اصفهان - منصور گلناری
همه میدانیم حداقل شانزده سال بود تلاش کسانی که امروز به اصولگرایان معروفند برای دستیابی به ارکان قدرت و استیلای بر قوای حکومتی چندان نتیجه مطلوبی نداشت و اگر هم روزنهای باز میشد در یکی از قوا بخشی از مدیریتها بر عهده این طیف قرار میگرفت، گاهی حضور اصولگرایان امروزی در مجلس خودنمایی میکرد، زمانی در چند وزارتخانه (اغلب در دولت آقای رفسنجانی) صدایی از اصولگرایان بلند میشد و هر از گاه ندایی از اصولگرایی در دستگاه قضایی به گوش میرسید.
اما امروز شرایط به گونه دیگری است، و دفتر سیاست و حکومت به گونهای ورق خورده که در اغلب پستهای کلیدی در تمامی قوا و به ویژه در راس سه قوه افرادی سکاندار مسؤلیت شدهاند که بر اصولگرایی و عدالت محوری تاکید قاطعانه دارند. به راستی که جای بسی خرسندی است و باید قدر این فرصت استثنایی و بینظیری که پس از انقلاب اسلامی بیسابقه بوده را دانست.
نگارنده قصد ندارد در این مختصر مکان به تکرار شعارهای خدمترسانی و ظلمستیزی و محرومنوازی بپردازند، چرا که این شعارها در طول سنوات اخیر به حد وفور و اشباع مطرح شده و جایی برای طرح مجدد آنها نیست، امروز روز عمل است و با شرایط مطلوبی که با هماهنگی و همدلی سه قوه به وجود میآید میتوان با سرعت و حساسیت بیشتر به مشکلات مردم رسیدگی کرد.
به یاد داریم که طیف دوم خرداد، بر اساس یک استراتژی سیاسی - اجتماعی درصدد بودند. به قول خودشان، سنگرهای حکومتی را به تدریج به تصرف خود درآوردند و با سهولت بیشتر سیاستهای خود را اعمال کنند و این امر با تسلط بر قوای مجریه، مقننه و شوراهای اسلامی شهرها در حال تحقق بود، لیکن به دلیل عملکرد نامطلوب و پرداخت بیش از حد به سیاست و قدرت موجب بروز شکاف و اختلافات بسیار در این طیف گردید و مردم اولین فراموششدگان در این راستا بودند. نهایتا رویگردانی جامعه از این طرز تفکر با شکلگیری و تغییر اساسی در ترکیب شوراها، مجلس هفتم و نهایتا راس قوه مجریه به وضوح نشان داده شد و فرصتی خیرهکننده در اختیار کسانی قرار داد که سالها در جایگاه منتقدین دولت و مجلس و... قرار داشتند. جالب اینجاست که برخی از این افراد برای تغییر رویه خود مدتی را سپری کردند تا متوجه شوند و باور کنند که دیگر منتقد نیستند و در جایگاه تصمیمگیری و عمل قرار گرفتهاند.
و متاسفانه باید گفت پس از گذشت ماهها از حضور اصولگرایان در ترکیب سه قوه، هنوز هم برخی، متوجه وضعیت به دست آمده و هشدار رهبر فرزانه انقلاب نشدهاند که زمان را حتی برای یک روز هم نباید از دست داد. قصه پر غصه معرفی کابینه آقای دکتر احمدینژاد به مجلس از جمله همین موارد است. همه میدانیم که پس از گذشت چند ماه هنوز مجلس اصولگرایی هفتم امکان تکمیل ترکیب کابینه را به آقای دکتر احمدینژاد اصولگرا نداده است و این در حالی است که بسیاری از همین آقایان در مجلس پنجم به کابینه آقای خاتمی یکجا رای اعتماد دادند! چرا که خوف داشتند متهم به عدم همکاری با دولت شوند. اما امروز این خوف را ندارند و هر چه بخواهند میتوانند به دولت و کابینهاش پیچ و تاب بدهند. آیا آقایان نمیدانند که رکن مادی و اقتصادی این مملکت در وزارتخانه نفت قرار دارد؟ آیا قرار نیست عدالت اجتماعی و اقتصادی در این دولت به تحقق در آید؟ آقایان از کارهای زشت وزارت نفت (به قول آیتالله جنتی) در گذشته اطلاع ندارند و اعتقادی به مقابله با این مسایل ندارند؟
این همه وسواس، کنکاش و حساسیت برای انتخاب یک وزیر به چه چیز برمیگردد؟ شمایی که برای انتخاب وزیر نفت اینقدر حساسیت به خرج میدهید، چطور در زمان تصدی این وزارتخانه حیاتی در دولت گذشته توسط غیر اصولگرایان، به سادگی از کنار مسایل گذشتید.
در هر حال عزیزان اصولگرا، بدانید که فرصت برای خدمت به مردم و راضی کردن حق تعالی بسیار کم است. اجازه دهید دولت آقای دکتر احمدینژاد هر چه زودتر به ترکیب کامل خود دست پیدا کند و ضمن سرعت بخشیدن به اصلاحات واقعی و حقیقی، بهانه را از دست بدخواهان داخلی و خارجی بگیرید.