محمدکاظم انبارلویی
روزگارى سیاستمداران شرق و غرب عالم وقتى از خواب بیدار مىشدند یک دستور کار، بیشتر روى میز خود نداشتند و آن همان چیزى بود که در “مسکو” یا “واشنگتن” پخت وپز مىشد و به همه جا دیکته یا ابلاغ مىگردید.
شرق با ایدئولوژى کمونیسم و غرب با ایدئولوژى لیبرالیسم میدان نبردى را براى خود تعریف کرده بودند که تمام قلمروهاى سیاسى و فرهنگی، نظامى و حتى اجتماعى را دربر مىگرفت.
پس از فروپاشى شوروى سابق و تلاش بلوک شرق در برابر بلوک غرب تمامى نهادهاى سیاسی، نظامی، فرهنگى و اجتماعى غرب با سرمایهگذارى وسیعى که براى تعریف دشمن و مختصات قدرت او کرده بودند، بیکار شدند انبوه نظامیان نشسته بر تلى از سلاحهاى هستهاى بیکار شدند و سرمایهگذارىهاى میلیاردى روى توسعه سلاحهاى کشتار جمعى فلسفه وجودى خود را از دست داد.
غرب و شرق لازم دیدند یک بازتعریف از فضاى جدید و دشمن جدید بهدست دهند تا دلیلى بر استمرار سیاستهاى تجاوزطلبانه گذشته پیدا کنند. اما هرچه تلاش کردند کمتر نتیجه گرفتند. تا اینکه رویداد 11 سپتامبر آنها را از این سردرگمى نجات داد.
آمریکا توانست دشمن خود را شناسایى کند و استعداد نظامى خود را باز تولید نماید.
حمله به افغانستان و عراق بر اساس تعریف جدید آمریکا از دشمن صورت گرفت. با آنکه صداى صلحخواهى از پنج قاره جهان به گوش مىرسد، اما پهنه زمین در عراق، افغانستان و فلسطین اشغالى در آتش جنگ مىسوزد و آمریکا، اسرائیل و انگلیس مثلث شرارتى را تشکیل دادهاند تا آتش جنگ و دشمنى را همچنان شعلهور نگه دارند.
آمریکا به بهانه 11 سپتامبر به عراق و افغانستان حمله کرد. اما دستگاه دیپلماسى آمریکا ماموریت یافت در تدارک جنگهایى باشد که بهانه نمىخواهد و یا به عبارت دیگر در تدارک بهانه براى جدالهاى جدید باشد. به نظر مىرسد بهانهجویىهاى آمریکا روى فناورى صلحآمیز هستهاى جمهورى اسلامى از جمله این رویکردها باشد. اکنون بیش از 20 کشور جهان هستند که به لحاظ فناورى هستهاى در وضعیتى مثل ایران هستند؛ اما هیچ کدام به عنوان یک دشمن مورد هدف آمریکا نیست.
چندى پیش کمیته فرعى سیاستهاى اطلاعاتى مجلس سناى آمریکا در پاسخ به درخواست رئیس کمیته اطلاعاتى این مجلس براى بررسى چالشها و تهدیدات امنیت ملى آمریکا پس از 11 سپتامبر، گزارشى تحت عنوان “ایران به عنوان یک تهدید استراتژیک: چالش اطلاعاتى براى ایالات متحده آمریکا” را در 23 اگوست به این کمیته ارائه کرد. خلاصه محورهاى مطرحشده در این گزارش به شرح زیر است:
1- ایران هستهاى خطرى جدى براى ثبات و امنیت آمریکاست.
2- ایران براى حفظ خود اقدام به استفاده از سلاح هستهاى علیهآمریکا و متحدین او در منطقه خاورمیانه، آسیا و اروپا خواهد کرد.
3- دستیابى ایران به سلاح هستهاى باعث افزایش تنش در منطقه مىشود چون اسرائیل ایران هستهاى را تحمل نمىکند.
4- دستگاههاى اطلاعاتى آمریکا بر این باورند که ایران برنامه ساخت سلاحهاى شیمیایى و بیولوژیک را دنبال مىکند.
5- سرویسهاى تحقیقاتى کنگره آمریکا معتقدند فناورى موشکى ایران در منطقه منحصربهفرد است. در صورت تجهیز این موشکها به کلاهک هستهای، مىتواند خطر عمدهاى براى آمریکا باشد.
6- جامعه اطلاعاتى آمریکا در دو حوزه سلاحهاى کشتار جمعى و موشکهاى بالستیک ایران دچار ضعفهاى فراوان است.
7- بهبود جمعآورى و تحلیل اطلاعات در خصوص ایران و مقابله با نفوذ و سیاستهاى این کشور براى آمریکا حیاتى است. جامعه اطلاعاتى آمریکا تاکنون نتوانسته است اطلاعات لازم را براى تصمیمسازى فراهم کند.
8- ایران چالشى جهانى براى آمریکاست؛ دولت، جامعه اطلاعاتى را براى مقابله با این کشور همراهى کند.
9- نبرد حزبالله با اسرائیل سطح بازیگرى ایران را به یک کشور جهانى ارتقا داده است. مقابله با ایران در این حوزه نیازمند اطلاعات در حوزههاى گوناگون است.
10- دولت آمریکا شناخت دقیقى از ماهیت دولت ایران و اقدامات آینده این کشور ندارد.
مبتنى بر این محورها پیشنهادهایى براى اختصاص بودجه و امکانات براى تمرکز اطلاعاتى و نظامى روى دشمن جدید مطرح شده است!!آمریکا بدون دشمن نمىتواند خود را تصور کند. اگر روزى عقلایى در کاخ سفید پیدا شوند و بگویند مىخواهیم دنیایى بدون خصومت و دشمنى داشته باشیم معنا و مفهوم آن این است تمامى کسانى که در حوزه فرهنگ، اقتصاد و سیاست مبتنى بر تعریف جدید از دشمن، سر کار هستند بیکار شوند؛ صنایع نظامى تعطیل و بودجه نظامى آمریکا به حداقل کاهش یابد و بالاخره ماشین جنگى آمریکا از کار بیفتد!صلح در جهان یک رویا بیش نیست چرا که جنگافروزان آمریکا و استکبار جهانى هیچ تصورى از جهان بدون دشمن ندارند.جهان ما زمانى سیماى صلح را خواهد دید که آمریکا دشمنى با ملتها را کنار بگذارد.جمهوریخواهان به دلیل آزردهشدن وجدان جامعه امروز آمریکا از این همه ستم و تجاوز در عراق و افغانستان و نقض حقوق بشر در سرزمینهاى اشغالى در انتخابات اخیر شکست خوردند؛ اما سئوال این است آیا دموکراتها که پرچم صلح و حقوق بشر را به دوش دارند و خود را پیروز انتخابات مىدانند، قادر به درک پیام این انتخابات هستند. اینکه تصور شود آنها مىخواهند به ستم اشغالگرى در عراق، افغانستان و سرزمینهاى اشغالى پایان دهند، یک توهم است!
آمریکاى بدون دشمن به دو دلیل محال است:
1- وجود جنگافروزانى که حیات آنها از رهگذر کشتار، خونریزی، تجاوز و در یک کلمه بازتعریف دشمن تامین و تضمین مىشود.
2- شمار ملتهاى مظلومى که تحت ستم آمریکا ملزم به دفاع مشروع هستند.