* برای شروع بحث بهتر است از روابط دوجانبه ایران و آلمان شروع کنیم. روابط دوجانبه ایران و آلمان را چگونه ارزیابی میکنید؟
** وقتی در ماه ژوئیه به ایران آمدم، در مذاکراتم با وزیر امور خارجه و دیگر مقامات ایرانی گفتم که همیشه روابطمان فراز و نشیبهایی داشته است و امیدواریم که این روابط رو به پیشرفت باشد. از زمانی که سه وزیر امور خارجه اروپایی به ایران آمدند؛ من این احساس را داشتم که به مرحله مثبتی در روابطمان رسیدهایم. این روابط نقاط بالقوهای دارد که میتوان بر پایه آنها به توسعه روابط کمک کرد.
* اگر بخواهیم بصورت تفکیک شده روابط اقتصادی و سیاسی را مدنظر قرار دهیم، وضعیت روابط دوجانبه را چگونه توضیح خواهید داد؟
**همانطور که همین حالا اشاره کردم، روابط در زمینه سیاسی بهگونهای است که اگر همه چیز طبق پیشبینیها جلو برود، توسعه مثبتی را در روابطمان شاهد خواهیم بود و به این ترتیب اولین نتیجه چنین توسعه روابطی این است که بازدیدکنندگان بیشتری از آلمان به ایران میآیند؛ چرا که ایران در مرکز توجه قرار خواهد گرفت. پیش از ماه رمضان نیز سفر هیأتهایی از پارلمان آلمان، وزیر اقتصاد، رییس کمیته سیاست خارجی و وزیر امور خارجه آلمان به ایران را داشتیم و نیز انتظار میرود که تا پایان ماه جاری نیز یک هیأت پارلمانی دیگری از حزب سوسیال دموکرات آلمان به ایران بیایند. همچنین مطلع شدهام که در سه ماهه اول سال آینده میلادی نیز یک هیأت پارلمانی به ایران میآید و ممکن است مطلع باشید که کمیته مشترک اقتصادی آلمان و ایران که ابتدا قرار بود جلسهای را در ماه اکتبر سال جاری داشته باشد، حالا قرار است در بهار آینده جلسه برگزار کند. این هیأت نیز قرار است با ریاست وزیر اقتصادمان به ایران بیاید.
در موضوع روابط سیاسی، مهمترین مسألهای که بین ایران و آلمان و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی وجود دارد؛ موضوع هستهای ایران است که امیدواریم در آن پیشرفتهایی حاصل شود. اولین گامی که ما منتظرش هستیم، امضای پروتکل الحاقی از سوی ایران است که احتمالاً تا 20 نوامبر محقق میشود.
* اجازه دهید درباره مسأله هستهای که اشاره کردید، بحث کنیم. یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه آلمان به همراه دو تن از همتایان اروپاییاش به ایران آمد. وی زمانی که ایران بود، نوعی موضعگیری کرد که میتوان آن را بسیار متفاوت از نوع موضعگیریاش پس از بازگشت به آلمان دانست. دلیل بروز تفاوت در این موضعگیریها چیست؟
** من فکر نمیکنم در موضعگیریهای او تفاوتی وجود داشته باشد، چون نوع مواضع روشن است. نمیدانم به چه دلیل فکر میکنید تفاوت مواضع وجود داشته است و نمیتوانم این حرف را تأیید کنم. من فکر میکنم ممکن است تأکیدهایی که در نوع ارایه مطلب وجود دارد، متفاوت بوده باشد. این امر نیز طبیعی است؛ چرا که در گویش برای افکار عمومی داخلی باید تفاوتهایی وجود داشته باشد.
تفاوتی که ظاهراً در نوع گفتار آقای فیشر وجود داشته است، که من از آن اطلاع ندارم و رسانههای ایرانی به آن اشاره میکنند، شاید به این دلیل است که تشتت آرا در ایران بسیار بیشتر از آلمان است. در آلمان کم و بیش یک نظر مطرح میشود، برای مثال در ایران در زمینه پروتکل الحاقی تنوع گستردهیی از آرا را شاهدید.
* همانطور که شما هم اشاره کردید، افکار عمومی یکی از پایههای قدرت محسوب میشوند، حال افکار عمومی ایران تا حدودی نسبت به محقق شدن تعهداتی که سه وزیر اروپایی در مذاکرات تهران تقبل کردهاند، مشکوک است، کشورهای اروپایی چه کاری میتوانند انجام بدهند تا به سمت مطمئن کردن افکار عمومی بروند؟
** من این موضوع را پیش از این هم شنیده بودم. میتوانم بار دیگر تأیید کنم که موضعگیری ما کشورهای آزاد اروپایی و توافقنامهای که به صورت مشترک به آن رسیدهایم، بهگونهای است که میخواهیم و تضمین میکنیم به تعهداتی که در جلسات دادهایم، عمل کنیم.
فکر میکنم ما هیچ چیزی را در تضاد با این تضمینها مطرح نکردهایم؛ اما از طرف ایرانی شاهد اظهاراتی بودهایم که برخی شک و شبهات را در تضمینهایی که داده است، ایجاد میکند، گاهی گفته میشود تعلیق غنیسازی ممکن است یک روز یا یکسال به طول بینجامد و برخی نیز میگویند هنوز غنیسازی را به حالت تعلیق در نیاوردهایم. من این موضوعات را میفهمم و درک میکنم؛ اما باید مراقب باشم تا اهداف اصلی را که در این اجلاس به دست آمده تخریب نکنیم و باعث تحلیل بردن فضایی که به سوی ایجاد اعتماد پیش میرود، نشویم.
فکر میکنم دو طرف آگاهند و باید آگاه باشند که این اعتماد خوب مشترک نباید به واسطه اظهاراتی که میتوان از آنها مفاهیم مختلفی را استنباط کرد، مورد شک واقع شوند. بسیار خوشحالم که رهبر ایران نیز این موضوع را تأیید کرد.
* آینده این بیانیه و آینده همکاریهایمان را چگونه ارزیابی میکنید؟
** بیانیه تهران گام مهمی بود و گام مهم دیگر این است که اجرایی شود؛ ایجاد اعتماد یک روند را میطلبد. هر گامی که برداشته میشود باید در جهت اعتمادزایی باشد. پس از همه چیز در همین جهت پیش برود، پیش از هر چیز به درک دوجانبه صحیحی از یکدیگر میرسیم و سپس اعتماد بیشتری در جهت عمل و اجرای اظهارات هر یک از طرفین به وجود میآید و نهایتاً این که همکاریهای قویتری را در زمینههای سیاسی و اقتصادی خواهیم داشت.
در زمینه همکاریهای اقتصادی نیز باید گفت که یکی از مبانی با اهمیت در این خصوص قانون سرمایهگذاری است و در رابطه اقتصادی ایران و آلمان نیز یک توافق دوجانبه در خصوص تضمین سرمایهگذاری وجود دارد که هنوز به تصویب نرسیده است؛ آلمان قرار است آن را در ماه نوامبر تصویب کند و امید آن میرود که این توافق در ایران پیش از پایان این دوره مجلس شورای اسلامی تصویب شود.
تضمین سرمایه از یک سو قابل بررسی است، اما مهمتر از آن، ایجاد اعتماد و اطمینان در خصوص آینده اقتصادی ایران است که این نیز تحت تأثیر چارچوبهای عملکرد سیاسی خواهد بود.
بنابراین بار دیگر میگویم که ایجاد اعتماد سیاسی تأثیر مثبتی بر توسعه اقتصاد ایران خواهد گذاشت، البته در این راه معیارهای دیگر چون تأمین امنیت سرمایه سرمایهگذاران نیز دخیل است. سرمایهگذاران میخواهند بدانند که رژیم مالیاتی در ایران چگونه اجرا میشود و گمرکات این کشور چگونه است. تمام این موضوعات باعث میشود سرمایهگذاری در ایران مشکلتر از سایر کشورها شود. ایران در حال حاضر نقاط قوت بالقوه بسیاری برای سرمایهگذاری دارد؛ اما در راهی که به این کشور ختم میشود، موانع متعددی وجود دارد که اگر آنها را برطرف کند، سادهتر جذب سرمایه خواهد کرد. ایران حتی امکان جذب سرمایههای عظیمی را دارد؛ چرا که شنیدهام بسیاری از ایرانیهای خارج از کشور، صدها میلیون دلار سرمایه دارند.
* در خصوص موضوع سفر سه وزیر امور خارجه اروپایی به ایران، همانطور که در بسیاری از تحلیلها آمده است، این سفر توانست جلوی یکجانبهگرایی آمریکا را بگیرد. آیا شما هم نظری موافق با این تحلیلها دارید و آیا فکر میکنید همکاریهای آتی و اتحادیه اروپا میتواند مدلی قابل عرضه برای حل مسایل جهانی باشد؟
** این سوال خوبی است، البته فکر میکنم آمریکا سیاست مشخصی در قبال ایران ندارد. ما تصمیم گرفتیم که نگرانیهایمان را در زمینه سیاست هستهای ایران، با مذاکره و ارتباط کاهش دهیم، همانطور که گفتید این میتواند یک مدل باشد. پیش از هر چیز فکر میکنم مهم است تلاش کنیم (ایران و سه کشور اروپایی) به جهانیان نشان دهیم که میتوان سوالات سخت و حیاتی را با مذاکره و همکاری پاسخ گفت.
موضوع بعدی این است که سفر سه وزیر امور خارجه به یک کشور برای یک موضوع صورت گرفته است که البته از اهمیت کافی برخوردار بود. ریسکی که آنها کردند ارزش تلاشی را که میخواستند بکنند، داشت. اگر دو طرف به این نوع همکاریها ادامه دهند، این مدل میتواند نمونه خوبی برای سیاست خارجی باشد. دوست دارم در همین رابطه به موضوع مشابهی که هنوز جریان دارد یعنی موضوع هستهای کره شمالی اشاره کنم که میتواند به وسیله روند مذاکره به سوی رفع شدن پیش برود.
* همانطور که در بیانیه تهران آمده است، دولتهای اروپایی به ایران برای دستیابی به فناوریهای مدرن از جمله فناوری هستهای کمک خواهند کرد
** ما گفتهایم در تمام زمینههای فناوری همکاری میکنیم، پس فقط آن را به موضوع فناوری هستهای محدود نکند؛ چرا که وسیعتر است.
* آلمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی قراردادهایش را برای ساخت نیروگاه هستهای در ایران لغو کرد، آیا میتوان اینبار اطمینان داشت آلمان به تعهد خود در این زمینه پایبند خواهد بود؟
**بار دیگر میخواهم تأکید کنم در بیانیه تهران کلمه فناوری ذکر شده و صرفاً به فناوری هستهای محدود نشده است. زمینههای همکاری در فناوری باید در آخرین مرحله و زمانی که دیگر مراحل را طی کردهایم، صورت بگیرد. من شخصاً فکر میکنم این احتمال چندان وجود نداشته باشد که ما (آلمان) در زمینه هستهای با ایران همکاری کند. همانطور که میدانید دولت فعلی که در سال 1998 میلادی به قدرت رسیده است، فناوری هستهای برای تولید انرژی را کنار گذاشته و حالا به انرژیهای جایگزین مانند انرژی باد یا انرژی خورشید علاقه بیشتری داریم.
با این حال آلمان تنها یکی از چند کشور محسوب میشود، تمام کشورها و دولتها از بخشها و احزاب مختلفی تشکیل میشوند که سیاستهای متفاوتی را در قبال انرژی هستهای دنبال میکنند.
* اتهامات آمریکا علیه خواست هستهای ایران را چگونه میبینید؟
** فکر میکنم نگرانی ما یا نگرانی اروپا به دلیل آن که آمریکا احساس نگرانی میکرد، برانگیخته نشد؛ بلکه خودمان نسبت به این موضوع احساس نگرانی کردیم. آیا این اشکالی دارد؟
* با توجه به اینکه آلمان یکی از اعضای خوب معاهده منع تکثیر سلاحهای هستهای محسوب میشود و پروتکل الحاقی را تصویب کرده است، پاسخ شما به اخباری که در خصوص اهدای زیردریاییهایی از سوی آلمان به رژیم صهیونیستی مطرح میشود و گفته میشود که این زیردریاییها قابلیت حمل کلاهکهای هستهای را دارند، چیست؟ آیا این امر نقض NPT نیست؟
** این تبلیغات سیاسی است. ما پس از جنگ اول خلیجفارس به اسراییل زیردریایی فروختیم؛ اما آنها قابلیت حمل کلاهک هستهای را ندارند. نمیدانم این مطلب را کدام خبرگزاری منتشر کرده، اما این موضوع صحت ندارد.
* آیا از این بابت مطمئن هستید؟
** موضوع فروش زیردریاییها صحت دارد، اما آنها نمیتوانند کلاهک هستهای حمل کنند.
* اجازه دهید به بحث درباره عراق بپردازیم، ما مواضع مخالفی را در قبال آمریکا از سوی آلمان و فرانسه در قبال این جنگ شاهد بودیم. شما این جنگ و آینده این کشور را با توجه به بیثباتی فعلی در عراق و عدم پیشرفت در اوضاع امنیتی این کشور چگونه ارزیابی میکنید؟
** میدانید که ما با این جنگ علیه عراق به دلایلی مخالف بودیم. ما به فکر دوران پس از جنگ در عراق بودیم و نظر ما تحقق یافت که پس از جنگ مشکلاتی بروز خواهد کرد. محاسبات آمریکاییها در خصوص مردم عراق اشتباه بود.
اما اجازه دهیم گذشته، بگذرد. به سود ماست که عراق به جامعه بینالمللی بازگردد و صلح در آن کشور استقرار یابد. دیدگاه ما این است که چنین موضوعی با تحویل هر چه سریعتر مسؤولیت، اول به سازمان ملل و سپس به مردم عراق تحقق مییابد. دیدگاه ما و ایران در این زمینه بسیار شبیه هم است.
* اجازه دهید کمی به گذشته برگردیم، چرا آلمان در زمان جنگ عراق علیه ایران موضع مخالفی نگرفت؟
** شما به موضوع دیگری در تاریخ باز میگردید، من نمیدانم آلمان چه موضعی را باید اتخاذ میکرد، ما از دو طرف خواستیم تا جنگ را پایان دهند.
* اما عراق از سوی آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای غربی به سلاحهای شیمیایی، میکروبی و دیگر سلاحهای کشتار جمعی مجهز شد، که ...
** این موضوع صحت ندارد. شرکتهایی در این کشورها (کشورهای غربی و نیز آلمان) بودند که چنین کاری کردند و این امر به دلیل نبود کنترل کامل ما بر صادرات صورت گرفت. به دلیل اتفاقی که در آنجا افتاد ما الان بهترین رژیم کنترل صادرات در جهان را داریم.
میخواهم این موضوع را بار دیگر تکذیب کنم که دولتها در این قضیه نقش داشتهاند. شرکتها تمایل دارند به هر شیوهای بیشترین درآمد را کسب کنند، اما به دلیل اتفاقی که در جریان جنگ عراق و ایران افتاد، رییسجمهور آلمان صادرات مواد حساس به خارج از کشور را بسیار سخت کرد.
* حال بر این اساس، شما ادعای مطرح شده در خصوص وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق را چگونه ارزیابی میکنید و آیا فکر میکنید که چنین سلاحهایی در این کشور پیدا شود؟
** ما مدرکی که ثابت کننده این ادعا باشد را ندیدیم و به همین دلیل بود که همیشه از تلاش جامعه بینالمللی از طریق بازرسان سازمان ملل حمایت کردیم.
* چرا آلمان و فرانسه گام عملی برای بازسازی عراق برنداشتهاند؟
** فکر میکنم گامهای عملی ما بیش از آن قولهایی بوده که ایران داده است. ما کمکهای عملی را عرضه کردهایم ما قولی برای کمک مالی به مبلغ بالا ندادهایم، اما کمکهای عملی کردهایم. ما افرادی را داریم که چاه آب حفر میکنند و در تأسیسات آب و فاضلاب کار میکنند، ما همچنین پیشنهاد کردهایم نیروهای پلیس عراق را آموزش دهیم.
* آموزش پلیس عراق در امارات را میگویید؟
** پس از دیدار صدراعظم، توافقاتی صورت گرفت که این امر در امارات صورت بگیرد. ما کمکهای مالی بسیاری را از طریق اتحادیه اروپایی نیز به عراق میکنیم.
* اجازه دهید به موضوع رژیم صهیونیستی بپردازیم، همانطور که نظرسنجی اخیر در اروپا نشان داد اروپاییها رژیم صهیونیستی را تهدید اول برای صلح جهانی میدانند، نظر شما درباره این نظرسنجی چیست؟ و فکر نمیکنید که زمان آن رسیده است که از تهدید رژیم صهیونیستی برای صلح جهانی جلوگیری شود؟
**این نظر سنجی نشان دهنده نگرانیهای مردمی است که اخبار را مطالعه میکنند، آنها ایران را تهدید شماره دو میدانند. تهدید شماره یک جنگ عراق و خشونت جاری میان اسراییل و فلسطینیهاست، فکر میکنم نمیتوانید فقط بگویید اسراییل تهدید شماره یک است، مناقشه دو طرف که مردم اروپا را نگران کرده است و در آلمان سعی کردهایم برای حل این موضوع بر اساس کاربر روی نقشه را جلو برویم .
طرح اصلی نقشه راه از آلمان بوده است، اما تا زمانی که بازیگر اصلی در این عرصه آمریکاست و اولویتهای دیگری را در نظر دارد، اروپاییها در موقعیتی نیستند که دیدگاههایشان را بر هر یک از طرفهای اسراییلی یا فلسطینی اعمال کنند.
* با این شرایط فکر میکنید برای توقف چنین جریانی چه باید کرد؟
** ما هیچ وقت از فکر کردن در این خصوص دست نکشیدهایم، اما حرف زدن در اینباره متفاوت از انجام دادن چنین عملی است. این مشکلی بسیار سخت است و روند سختی را طلب میکند. دیدگاه ما این است که دو کشور با یکدیگر در صلح زندگی کنند و خوشحال خواهیم شد که ایران نیز چنین دیدگاهی را داشته باشد.
* آیا شما حمایت یکجانبه آمریکا از رژیم صهیونیستی را دلیل اصلی پایان نیافتن جنایات این رژیم نمیدانید؟
** این دلیل اصلی نیست. اسراییلیها و فلسطینیها نمیتوانند در خصوص آینده روابطشان به توافق برسند از نظر ما اگر بوش کمی به کردههای شارون توجه میکرد، مفیدتر بود؛ اما ظاهراً به دلایل داخلی نمیخواهد چنین کند. به هر حال با این وجود نیز مطمئن نیستم که این هم میتواند، کمک کننده باشد. خیلی مهم است که جناح و حزبهای مختلف فلسطینی از خشونت دست بردارند(!) چرا که خشونت، پدید آورنده خشونت است. این عمل و عکسالعمل همیشگی است. مهمترین تضمین و تنها پیام مثبت در آن منطقه توافقی بود که بین اسراییلی و فلسطینیهایی صورت گرفت که در اکثریت نبودند.