراه آورد. البته این مسائل با برگزاری نیمه تمام این اردوی سالانه که در تاریخ 1ساله این تشکل بیسابقه بود و حوادث حاشیهای آن که تااکنون نیز ادامه دارد، بیشتر گردید تا آنجا که از آن به عنوان یکی از مقاطع مهم تاریخی جنبش دانشجویی ایران و حتی جنبش اصلاحات میتوان نام برد.
انتخاب خرمآباد به عنوان میزبان نشست سالانه را شاید بتوان یکی از معدود پیروزیهای طیف معتدل شورای مرکزی بر سایر جناحها دانست که البته با همراهی طیف واپسگرا محقق شد و این در حالی بود که طیف کوچک فرصتطلب مجموعه که نیما فاتح به طور تلویحی زعامت آنان در شورای مرکزی را در دست داشت ولی در اصل علی توکلی عضو سابق شورای مرکزی آنان را هدایت میکرد در کنار طیف مدرن قرار داشتند.
شکست همدان که نامزد میزبانی اردوی سالانه از سوی مدرنها و فرصتطلبها بود در برابر خرمآباد که نامزد میزبانی از سوی ائتلاف معتدلها و واپسگراها بود هرچند پیروزی برای معتدلها بود ولی مسائلی که در این اردو به دلیل مخالفت گروه فشار حاضر در شهر با این نشست و حمله به دکتر سروش و دکتر کدیور در فرودگاه خرمآباد و مسائل پس از آن بوجود آمد شیرینی این پیروزی را در دهان آنان تلخ کرد و اجازه هرگونه استفادهای را در جهت تقویت جناح خود در مجموعه از آنان سلب کرد و حتی باعث تضعیف آنان به نفع دو طیف مدرن و واپسگرا شد. البته برخورد شدید گروههای فشار با شرکتکنندگان در نشست برای این تشکل بدون فایده هم نبود. این برخورد باعث ایجاد یک وحدت موقت در بین طیفهای مختلف داخل مجموعه دفتر تحکیم وحدت شد البته وحدتی که بسیار کوتاهمدت بود. کوتاهمدت به اندازه فاصلههای ازدوی خرمآباد تا نشست ماقبل سالانه این تشکل در دانشگاه تربیت معلم تهران.
تربیت معلم و پیروزی طیف مدرن
پس از گذشت حدود 10 ماه از انتخاب آخرین شورای مرکزی مجموعه براساس یک عرف قدیمی در آغازین روزهای سال تحصیلی 80-79 نشست ماقبل پایانی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تربیت معلم تهران برگزار شد تا در آن شورای تحقیق انتخابات سالانه مجموعه برای تعیین صلاحیت کاندیداهای عضویت در شورای مرکزی آینده انتخاب شود. شورای تحقیقی که هرچند با پیروزی 3 بر صفر طیف مدرن بر اتحاد معتدلها و واپسگراها به پایان رسید ولی این پیروزی بدون همراهی طیف کوچک فرصتطلب تحت رهبری علی توکلی عضو سابق شورای مرکزی و کاندیدای شکستخورده کارگزاران در انتخابات مجلس ششم محقق نشد و همین اتکا به این اقلیت بود که یکی از عوامل مهم عدم به سرانجام رسیدن فعالیت این شورای تحقیق شد.
اصفهان آغاز جنگ بزرگ
حدود یک ماه پس از تربیت معلم اعضای حق رأیدار انجمنهای اسلامی سراسر کشور در دانشگاه اصفهان جمع شدند تا انتخابات سالانه دفتر تحکیم وحدت را برگزار کرده و به زعم خود به اختلافات درونی شورا آن هم با توجه به وضعیت علی افشاری که در بازداشت به سر میبرد پایان دهند اما توجه به همین مسأله یکی از نقاط پایهای اختلاف در بین طیفهای مختلف دفتر تحکیم در اصفهان شد. با آغاز این نشست فراکسیونهای مختلف براساس کاندیداهای موجود خود اقدام به لیستبندی داخلی و سپس اولویتبندی نیروها کردند.
معتدلها و واپسگراها با هم لیستی را تهیه کردند که در رأس آن به ترتیب شیخ، رضوی فقیه، قبادی، طباطبایی و منوچهری قرار داشتند، این در حالی بود که در لیست مشترک مدرنها و فرصتطلبها به ترتیب عطری،عامرینسب، مدادی، فرجی، شریفی، کردونی و توکلی قرار داشتند و البته یک جای خالی هم در صدر لیست برای افشاری در نظر گرفته شود بود. اما این لیستبندیها فقط نمای ظاهری نشست بود زیرا که مدرنها و معتدلها با استفاده از حضور حسین درودیان که از سوی معتدلهای دانشگاه بهشتی روانه شورای شهر تهران شده بود ولی رابطه دوستانه با افشاری و رفقای هم فراکسیونی وی نیز داشت لیستی مشترک را هم تهیه کرده بودند که در آن خبری از واپسگراها و فرصتطلبها بود لیستی که افرادی چون، سعید رضوی فقیه قبادی، شیخ از یک سو و عامرینسب، مدادی و عطری از سوی دیگر اعضای اصلی آن بودند و البته جای خالی برای افشاری تحت عنوان عضو دربند شورای مرکزی نیز در نظر گرفته شده بودند.
این معادلات پشتپرده تا عصر روز دوم نشست بود که تمام آگاهان به مسائل دفتر تحکیم وحدت را خوشبین به آینده این تشکل میکرد ولی اعلام رأی شورای تحقیق مبنی بر رد صلاحیت طباطبایی فرصت را برای واپسگراها و فرصتطلبها که از اتحاد پشتپرده معتدلها و مدرنها باخبر شده بودند، فراهم کرد تا با هوچیگری و شلوغ کردن جلسه فضا را احساسی کرده و باعث شوند که دو طیف معتدل و مدرن از منافع درازمدت دست برداشته و به منافع زودگذر روی آورند و بدینگونه نشستی که میتوانست پایانی خوش بر یک دوران سخت در شورای مرکزی دفتر باشد به آغازی برای علنی شدن اختلافات داخلی دفتر در نزد افکار عمومی تبدیل شد.
تربیت مدرس کوشش بیثمر قدیمیها
پس از نشست ناموفق اصفهان دیرزمانی طول کشید تا سران گذشته دفتر تحکیم وحدت با مذاکرات فراوان توانستند فراکسیونهای مختلف را به نشستن در کنار هم راضی کنند و بدینگونه بود که نشست تربیت مدرس شکل گرفت. نشستی که حتی از لحاظ مکان برگزاری هم در آن رعایت حقوق تمام گروهها شده بود و احتیاطات لازم برای جلوگیری از هرگونه درگیری لحاظ گردیده بود ولی باز هم باید گفت وای بر مجموعهای که فرصتطلبها در آن رخنه کنند. آری نشست تربیت مدرس هم که با سعی و تلاش بسیار قدیمیترهای تحکیم وحدت و به منظور پایان اختلافات شکل گرفته بود به دلیل آنکه فرصتطلبها احساس کردند بازنده بازی نهایی آن خواهند بود به سرانجام نرسید. آنان وقتی از لیست نهایی تنظیمی اطلاع حاصل کردند و فهمیدند که در آن با توجه به تعداد حق رأی موجود فراکسیونهای 4گانه جایی جز یک عضو عللالبدل برای آن در نظر گرفته نشده ایجاد اتحاد در مجموعه را به ضرر خود دیدند و با همراهی واپسگرایان که آنان نیز توافق نهایی را چندان به سود خود نمیدیدند به اعتراض برخواسته و با به هم ریختن جو آرام جلسه تلاش قدیمیهای مجموعه را برای خروج از بنبست با شکست روبرو کردند. البته در این بین نباید از نقش نفوذیهای واپسگرا در معتدلها و فرصتطلب در مدرنها هم غافل شویم چرا که در این نشست سران طیفهای فرصتطلب و واپسگرا چون افرادی مظلوم و بدون ادعا به ظاهر به توافق صورت گرفته اعتراض نکردند بلکه با اشارهای به نفوذیهای خود در دو طیف مدرن و معتدل فضا را به گونهای به هم ریختند که توافقات نانوشته به رأی گذاشته شده و مکتوب نگردد تا بدینوسیله هم حالت بلاتکلیفی مجموعه حفظ شود و هم فرصتی بیشتر برای چانهزنی با لایههای مختلف داخلی و خارجی دارای نفوذ در مجموعه برای بالا بردن سهم خود داشته باشند. بر همین اساس است که پس از نشست تربیت مدرس تا اردوی سالانه تهران تنها یک نشست بدون ارزش در اراک برگزار شد که حتی نمیتوان نام نشست را هم بر آن نهاد و در این بین خبری هم از برگزاری حتی یک نشست شورای تهران که مسئول هماهنگی آن براساس اساسنامه دبیر تشکیلات یعنی طباطبایی بود به رسانههای عمومی داده نشد چرا که نشستی برگزار نگردید تا خبری برای درج در مطبوعات وجود داشته باشد.
اردوی سالانه تهران پایانی بر شورای دوساله
از نشست تربیت مدرس تا اردوی سالانه تهران چیزی حدود 8 ماه بدون برگزاری هیچ نشستی دورانی یأسآور و بدون فعالیت در تاریخ دفتر تحکیم وحدت ثبت شد که فقط وقایع حول و حوش دادگاه افشاری و مراسم سالگرد کوی دانشگاه در طی این مدت باعث گردید تا نام دفتر در مطبوعات و در بین مردم تکرار گردیده و از ذهنها پاک نگردد.
اما اردوی سالانه تهران خود حدیثی جداگانه داشت، از آغازین روز اردو برخلاف سالهای گذشته جلسات سخنرانی مدعوین شرکتکننده در آن که هرساله با استقبال گسترده روبرو بود تحتالشعاع جلسات فراکسیونی قرار گرفت تا روز ماقبل آخر اردو که جلسه پرسش و پاسخ شورای مرکزی طبق سنوات گذاشته برگزار گردید. این جلسه طبق سنوات گذشته که در آن اعضای شورای مرکزی به تعریف تشکر از هم میپرداختند به پایان نرسید بلکه با درگیری فیزیکی شورای مرکزی امری که تا به آن روز به وقوع نپیوسته بود پایان پیدا کرد.
روز بعد نامهای در بین افراد باقیمانده در نشست که عمدتاً از اعضای دو فراکسیون معتدل و واپسگرا بودند پخش گردید که در آن به استعفای اعضای وابسته به فراکسیون معتدل شورای مرکزی یعنی رضا حجتی، ابراهیم شیخ و جواد صالحی اشاره شده بود، البته همزمان خبر استعفای نیما فاتح عضو وابسته به فراکسیون مدرن ولی نزدیک به طیف فرصتطلب شورای مرکزی هم دهان به دهان نقل شد و دلیل همه این استعفاها هم تلاش برای ایجاد فضا به منظور برگزاری انتخابات جدید عنوان شد.
در روز پایانی این اردو حرکتی دیگر هم از سوی فراکسیون معتدل، واپسگرا و فرصتطلب با هماهنگی هم به وقوع پیوست و آن ایجاد شورای تحقیق جدید آن هم به دلیل پایان دوران یکساله شورای تحقیق قدیم مجموعه بود و بدینگونه از آن تاریخ به بعد تحکیم وحدت دارای دو شورای تحقیق شد، یکی با عضویت عبدالله مؤمنی، رضا تاجمیر ریاحی و زینب ژیانپناه تحت تسلط طیف مدرن و دیگری با عضویت رضا حاکمی، مریم برخورداری و احسان چیتساز تحت حاکمیت طیف معتدل. ادامه دارد...