تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۱۷۳۵

وحید خلیلی اردلی
با فرا رسیدن مهر ماه همه ساله به رسم دیرین رییس جمهور چکش هشدار بر سندان درنگ و سکون فرود آورده وجامعه عظیم تعلیم و تربیت در مدارس و دانشگاهها را به آغازی دوباره برای رونقی و رنگی تازه دعوت می کند و این رسم نکو البته مورد پسند تکریم همگان است.
در چنین موسمی که صدای نخستین زنگ کلاس درس به صدا در می آید ترن گرم آموزش به راه می افتد و بوستان معرفت و دانش به شور دانستن و دانایی سرشار می شود و صدای هیاهوی پةر شدن کوزه های عطشناک دانش و معرفت درگوش کتاب ها و معلم ها زمزمه می شود. امسال نیزبدون شک این رسم دیرسال تکرار خواهد شد.اما چه بهتر می بود امسال آقای رئیس جمهور اول نیت می‌کرد بعد شورانگیزترین زنگ سال رابه صدادرمی آورد! نیت می کرد تا فرهنگ دینی و ملی ما نه در حد تعارف و روزگذرانی که به معنای حقیقی درتارو پود نظام تعلیم و تربیت این مملکت تنیده شود و تمام دست اندرکاران این مسولیت بزرگ خود را در انجام رسالت خطیر خویش بیش از گذشته مسئول ببینند.
نیت می کرد تا امسال بیش از تمام سال های یک نواخت گذشته توشه دان وعده ها و نویدها خالی وچنته عمل به وعده و وعیدها از به ثمر نشستن هرآنچه تاکنون به جامعه فرهنگی وعده داده شده پر شود. نیت می کردتا گامی جدی در جهت فرهنگ سازی برای تغییر باور مسولین و جامعه نسبت به اینکه آموزش وپرورش یک نهاد مصرفی نیست برداشته شود. چه هزینه گرانی را جامعه فرهنگیان در طول سال های گذشته به خاطر همین طرز تلقی پرداخته و چقدر تغییر این باور می تواند آموزش و پرورش را از سنگلاخ مشکلات گوناگون به در آورد. حتی این موضوع و راههای برون رفت از این باور غلط ودردسرآور می تواند جزو پرسشهای مهررییس جمهور قرار گیرد.
به این ترتیب نخستین گام را خود جامعه آموزش وپرورش بر خواهد داشت.
براستی با توجه به اهمیتی که اسلام برای آموختن ودانایی قائل است واز منظر تعالیم آسمانی نظام تعلیم و تربیت اساسی ترین نهاد جامعه است باید توجه به این نهاد جزو دغدغه های اصلی متولیان امر باشد آیا برای ساختن جامعه ای سرشار از پیروزی و رونق وپیشرفت هیچ طبقه ای از اجتماع و هیچ نهادی از تشکیلات دولت ضروری تر و زیربنایی ترازآموزش و پرورش وجود دارد همه می دانند که تاثیر معلم برمخاطب یا متعلم خودتنها ازطریق کتاب یا جزوه های درسی یا آموخته هایی که بر تخته های سیاه و سفید می آید نیست بلکه رفتار معلم و خلق و خوی او و در یک کلام سلوک معلم است که به طورغیر مستقیم بر روح و جان مخاطب اثر می نهد بنابراین آیا معلمی خسته و بی انگیزه و دارای هزارگونه درگیری ذهنی برای امور روزمره زندگی را بر سر کلاسی فرستادن می تواند اهداف نظام متعالی تعلیم و تربیت را پیاده کند؟
در حالی که پاسخ آن بسیار روشن است باید از متولیان این تشکیلات مهم و اساسی پرسید آیا بهتر نیست همه ساله و با فرارسیدن مهر دانش و تربیت با ارائه کلیدهای گره گشایی از مشکلات گوناگون معلمان زنگ مهر را به صدا درآوریم؟
اگرچه بر اهمیت و سترگی کار معلم و ارزش معلمی هر چه بگوییم کم گفته ایم و هیچ پاداش مادی در خور پاسخ به این شغل باشرافت نیست معلمی که شمع جان خویش را در محراب کلاس آموختن قطره قطره به پای جویندگان علم و دانش تقدیم می کند; اما آنچه امروزه بیش از هرچیز همین قشرخدمتگذار را می آزارد وجود تبعیضی آشکار در میان ایشان و سایرکارکنان دولتی در پرداخت حقوق ومزایاست . حق الزحمه های پرداختی به معلمان با داشتن هر مدرک تحصیلی به هیچ وجه با سایر دارندگان همان سطح مدرک در سایر ادارات دولتی و دانشگاهها قابل مقایسه نیست . وجالب است یاد آوری کنیم که در طرح ارتقا شغلی معلمان که تنها بخشی از آنها را شامل می شود هیچ توجهی به معلمان با مدرک بالای لیسانس نشده است مگر اینکه از دریافت حق همترازی که مبلغ قابل توجهی هم نیست دست بکشند. ازهمه مهمتر بلا تکلیف ماندن موضوع مطرح شده نظام هماهنگ پرداخت حقوغ همچنان ازنگرانی های اساسی و مطالبه اول این قشراست وروشن شدن این موضوع باتوجه بااینکه مسولین محترم دولت ومجلس نویدهای آن راداده بودند فوری ترین خواسته معلمان است . ضمن آنکه موضوع نظام هماهنگ پرداخت حقوغ دقیقترین و در عین حال آماده ترین میزان برای وزن عدالت گستری دولت می تواند باشد.وجا دارد بپرسم آیادرصورت عدم تحقق چنین کاری دردولت عدالت یک تردیداساسی درخصوص اجرای شعارعدالت گستری پیش نخواهد آمد؟
همچنین تلاش درجهت حل یاتسهیل معضل مسکن تدبیری برای عملی شدن وعده پرداخت دوماه پاداش که ازجمله وعده ای داده شده وزیرمحترم در روزاخذ رای اعتماد ازمجلس بود خارج کردن مدیریت آموزش و پرورش از مدیریت جناحی و سیاسی به مدیریت علمی تربیتی که حقیقتا نگاه غیر سازمانی به مدیریتی که با دغدغه های اصلی بطن و متن آموزش و پرورش همخوانی نداشته باشد مشکلی اساسی در این حوزه است توجه ونظارت در تدوین بخشنامه های سراسری که در بسیاری از موارد وقتی بخشنامه ای یا طرح تازه ای پس از طراحی به مناطق ارسال می شود سیل عظیم انتقاد ها به آن طرح سرازیر شده که نمونه های آن کم نیستند منطقی کردن شیوه کنکور به منظور کاستن فشار روانی آن بر دانش آموزان بازنگری در شیوه ی تعیین محتوای دروس و عمق بخشی به این مقوله توجه ویژه به بازنشستگان آموزش و پرورش ... همه و همه از جمله مواردی است که جز با نظر خاص و توجه ویژه شخص رییس جمهور حل کردنشان عمر نوح می خواهد و صبر ایوب.
از طرفی آنچه یاد آوری آن در شروع سال تحصیلی ضروری است اشاره به موضوع کم رنگ « پژوهش » در این حوزه گسترده است . پژوهش و تحقیق به خصوص در خارج از تشکیلات وزارتی و ستادی وزارت خانه (در سطح سازمانها ) اگر حتی متولیی هم داشته باشد اما هیچ رنگ و رونقی ندارد وبه عبارت روشن تر اینکه پژوهش و تحقیق در آموزش و پرورش هنوزجایگاه روشنی ندارد و گاه برای آنکه پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترای معلمی موفق به دریافت مبلغ یکصد هزار تومانی ! ــ یا کمی بیشتر و کمترــ شودباید به اندازه همان مبلغ کپی و مقاله و سی دی و غیره تحویل مسولین امر دهد تا شاید تحقیقش مورد تکریم اهل کرامت ! قرارگیرد. همین ! در حالی که نهادینه کردن پژوهش در نهادی که مستقیما به امر آموزش و تربیت باید بپردازد می تواند نتایج مثمر ثمری را در پی داشته باشد.
پس درآغاز سال تحصیلی جدید این قشر خدوم جامعه از رئیس دولت انتظار دارد با توجه ویژه به گره گشایی از کار فروبسته ایشان همت گمارد تا سال تحصیلی پیش رو با رونق و تکانه ای تازه و پویا آغاز شده و در پایان سال شاهد رضایت مندی بیش از پیش معلمان از دولت و دانش آموزان و مخاطبان آموزش و پرورش از نظام تعلیم و تربیت باشیم . ناگفته روشن است تا زمانیکه مشکلات معیشتی معلمان را برطرف نکنیم وبرای انگیزه مند کردن ایشان ودر راستای انتظار کار و تلاشی شاداب و اثر گذار در جهت رفع دغدغه های اساسی زندگی ایشان گام برنداریم هرطرح دیگری در این زمینه بی نتیجه خواهد بود و هرقدر از فشار مخارج گوناگون زندگی فرهنگیان کم کنیم به یقین و به طور آشکار و ملموس به سمت رونق آموزشی و رشد تحصیلی فرزندان این مرز و بوم گام خواهیم نهاد.